Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘سعید مدنی’

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر

اردیبهشت 1393

نامه به یک آزاده:

الف: اعتصاب غذای 12 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از فاجعه‌ی خونینِ حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد _پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد_ ابتدا دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌های حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

متن کامل بیانیه‌ی مذکور در زیر آمده است:

«بسمه تعالی

لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظلم

خداوند سخن گفتن پرخاشگرانه را دوست نمی دارد مگر آنکه ظلمی بدو رسیده باشد.

ملت شریف ایران

روز پنج شنبه 28 فروردین 93 در بند 350 زندان اوین که محل نگهداری اکثر زندانیان سیاسی است حوادثی در حد فاجعه اتفاق افتاد و مظالمی بر زندانیان این بند رفت که بسیاری از هموطنانمان کمابیش مطالبی در مورد آن شنیده اند.

مشروح آن وقایع و برخوردهای خشونت آمیز بی سابقه ای که بوسیله نیروهای لباس شخصی و نیروهای حفاظت زندان با زندانیان این بند شد قبلا طی نامه سرگشاده ای به رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی و همچنین طی اعلام جرم و استشهادیه ای خطاب به دادستان تهران اعلام شده است.

نتیجه آن برخوردها، به جای ماندن تعداد زیادی مجروح و مصدوم از محبوسان این بند و انتقال سی و دو نفر از آنها به سلولهای انفرادی و بهداری زندان بود و این درحالی صورت گرفت که جراحات و مصدومیت های تعدادی از آنها شدید و نگران کننده است. افزون بر مجروحان و مضروبانی که از بند منتقل شده اند تعداد قابل توجهی نیز در داخل بند هستند که متاسفانه در درمان آنها تعلل می شود.

جای تاسف مضاعف است که به جای رسیدگی به این برخوردهای غیرقانونی و پیگرد مسببان این حادثه ناگوار برخی از مسولان ذی ربط طی مصاحبه ها و اظهارات خود همه این موارد را تکذیب و جراحت و آسیب دیدگی زندانیان را به طور کلی منکر شده اند که این خود به معنی حمایت آشکار از ضاربان و قانون شکنان است.

تعداد قابل توجهی از زندانیان بند 350 قصد اعتصاب غذا داشتند و برخی نیز خود قبلا اقدام کرده اند. ما امضا کنندگان این بیانیه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا می زنیم.

و از خداوند بزرگ می خواهیم که این قدم ناچیز را وسیله ای برای احقاق حقوق پایمال شده مظلومان قرار دهد.»

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

ب: اعتصاب غذای 20 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

که از آنجا که رضا شهابی پیش از آن و در بیانیه‌ی روز 1 اردبیهشت اعلام اعتصاب غذا کرده بود تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اصل 20 تن می‌باشد.

همچنین باید گفت که برخی منابع روشن کرده‌اند که دکتر اسداله اسدی نیز در میان اعتصاب غذا کنندگان و امضاکننده‌ی بیانیه‌ی فوق قرار دارند که البته ایشان به‌همراه چهار تن دیگر به نام‌های اصغر قطان، اسدالله هادی، مجید اسدی و مهدی ساجدی فر به‌دلیل رنج‌بردن از بیماری‌های بسیار شدید، به‌درخواست عبدالفتاح سلطانی روز 5 اردیبهشت دست از اعتصاب غذا کشیدند.

اسدالله هادی از بیماری کلیه و قند و دیسک کمر و آرتوروز گردن و پا رنج می برد. اصغر قطان نیز علاوه بر توموری که در معده دارد از بیماری های قلبی و کلیوی و فشار خون و پروستات رنج می برد. همچنین دکتر اسدالله اسدی و مهدی ساجدی فر از بیماری های گوارشی و خونریزی رنج می برند و چند روز اعتصاب غذا منجر به تشدید خونریزی آنها شده است. مجید اسدی که پنج روز در انفرادی بسر برده است و از روز پنج شنبه گذشته(28 فروردین) در اعتصاب غذا بود بدلیل افزایش فشار در ناحیه چشم چپ و درد شدید و احتمال وخیم شدن اختلالات بینایی به درخواست دکتر سلطانی پاسخ داده و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

بیانیه‌ی این عزیزان که در آن به روشنی به موارد نقض‌شده از حقوقشان و همچنین به خواسته‌های به‌حق‌شان اشاره کرده‌اند در زیر آمده است:

«مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.

یک: ضرب و شتم شدید زندانیان
دو: ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
سه: عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
چهار: عدم پیگیری شکایات زندانیان
پنج: تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
شش: زدن دستبند و چشم‌بند
هفت: تخریب اموال عمومی و شخصی

با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

پ: اعتصاب غذای دسته‌جمعی در انفرادی‌های اوین
لازم به اشاره است که همان پنجشنبه، 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

ت: اعتصاب غذای 7 نفره در سالن 12 زندان رجایی‌شهر کرج
پس از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در زندان اوین بود که زندان رجایی‌شهر کرج نیز در همراهی با یاران اوینی خود اعلام اعتصاب غذا کرد. ابتدا هفت زندانی سیاسی رجایی شهر طی بیانیه‌ای اعلام کردند که از چهارشنبه 3 اردیبهشت در … اعتصاب غذای خود را آغاز می‌کنند. اسامی آنان اینگونه است: جعفر (شاهین) اقدامی، رضا انتصاری، مسعود باستانی، سعید رضوی‌فقیه، مهدی محمودیان، سعید مدنی و مصطفی نیلی

بیانیه‌ی این عزیزان به شرح زیر منتشر گردیده است:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. (اصل 39 قانون اساسی)

ملت شریف ایران

انقلاب بهمن 57 نه یک واقعه بلکه فرآیندی بود طولانی در راستای مطالبات ملت ایران از مشروطه به این سو و بنابراین از سر اتفاق نبود که آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی در یک کلام تحقق حق حاکمیت ملت بر سونوشت خویش، درصدر آرمان‌های این انقلاب جای گرفت.

متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اصول مربوط به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، بارها از سوی مسئولان کشور نقض شده و قوه‌قضاییه نیز نه تنها در برابر این تخلفات رفتاری مسئولانه از خود نشان نداد بلکه در بسیاری موارد، خود سردمدار قانون‌شکنی‌ها بوده است.

جمله به زندانیان سیاسی و ایراد صدمات و فشارهای جسمی و روانی علیه ایشان و خانواده‌هایشان بی‌سابقه نیست. آزار زندانیان سیاسی و مبادرت به اقدامات مجرمانه در محیط زندان از سوی مسئولان قضایی و امنیتی بارها صورت پذیرفته است. دریغ که مسئولان نظام سیاسی کشور از پیامدهای کوتاه مدت و زیان‌های دراز مدت چنین اقدامیاتی درس نمی‌گیرند.

عدم رسیدگی به منصفانه به احکام و مجازات‌های غیرقانونی و رفتار خلاف قانون و اخلاق از جمله قتل زنده‌یادان زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هدی صابر، ستار بهشتی و فاجعه تلخ کهریزک که متاسفانه اراده‌ای جهت دادرسی عادلانه به جنایات عاملان و آمران آنها دیده نمی‌شود، ضمن افزایش شکاف دولت-ملت، موجب جری‌تر شدن نهادهای امنیتی و مسئولان قضایی در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. در چنین شرایطی حادثه پنج‌شنبه سیاه اوین زخم تازه‌ای بر پیکر جنبش دموکراسی خوهانه مردم ایران آورده است.

متاسفانه به رغم گذشت یک هفته از فاجعه دردناک و غیرانسانی حمله به بند 350 و ضرب و شتم شدید و ایراد جراحات عمومی به زندانیان سیاسی و انتقال اجباری ایشان به سلول انفرادی، هیچ یک از مسئولان قضایی، اجرایی و امنیتی، رفتاری مسئولانه از خود نشان نداده و با دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول در رسانه‌های رسمی به ویژه صدا و سیما رفتاری مسئولیت‌گریزانه از خود بروز داده‌اند.

موضع‌گیری‌های منتاقض رییس سازمان زندان‌ها که مستقیما مقام مسئول محسوب می‌شود، از تکذیب حادثه تا تخفیف و تمسخر قربانیان را شامل می‌شود. موضع‌گیری شبهه‌انگیز وزیر دادگستری و سکوت معنادار وزارت اطلاعات از جمله واکنش‌های غیرقابل توجیه مقامات دولتی محسوب می‌شود. گویی آقایان از یاد برده‌اند رای ملت ایران در خرداد ماه 1392 «نه» به حاکمیت دروغ، بی‌قانونی، فساد و بی‌کفایتی و آری به مطالبات جنبش سبز مردم ایران بود.

از این رو، ما جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی سالن 12 زندان رجایی‌شهر ضمن اعتراض به قانون‌شکنی‌های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی همصدا با یاران‌مان در بند 350 اوین و درواکنش به رفتارهای غیرمسئولانه مقامات ذی‌ربط، از شامگاه چهارشنبه سوم اردیبهشت اعتصاب غذا می‌کنیم.

فصبر جمیل و الله‌ المستعان»

ث: اعتصاب غذای 12 نفره در زندان رجایی‌شهر کرج
بعد از آن نیز بیانیه‌ی دیگری از زندان رجایی شهر منتشر گردید که بیانگر آن بود که 12 تن دیگر نیز در همیاری با یارانشان در زندان اوین از روز پنجشنبه 4 اردیبهشت به اعتصاب غذا برخواسته‌اند که اسامی آنان به این شرح است: رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، محمد بنازاده امیرخیزی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، باتیرشاه محمداف ، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد و ناصح یوسفی

بیانیه‌ی منتشرشده از سوی این عزیزان را در زیر بخوانید:

«ما امضاکنندگان این بیانیه به نشانه حمایت از دلاورمردان بند 350 زندان اوین و ابراز همدردی با خانواده های شریف آنها از صبح روز پنجشنبه 4اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
خواسته های ما زندانیان اعتصاب غذا کننده به قرار زیر است:

یک- خواهان بستری شدن مجروحان و آسیب دیدگان در بیمارستان های بیرون از زندان
دو- برآورده شدن تمامی خواسته های به حق زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
سه- بازگرداندن همه زندانیان سیاسی از سلول های انفرادی به بند 350 اوین
چهار- دادن ملاقات حضوری خانواده ها با عزیزان در بندشان
پنج- خواهان تعقیب و مجازات آمرین و مباشرین این جنایت هولناک که حق طبیعی خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 و حق عموم ملت ایران است.

جمعی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده زندان گوهردشت کرج
اردیبهشت سال 93
»

ج: اعتصاب غذای 5 نفره در بند 350 زندان اوین

با ادامه‌ی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته‌های زندانیان پنج تن دیگر در بند 350 زندان اوین به نام‌های محمد داوری، علیرضا رجبیان فرد، جعفر گنجی، حمید کرواسی و محسن قشقایی طی بیانیه‌ای که جمعه 5 اردیبهشت منتشر گردید اعلام کردند که در راه اعتصاب غذا به دیگر یارانشان پیوسته‌اند. بیانیه‌ی آنان به شرح زیر است:

«به دروغ و تهدید و تشویش پایان دهید

پیش از یک هفته از حوادث بند 350 زندان اوین می گذرد و هنوز تعدادی از زندانیان این بند در انفرادی بسر می برند و از شرایط آنها که از همان روز نخست دست به اعتصاب غذا زده اند اطلاعی در دست نیست. بعضی از آنها به شدت مجروح شده اند که معلوم نیست آیا مورد مداوا قرار گرفته و خدمات درمانی به آنها ارائه می شود یا نه؟

از سوی دیگر مجروحان و آسیب دیدگان در بند هر چند به طور موقت و سطحی مورد مداوا قرار گرفته اند اما وضع تعدادی از آنها نگران کننده است. در اعتراض به عملکرد مسئولان و ماموران زندان در جریان بازرسی روز پنج شنبه چندین نامه و شکواییه توسط زندانیان بند 350 ارائه گردیده است و تعدادی از زندانیان برای رساندن فریاد مظلومیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند که تعدادی از زندانیان سیاسی سایر زندان ها هم به آنها پیوسته و در اعتصاب بسر می بردند، اما متاسفانه در طی روزهای گذشته نه تنها پاسخ مناسبی داده نشده و اقدام شایسته ای صورت نگرفته است، بلکه دروغها و انتشار مطالب غیرواقعی و تهدیدهای مقامات سازمان زندان ها و مسئولان قضایی و رسانه های به اصطلاح ملی نظام ظلم مضاعفی را بر زندانیان سیاسی بند 350 تحمیل نموده است.

متاسفانه مسئولان و مقامات سازمان زندان های کشور بویژه ریاست سابق این سازمان در انکار حقایقی که مانند روز روشن است و تکذیب خشونت های اعمال شده آشکارا به افکار عمومی توهین نموده اند. مسئولان ارشد قضایی و در راس آنها ریاست قوه قضاییه که با توجه به شان و جایگاه قضایی خود باید بی طرفانه و عادلانه به موضوع رسیدگی کند و عوامل متخلف را مورد مواخذه قرار دهد با واکنشی عصبی همه را مورد تهدید قرار می دهد و به بهانه انعکاس این حوادث در رسانه های خارجی، از آغاز پدیده موهوم فتنه جدید سخن می راند و دست به فرافکنی می زند.

با کمال تاسف رسانه غیر ملی نیز همسو با موج تکذیب و تهدید بصورت مغرضانه حوادث را وارونه جلوه داده و با تهیه اخبار و مستندهای تهیه شده در جهت تحریف واقعیات عوامل خشونت و توهین و تحقیر را تبرئه می کند و یک تنه هم شاکی و هم کارشناس و هم قاضی می شود و حکم صادر می کند.

ضمن سپاسگزاری از کسانی که مسئولانه موضع گرفته و پیگیر حقایق می باشند، به نشانه اعتراض به موج تکذیب و تهدید و تشویش ما جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین به دوستان اعتصاب کننده خود در این بند و سایر زندان ها می پیوندیم تا صدای مظلومیت خویش را رساتر به گوش وجدانهای بیدار برسانیم.»

حرکت‌های همدلانه

1- روزه سیاسی
پس از اعلام اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، خانواده‌ی این عزیزان اعلام کرده‌اند که در همراهی با عزیزانشان دست به روزه‌ی سیاسی خواهند زد.

پست «معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی: یک مرتبه هیاهو به پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست | درهمراهی با زندانیان روزه می‌گیریم» را ملاحظه نمایید.

2- کمپین سرافراز
پس از آنکه نیروهای امنیتی در پنجشنبه‌ی سیاه زندانیان سیاسی را مورد حمله و ضرب و شتم وحشیانه قراردادند در تلاش برای تحقیر آنان مبادرت به تراشیدن سر زندانیان آزاده‌ی ایران کردند.

پس از این حرکت، از همان روز نخست انتشار حرکت شنیع زندانبانان پیشنهادی ساده در شبکه‌های اجتماعی پیچید. پیشنهادی که اعلام می‌کرد: در همراهی با زندانیان سیاسی و نشان‌دادن آنکه این آزادگان سرفرازان این سرزمین‌اند و سرهای بی‌موی آنان بر فراز ایران قرار دارد، موهای خود را خواهیم تراشید…

پست «این روزهای ایران: تمام ایران 350 است | مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی در همدلی با بند 350 موهای سرشان را تراشیدند» را ملاحظه نمایید.

این پیشنهاد ساده که با همراهی بسیار گسترده‌ی مردان و زنان در داخل و خارج روبرو گردید به کمپین #سرفراز معروف شد.

کمپین #سرفراز  #Proud350

کمپین #سرفراز
#Proud350

3- توفان توییتری
توفان توییتری که از سوی برخی فعالین توییتر ترتیب داده‌شده رأس ساعت 23:30 روز شنبه 6 اردیبهشت ماه در حمایت از زندانیان مورد ظلم واقع‌شده‌ی اوین و در همراهی با زندانیان در اعتصاب غذا و خانواده‌هایشان برگزار خواهد شد. برای اطلاع کامل کلیک کنید. دیدار در توییتر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

اسفند 1392

نامه به یک آزاده: متأسفانه زندانیان بیمار در زندان‌های ایران بسیارند. زندانیان سیاسی نیز که همیشه برخلاف قانون از حقوق زندانیان عادی نیز بی‌بهره بوده اند در وقت بیماری بیش از پیش آسیب‌پذیر و درخطر قرار می‌گیرند.

این مسائل باعث می‌شود که همیشه اعتراض‌هایی از سوی همراهان آنان در داخل زندان و یا خارج از زندان صورت گیرد. برای نمونه اعتصاب غذای چهار تن از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین(عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی و سعید مدنی) در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به بیماران زندانی و عدم انتقال آنان به مراکز درمانی مناسب که از روز شنبه 11 آبان 92 تا عصر روز یکشنبه(19 آبان) صورت گرفته بود، که گرچه با موفقیت آنان همراه بود اما آنطور که عبدالفتاح سلطانی در پایان اعتصاب غذا اعلام کرده بود(عبدالفتاح سلطانی: زندانیان بستری را فراموش نکنید/اعزام برخی از زندانیان بیمار به بیمارستان در نتیجه‌ی اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی)، باید به فکر زندانیان بیمار بود تا این مسائل تکرار نگردد. (اطلاعات تکمیلی را مطالعه کنید در پست: «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»)

اما ظلم ادامه داشت، و مسائل وخیم‌تر گردید. اگر زندانی سیاسی باشی و بیمار نیز باشی؛ و اگر پیشه‌ات درویشی هم باشد دیگر از این ظلم ضخیم، از این ظلم چندگانه چه چاره داری؟

چاره را اما آنان به ما آموختند. و گفتند مانند ما باید ایستاد!

آری آنان که در این راه ایستادند به گفته‌ی رضا خندان نه‌تنها فشار و زندان از راه خارج‌شان نساخت که هیچ، مستحکم تر نیز شدند. ایستادند و باز گفتند حتی از غذای شما نمی‌خوریم:

یازده اسفند ماه بود که نه تن از زندانیان سیاسی یعنی افشین کرم پور، امیر اسلامی، حمیدرضا مرادی، کسری نوری، مصطفی عبدی، مصطفی دانشجو، امید بهروزی، فرشید یدالهی، رضا انتصاری که همگی از دراویش گنابادی محبوس و اکثر آنان نیز از بیماران و دارای حالی بودند که باید تحت مراقبت‌های درمانی تخصصی قرار داشتند، راهی را جز اعتصاب غذا نیافتند.()

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری

پس از آن بود که کمپینی(کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با 9 درویش زندانی در اعتصاب غذا) در حمایت از آنان تشکیل شد، کمپینی که از دراویش و یا همراهان این راه می‌خواست تا با اعتصاب غذا با این عزیزان در بند همراه شوند و اعتراض بزرگ خود را اینگونه اعلام نمایند. چند هزار تن از دراویش ایران و جهان همراهی خود را در این حرکت بزرگ اعلام کردند، تا جایی که رضا خندان همسر نسرین ستوده آن را گسترده‌ترین حرکت اعتراضی این روزها خواند.(رضا خندان، همسر نسرین ستوده: هرچه فشار بیشتر عزم راسختر… اکنون اعضای جامعه‌ی دراویش دست به گسترده‌ترین حرکت اعتراضی زده اند)

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

خانواده‌های زندانیان سیاسی، هم‌آنان که باوجود ظلمی که همواره به آنان رفته است همیشه‌همراهان این راه پر از خون ِ جگر ِ آزادی بوده‌اند نیز، چون‌همیشه به‌فکر بودند. هم‌زمان با ایجاد کمپین، خانواده‌ی دراویش زندانی که جان دراویش زندانی بیمار و در اعتصاب غذا را بیش از پیش درخطر می‌دیدند به همراه خانواده‌ی دیگر زندانیان سیاسی، طی فراخوانی در 12 اسفند ماه، قرار را بر این گذاردند که شنبه 17 اسفند ماه مقابل دفتر دادستانی تهران اجتماع کنند و خواسته‌های به‌حق خود را مقابل ظلم بیش از حدی که به خانواده‌هاشان رفته و می‌رود مطالبه نمایند. اعضای کمپین همراهی با دراویش نیز اعلام کردند که در این تجمع حضور خواهند یافت.

متأسفانه چند روزی مانده به این تجمع زمزمه‌هایی مبنی بر حضور نیروهای تندرو و ایجاد تنش و جلوگیری از این تجمع به گوش می‌رسید. تا جایی که مجذوبان نور گزارش داد: «شنیده‌ها حاکی ست عده‌ای که خود را از نیروهای سیاسی می‌نامند با ارسال پیامک و پیغام گذاشتن در صفحات شخصی دراویش نعمت اللهی گنابادی، از حضور در گردهمایی روز شنبه ۱۷ اسفند مقابل دادستانی تهران خبر داده اند. این عده از عوامل نفوذی نیروهای تندرو و خودسر هستند و قصد آن‌ها از تنش آفرینی در گردهمایی یاد شده، ناکام گذاشتن خواسته‌های قانونی و صلح جویانه دراویش و خانواده‌های زندانیان سیاسی است.»

متأسفانه آنگونه که انتظار می‌رفت نیز شد. و دوباره ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از نیروهای ویژه‌ی سرکوب اسفتاده گردید. به تجمع یورش برده شد و مردم مورد ضرب و شتم واقع شدند. خیابانهای نزدیک به دادستانی امنیتی گردید و چندصد نفر از تجمع‌کنندگان که اکثر آنان از همراهان دراویش بودند نیز بازداشت شدند.

شرحی از اتفاقات این روز را بخوانید:

ابتدا باید در تکمیل توضیحات پیشین ذکر شود که دراویش در سراسر کشور طبق وعده‌ای که به‌یکدیگر دادند، طبق فراخوان خانواده‌ی زندانیان سیاسی 11 اسفند ماه مقابل دادستانی تهران حاضر شدند تا برای مطالبه‌ی به‌حق خواسته‌های خویش در حمایت از برادران و انسانهای در معرض ظلم در زندان اوین طوماری به شرح زیر را به امضا رسانند:

«ما خانواده‌های دراویش زندانی به همراهی سایر برادران و خواهران ایمانیمان با امضای این طومار اعلام می‌کنیم تا حصول خواسته‌مان که احقاق حقوق قانونی زندانیان و رسیدگی به وضعیت یاران در بندمان است از هیچ اقدامی خودداری نکرده و در این راه به قانونی تمسک می‌جوییم که مدام از سوی نهادهای قضایی و امنیتی زیر پا گذاشته می‌شود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

ما صدای تظلم‌خواهی خود را به گوش تمامی مسئولان می‌رسانیم تا حجت بر همه‌ی آن‌ها تمام شود.»

شنبه 11 اسفند مانند همیشه و چونان که آزادگان، همواره در شرایط مشابه با پوست و استخوان خویش تجربه کرده‌اند، ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از سحرگاه روز 11 اسفند نیروهای امنیتی وارد عمل شده و تعداد زیادی نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی در خیابان‌های پانزده خرداد، امام خمینی و مسیرهای منتهی به پارک شهر تهران مستقر شده‌اند و فضای این مناطق را امنیتی کرده اند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

استقرار اتومبیل‌های ون و اتوبوس‌های مخصوص یگان ویژه در اطراف حسینیه امیرسلیمانی تهران از ساعات اولیه‌ی صبح این روز آغاز شد و رفت و آمد‌های آن منطقه زیر نظر نیروهای لباس شخصی و امنیتی قرار گرفت.

نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی‌ها اقدام به کنترل تمام ورودی‌های منتهی به دادستانی تهران کردند تا مانع از برگزاری گردهمایی قانونی خانواده‌های دراویش زندانی و زندانیان سیاسی مقابل دادستانی تهران شوند.

موج بلندی از دستگیری‌ها که بالغ بر چندصد نفر(اسامی 200 نفر از دستگیرشدگان را ملاحظه نمایید) می‌باشد شکل گرفت و علاوه بر آن ضرب و شتم با استفاده از باتوم نیز توسط نیروهای امنیتی گزارش شده است.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

برای نمونه علی‌رغم حرکت اعتراضی آرام و صلح‌جویانه‌ی دراویش، برخی دراویش همچون علی شیربانی، سعید آخوندی، مسلم بخشی‌پور و مجید افضلی‌پور و دیگر کسانی که معترض به رفتار نیرو‌های امنیتی در برهم زدن تجمع قانونی دراویش بوده‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند.

و یا می‌توان اشاره کرد که در جریان این اقدامات خشونت‌بار نیروهای امنیتی، نیروهای یگان ویژه که قصد انتقال هادی سوگند و علی بهروز عباسی به داخل ون را داشتند با دیدن ممانعت و دفاع دراویش دیگر از وی، او را با ضربات باتوم به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. همچنین امید رحیمی که در اعتراض به بازداشت از سوار شدن به ماشین‌های یگان ویژه خودداری کرده بود، مورد اصابت باتوم به ناحیه چشم قرار گرفت و دچار جراحت شد. وی پس از انتقال به پلیس امنیت به اورژانس حاضر منتقل شد.

نیروهای انتظامی همچنین مقابل حسینیه‌ی دراویش گنابادی واقع در خیابان بهشت با دراویش درگیر شدند. در جریان این درگیری که یک ون نیروی انتظامی همراه با 10 موتورسوار اسکورت به دراویش حمله ور شدند، تیرهوایی نیز شلیک شد.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در این روز بیش از 500 درویش شرکت کننده در تجمع که طی تشکیل کمپین حمایت از دراویش زندانی در اعتصاب غذا نیز بودند توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه بازداشت شده و اکثراً به نمازخانهٔ کلانتری 113 بازار تهران و یا مکان‌های دیگر منتقل شده و در آنجا مورد تصویربرداری و بازجویی و اجبار به پرکردن برگه‌های بازجویی قرارگرفته‌اند. لازم به اشاره نیز هست که دراویشی که از پرکردن برگه‌ها ممانعت می‌کردند مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی توسط باتوم قرارگرفته‌اند. همچنین دراویش دستگیرشده، به اصرار نیروهای امنیتی مبنی بر شکستن اعتصاب غذا جواب رد داده‌اند.

برخی خبرها نیز حاکی از بازداشت دراویش گنابادی در مسیرهای منتهی به شهر تهران بود. همچنین یک درویش گنابادی به نام «بصیری از دراویش شهر اندیمشک» نیز در نزدیکی پارک شهر تهران بازداشت گردید.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در رابطه با دستگیری‌ها همچنین لازم به اشاره است که علاوه بر دستگیری مردان، سیل جمعیت زنان داوطلب برای حضور در این تجمع باعث گردید تا نیروهای امنیتی نسبت به آنان نیز واکنش نشان دهند، تا جایی‌که گزارش‌ها حاکی از دستگیری 80 نفرحداقل از بانوان درویش در خیابان‌های منتهی به دادستانی تهران و انتقال به اداره‌ی هفت‌ام پلیس امنیت بوده‌است.

لازم به اشاره نیز هست که در این تجمع برخی از فعالین مانند آرش صادقی نیز شرکت داشته‌اند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به کلانتری 113 تهران منتقل شده و پس از 6 ساعت آزاد می‌گردند. همچنین برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز در تجمع امروز حضور داشته اند که متأسفانه نیروهای امنیتی در محلی که خانم نسرین ستوده حضور داشته‌اند با گاز فلفل ایجاد درگیری کرده‌اند.(برای اخبار کامل در این زمینه مراجعه کنید به پست «شرح رضا خندان(همسر نسرین ستوده) و آرش صادقی از تجمع خانواده‌ی زندانیان سیاسی و همراهان دراویش مقابل دادستانی»)

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

همچنین مریم شیرینی همسر یکی از دراویش زندانیِ در اعتصاب غذا(امیر اسلامی) نیز که در این تجمع، میان خانواده‌های دراویش زندانی مقابل دادستانی تهران حاضر بود و خود در همراهی با دراویش زندانی در اعتصاب غذای خانگی به‌سر می‌بُرد، به دلیل ضعف دچار بیهوشی گردید و با آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شد. یکی از شاهدین عینی در شرح این واقعه می‌گویند: «در این تجمع، حال عمومی همسر امیر اسلامی _وکیل پایه یک دادگستری_ به دلیل ازدحام جمعیت و شُک عصبی رو به وخامت گرایید و ایشان به بیمارستان سینا منتقل گردید.»

یکی از شاهدین حاضر در تجمع درمورد دستگیری‌ها اینگونه شرح می‌دهند که: «تا کنون پنج یا شش ون پر کرده‌اند و نزدیک 100 نفری از شرکت کنندگان را با استفاده از گاز فلفل و ضرب و شتم بازداشت کرده‌اند. سردار ساجدی اول به ما قول داد که بازداشت شدگان امروز را آزاد خواهد کرد ولی بعدا حرف خود را پس گرفت.»

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

شاهدی دیگر می‌گوید: «مأمورین درحال فیلم گرفتن از شرکت کنندگان بودند، ولی اگر کسی با موبایل خود صحبت می‌کرد یا سعی در فیلم‌برداری از برخوردهای خشن مأمورین داشت، موبایلش ضبط می‌شد.»

نهایتاً تمامی این برخوردها باعث عقب‌نشینی دراویش نگردید و حتی با گذر زمان به تعداد دراویش نیز افزوده گردید. تا جایی که جمعیت به حدود 2000 نفر رسید و مأموران امنیتی اقدام به استقرار ماشین‌های آتش نشانی و آمبولانس برای ایجاد جو خطر در مقابل دادستانی تهران کرده‌اند. در حالی‌که این تجمع کاملاً مسالمت‌آمیز بوده و تمام حرکات خشونت‌آمیز از سوی نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

اما تمام این سرکوب‌های شدید موجب عقب‌نشینی دراویش و اتمام تجمع نگردید، بلکه تجمع وقتی در ساعت حدود 19 پایان یافت که مسئولان امنیتی به خانواده‌ها و دراویش حاضر در اجتماع مقابل دادستانی وعده دادند که تا ساعت 9 صبح یکشنیه 18 اسفند به خواسته‌های خانواده‌های زندانیان سیاسی و دراویش زندانی مبنی بر اقدام درمانی برای دراویش زندانی و اقدام درمورد تبعید غیرقانونی زندانیان تبعیدی به زندان رجایی‌شهر، رسیدگی کنند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

باوجودی‌که نیروهای امنیتی و انتظامی از هیچ نوع وسیله‌ای برای سرکوب و ارعاب حاضران دریغ نکردند اما خانواده‌ی دراویش زندانی و زندانیان سیاسی که همراهی صدها درویش دیگر را نیز به‌همراه دارند با بیان اینکه به‌کارگیری زور نشانه وجود اشکال در قوه فهم و ادراک است اعلام کردند از اعمال خشونت دستگاه‌های به ظاهر انتظامی و امنیتی هراسی نداشته و در صورت خلف وعده تا حصول خواسته‌های قانونی و مطالبه حقوق حقه زندانیان سیاسی و عقیدتی هر چند بار لازم باشد گرد هم خواهند آمد و 10 صبج 18 اسفند ادامه‌ای بر این تجمعات خواهد بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

همچنین دراویش در اعتصاب غذا نیز گفته‌اند که در صورت عدم رسیدگی به حقوق‌شان به اعتصاب غذای خشک روی خواهند آورد.

در انتها باید گفت در این روز نیروهای امنیتی به اشکال گوناگون قصد در مقابله با جمعیت داشته‌اند. برای نمونه نیروهای امنیتی اقدام به گذاشتن حصار به‌دور جمعیت بانوان درویش و غیر درویش حاضر مقابل دادستانی تهران کردند. در مقابله با این اقدام آقایان حاضر در تجمع به اطراف این حصارها که توسط نیروی انتظامی کنترل می‌شد رفته و شعار لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار سردادند.

یکی از دراویش حاضر در تجمع با اشاره به ترس نیروهای امنیتی از کشیده‌شدن اعتراضات به بازار می‌گویند: «اینجا هم آقایان هستند و هم خانم‌ها. گاردی‌ها دور تا دور ما را محاصره کرده‌اند و چون اطراف دادستانی بازار است و بسیار شلوغ است و مردم در حال خرید عید هستند، ماشین‌های ون را دور ما گذاشته‌اند که کسی تجمع ما را متوجه نشود. دراویش الان در حال نماز خواندن هستند و گاردی‌ها ایشان را محاصره کرده‌اند.»

همچنین صحبت‌های یکی از دستگیرشدگان با بی‌بی‌سی فارسی را ملاحظه نمایید: ویدئو


تهیه: وبلاگ نامه به یک آزاده
منابع: وبلاگ نامه به یک آزاده و منابع لینک‌شده در متن
عکس‌ها: کلمه و دویچه‌وله

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

برای کسب اطلاعات تکمیلی در رابطه با تجمع 17 اسفند ماه لطفا ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»

آرش صادقی که پیش از این جمعه 16 اسفند در یادداشتی متذکر شده بود که حضور در فراخوان زندانیان سیاسی هزینه‌ی برخورد احتمالی امنیتی با خانواده‌های زندانیان سیاسی را برای برخوردکنندگان بیشتر خواهد کرد، در تجمع امروز یکی از چندصد نفری بود که در این روز بازداشت می‌شود.

«فردا (شنبه 17 اسفند) قرار هست خانواده زندانیهای سیاسی دربند راس ساعت 11در مقابل دادستانی تجمع کنند.کاش تنهاشون نذاریم و در کنارشون باشیم…
با حضور ما فریاد اونها رساتر و هزینه برخورد امنیتی احتمالی با خانواده های عزیز هم بیشتر خواهد بود.
»
آرش صادقی – جمعه 16 اسفند

آرش صادقی که پس از چند ساعت آزاد می‌شوند، مشاهدات خود را اینگونه بیان کرده اند:

«امروز برای حمایت از خانواده‌های زندانیهای سیاسی مقابل دادستانی تجمعی برگزار شد که حضور خانواده‌ی دراویش خیلی پر رنگتر از بقیه‌ی خانواده‌ها بود.

هنوز ده دقیقه‌ای از حضورمون نگذشته بود که سه نفر وارد جمعیت شدند و منو به همراه بهنام بازداشت کردند و به کلانتری همون منطقه منتقل کردند. چند ساعتی بازجویی شدیم و با ضبط کارت شناسایی و یکسری وسایل شخصی بعد از 6ساعت اجازه‌ی خروجمون صادر شد.»
آرش صادقی – شنبه 17 اسفند – 18:10

همچنین در تجمع امروز که برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز به آن پیوستند، یکی از این چهره‌ها یعنی نسرین ستوده مورد برخورد شدید نیروهای تندروی حاضر قرار گرفت که خانواده حال ایشان را مساعد اعلام کرده‌اند:

«تجمع خانواده‌های عمدتاً دراویش برای پیگیری مشکلات زندانیان بیمار در مقابل دادستانی تهران تا دقایقی پیش ادامه داشت.

به اجتماع آنها هجوم برده شده، عده‌ی زیادی را کتک‌زده و گروهی از آنها را بازداشت کرده‌اند. با این حال این فشارها باعث نشد آنها متفرق بشوند.
آخرین اطلاعی که دارم این است که سرانجام به خانواده‌ها، قول‌هایی مبنی بر رسیدگی به خواسته‌هایشان داده شده است.

درضمن به اطلاع دوستان عزیزی که نگران حال نسرین بودند می‌رسانم حال او کاملا خوبه و مشکل خاصی ندارد فقط نگران خانواده هایی هستیم که همچنان درگیر هستد و برخی در بازداشت به سر می برند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – شنبه 17 اسفند – 19:20

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آذر 1392

وقتی فریاد می‌زند اما نمی‌شنوند…
وقتی بیداد، بر سرش بیداد می‌کند…
او را چاره کدام است؟
او هم غذا نمی‌خورد…

او یک زندانی ست که برای عقیده‌اش میان بندها کشانده‌اند. زندانی از حق می‌گوید، زندانبان منکر حق می‌شود؛
زندانی می‌گوید غذای من این ناحقی نخواهد بود، و لب به غذا می‌بندد.

باز باید بنویسیم از یک بی‌غذایی دوباره، این بار از دکتر محمد حسن یوسف‌پور سیفی. او نیازمند درمان است. جایگاه او نه میان زندان و زندان‌بانان بلکه میان بیمارستان و طبیبان است

پیش از این در آبان ماه، گزارش داده بودیم(این روزهای ایران: زندانیان بیمار/ وضعیت وخیم مهندس هوتن دولتی و دکتر محمد حسن یوسف‌پور در زندان اوین) که دو تن از زندانیان بند 350 اوین یعنی مهندس هوتن دولتی و دکتر محمد حسن یوسف‌پور از وضعیت وخیمی در زندان اوین رنج می‌برند و همچون دیگر ده‌ها زندانیان بیمار نیازمند مداوا اند. و امروز متأسفانه باید خبر دهیم که یکی از آن بیماران یعنی دکتر محمد حسن یوسف‌پور سیفی برای درخواست حق مداوای خود از روز جمعه اول آذر ماه، به اجبار دست به اعتصاب غذا برده است.

حال او وخیم است. او نیازمند دوا و مداواست اما چاره‌ای جز اعتصاب غذا نیافته است…

دکتر محمدحسن یوسف‌پور سیفی

دکتر محمدحسن یوسف‌پور سیفی

پی‌نوشت: چهار زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در حمایت از زندانیان بیمار و در اعتراض به عدم توجه مسئولین به وضعیت این‌گونه زندانیان از روز شنبه(11 آبان) تا یکشنبه(19 آبان) دست به اعتصاب غذا اعتصاب غذا زده بودند. (در این رابطه مراجعه نمایید به پست «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»)

لازم به یادآوری است که اعتصاب غذای این زندانیان باعث شد تا به وضعیت برخی از زندانیان بیمار تاحدودی رسیدگی شود که در این رابطه بخوانید: «عبدالفتاح سلطانی: زندانیان بستری را فراموش نکنید/اعزام برخی از زندانیان بیمار به بیمارستان در نتیجه‌ی اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی»


——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

آپدیت: دکتر محمد حسن یوسف‌پور سیفی، علی‌رغم وضعیت وخیم جسمانی مجبور به اعتصاب غذا شدند

آپدیت: مهندس هوتن دولتی، علی‌رغم وضعیت وخیم جسمانی مجبور به اعتصاب غذا شدند

این روزها که حال زندانیان بیمار که آنسوی میله‌ها روزگار سرمی‌کنند بسیار وخیم است. چهار تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به جان خویش به حمایت از آنان برخواسته بودند تا مسئولان را به رعایت وظایف خویش هشدار دهند و برای انسان درس انسان باشند…

این چهار تن یعنی عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، سعید مدنی و مهدی خدایی از روز 11 آبان ماه تا 19 آبان برای این هدف به‌اجبار اعتصاب غذا را برگزیدند. (بخوانید: «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»)

پژمان ظفرمند که این روزها این سوی میله‌های کنار ماست از روزهای زندان سخن گفته، و سخن او باز سخن زندانیان بیمار است. بخوانید:

«در طول مدتی که در بند 350 اوین بودم حال دو تن از زندانیان را نامساعد دیدم که بسیار برایم ناراحت‌کننده بوده، که کابوس شبهایم شده است.

هوتن دولتی و محمدحسن یوسف پور آنچنان با مشکلات جسمانی مواجه هستند که حتی در بسیاری از مواقع توان راه‌رفتن ندارند. متأسفانه وضعیت این دوستان بسیار نگران‌کننده است.

امید است هر چه زودتر به وضعیت این عزیزان رسیدگی گردد.»
پژمان ظفرمند – جمعه 17 آبان

مهندس هوتن دولتی زندانی سیاسی

مهندس هوتن دولتی زندانی سیاسی

مهندس هوتن دولتی: هوتن دولتی مسئول (سابق) سازمان دانشجویان و دانش آموختگان و عضو کمیته استان تهران جبهه ملی ایران است. به گفته‌ی دکتر پرویز داورپناه از فعالان جبهه ملی در خارج از کشور، هوتن دولتی متولد بهمن 1355 از سال 1376 فعالیت‌های خود را در زمینه‌ی محیط زیست و سازمان‌های مردم نهاد و در نشریات داخلی این سازمان‌ها شروع نمود و در سال 1380 “صلح سبز ایران” را به اتفاق چند نفر دیگر به عنوان، هیات مؤسس پایه‌گذاری کرد. همچنین از سال 1381 در انجمن تالشان مقیم تهران فعال بوده و به مدت 2 سال مسوولیت نشریه خانه تالش را به عهده داشته‌است.

ایشان شنبه 26 اسفند 1391 در پی مراجعه‌ی مأموران امنیتی به منزلش که با تفتیش منزل و ضبط کامپیو‌تر و لوازم شخصی ایشان همراه بود، بازداشت شد. و پس از آن نزدیک به یک ماه را درانفرادی‌های بند 209 و 240 زندان اوین تحت بازجویی قرار گرفت و سپس به بند 350 آن زندان منتقل شد.

هوتن دولتی با اینکه در خرداد 92 درشعبه‌ی 28 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر بیانیه‌ها و پیامهای جبهه ملی و عضویت در این جبهه و تشکیل گروه تهیه فیلم و مستند محاکمه شد ولی «هنوز» حکم وی ابلاغ نشده و قرار وثیقه‌ی او که از سوی این شعبه برایش تعیین شده بود نیز ملغی شده است!

یکی از نزدیکان این زندانی سیاسی به هرانا گفته است: «هوتن دولتی از ناراحتی قلبی رنج می‌بَرَد و به‌شدت ضعیف شده است. وی به بیماری پرولاپس دریچه‌ی میترال مبتلاست و از سال 80 تحت نظر پزشک قلب بوده که زندان، ادامه‌ی درمان وی را با خلل موجه کرده است.»

دکتر محمدحسن یوسف‌پور سیفی

دکتر محمدحسن یوسف‌پور سیفی

دکتر محمد حسن یوسف‌پور: محمدحسن یوسف پور دکترای فلسفه و عضو مجموعه فعالان حقوق بشر و از اعضای جمعیت کودکان کار و خیابان، و نویسنده و کارگردان تئاتر و رادیو و تلویزیون است.

این فعال حقوق بشر ابتدا در اسفند ماه 88 به‌همراه گروهی از فعالان حقوق بشر توسط اطلاعات سپاه بازداشت و پس از چند روز به دلیل موقعیت شغلی‌اش(ایشان در آن دوره کارمند صدا و سیما بودند) آزاد شد. بعد از آن ایشان در تیر 1390 مجدداً بازداشت و پس از یک هفته بازداشت دربند 2-الف سپاه و گذران دو هفته دربند 350 زندان اوین به قید وثیقه آزاد شد.

ایشان پس از آن، توسط قاضی صلواتی رییس شعبه 15 دادگاه انقلاب به 5 سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد که از 18 شهریور 91 برای سپری کردن محکومیت‌اش در بند ۳۵۰ زندان اوین روزگار سرمی‌کند.

آن‌گونه که ایشان در وبلاگش اعلام کرده بود سه سال آن به اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی کشور از طریق فعالیت و عضویت در تشکیلات غیر قانونی موسوم به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کمک به محکومین امنیتی و ترتیب خروج غیر قانونی آنها به خارج از کشور، جمع آوری نامشروع کمک مالی برای خانواده‌های زندانیان سیاسی-امنیتی و تودیع وثیقه بصورت نامشروع برای زندانیان امنیتی به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامی، می‌باشد.

و دو سال دیگر نیز به اتهام توهین به مقدسات(به استناد ماده 513 قانون مجازات اسلامی) است که به‌خاطر مطلبی بود که ایشان درباره‌ی موسسه‌ی فاطمه زهرا در مشهد(درباره صیغه) و مقاله‌ی وضعیت زنان در ایران، در وبلاگش منتشر کرد.

شش ماه دیگر حبس ایشان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام(به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی) به‌خاطر مقاله‌ی نگاهی به طرح امنیت اجتماعی در ایران و حجاب و انتقاد از وضعیت معیشتی کارگران و کودکان کار و خیابان است که ایشان در در وبلاگشان منتشر کردند.

ایشان همچنین یکی از ده زندانی سیاسی بند 350 اوین بوده‌اند که در 8 اردیبهشت 92 در پی اقدامات غیرقانونی مسئولین زندان به انفرادی منتقل شده بودند که سرانجام پس از 3روز اعتصاب غذا، 18 اردیبهشت 92، به بند عمومی بازگردانده شدند(بخوانید: «»)

این زندانی سیاسی به ویزیت متخصص مغز و اعصاب برای مشکل دیسک کمر خود و همچنین متخصص چشم پزشکی برای اختلالی که در شبکیه هر دو چشم باتوجه به ضعف بینایی شدید چشمانش(دید 4 از 10) دارد، و درمان این بیماری‌ها نیازمند است. ایشان همچنین دچار علائمی مانند فشار خون بالا و ضربان نامنظم قلب نیز می‌باشند.

همچنین بخوانید: نامه ای از زندان؛ ایستاده ایم تا فرزندانمان در آینده زندگی بهتری داشته باشند

پژمان ظفرمند: لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با پژمان ظفرمند به پست آپدیت شده‌ی «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر» مراجعه نمایید.

پی‌نوشت: برای کسب اطلاع بیشتر درمورد وضعیت اخیر برخی زندانیان بیمار همچنین مراجعه کنید به پست «عبدالفتاح سلطانی: زندانیان بستری را فراموش نکنید/اعزام برخی از زندانیان بیمار به بیمارستان در نتیجه‌ی اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی»

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

خانم معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی زندانی سیاسی در بند ضمن تشریح ملاقات امروزشان که به همراه دیگر خانواده‌های زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده بوده‌است(امیرخسرو دلیزثانی، سعید مدنی و مهدی خدایی) از اعزام نوید خانجانی به بیمارستان طالقانی و آماده شدن یاشار دارالشفایی و حسین رونقی ملکی به بیمارستان خبر می‌دهند:

«امروز(دوشنبه 20 آبان) روز ملاقات بود. ما 4 نفر طبق روال دوشنبه‌ها به سمت سالن بالا رفتیم.

من از دیروز یادداشت کرده بودم نامه‌های عزیزان رو به ایشون نشون بدم و بگم دیگه بسه اعتصابتون رو بشکنید. اما صبح فهمیدم که بیانیه داده و اعتصاب رو شکسته‌اند…

آقای سلطانی رو دیدم. روحیه‌ی خوبی داشتند، کمی هم لاغر شده بودند. گفتند به همه‌ی دوستان سلام برسونید و از همه تشکر کنید. به امید آزادی و سلامتی. توصیه کردند بیماران بستری را فراموش نکنید.

در ضمن امروز یاشار دارالشفایی برای ام‌آر‌آی اعزام می‌شود. آقای نوید را برای شیمی‌درمانی به بیمارستان طالقانی اعزام کرده بودند. حسین برای کار درمانی قراره اعزام بشه.»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – دوشنبه 20 آبان ساعت 15:30

ویرایش: نامه به یک آزاده
درحال تکمیل…

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

برای اطلاعات کامل لطفاًٌ مطالعه فرمایید پست «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»

چهار زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که از روز شنبه 11 آبان دست به اعتصاب غذا زده بودند، عصر روز یکشنبه(19 آبان) به این اعتصاب غذای اعتراضی پایان دادند.

عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی سعید مدنی در اعتصاب غذا

عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی سعید مدنی در اعتصاب غذا

به گزارش کلمه، عبدالفتاح سلطانی، امیر خسرو دلیر ثانی، سعید مدنی و مهدی خدایی از ظهر روز شنبه هفته گذشته در اعتراض به وضعیت زندانیان بیمار که نیاز به رسیدگی پزشکی در خارج از زندان دارند و عدم توجه مسئولین زندان به وضعیت وخیم آنان دست به اعتصاب غذا زده اند. اعتصاب کنندگان خواسته اند که بیماران محبوس به بیمارستانی خارج از زندان اعزام شده و بتوانند از حق مرخصی درمانی بهره مند شوند.

این زندانیان تاکید کرده بودند برای عمل به فرضیه امر به معروف و نهی از منکر و برای شنیده شدن صدای زندانیان مظلوم بیمار، اعتصاب غذا کرده اند و نسبت به مداخله نهادهای امنیتی غیر مسئول در امور درمان زندانیان، عدم حضور پزشکان متخصص در زندان‌ها، روند طولانی و غیر قابل پیش بینی برای اعزام بیمارانی که نیاز به بستری شدن در بیمارستان دارند، اجبار بیماران به پوشیدن لباس مخصوص و زدن دستبند و پابند برای اعزام به مراکز درمانی و مواردی دیگر از این دست معترضند.

در این مدت شخصیت ها و فعالان سیاسی و مدنی و همچنین تعدادی از زندانیان سیاسی و خانواده زندانیان سیاسی در پیام هایی از آنان خواسته بودند که با پایان دادن به اعتصاب غذای خود دوستان و خانواده را از نگرانی در آورند، زیرا که صدای اعتراضشان شنیده خواهد شد.

http://www.kaleme.com/1392/08/20/klm-164597/ منهای اضافات و تصحیحات

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »