Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘عبدالفتاح سلطانی’

آبان 1393

تحصن مقابل کانون وکلا از 29 مهر 1393 با بیانیه‌ای از سوی نسرین ستوده آغازشد. نسرین ستوده در آن بیانیه از اینکه سالهاست دگراندیشان را از حقوق بنیادین خود نظیر کار و تحصیل محروم می‌کنند یاد کرده و می‌گوید که برای دفاع از حقوق بنیادین دگراندیشان به‌پاخواهد ایستاد و در منزل نخواهد نشست و روبروی کانون وکلا را قدمگاه خویش خواهدساخت.

محمد نوریزاد نیز از این ایستادگی استقبال کرد. او که خود نیز ماه‌هاست برای دفاع از حقوق بنیادینی دست به قدمگاه‌کردن خیابانهای ایران برده است.

پیمان عارف نیز که این روزها ستاره‌ی وجود او نه آن ستاره‌‌ی کاغذینیست که از دستان بی‌دانشان به سینه‌ی او نشانده‌شده‌باشد، بلکه خود نوریست که ستارگان آسمان از آن وام‌گرفته‌اند نیز از 30 مهر به این تحصن پیوست.

و ذره ذره جمع مستان رسیدند…

دکتر ملکی، یار همواره‌ی این راه‌ها نیز آمد. و از پس او یکی‌یکی دیگرانی نیز رسیدند.

پیمان عارف در شرح یکی از روزهای این تحصن از روز 5 آبان می‌گویند:

«تحصن مطالبه حقوق بنیادین

دیروز(5 آبان) به سبب مشغله‌ی کاری امکان همراهی با نسرین ستوده و محمد نوریزاد عزیز را نیافتم.

امروز از تقاطع عباس‌آباد-میرزای شیرازی به مقصد میدان آرژانتین سوار تاکسی شدم تا خود به کانون وکلاء -قدمگاه مطالبه‌ی حقوق بنیادین- برسانم.

رادیوی ماشینش در ترویج بازیهای کودکانه قدیمی برنامه پخش می‌کرد و راننده مدام بر دستانش می‌کوبید که یادش بخیر؛ چه بازیهایی می‌کردیم!

چند ده متری جلوتر بانویی گفت: ‹مترو›

راننده ترمز زد و بانو پیش آمد. راننده گفت اما اینجا که مترو نداریم!
بانو گفت: اشکالی ندارد؛ همان آرژانتین!
نگاهی به من انداخت و گفت شما پیمان عارف هستید؟!
گفتم بله!

گفت درود به دکتر عارف که شما را شجاع و مبارز بارآورده و در دکترایتان نیز چونان شهروندان عادی برخوردکردید و از رانت پدرتان استفاده نکردید. ما به شما افتخار می‌کنیم!

گفتمش بانو مرا شرمسار محبت خود فرمودید؛ اما من نسبت خویشاوندی با دکتر عارف ندارم و ایشان گرچه حق استادی و افتخار دوستی بر گردن من نهاده و می‌نهند؛ اما پدر من دبیر شیمی شناخته شده‌ای در تبریز هستند که نشان از هیچ حکومت و شیخ و شهی نیز ندارند!

برای اطلاعات بیشتر از تاریخچه‌ای که تاکنون بر این تحصن‌کنندگان گذشته است مرور کنید:

پیمان عارف و نسرین ستوده - تحصن مقابل کانون وکلای مرکز - عکس: پیمان عارف - 5 آبان 93

پیمان عارف و نسرین ستوده – تحصن مقابل کانون وکلای مرکز – عکس: پیمان عارف – 5 آبان 93

دیگر به میدان بهاران رسیده بودیم و می‌خواستم پیاده شوم؛ اما راننده تاکسی هر کاری می‌کردم کرایه نمی‌گرفت و می‌گفت ‹مبارزه ما نیز همین است که پشت شماها باشیم!›

عرض خیابان زاگرس را طی کردم؛ خانم معصومه دهقان همسر استاد ارجمندم عبدالفتاح سلطانی نزد نسرین عزیز ایستاده بود و بانویی دیگر که خود از زندانیان بهایی بود و سالیانی را در زندان سپری کرده بود بنام سوسن طبیانیان.

سلام و علیکی کردم و پلاکاردم برافراشتم.
مرد سیه‌چرده‌ی امنیتی گویی که سوژه هایش تمام شده و با آمدنم سوژه جدیدی یافته باشد شروع کرد به عکس و فیلم‌گرفتن!
سرگرد عبوس داخل ماشین نیروی انتظامی نشسته بود و خیره و ابرو برهم کشیده ما را می‌نگریست.

به سوسن طبیانیان نشانش دادم که این همان سرگردی است که نوریزاد این روزها معروفش کرده است! اسمش؟ اسم ندارد. اتیکت ندارد! چرا؟ از شناخته شدنش توسط ما ابا دارد! چرا ابا دارد اگر مرد قانون است و رفتارش قانونی؟! دیگر خود باید پاسخ‌دهد!

تبسمی نثار سرگرد عبوس کردم و احوالش پرسیدم. گفت به تو چه که حال من چطور است! پاسخش با تبسمی دیگر دادم!

دوستی از اندیمشک رنج سفر به جان خریده و آمده بود. خود ستاره‌داری بود که با تعهد ستاره‌هایش کاسته شده و موفق به ثبت نام در دانشگاه آزاد گردیده بود.

گرایش چپ مذهبی داشت و از رأی دادنم به روحانی در سال 92 گلایه داشت و می‌گفت دیگر مطالبت را گرچه می‌خوانم اما لایک نمی‌کنم!

برایش توضیح دادم که مطلب من با عنوان ‹انتخاب در شرایط اضطرار› را بخوان و ببین که رأی‌دادن من به روحانی بر مبنای منطق اضطرار صورت پذیرفته و این یعنی با زبان و ادبیات خودت یعنی تاکتیک و نه استراتژی!

آرش کیخسروی عزیز دگربار آمد. با او سالها پیش در بند 209 زندان اوین چند روزی همبندبوده و از او خاطرات نیک بسیار دارم. جایی گفتم که ‹شاید تنها پان ایرانیستی است که دوستش می‌دارم و می‌توانم دوستش داشته باشم.›

ساعت دیگر به 12 رسیده بود و زمان رفتن فرارسیده!»
پیمان عارف – 6 آبان

شرح رضا خندان از دزدیده‌شدن شش‌ساعته‌ی همسرش نسرین ستوده توسط وزارت اطلاعات | بازجو: تحصن تا کی ادامه دارد؟
گزارشی از تجمع سوم آبان در مبارزه با اسیدپاشی و تحصن مقابل کانون وکلا | بازداشت فعالین و حداقل در 30 زن در تهران
مبارزه‌با اسیدپاشی| گزارش مشروح و تصویری از تجمع تهران و اصفهان و تحصن مقابل کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد
پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود
گزارشی از اولین روز تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلا | حضور جمعی از فعالین و مأمورین انتظامی + گزارش تصویری
ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد
نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

مهر 1393


آنطور که پیش از این در پست «گزارشی از یک ایستادگی: نسرین ستوده» اطلاع‌رسانی گردید به‌دنبال برگزاری جلسات متعدد محاکمه‌ی نسرین ستوده که آخرین جلسه‌ی آن یکشنبه 2 شهریور 93 در دادگاه انتظامی وکلا برگزار شد، شنبه(8 شهریور) رأی این دادگاه رسماً اینگونه ابلاغ گردیده‌بود که:

تعلیق موقت خانم نسرین ستوده به‌نظر دادگاه انتظامی کانون وکلا موضوعیت نداشته، رد می‌شود.

و بنابراین خانم نسرین ستوده می‌توانستند به حرفه‌خود یعنی وکالت ادامه دهند.

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا - عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا – عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

اما گویا این پایان راه نبود و ظلم دست به کار گردیده‌است. چراکه 26 مهر ماه در کمال ناباوری اعلام می‌گردد که به حکم آن دادگاه نسرین ستوده به‌مدت 3سال از حرفه‌ی وکالت محروم گردیده است. رضا خندان دراین‌باره گفته است:

«ننگین‌ترین رأی تاریخ 100 ساله‌ی کانون‌های وکلای کشور توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا به ریاست آقای ماجد وثوقی(وکیل پایه یک دادگستری) و دو تن از دادیاران این شعبه که آنان نیز وکیل دادگستری هستند، در خصوص رسیدگی به درخواست دادسرای اوین مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت، امروز شنبه 26 مهر ماه 93 ابلاغ و در آن با درخواست این دادسرا مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت به مدت 3 سال به‌طرز حیرت‌انگیزی موافقت شده‌است.

پیش‌تر آقای ماجد وثوقی(رییس شعبه صادر کننده ی این حکم) برای بدنام نشدن خود در رابطه با صدور احتمالی چنین حکمی که ظاهراً قبل از محاکمه تصمیم خود را برای محرومیت گرفته بود، به نسرین گفته بود که بهتر است شما خودتان پروانه‌تان را تحویل‌بدهید و کار وکالت را فعلاً ترک کنید چرا که ما تحت‌فشار هستیم.

متأسفانه به‌دلیل ردصلاحیت گسترده‌ی وکلای مستقل در انتخابات اخیر افرادی در رأس کانون وکلای مرکز نفوذ کرده و شرایطی را در هیأت‌مدیره به‌وجود آوردند که منجربه صدور چنین حکمی شده است. به‌نظرمی‌رسد همزمانی نامه‌ی اخیر آقای علی نجفی توانا رییس کانون وکلا خطاب به رییس قوه قضاییه با زمان صدور این حکم و درخواست عفو و بخشودگی وکلای زندانی و انتشار گسترده‌ی آن، برای خنثی‌کردن اثرات منفی این حکم عجیب بوده‌است.

صدور چنین حکمی برای وکلایی که زندانی سیاسی بوده و یا هستند نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب بی‌سابقه است. حتی وکلایی بوده‌اند که 10 سال حبس (به دلایل سیاسی) کشیده‌اند اما دادگاه انتظامی پیش از این آنان را تبرئه کرده و آنان بلافاصله پس از آزادی به حرفه‌ی خود یعنی وکالت برگشته‌اند.

با استناد به این حکم از این به بعد تمام وکلا مانند آقایان سلطانی، سیف زاده، اسماعیل زاده، وکلای دراویش گنابادی و دهها وکیل دیگر که محکومیت‌های سیاسی دارند، پس از آزادی از زندان امکان ادامه کار وکالت را از دست خواهند داد. و این حکم متأسفانه همانند لکه‌ی ننگی بر پیشانی کانون وکلای تحت مدیریت هیات مدیره‌ی فعلی خواهدماند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – 26 مهر93

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده - پس از آزادی نسرین ستوده

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده – پس از آزادی نسرین ستوده

و آنجا که شرافت و انسانیت را هدف تیر ترس و ظلم قرارمی‌دهند آزادگان ساکت نخواهند نشست…

اینک که مسئولین این حرفه نظاره‌گرند و اما آزادگان نمی‌توانند بخوابند، نسرین ستوده به ایستادگی قدم برداشته‌است:

رضا خندان از سوی همسرشان نسرین ستوده اینگونه اعلام می‌کنند که:

«در اعتراض به رأی دادگاه انتظامی وکلا و محروم‌کردن دگراندیشان از «حق کار» نسرین از فردا مقابل کانون وکلای مرکز تحصن می‌کند.

باتوجه به اینکه هنوز فرصتی برای او فراهم نشده‌است که صفحه‌ای را در فیسبوک راه‌اندازی و اداره‌کند، از من خواست بیانیه‌اش را در اینجا منتشر کنم:

متن بیانیه نسرین ستوده:

هموطنان و فعالان حقوق بشر

اینجانب، نسرین ستوده، وکیل دادگستری که توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا به سه سال محرومیت از وکالت محکوم شده ام، از صبح روز سه‌شنبه مورخ 93/7/29 در جلوی کانون وکلای دادگستری متحصن خواهم شد.

دلایل تحصن من به شرح زیر است:

1- سال هاست حکومت ایران، دگراندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کند. من به این محرومیت‌ها معترض‌ام.

2- وضعیت اسف‌بار کانون وکلا به نحوی‌است که اکنون عناصر تندروی داخل حکومت، تمامیت جامعه‌ی وکالت را هدف گرفته‌اند و با تدوین لایحه‌ی جامع وکالت که بدون دخالت وکلای مستقل تهیه و تدوین شده است، قصددارند طومار کانون وکلا را برای همیشه در هم بپیچند. من به این اقدامات معترض‌ام.

3- دادگاه‌ها حق انتخاب وکیل را از متهمان دگراندیش سلب کرده‌اند. روزگاری توصیه می‌کردند وکلای حقوق‌بشری را انتخاب نکنید و گاه نام می‌بردند. اکنون نقض حقوق متهمان چندان آشکار است که ناگهان شخص ناشناسی در دادگاه حضور می‌یابد و قاضی به متهم اظهار می‌دارد: «این شخص وکیل توست».

این در حالی است که وکلای برجسته‌ای مانند آقایان: عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده، وکلای دراویش گنابادی و… به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند. من به این نحوه‌ی وکالت معترض‌ام.

4- رأی صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا مبنی‌بر محکومیت اینجانب به سه سال محرومیت از وکالت، تحت فشارهای وزارت اطلاعات و دادستانی صادر شده است. من به این حکم معترض‌ام.

من از خانه‌ی خودم به دادگاه انتظامی قضات اعتراض نمی‌دهم. بلکه برای اعلام اعتراض به سوء مدیریت کانون و قضات غیرمستقل و محرومیت از کار و نادیده‌گرفتن حق دگراَندیشان در انتخاب وکیل و تلاش برای محو کامل استقلال کانون وکلا از ساعت 9 صبح روز سه شنبه مورخ 1393/7/29 در جلوی کانون وکلاء دادگستری مرکز، تحصن خواهم کرد.

به امید استقلال دستگاه قضا و وکالت
نسرین ستوده
»
رضا خندان – دوشنبه 29 مهر – 23:30

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

مهم و فوری/ توفان توییتری شنبه 6 اردیبهشت ساعت 23:30 به وقت تهران. برای اطلاعات کامل کلیک نمایید. دیدارمان توییتر

———————————————————————————————


«زندانیان بند 240 انفرادی 8 روز است لب به آب و غذا نزده‌اند. مراجع، مقامات! آیا آن‌ها زنده‌اند؟
زندانیان بند 350 چهارمین روز اعتصاب غذای تر را پشت سر می‌گذارند.
»
4 اردیبهشت

این کلام معصومه دهقان است؛ همسر عبدالفتاح سلطانی. همسر وکیلی که به جرم شغلش و به‌جرم پایبندی به قانون، به زندان است.

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

این روزها عبدالفتاح سلطانی سرفراز از ایستادن بر پای عهدش در همراهی با دیگر یاران زخم‌خورده‌اش غذای سیاهی را نمی‌خورند.

بغض همسر از ناگفته‌های پنهان در کلماتش پیداست وقتی که می‌گوید: «برای همراهی با اعتصاب‌کنندگان روزه می‌گیریم!»
3 اردیبهشت

و باز می‌گوید: «اگر زندانیان در اسراییل و امریکا و انگلیس و… این‌جنین هتک‌حرمت می‌شدند حکومت ما چه می‌کرد؟ اشکهایم مهلت نمی‌دهد نوشته‌ی خانم متین پور و خانم کبودوند را بخوانم!»
4 اردیبهشت

و این آخرین کلام اوست که: «حال ما خوب است اما تو باور نکن !
5 نفر در انفرادی حال بسیار بدی دارند !!»
6 اردیبهشت – 17:45

معصومه دهقان در تکاپوی این گرانی‌ها تکاپوی دیگری نیز دارد مانند همه‌ی خانواده‌های زندانیان سیاسی. و آن یاری عزیز دربند برای رهایی است. او تلاشش را اینگونه بازگو می‌کند. بازگویی‌ای که گویی این‌روزها به طعم عمیق‌تری از درد آغشته است:

«خدابخشی دادیار ناظر زندان با وثیقه‌ی یک میلیاردی هم راضی نشد!

این چهارمین سندی‌ست که پس از چند ماه معطلی خدابخشی را راضی نمی‌کند. از اسفند 92 آقای خدابخشی به من اعلام تودیع وثیقه می‌کند هر بار که می‌برم پس از چند ماه می‌گوید کم است و دادستان قبول نمی‌کند !!!

باز دو هفته‌ی پیش زنگ زدند که وثیقه‌ی میلیاردی بیاورید و همکار ایشان 4 شنبه مدارک را تحویل دادند.

امروز شنبه که مراجعه کردم خانم منشی گفتند سند وکالتی‌ست قبول نداریم!

گفتم شما قبول ندارید یا قانون؟ گفت: شعبه‌ی ما نمی‌پذیرد.

پرونده‌ی آقای سلطانی برای اعمال ماده‌ی 18 حدود 17 ماه است که در دفتر قوه‌ی قضاییه خاک می‌خورد.

اینجا ایران است مهد تمدن و فرهنگ

کجایند شهدای مشروطه که برای تدوین «قانون» شهید شدند؟؟؟»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – شنبه 6 اردیبهشت – 17:30

برای اطلاعات بیشتر درمورد اعتصاب غذا بخوانید: «اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر»

وبلاگ نامه به یک آزاده
منبع عکس: معصومه دهقان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر

اردیبهشت 1393

نامه به یک آزاده:

الف: اعتصاب غذای 12 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از فاجعه‌ی خونینِ حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد _پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد_ ابتدا دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌های حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

متن کامل بیانیه‌ی مذکور در زیر آمده است:

«بسمه تعالی

لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظلم

خداوند سخن گفتن پرخاشگرانه را دوست نمی دارد مگر آنکه ظلمی بدو رسیده باشد.

ملت شریف ایران

روز پنج شنبه 28 فروردین 93 در بند 350 زندان اوین که محل نگهداری اکثر زندانیان سیاسی است حوادثی در حد فاجعه اتفاق افتاد و مظالمی بر زندانیان این بند رفت که بسیاری از هموطنانمان کمابیش مطالبی در مورد آن شنیده اند.

مشروح آن وقایع و برخوردهای خشونت آمیز بی سابقه ای که بوسیله نیروهای لباس شخصی و نیروهای حفاظت زندان با زندانیان این بند شد قبلا طی نامه سرگشاده ای به رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی و همچنین طی اعلام جرم و استشهادیه ای خطاب به دادستان تهران اعلام شده است.

نتیجه آن برخوردها، به جای ماندن تعداد زیادی مجروح و مصدوم از محبوسان این بند و انتقال سی و دو نفر از آنها به سلولهای انفرادی و بهداری زندان بود و این درحالی صورت گرفت که جراحات و مصدومیت های تعدادی از آنها شدید و نگران کننده است. افزون بر مجروحان و مضروبانی که از بند منتقل شده اند تعداد قابل توجهی نیز در داخل بند هستند که متاسفانه در درمان آنها تعلل می شود.

جای تاسف مضاعف است که به جای رسیدگی به این برخوردهای غیرقانونی و پیگرد مسببان این حادثه ناگوار برخی از مسولان ذی ربط طی مصاحبه ها و اظهارات خود همه این موارد را تکذیب و جراحت و آسیب دیدگی زندانیان را به طور کلی منکر شده اند که این خود به معنی حمایت آشکار از ضاربان و قانون شکنان است.

تعداد قابل توجهی از زندانیان بند 350 قصد اعتصاب غذا داشتند و برخی نیز خود قبلا اقدام کرده اند. ما امضا کنندگان این بیانیه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا می زنیم.

و از خداوند بزرگ می خواهیم که این قدم ناچیز را وسیله ای برای احقاق حقوق پایمال شده مظلومان قرار دهد.»

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

ب: اعتصاب غذای 20 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

که از آنجا که رضا شهابی پیش از آن و در بیانیه‌ی روز 1 اردبیهشت اعلام اعتصاب غذا کرده بود تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اصل 20 تن می‌باشد.

همچنین باید گفت که برخی منابع روشن کرده‌اند که دکتر اسداله اسدی نیز در میان اعتصاب غذا کنندگان و امضاکننده‌ی بیانیه‌ی فوق قرار دارند که البته ایشان به‌همراه چهار تن دیگر به نام‌های اصغر قطان، اسدالله هادی، مجید اسدی و مهدی ساجدی فر به‌دلیل رنج‌بردن از بیماری‌های بسیار شدید، به‌درخواست عبدالفتاح سلطانی روز 5 اردیبهشت دست از اعتصاب غذا کشیدند.

اسدالله هادی از بیماری کلیه و قند و دیسک کمر و آرتوروز گردن و پا رنج می برد. اصغر قطان نیز علاوه بر توموری که در معده دارد از بیماری های قلبی و کلیوی و فشار خون و پروستات رنج می برد. همچنین دکتر اسدالله اسدی و مهدی ساجدی فر از بیماری های گوارشی و خونریزی رنج می برند و چند روز اعتصاب غذا منجر به تشدید خونریزی آنها شده است. مجید اسدی که پنج روز در انفرادی بسر برده است و از روز پنج شنبه گذشته(28 فروردین) در اعتصاب غذا بود بدلیل افزایش فشار در ناحیه چشم چپ و درد شدید و احتمال وخیم شدن اختلالات بینایی به درخواست دکتر سلطانی پاسخ داده و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

بیانیه‌ی این عزیزان که در آن به روشنی به موارد نقض‌شده از حقوقشان و همچنین به خواسته‌های به‌حق‌شان اشاره کرده‌اند در زیر آمده است:

«مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.

یک: ضرب و شتم شدید زندانیان
دو: ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
سه: عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
چهار: عدم پیگیری شکایات زندانیان
پنج: تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
شش: زدن دستبند و چشم‌بند
هفت: تخریب اموال عمومی و شخصی

با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

پ: اعتصاب غذای دسته‌جمعی در انفرادی‌های اوین
لازم به اشاره است که همان پنجشنبه، 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

ت: اعتصاب غذای 7 نفره در سالن 12 زندان رجایی‌شهر کرج
پس از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در زندان اوین بود که زندان رجایی‌شهر کرج نیز در همراهی با یاران اوینی خود اعلام اعتصاب غذا کرد. ابتدا هفت زندانی سیاسی رجایی شهر طی بیانیه‌ای اعلام کردند که از چهارشنبه 3 اردیبهشت در … اعتصاب غذای خود را آغاز می‌کنند. اسامی آنان اینگونه است: جعفر (شاهین) اقدامی، رضا انتصاری، مسعود باستانی، سعید رضوی‌فقیه، مهدی محمودیان، سعید مدنی و مصطفی نیلی

بیانیه‌ی این عزیزان به شرح زیر منتشر گردیده است:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. (اصل 39 قانون اساسی)

ملت شریف ایران

انقلاب بهمن 57 نه یک واقعه بلکه فرآیندی بود طولانی در راستای مطالبات ملت ایران از مشروطه به این سو و بنابراین از سر اتفاق نبود که آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی در یک کلام تحقق حق حاکمیت ملت بر سونوشت خویش، درصدر آرمان‌های این انقلاب جای گرفت.

متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اصول مربوط به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، بارها از سوی مسئولان کشور نقض شده و قوه‌قضاییه نیز نه تنها در برابر این تخلفات رفتاری مسئولانه از خود نشان نداد بلکه در بسیاری موارد، خود سردمدار قانون‌شکنی‌ها بوده است.

جمله به زندانیان سیاسی و ایراد صدمات و فشارهای جسمی و روانی علیه ایشان و خانواده‌هایشان بی‌سابقه نیست. آزار زندانیان سیاسی و مبادرت به اقدامات مجرمانه در محیط زندان از سوی مسئولان قضایی و امنیتی بارها صورت پذیرفته است. دریغ که مسئولان نظام سیاسی کشور از پیامدهای کوتاه مدت و زیان‌های دراز مدت چنین اقدامیاتی درس نمی‌گیرند.

عدم رسیدگی به منصفانه به احکام و مجازات‌های غیرقانونی و رفتار خلاف قانون و اخلاق از جمله قتل زنده‌یادان زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هدی صابر، ستار بهشتی و فاجعه تلخ کهریزک که متاسفانه اراده‌ای جهت دادرسی عادلانه به جنایات عاملان و آمران آنها دیده نمی‌شود، ضمن افزایش شکاف دولت-ملت، موجب جری‌تر شدن نهادهای امنیتی و مسئولان قضایی در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. در چنین شرایطی حادثه پنج‌شنبه سیاه اوین زخم تازه‌ای بر پیکر جنبش دموکراسی خوهانه مردم ایران آورده است.

متاسفانه به رغم گذشت یک هفته از فاجعه دردناک و غیرانسانی حمله به بند 350 و ضرب و شتم شدید و ایراد جراحات عمومی به زندانیان سیاسی و انتقال اجباری ایشان به سلول انفرادی، هیچ یک از مسئولان قضایی، اجرایی و امنیتی، رفتاری مسئولانه از خود نشان نداده و با دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول در رسانه‌های رسمی به ویژه صدا و سیما رفتاری مسئولیت‌گریزانه از خود بروز داده‌اند.

موضع‌گیری‌های منتاقض رییس سازمان زندان‌ها که مستقیما مقام مسئول محسوب می‌شود، از تکذیب حادثه تا تخفیف و تمسخر قربانیان را شامل می‌شود. موضع‌گیری شبهه‌انگیز وزیر دادگستری و سکوت معنادار وزارت اطلاعات از جمله واکنش‌های غیرقابل توجیه مقامات دولتی محسوب می‌شود. گویی آقایان از یاد برده‌اند رای ملت ایران در خرداد ماه 1392 «نه» به حاکمیت دروغ، بی‌قانونی، فساد و بی‌کفایتی و آری به مطالبات جنبش سبز مردم ایران بود.

از این رو، ما جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی سالن 12 زندان رجایی‌شهر ضمن اعتراض به قانون‌شکنی‌های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی همصدا با یاران‌مان در بند 350 اوین و درواکنش به رفتارهای غیرمسئولانه مقامات ذی‌ربط، از شامگاه چهارشنبه سوم اردیبهشت اعتصاب غذا می‌کنیم.

فصبر جمیل و الله‌ المستعان»

ث: اعتصاب غذای 12 نفره در زندان رجایی‌شهر کرج
بعد از آن نیز بیانیه‌ی دیگری از زندان رجایی شهر منتشر گردید که بیانگر آن بود که 12 تن دیگر نیز در همیاری با یارانشان در زندان اوین از روز پنجشنبه 4 اردیبهشت به اعتصاب غذا برخواسته‌اند که اسامی آنان به این شرح است: رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، محمد بنازاده امیرخیزی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، باتیرشاه محمداف ، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد و ناصح یوسفی

بیانیه‌ی منتشرشده از سوی این عزیزان را در زیر بخوانید:

«ما امضاکنندگان این بیانیه به نشانه حمایت از دلاورمردان بند 350 زندان اوین و ابراز همدردی با خانواده های شریف آنها از صبح روز پنجشنبه 4اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
خواسته های ما زندانیان اعتصاب غذا کننده به قرار زیر است:

یک- خواهان بستری شدن مجروحان و آسیب دیدگان در بیمارستان های بیرون از زندان
دو- برآورده شدن تمامی خواسته های به حق زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
سه- بازگرداندن همه زندانیان سیاسی از سلول های انفرادی به بند 350 اوین
چهار- دادن ملاقات حضوری خانواده ها با عزیزان در بندشان
پنج- خواهان تعقیب و مجازات آمرین و مباشرین این جنایت هولناک که حق طبیعی خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 و حق عموم ملت ایران است.

جمعی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده زندان گوهردشت کرج
اردیبهشت سال 93
»

ج: اعتصاب غذای 5 نفره در بند 350 زندان اوین

با ادامه‌ی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته‌های زندانیان پنج تن دیگر در بند 350 زندان اوین به نام‌های محمد داوری، علیرضا رجبیان فرد، جعفر گنجی، حمید کرواسی و محسن قشقایی طی بیانیه‌ای که جمعه 5 اردیبهشت منتشر گردید اعلام کردند که در راه اعتصاب غذا به دیگر یارانشان پیوسته‌اند. بیانیه‌ی آنان به شرح زیر است:

«به دروغ و تهدید و تشویش پایان دهید

پیش از یک هفته از حوادث بند 350 زندان اوین می گذرد و هنوز تعدادی از زندانیان این بند در انفرادی بسر می برند و از شرایط آنها که از همان روز نخست دست به اعتصاب غذا زده اند اطلاعی در دست نیست. بعضی از آنها به شدت مجروح شده اند که معلوم نیست آیا مورد مداوا قرار گرفته و خدمات درمانی به آنها ارائه می شود یا نه؟

از سوی دیگر مجروحان و آسیب دیدگان در بند هر چند به طور موقت و سطحی مورد مداوا قرار گرفته اند اما وضع تعدادی از آنها نگران کننده است. در اعتراض به عملکرد مسئولان و ماموران زندان در جریان بازرسی روز پنج شنبه چندین نامه و شکواییه توسط زندانیان بند 350 ارائه گردیده است و تعدادی از زندانیان برای رساندن فریاد مظلومیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند که تعدادی از زندانیان سیاسی سایر زندان ها هم به آنها پیوسته و در اعتصاب بسر می بردند، اما متاسفانه در طی روزهای گذشته نه تنها پاسخ مناسبی داده نشده و اقدام شایسته ای صورت نگرفته است، بلکه دروغها و انتشار مطالب غیرواقعی و تهدیدهای مقامات سازمان زندان ها و مسئولان قضایی و رسانه های به اصطلاح ملی نظام ظلم مضاعفی را بر زندانیان سیاسی بند 350 تحمیل نموده است.

متاسفانه مسئولان و مقامات سازمان زندان های کشور بویژه ریاست سابق این سازمان در انکار حقایقی که مانند روز روشن است و تکذیب خشونت های اعمال شده آشکارا به افکار عمومی توهین نموده اند. مسئولان ارشد قضایی و در راس آنها ریاست قوه قضاییه که با توجه به شان و جایگاه قضایی خود باید بی طرفانه و عادلانه به موضوع رسیدگی کند و عوامل متخلف را مورد مواخذه قرار دهد با واکنشی عصبی همه را مورد تهدید قرار می دهد و به بهانه انعکاس این حوادث در رسانه های خارجی، از آغاز پدیده موهوم فتنه جدید سخن می راند و دست به فرافکنی می زند.

با کمال تاسف رسانه غیر ملی نیز همسو با موج تکذیب و تهدید بصورت مغرضانه حوادث را وارونه جلوه داده و با تهیه اخبار و مستندهای تهیه شده در جهت تحریف واقعیات عوامل خشونت و توهین و تحقیر را تبرئه می کند و یک تنه هم شاکی و هم کارشناس و هم قاضی می شود و حکم صادر می کند.

ضمن سپاسگزاری از کسانی که مسئولانه موضع گرفته و پیگیر حقایق می باشند، به نشانه اعتراض به موج تکذیب و تهدید و تشویش ما جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین به دوستان اعتصاب کننده خود در این بند و سایر زندان ها می پیوندیم تا صدای مظلومیت خویش را رساتر به گوش وجدانهای بیدار برسانیم.»

حرکت‌های همدلانه

1- روزه سیاسی
پس از اعلام اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، خانواده‌ی این عزیزان اعلام کرده‌اند که در همراهی با عزیزانشان دست به روزه‌ی سیاسی خواهند زد.

پست «معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی: یک مرتبه هیاهو به پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست | درهمراهی با زندانیان روزه می‌گیریم» را ملاحظه نمایید.

2- کمپین سرافراز
پس از آنکه نیروهای امنیتی در پنجشنبه‌ی سیاه زندانیان سیاسی را مورد حمله و ضرب و شتم وحشیانه قراردادند در تلاش برای تحقیر آنان مبادرت به تراشیدن سر زندانیان آزاده‌ی ایران کردند.

پس از این حرکت، از همان روز نخست انتشار حرکت شنیع زندانبانان پیشنهادی ساده در شبکه‌های اجتماعی پیچید. پیشنهادی که اعلام می‌کرد: در همراهی با زندانیان سیاسی و نشان‌دادن آنکه این آزادگان سرفرازان این سرزمین‌اند و سرهای بی‌موی آنان بر فراز ایران قرار دارد، موهای خود را خواهیم تراشید…

پست «این روزهای ایران: تمام ایران 350 است | مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی در همدلی با بند 350 موهای سرشان را تراشیدند» را ملاحظه نمایید.

این پیشنهاد ساده که با همراهی بسیار گسترده‌ی مردان و زنان در داخل و خارج روبرو گردید به کمپین #سرفراز معروف شد.

کمپین #سرفراز  #Proud350

کمپین #سرفراز
#Proud350

3- توفان توییتری
توفان توییتری که از سوی برخی فعالین توییتر ترتیب داده‌شده رأس ساعت 23:30 روز شنبه 6 اردیبهشت ماه در حمایت از زندانیان مورد ظلم واقع‌شده‌ی اوین و در همراهی با زندانیان در اعتصاب غذا و خانواده‌هایشان برگزار خواهد شد. برای اطلاع کامل کلیک کنید. دیدار در توییتر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

«برای همراهی با اعتصاب‌کنندگان روزه می‌گیریم ~~سه‌شنبه 4 اردیبهشت – 24بامداد!»

این را معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی می‌گویند.

می‌گوید…

و می‌گوید از آزادگانی که حتی پاهای‌شان را شکستند تا لبخند از لبانشان پرواز کند، اما نکرد…

معصومه دهقان و همسرشان عبدالفتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است | عکس: معصومه دهقان

معصومه دهقان و همسرشان عبدالفتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است | عکس: معصومه دهقان

«به سرعت و نگران خودم را به سالن ملاقات رساندم.

همه مبهوت به‌هم نگاه می‌کردیم.

علامت سوال بزرگی در مقابل چشمها بود! برای چه، چه کسانی سود می‌برند؟ آیا این سود ارزش تحمیل این همه هزینه برای نظام را دارد‌؟

صدایم کردند. سریع خودم را به پشت شیشه رساندم. از هر درزی دنبال بچه‌های آشنا بودم.

آمدند ولی با تعداد کم. همسرم را بدون مو دیدم. خیلی وقتها موهایش را از ته می‌زد. گفتم خواسته بودند تحقیرت کنند اما بدان، خودشان بیشتر تحقیر شدند. تو تحقیر نشدی !

فرشید فتحی را دیدم با دو عصای زیر بغل آمد و چاق‌سلامتی کرد. این جوان با پای شکسته آمد ولی لبخند از لبش دور نمی‌شد. می‌خواست بگوید حالم خوب است .

امید بهروزی با مچ دست باندپیچی شده و علی خانی با با پای مجروح! زمان تمام شد.

سالن خیلی شلوغ بود. خانواده‌ها با بستگانشان آمده بودند تا رفع نگرانی شود.

یک‌مرتبه هیاهو به‌پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست و فریاد زد. مادر دیگر به خدا شکایت می‌کر.د شیون به‌پا شده بود!»
معصومه دهقان – چهارشنبه 3 اردیبهشت – 23:45

اعتصاب غذا: پس از فاجعه‌ی خونین حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد، پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد، دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌هایس حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای که در آن موارد نقض‌شده‌ی حقوق زندانیان طرح و همینطور خواسته‌های به‌حق آنان مطرح گردیده‌است اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

لازم به اشاره است که همان 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

وبلاگ نامه به یک آزاده
عکس: معصومه دهقان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

فروردین 1393

پس ار حمله‌ی خونین به بند 350 زندان اوین که شرح آن را در پست «این روزهای ایران | اوین‌هایی آغشته به خون و زندانی که دیوار است» بخوانید، معصومه دهقان همسر یکی از این زندانیان مورد هجوم قرارگرفته، شرح درد خود را اینگونه فریاد می‌زنند که:

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

«برگی دیگر از دفتر تاریخ خونین شد!

88 دیگری در اوین به وقوع پیوست.

همسران و فرزندان بی‌دفاعمان در زندان زندانی شدند!

آی کفن‌پوشان کجائید؟ عمامه بر زمین بکوبید که آزادگی و دینداری به فنا رفت.

همسرم عبدالفتاح سلطانی به اتفاق تعدادی از ضرب و شتم‌شدگان به انفرادی منتقل شد.

آقای سلطانی 61 سال سن دارد و مبتلا به بیماری گوارشی و نوسان فشار خون می‌باشد. جرم ایشان دفاع از متهمین و موکلین بی پناه است.

35 سال زندگی شرافتمندانه و مؤمنانه برایم ثابت کرد زندان و شکنجه و ضرب و شتم در تعهد انسانی و اخلاقی وی خللی ایجاد نمی‌کند.

دست از این همه ظلم و ستم بردارید و زندانیان بی‌گناهمان را آزاد کنید. شکافتن فرق اسیران بی‌دفاع هنر نیست؛ هنر، جوانمردانه زیستن و مردانه پذیرفتن خطاست!»
معصومه دهقان – پنج‌شنبه 28 فروردین – 20:20

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

فروردین 1393


این روزهای ایران…

وقتی دیوار بلند باشد؛

وقتی در بسته باشد؛

وقتی راهی به بیرون نیست؛

وقتی تنها راه، عبور از میان باتوم‌های بلند است؛ و وقتی خاتمه‌ی راه انفرادی‌های بن‌بست است. با چشمانی که بسته‌اند و دستانی که به هم چسبانده‌اند.

و وقتی که چاره‌ای جز عبور نیست.

چون وقتی آزاده باشی و پَربلند، حتماً خواهی گفت که «به چه جرمی خشونت؟ به چه جرمی تفتیش؟»

و حتماً فراموش‌شدگان باتوم نشانت می‌دهند و با سرانگشت به راه تونل اشاره می‌زنند.
همان راه بن‌بست را. همان بن‌بست خویش را. همان خویش را…

زمین اوین که تا دیروز قدم‌گاه سخت و تلخ آزادگان این دیار بود، امروز طعم خون آزادگان را نیز چشیده است.

پس از واقعه‌ی سهمگین 28 فروردین 1393 (حمله به بند 350 اوین) در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک بسیاری از مردم به نشانه‌ای عمیق پروفایل خود را به رنگ سیاه تغییر دادند

پس از واقعه‌ی سهمگین 28 فروردین 1393 (حمله به بند 350 اوین) در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک بسیاری از مردم به نشانه‌ای عمیق پروفایل خود را به رنگ سیاه تغییر دادند

«خزان رحم و خرد …

هرجای جهان که بود البته جز کشورهای مشابه اینجا، صاحبان فکر و اندیشه رو کسایی که دلسوز این آب و خاکن رو با هزار امتیاز و ارج و قرب عزت می‌گذاشتند و از هوش و تجربه و دانش و تعهدشون هزار بهره می‌بردن.

«باز هم ضرب و شتم زندانیان بی‌دفاع توسط گارد زندان، شنیدن شعارها و فریادهای زندانیان از آن سوی دیوار برای بند نسوان لحظات سخت، تلخ و دردناکی است.

هیچ راهی برای گرفتن خبر نیست. گوش‌ات را به دیوار می‌چسبانی تا صدا را بهتر بشنوی، توی حیاط می‌روی تا وضوح صدا بیشتر شود و چیزی دستگیرت شود.

هر کس گوشه‌ای را انتخاب می‌کند تا بهتر صدا را به گوش بشنود. اما زندان دیوار است. و دیوار و دیوار…»
ژیلا کرم‌زاده مکوندی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 15:00

اینجا در این وضع که کشور دچارشه اینطور می‌کنن. خودشون رو هرروز فقیرتر به بند می‌کشند و دست و بال بسته مورد حمله و ضرب و شتم هم قرار می‌دن.

لعنت …»
دختر میرحسین موسوی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

«صدام هم اسرای ایرانی رو از تونل باتوم رد میکرد …»
آریا آرام‌نژاد – پنج‌شنبه 28فروردین – 16:45

«آزادی زندانیان سیاسی پیشکشتان، حداقل با گروگانهایتان رفتاری انسانی داشته باشید.

رفتارتان به چه حکومتی نزدیک تر است؟ حکومت عدل علی؟!

کدام حکومت‌ها زندانیان خود را از تونل باتوم رد می‌کردند؟»
فرزانه میرزاوند – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

«برای اولین باره دلم می‌خواد خبر کلمه تکذیب بشه.
دلم می خواد این خبر دروغ باشه. بی رحمی تا کجا؟ بی شرفی تا کجا؟ ظلم تا کجا؟
»
ریحانه طباطبایی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

evin prison زندان اوین

امروز 28 فروردین ماه 1392 بند عمومی زندانیان سیاسی (350) زندان اوین شاهد حمله‌ای خونین از سوی گارد ضدشورش به رهبری عوامل وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و سازمان زندان‌ها بود که سرهنگ امانیان مسئول کل حفاظت زندان‌های تهران، و قبادی مئسول حفاظت زندان اوین از نزدیک شاهد و آمر این رویداد یوده‌اند.

به گزارش کلمه در این حمله دست‌کم سی تن زندانی سیاسی مجروح و مضروب شده‌اند. همچنین دست‌کم چهار تن از زندانیان سیاسی نیز بر اثر شکستگی و خونریزی به بیمارستان خارج از زندان و دست‌کم سی و دو نفر از زندانیان سیاسی این بند به انفرادی‌های بند 240 و یا مکان‌های دیگر منتقل شده‌اند.

عبدالفتاح سلطانی، محمد امین هادوی، سعید متین پور، بهنام ابراهیم زاده، بهزاد عرب گل، هوتن دولتی از جمله زندانیانی بوده‌اند که به انفرادی منتقل شده اند.

افراد پیش از انتقال به انفرادی از تونل سربازان باتوم به دست عبور داده شده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

پارگی رگ دست امید بهروزی، شکستگی دنده اسماعیل برزگری، شکستگی سر ز، یک مورد حمله قلبی منجر به اعزام به سی سی یو، چندین مورد شکستگی و جراحت انگشتان دست و پا، جراحت و خونریزی صورت و آثار کبودی ناشی از باتوم بر روی بدن تعداد زیادی از زندانیان وجود دارد.

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »