Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘عقیده‌های مظلوم’

آبان 1393

محمدعلی طاهری

محمدعلی طاهری

به گزارش فیسبوک «ستاد آزادی استاد محمدعلی طاهری»، شامگاه عاشورا(سه‌شنبه 13آبان 93)، سرکار خانم نسرین ستوده، حقوقدان و فعال اجتماعی، به‌دعوت جمعی از فرادرمانگران تهران و اصفهان در مراسم «شام غریبان» که از سوی آنان ترتیب داده شده بود، حضور یافت و ضمن ایراد سخنرانی، به برخی پرسشهای مطرح شده، پاسخ گفت. این مراسم، در حالی برگزار می‌شد که استاد محمدعلی طاهری، پس از 42 ماه حبس انفرادی و افزایش غیر قانونی 6 ماه قرار بازداشت در زندان انفرادی، همچنان با مداخله نیروهای امنیتی در پرونده خود، رو به رو است و در اعتراض به این وضعیت، یازدهمین روز اعتصاب غذا را سپری می‌کند.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

سرکار خانم ستوده، ضمن بیان اینکه «به‌هیچ‌وجه، هیچ سیستم قضایی نمی‌پذیرد که کسی مدت محکومیتی را طی کند و سپس {= در طول دوران بازداشت} با اتهام جدیدی مواجه شود»، افزود: «این اتفاق در دهه 60 رخ داده است؛ اما ما الآن در دهه 90 هستیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم که حکومت بتواند چنین کاری را بدون هزینه انجام‌دهد».

ایشان، استاد محمدعلی طاهری را از سرمایه های جامعه خوانده، با بیان این که 5 سال حبس برای ایشان بسیار سنگین است، اظهار داشت: «من اصرار فراوان دارم از حقوق یکدیگر بی آن که به عقاید هم کار داشته باشیم، دفاع کنیم».

در پایان مراسم، فرادرمانگران که به نشان صلح طلبی خود، با شال‌های سپیدی در جلسه حاضر بودند، با شمع‌ها و پلاکاردهایی در دست، حق آزادی اندیشه و بیان دگراندیشان را خاطرنشان ساختند.

برای کسب اطلاعاتی بیشتر لطفاً به پست زیر و دیگر پستهای مرتبط در که در آخر این پست آمده‌اند مراجعه فرمایید:
عقیده‌های مظلوم: تهدید به مرگ در زندان | وضعیت وخیم زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری در سکوت رسانه‌ای گمشده است

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در صفحه‌ی فیسبوک شخصی خود که اخیراً آن را راه‌اندازی کرده‌اند(پست «») به شرح این دیدار و بیان نظرات خویش پرداخته است، که در زیر بخوانید:

«سه‌شنبه‌شب گذشته که مصادف با شب عاشورا بود، به‌جمع دوستداران دکتر محمد علی طاهری دعوت بودم.

همگی به رسم عاشورا و نشان عزاداری، لباس سیاه بر تن داشتند و شال‌هایی سفید برگردن آویخته بودند. گرچه مسلمان‌اند و مذهبی، اما حتماً آنها و جمع‌شان قرائتی متفاوت از دین رسمی رایج دارند که اینچنین در معرض بازداشت و آزار و اذیت‌اند.

محمد علی طاهری نزدیک چهار سال است درحال گذراندن حبس‌اش به اتهامات عقیدتی‌است. او بنیان‌گذار عرفان کیهانی در ایران است و به شیوه‌ای خاص، خدا را می‌پرستد.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

وی را به 5 سال حبس محکوم کردند و او تا بدینجا در بند امنیتی حبس خود را سپری‌کرده‌است.

اکنون اما با گذراندن بیش از نیمی از مدت حکم، تلاش می‌شود اتهام جدیدی به او تفهیم شود که می‌تواند مجازات اعدام در بر داشته باشد: افساد فی الارض!

او دراعتراض به وضعیت سختی که بر وی تحمیل شده است از دو هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده است.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

یکی از رایج‌ترین و غیرقانونی ترین اقدام قضایی آن‌است که متهمی را پس از دستگیری و تفهیم اتهام اولیه، با اتهام جدیدی مواجه کنند. این روش که بیشتر در اتهامات سیاسی و در سیستم‌های حکومتی تمامیت‌گرا رایج است، مورد اعتراض آزادیخواهان و قانون گرایان است.

به‌همین دلیل و برای جلوگیری از اعمال سلیقه‌ی نهادهای حکومتی و امنیتی در پرونده‌های سیاسی بوده است که قانون اساسی ایران در اصل 32، تفهیم اتهام را محدود به 24 ساعت اولیه، پس از بازداشت کرده است.

دوستداران آقای طاهری نگران روند پرونده‌ی ایشان هستند. آنها جسته و گریخته شنیده‌اند که پرونده، روندی شبهه‌آمیز را طی می‌کند.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

بعد از نزدیک چهار سال که از بازداشت ایشان می‌گذرد، افرادی به ناگهان به‌عنوان شاکی خصوصی پیدا شده‌اند و شکایت‌هایی را علیه ایشان مطرح کرده‌اند که می‌تواند منجر به حکم اعدام شود.

قطعا شکایتی چنین سنگین علیه کسی که نزدیک چهار سال است در زندان به سر می‌برد، کاری غیر قانونی است و اگر این شکایت‌ها به توصیه و پیگیری افراد یا نهادهایی مطرح شده باشد، هرگز مبنای حکمی غیرعادلانه را نمی‌تواند موجه جلوه‌دهد.»
نسرین ستوده – شنبه 17 آبان – 11:30

آنطور که ذکر شد نسرین ستوده در این جمع، سخنانی داشته‌اند که ویدیوی آن موجود است. و در زیر متن این سخنان را مشاهده نمایید:

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

«من تابه‌حال این شانس را نداشته‌ام که در کلاسهای شما شرکت‌کنم و از محورهای نظری شما مطلع‌باشم. آنچه که می‌دانم از نظرات عرفان کیهانی، نامنظم و جسته و گریخته‌است. اما خوشحالم بگویم که بی‌آنکه به عقاید هم، کاری داشته باشیم، بی‌آنکه در صدد نفی یا تأیید عقاید هم باشیم، من به عنوان وکیلی که سوگند شرافت یادکرده‌ام، حتماً و حتماً برای دفاع از عقاید شما هستم.

من بر این اعتقادم که در جامعه خودمان، مسأله‌ای را داریم، اتفاقی که یک روز باید بین همه‌ی ما باز شود و راجع به آن صحبت کنیم.

شاید در بین شما باشند کسانی که از آسیب‌های دهه‌ی شصت در امان نمانده‌باشند. یا نه، مثل من نه از آسیب‌دیدگان آن دهه باشید و نه از آسیب زنندگان. اما یک مسأله اجتماعی ماست.

قاطعانه بر این اعتقادم که آن فاجعه که همه‌ی ما به‌نوعی درگیر آن هستیم یا دست کم به رفع اثرات آن ضایعه فکر می‌کنیم و مسئولیت داریم نسبت به آن؛ بر این اعتقادم که آن فاجعه به دلیل عدم حضور وکلا در این پرونده‌ها رقم خورد.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

اگر وکلا می‌توانستند آزادانه در آن دادگاه‌ها شرکت کنند و از حقوق آن متهم دفاع کنند، هرگز ما با احکام اعدام به‌آن گستردگی مواجه نمی‌شدیم. و یک حکومت خیلی اشتباه می‌کند اگر که فکر می‌کند با افزایش اعدام‌ها در یک برهه‌ی تاریخی، خودش را حفظ کرده است. اگر حکومتی با بالابردن آمار اعدام خودش را حفظ کند، بسیار کار خبطی است و مسئولیتش دو چندان می‌شود.

من بر این اعتقادم همچنانکه تعداد زیادی از افراد به‌دلیل تلاش‌های مرحوم منتظری از اعدام رهایی پیدا کردند، می‌شد تعداد دیگری از متهمان با دخالت وکلا از اعدام رهایی پیداکنند. همچنان که حضور آن‌ها که اعدام نشدند تا به امروز، چیز خاصی را و هزینه‌ی خاصی را به جامعه‌ی ما تحمیل نکرده، می‌شد که اعدام نشوند و باز ما در کنار هم زندگی‌کنیم.

بسیاری از کسانی که زیر حکم اعدام بودند و بعد نجات پیدا کردند، الآن از نویسندگان و فرهیختگان جامعه‌ی ما هستند و ما خوشحالیم که این سرمایه‌ها برای ما حفظ شده است.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

پس من با این مقدمه، می‌خواهم یک موضوع مهم حقوقی را در اینجا مطرح کنم، که البته دوست عزیز ما جناب آقای دکتر طاهری، با آن مواجه هستند و همه‌ی شما در جریان هستید.

یکی از بدترین رفتارهای قضایی این است که کسی که به اتهام سیاسی روانه زندان می‌شود، بعد از مدتی حبس او را ببرند و اتهام جدیدی بر او تفهیم بکنند. این خلاف همه‌ی قواعد حقوقی در همه‌ی سیستم های قضایی است. به‌هیچ‌وجه هیچ سیستم قضایی نمی‌پذیرد که کسی مدت محکومیتی را طی کند و سپس با اتهام جدیدی مواجه‌شود. این اتفاق در دهه‌ی شصت افتاده، اما ما الآن در دهه‌ی نود هستیم و به‌هیچ‌عنوان اجازه‌ی چنین کاری را نمی‌دهیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم که چنین کاری را بدون هزینه، یک حکومت بتواند انجام دهد.

یک حکومت، مسئول رفتارش می‌باشد و مسئول هر مجازاتی که می‌کند؛ ولو یک روز باشد. پنج سال حبس برای جناب آقای دکتر طاهری، حبس بسیار سنگینی محسوب می‌شود.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خوشبختانه بسیاری از شما تجربه‌ی زندان را ندارید؛ خدا را شکر! در بند عمومی شما با مواردی مواجه می‌شوید که شخصی ممکن است قاچاق کرده باشد یا سرقت مسلحانه و چیزهایی از این قبیل، که حبس چهار یا پنج سال را به او می‌دهند. به این راحتی چنین احکامی صادر نمی‌شود، اما در اتهامات سیاسی، عقیدتی و مدنی ما شاهد احکام دو رقمی، سه رقمی… هستیم.(چه خبر است؟!)

چرا باید افراد بابت وکالتشان به سیزده سال حبس، آن‌چنان که همکار من آقای سلطانی الآن چنین حکمی برایشان صادر شده؛ چرا آقای سیف زاده معادل ده سال حبس گرفتند؟ چرا آقای دکتر طاهری فقط به‌دلیل اینکه عقایدشان با حکومت ممکن است یک اختلاف جزئی داشته باشد…؛

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

راه رسیدن به خداوند بی‌نهایت است، چرا باید بابت پیداکردن راهی برای رسیدن به خداوند، به پنج سال حبس محکوم شوند؟! ما به این حکم هم معترضیم! و حتماً یک حکومت باید پاسخگو باشد در قبال احکامی که صادر می‌کند.

به ویژه وقتی یک طرف آن حکم، خود حکومت است. حکومت شاکی این پرونده است، خودش هم حکم می‌دهد، خیلی جالب است! برای اینکه تمام قضات، سخنگوی دولت هستند و دولت، شاکی متهمین سیاسی! کجای این احکام می‌تواند عادلانه باشد؟ هرگز نمی‌تواند! هرگز!
و بدتر از آن حکمی که خودش خیلی جای مؤاخذه دارد، این است که متهمی را که درحال‌گذران حکمش می‌باشد، ببرند و با اتهام جدیدی مواجهش بکنند. اتهامی که مجازاتی سنگین‌تر از مجازات اول دارد. این در هیچ سیستمی پذیرفته نیست.

من خواهش می‌کنم؛ من دیده ام که شما چگونه به دفاع از استاد خودتان پرداخته‌اید. من می‌خواهم که اینجا همه‌ی تردیدها را به شما بگویم. این موضوع در اینجا که حق کاملاً به‌‌جانب شماست، کوچکترین تردیدی روا ندارید.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

با هیچ منطق حقوقی پذیرفته نیست که متهمی را با اتهام جدیدی آن هم به این سنگینی مواجه بکنند و من آمده‌ام بگویم که البته به وظایف خودم تا آنجایی که می‌توانسته ام عمل کرده‌ام و بعد از این هم حتما عمل می‌کنم؛ و هم اینکه آمده ام در جمع شما باشم و هم بگویم که به لحاظ حقوقی ما همگی این وظیفه را داریم تا از حقوق ایشان به عنوان یک شهروند، به‌عنوان یک فرد متفکر و تحصیل‌کرده دفاع‌بکنیم؛ تا به این ترتیب، ما سرمایه‌هایمان را برای خودمان حفط‌کنیم. ایشان از سرمایه‌های جامعه‌ی ما هستند و من اصرار فراوان دارم از حقوق یکدیگر بی‌آنکه به عقاید هم، کاری داشته باشیم، دفاع‌کنیم. ممنونم از لطف شما.

… من می‌خواهم بگویم که زمانی که در نوجوانی کار اجتماعی را شروع کردم، نمی‌دانستم چنین بهای سنگینی را باید پرداخت کنم،؛ سنگین نیست البته! برای‌اینکه ما قدم‌به‌قدم اهدافمان را بالاتر می‌گیریم.

من هم آن موقع در نوجوانی، اهدافم مثل حالا نبود. الآن افق‌های بزرگتری را پیش روی خودم باز می‌کنم. پس بنا به‌آن افق‌ها همه‌ی ما می‌گوییم که چه بهایی حاضریم پرداخت کنیم. اگر اهدافتان را بالا می‌گیرید، بدانید گام‌های بلندتری باید بردارید؛ هزینه‌های بیشتری باید پرداخت کنید. همین است. در هر مسیری قدم بر می‌داریم، اگر برای گذشت از نفس شخص خودمان است، باید بهاپرداخت‌کنیم. کار دیگری پیش روی ما نیست.

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
»

پستهای مرتبط:
ادامه‌ی اعتصاب غذای محمدعلی طاهری و نگرانی از وضعیت وخیم ایشان

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

مهر 1393

جرمش عقیده‌اش بود…

و عقیده‌اش بند نه، آزادگی…

در این دیار بود و بر سر دارش بردند…

صحبت از محسن امیراصلانی زنجانی است. رضا خندان از دیداری که او و چندی دیگر از عزیزان ایران مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و… با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی داشته‌اند می‌گوید:

دیدار جمعی از عزیزان مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و... با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی/اواخر مهر93

دیدار جمعی از عزیزان مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و… با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی/اواخر مهر93

«در طول مدتی که در خانه‌ی پدری محسن امیراصلانی، جوانی که اولین بار حکم اعدام‌اش را از دست صلواتی _یکی از سه قاضی زندانیان سیاسی-عقیدتی_ دریافت کرده بود، نشسته بودیم، حواسم عمدتاُ به کودک خردسال او بود که در سه سالگی پدرش را از او گرفتند.

آخرین ملاقاتی که به آنها می‌دهند خانواده از مسئولین زندان اجازه می‌خواهند تا این کودک در آغوش پدر عکسی به یادگار داشته باشد تا خاطره‌ای باشد از پدر در بزرگسالی؛ که مخالفت می شود.

روزی همه ی ما باید در برابر این کودکان پاسخگو باشیم. چه آنهایی که می کشند و چه ماهایی که سکوت می کنیم.»
رضا خندان – یکشنبه 27 مهر – 23:30

درمورد محسن امیراصلانی و بهانه‌ی بازداشت و اعدام وی فرشته قاضی اینگونه می‌نویسد:

«محسن امیراصلانی بامداد روز چهارشنبه 2 مهر، در زندان رجایی‌شهر اعدام شد.

او اردیبهشت 85 به اتفاق همسر و چند تن از شاگردانش بازداشت شده بود؛ هرچند همسر و شاگردانش آزاد شدند اما او طی 9 سال گذشته به اتهامات متعددی از بدعت در دین، ادعای ارتباط با امام زمان، توهین به حضرت یونس تا تجاوز به عنف و… متهم شده بود؛ اتهاماتی که به گفته‌ی پدرش در مجموع اتهام مفسدفی‌الارض را برای او به دنبال داشت و در نهایت هم با همین اتهام به دار آویخته شد. همسرش هم می گوید که در نهایت با اتهام تجاوز به عنف و بدعت در دین همسرش را اعدام کردند.

حکم اعدام محسن امیراصلانی دو بار، به گفته‌ی خانواده‌اش، در دیوان عالی کشور نقض شد اما در نهایت برای بار سوم حکم اعدام صادر و بامداد روز دوم مهر هم اجرا شد……»

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1393

تمام این سالها جز بی‌خبری از وضع او خبری نشنیده‌ایم. صحبت از محمدعلی طاهری است.

گرچه متن زیر که برگرفته از گزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل است چیزی جز جمله‌ی «ما از او بی‌خبریم» را فریاد نمی‌زند اما چه می‌توان کرد جز این فریاد؟ که باز، صحبت از عقیده‌های مظلوم است:

محمدعلی طاهری

محمدعلی طاهری


محمد علی طاهری از زندانیان عقیدی زندان اوین است که بیش از سه سال را در سلولهای انفرادی بند دو-الف زندان اوین _بندی که زیر نظر اطلاعات سپاه است_ می‌گذراند.

او که درپی اعتقادات و اعمال معنوی خود درحال گذران حبسی پنج‌ساله به اتهام اهانت به مقدسات اسلامی در زندان اوین است توسط بازجوهایش به قتل تهدید شده است.

محمد علی طاهری پایه‌گذار گروهی معنوی به نام عرفان حلقه است. ایشان 14 اردیبهشت ماه 1390 توسط نیروهای متصل‌به سپاه بازداشت شد و مدت‌زمان 9 ماه را درحالی درسلولهای بند دو-الف سپاه گذراند که هیچکس در این مدت هیچگونه خبری از او نداشت.

هشتم آبان 1390 ایشان توسط شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب تهران به جرم اهانت به مقدسات اسلامی به 5 سال حبس متهم گردید. لازم به توضیح است که طبق ماده 513 مجازات اسلامی، محکومیت اهانت به مقدسات اسلامی درصورتی که موضوعِ جرم ارتکابی مشمول سَبُّ النبی(اهانت به پیامبران عظام، ائمه و یا حضرت فاطمه زهرا) گردد، اعدام و در غیر اینصورت، حبس از یک تا پنج سال است.

بنابراین نکته و باتوجه به حکم پنج ساله‌ی محمدعلی طاهری، درحالی که مشخص است ایشان هرگز به اعدام محکوم نگردیده‌اند اما، طبق اطلاع سازمان عفو بین‌الملل، مسئولین به تهدید ایشان به مرگ ادامه می‌دهند.

محمدعلی طاهری تمام مدت حبس خود را تا این زمان در سلولهای انفرادی گذرانده است و درخواست‌های مکرر وی مبنی بر انتقالش به بندهای عمومی همواره با مخالفت روبرو گردیده است، تا جایی که ایشان در اعتراض به عدم دریافت حقوق ابتدایی خود در طول حبس مجبور به برگزیدن چندینباره‌ی(حداقل هفت بار) اعتصاب غذا گردیده و فشارهای بی‌حد، ایشان را تا چهار بار به‌سوی اقدام به خودکشی برده‌است. (برای نمونه لطفاً پست «ادامه‌ی اعتصاب غذای محمدعلی طاهری و نگرانی از وضعیت وخیم ایشان» را ملاحظه کنید.)

در مورد فشارهای بی‌حدی که منجر شده‌اند تا آقای طاهری در چند مورد هیچ راهی را جز اقدام به خودکشی نیابند توجه شما را به بخشی از نامه‌ی اخیر ایشان به احمد شهید جلب می‌نماییم:

«تهدید _مبنی بر صدمه‌رسانیدن به همسرم و درنتیجه بی‌سرپرست‌شدن فرزندانم_؛ از تخلفات و جرایمی‌ست که از سوی بازجوهای من درمورد من اعمال گردیده است:

به‌دنبال نتیجه‌نگرفتن بازجوها و بازپرس از گرفتن اعتراف مرتد بودن و…، یکی از بازجوها مرا تهدیدنمود که درصورت عدم همکاری(ارائه‌ی اعترافات دیکته‌شده‌ی کذب)، افرادی را دارند که به همسرم صدمه واردنمایند و…

که در نتیجه این فشار روانی وارده‌ی ناشی از این تهدید و صدور حکم(جعلی) اعدام از یک‌طرف، و عدم تمایل به ارائه‌ی اعترافات کذب دیکته شده از طرف دیگر، باعث شد برای در امان‌ماندن خانواده‌ام و عدم اعتراف دروغین، چهار بار اقدام به خودکشی نمایم که با مرگ من، این ترفند شیطانی خنثی شود.»

به‌‎غیر از آزادی شش روزه‌ای که ایشان در 11 اسفند 1392 داشتند در تمامی طول حبس، ارتباط ایشان با دنیای خارج تنها به تماسهای محدود تلفنی با خانواده، و ملاقات‌های مختصر کابینی که هر دو هقته یک بار با همسرشان داشتند محدود گریده بود تا اینکه 11 تیرماه 1393 یعنی روز دستگیری دو هفته‌ای همسر ایشان، پایانی شد بر این ارتباطات محدود محمدعلی طاهری با دنیای بیرون از سلول انفرادی.

اضافه می‌کنیم که آن روز، زیبا محمدیان همسر آقای طاهری درحالی در منزل شخصی خود توسط دو زن و سه مرد بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند که این مأموران به تفتیش منزل پرداخته و لپ تاپ شخصی، چند دستگاه موبایل و دوربین مداربسته داخلی ساختمان محل زندگی ایشان را ضبط کرده و با خود می‌برند.

همچنین توجه شما را به پست «گزارش یک درد: اعتصاب غذا/ اینجا کجاست که آنان غذا نمی‌خورند؟» در آرشیو بلاگ جلب می‌نماییم.

برگرفته از گزارش سازمان عفو بین‌الملل به استثنای بعضی اضافات، تغییرات و حذفیات
وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

برای کسب اطلاعات تکمیلی در رابطه با تجمع 17 اسفند ماه لطفا ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»

آرش صادقی که پیش از این جمعه 16 اسفند در یادداشتی متذکر شده بود که حضور در فراخوان زندانیان سیاسی هزینه‌ی برخورد احتمالی امنیتی با خانواده‌های زندانیان سیاسی را برای برخوردکنندگان بیشتر خواهد کرد، در تجمع امروز یکی از چندصد نفری بود که در این روز بازداشت می‌شود.

«فردا (شنبه 17 اسفند) قرار هست خانواده زندانیهای سیاسی دربند راس ساعت 11در مقابل دادستانی تجمع کنند.کاش تنهاشون نذاریم و در کنارشون باشیم…
با حضور ما فریاد اونها رساتر و هزینه برخورد امنیتی احتمالی با خانواده های عزیز هم بیشتر خواهد بود.
»
آرش صادقی – جمعه 16 اسفند

آرش صادقی که پس از چند ساعت آزاد می‌شوند، مشاهدات خود را اینگونه بیان کرده اند:

«امروز برای حمایت از خانواده‌های زندانیهای سیاسی مقابل دادستانی تجمعی برگزار شد که حضور خانواده‌ی دراویش خیلی پر رنگتر از بقیه‌ی خانواده‌ها بود.

هنوز ده دقیقه‌ای از حضورمون نگذشته بود که سه نفر وارد جمعیت شدند و منو به همراه بهنام بازداشت کردند و به کلانتری همون منطقه منتقل کردند. چند ساعتی بازجویی شدیم و با ضبط کارت شناسایی و یکسری وسایل شخصی بعد از 6ساعت اجازه‌ی خروجمون صادر شد.»
آرش صادقی – شنبه 17 اسفند – 18:10

همچنین در تجمع امروز که برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز به آن پیوستند، یکی از این چهره‌ها یعنی نسرین ستوده مورد برخورد شدید نیروهای تندروی حاضر قرار گرفت که خانواده حال ایشان را مساعد اعلام کرده‌اند:

«تجمع خانواده‌های عمدتاً دراویش برای پیگیری مشکلات زندانیان بیمار در مقابل دادستانی تهران تا دقایقی پیش ادامه داشت.

به اجتماع آنها هجوم برده شده، عده‌ی زیادی را کتک‌زده و گروهی از آنها را بازداشت کرده‌اند. با این حال این فشارها باعث نشد آنها متفرق بشوند.
آخرین اطلاعی که دارم این است که سرانجام به خانواده‌ها، قول‌هایی مبنی بر رسیدگی به خواسته‌هایشان داده شده است.

درضمن به اطلاع دوستان عزیزی که نگران حال نسرین بودند می‌رسانم حال او کاملا خوبه و مشکل خاصی ندارد فقط نگران خانواده هایی هستیم که همچنان درگیر هستد و برخی در بازداشت به سر می برند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – شنبه 17 اسفند – 19:20

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

عکس:لوا خانجانی مقابل زندان اوین پیش از مراجعه به زندان - 4 شهریور 91

عکس:لوا خانجانی مقابل زندان اوین پیش از مراجعه به زندان – 4 شهریور 91

لوا خانجانی در خانواده‌ای پر رنج… از همان خانواده‌ها با عقاید مظلومشان است…

لوا خانجانی ابتدا 13 دی 1388 یعنی تنها چند روز پس از 6 دی 1388 (عاشورای خونین آن سال) همراه همسرش، بابک مبشر بازداشت شد.

ایشان دهم اسفند آن سال با قرار وثیقه از زندان رجایی شهر آزاد شدند تا در دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردند. حکمی که در تجدیدنظر شعبه‌ی 54 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی موحد مهر تأیید خورد!

لوا خانجانی 4 شهریور 1391 پس از احضار، خود را برای گذراندن دو سال حبس تعزیری به زندان معرفی کرد و پس از آن 19 تیرماه 1392 به مرخصی آمد و پس از حدود 5 ماه، به تاریخ 10 آذر 1392 به زندان اوین بازگشت؛ و از آن تاریخ تاکنون در زندان به‌سر می‌برند.

یادداشت زیر را مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی _که او نیز این روزها در زندان رجایی‌شهر کرج روزگار سرمی‌کند_ به بهانه‌ی تولد لوا خانجانی نوشته‌اند:

«وقتی وارد بند شد با هرکسی که دست می‌داد خودش را معرفی می‌کرد: ‹سلام لوا هستم!›

همین جمله با لحن بامزه‌اش شد دست‌مایه شوخی و ادا درآوردن من تا یک سال بعد.

از همان شب نخست باهم جفت و جور شدیم. همسرش بابک(مبشر) را یک بار دیده بودم اما خودش را نه!

دختری به غایت زیبا و دلنشین که به‌خاطر عاشورای ۸۸ به دو سال زندان محکوم شده بود. پدربزرگش جمال‌الدین خانجانی از رهبران جامعه بهایی ایران که به ۲۰ سال و برادرش فؤاد خانجانی که به ۴ سال زندان محکوم شده‌اند در زندان رجایی‌شهر هستند و لوا سومین عضو خانواده بود که به زندان می‌آمد.

طبیعتاً نگران مادر و پدر و همسرش بود. نگران تنهایی‌های مادرش و دلتنگی‌های همسر و پدرش. از فردایش شروع کردیم به ورزش و شریک نگرانی‌ها و دلتنگی‌های هم شدیم. تا وقتی شیوا هم آمد و شد استاد ورزش ما. از چهره‌ی لوا همه‌چیز را می‌شد خواند. تمام احساسش در چشمانش می‌آمد و به سادگی می‌فهمیدیم که از کسی یا چیزی ناراحت است یا دلش گرفته و می‌خواهد حرف بزند. به قول براهنی سادگی روحش به پیچیدگی همه عقایدش می‌چربد.

نمی‌دانم چرا (وقتی) درباره فردی زندانی حرف می‌زنم فعل ماضی را ناخودآگاه به کار می‌برم. شاید تفاوت‌های دو دنیا باعث می‌شود کلاً زمان را در زندان متفاوت ببینم.

همیشه با هم حساب می‌کردیم که من ۴ ماه از لوا زودتر آزاد می‌شوم و مدام حساب می‌کردیم اگر او ۴ ماه زودتر به زندان می‌آمد تقریبا همزمان آزاد می‌شدیم.

آزادی هم امری عجیب است در زندان. دلت برای لحظه‌ی آزادی پَرمی‌کشد اما از آن می‌ترسی. از جدا شدن می‌ترسی. ترس از اینکه تا مدت‌ها نتوانی عزیزانت را حتی از پشت شیشه ببینی. دوستانی که مدت‌ها صبح را با هم شب کردید و داستان‌ها با هم داشتید را تا مدت‌ها نمی‌بینی و آزاردهنده است هر روز آزادی بدون آنان.

ما شروع کردیم به شمارش. یک ماه، دو ماه… پنج ماه… یک سال… از یک جایی به بعد شروع کردیم به شمارش معکوس! روزهای هفته را می‌شمردیم برای روز ملاقات و بعدازظهرهای بعد از ملاقات و رخوت پس از آن و فال حافظ که خبر از اتفاق‌های خوب در آینده‌ای نزدیک می‌داد و ما هم امیدوار می‌شدیم به تاریخ و برای آزادی برنامه می‌ریختیم.

اصلا امیدواری ما هم داستان عجیبی بود. ما امیدوار بودیم، حتی در ناامیدکننده‌ترین شرایط امید را به هم تزریق می‌کردیم. ما این قدرت را داشتیم تا در زندان هم رفاقت کنیم و امید را به همدیگر پاس بدهیم. حالا من آزادم اما امیدهای زندان در من نیست! ناامید نیستم اما ای کاش لوا بود. بهار بود؛ همه بودند تا امیدم به آینده لبریز شود.

دلتنگ لوا هستم. دلتنگ خنده‌هایش‌ و کتاب‌خوانی‌ها و حرف زدن‌ها و همه خاطراتمان. به دختری شاداب و زیبا فکر می‌کنم که تنها به‌دلیل بهایی بودن و داشتن نام خانوادگی خانجانی، دو سال از زندگی‌اش را در زندان سپری می‌کند. دختری که مانند خیلی از ما دوست دارد به سفر برود. خرید کند و زندگی را با همه انرژی و توانش ادامه دهد.

حالا روزها را در تختش می‌گذراند و لابد مانند همیشه وقتی ناراحت می‌شود یا دلش می‌گیرد پرده تختش را می‌کشد و بافتنی می‌بافد و همه پیچ‌های دنیا را یاد می‌گیرد و کتاب می‌خواند و ورزش می‌کند. اما وقتی فکر می‌کنم همه این کارها را بدون من یا شیوا انجام می‌دهد تمام دلم پُر می‌شود از حس خالی تنهایی.

لوا خانجانی - مهسا امرآبادی

لوا خانجانی – مهسا امرآبادی

تمام این‌ها را نوشتم تا بگویم دلم برای لوا و برای بهاره اندازه همه دنیا تنگ شده و خواستم به بهانه تبریک تولد لوا این دلتنگی را ثبت کنم.
تولد لوا مبارک!»
مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی – شنبه 28 دی – ساعت 23:45

ویرایش: نامه به یک آزاده

عکس: مهسا امرآبادی
——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »