Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘سرکوب’

آبان 1393

این روزهای ایران…

محرم… و عاشورا. خود عاشورا و در همین خود ایران…

«عصر روز شنبه از تهران حرکت کردم رسیدم به اصفهان تا از اصفهان نیز بگذرم و به شهری دیگر بروم.

می گویم: اگر حاکمان ما مختصری به فهم و خرد مزین بودند، هم استعفا می‌دادند و هم تلاش نمی‌کردند ماجرای اسیدپاشی را با عمده کردنِ سیاه‌کوبی و مراسم محرم ، و مرگ مهدوی کنی، و پرتاب چند خمپاره به خاک پاکستان، و اعدام ریحانه جباری به حاشیه برانند.

من نمی دانم چه اصرار جاهلانه‌ای در کار است که کربلای حیّ و حاضر ایران را رها می‌کنند و به دور دست‌های تاریخ می‌روند و یزید و شمر و خولی پیدا را ندیده می‌گیرند تا یزید و شمر و خولیِ ناپیدا را لعن و نفرین کنند.

بهانه برای بر سر و سینه زدن در کربلای ایران فراوان تر است.»
محمد نوریزاد – نیمه شب 3 آبان

شنبه سوم آبان 93 در ایران روزی بود که مردمی که مسئولین را درمبارزه‌ی قاطع با آنان که سلاح‌به‌دست به صورت انسانها اسید می‌پاشند، بی‌توجه یافتند برای دومین بار تصمیم به اعتراض به این اعمال غیرانسانی و غیرقانونی و البته به این بی‌مسئولیتی کردند.

پیش از این روز نیز مردم تجمعاتی را در اصفهان و تهران برگزار کرده‌اند که البته با برخورد و حضور نیروهایی که باید به اسیدپاشی پایان می‌دادند، پایان یافت!

والبته سوم آبان نیز برای مردم از سوی آنان که باید حافظ جان و امنیت مردم باشند پیامدی جز باتوم، گاز اشک‌آور و بازداشت نداشته‌است.

تجمع در اصفهان با خشونت نیروهای امنیتی و بازداشت مردم، و در تهران با جو پادگانی یگانهای ویژه و بازداشت مردم به‌خصوص زنان و فعالین روبرو می‌گردد.

برای مثال نسرین ستوده از بازداشتی‌های این روز است. که البته خود، این روزها در تحصنی مجزا که مکانش روبروی کانون وکلای مرکز است، روزگار را به ایستادگی می‌گذراند. پیش از رسیدگی به این موضوع بد نیست توصیف محمد نوریزاد که خود یکی از تحصن‌کنندگان مقابل کانون وکلاست را از این تحصن بخوانید:

«صبح ساعت ده، جلوی کانون وکلا. با عزیزانی چون نسرین ستوده، خانم پور فاضل(وکیل خانواده‌ی ستار بهشتی)، علیرضا جباری(عضو کانون نویسندگان و عضو لگام)، دکتر محمد ملکی، و دو عزیزی که از کردستان آمده بودند. و: عزیزانی دیگر.

در این عکس، من هنوز تن پوشم را به تن نکرده ام. اما پرچم سرخی که بر آن نوشته ام: جانم فدای ایران، در اهتزاز است.»
محمد نوریزاد – 3 آبان – ساعت 14:00

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز - 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز – 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

آنطور که ذکر شد نسرین ستوده این روز بازداشت گردیده‌اند. رضا خندان، همسر نسرین ستوده بازداشت وی را اینگونه خبر می‌دهند:

همچنین لطفاً برای اخبار مربوط به تحصن ایشان به پست «دومین روز تحصن کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد» مراجعه نمایید.

« امروز پس از پایان ساعت تحصن در مقابل کانون وکلا نسرین به همراه دوستان و تنی‌چند از همکارانش جهت اعلام حمایت از زنان اسیدپاشی شده و اعتراض به عملکرد مسئولین، به روبروی وزارت کشور رفته بودند.

زمان برگشت همه‌ی آنها را بازداشت و پس از گرفتن عکس و مدارک شناسایی ساعاتی بعد همگی آزاد شده‌اند. اما نسرین را بدون داشتن حکم قضایی به‌طور خودسرانه بازداشت کرده‌اند.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 15:00

رضا خندان درمورد دیگر افرادی که به‌همراه نسرین ستوده بازداشت شده‌اند می‌گویند:

«وکلای دادگستری خانم گیتی پورفاضل و آقای عباس جمالی، به‌همراه آقایان پیمان عارف و فرید روحانی جزو افرادی بودند که همراه نسرین بازداشت و پس از گرفتن عکس و مدارک شناسایی و در برخی موارد گرفتن تلفن جیبی، آنها را آزاد و نسرین همچنان در بازداشت است.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 15:00

باوجودی که این عزیزان پس از مدت کوتاهی آزاد گردیده و نسرین ستوده نیز پس از چند ساعت آزاد می‌شوند اما آزادی دیگر مردمی که در این تجمع بازداشت شده‌اند تا این‌لحظه مورد اطلاع ما نیست. برای نمونه پیمان عارف از بازداشت 30 زن و انتقال آنان به بازداشتگاه وزرا خبر می‌دهند:

حدود 30 نفر از زنان معترض به اسیدپاشی‌های اخیر امروز در محدوده‌ی میدان فاطمی بازداشت شدند که حسب اطلاع در بازداشتگاه وزراء نگهداری می‌شوند!»
پیمان عارف – شنبه 3 آبان – 19:00

فرید روحانی نیز در شرح تجربه‌ی سوم آبان خود از جو امنیتی و همچنین نحوه‌ی بازداشتشان اینگونه خبر می‌دهند که:

«امروز همراه با خانم‌ها نسرین ستوده و گیتى پورفاضل، به‌همراه اقایان عباس جمالى، پیمان عارف و تعدادى از دوستان دیگر رفته بودیم جهت اعتراض به اسیدپاشى در مقابل وزارت کشور.

فضا بسیار امنیتى بود. در حین قدم‌زدن بودیم که دیدیم یکى از مأمورین با صدازدن پیمان عارف او را از ما جداکرد و سپس با یه برخورد بسیار زننده‌اى به بنده و خانم ستوده گفتن که کنار پیاده رو توقف نکنید!

به‌محض‌اینکه وارد یکى از فرعى‌هاى خیابان فاطمى شدیم مأمورینى که مدعى‌بودند از پلیس امنیت هستند، بدون نشان‌دادن کارت شناسایی و حکم بازداشت همگى را نگه‌داشته و با ضبط کارت شناسایی و گوشى‌هاى موبایل، مبادرت به گرفتن مشخصات فردى و شماره‌ی خط‌ها کردند.

بعد از مدتى تعداد مأموران بیشتر شد. همگى رو آزاد کردند. بنده را نیز پس از گرفتن عکس گفتند که می‌تونم برم. ولى متأسفانه خانم ستوده تاکنون در بازداشتى بسر می‌برند که هیچ حکمى به ایشان ارائه نشده و مأمورین مدعى بودند که از طریق دوربین‌هاى وزارت کشور رصد شدین و دستور داریم بازداشت تون کنیم! »
فرید روحانی – شنبه 3 آبان – 17:30

البته همانطور که در بالا ذکر شد نسرین ستوده پس از چند ساعت از بازداشت‌شان آزاد می‌گردند. رضا خندان آزادی ایشان را اینگونه خبر دادند:

«دوستان عزیز، نسرین الان تماس گرفت و گفت که آزاد شده و هم‌اکنون در راه خانه است. جزئیات این بازداشت خودسرانه را به اطلاع دوستان خواهم رساند.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 19:30

تحصن نسرین ستوده و رضا خندان مقابل کانون وکلای مرکز - 3 آبان 93 - پیش از بازداشت چندساعته‌ی نسرین ستوده| عکس: رضا خندان

تحصن نسرین ستوده و رضا خندان مقابل کانون وکلای مرکز – 3 آبان 93 – پیش از بازداشت چندساعته‌ی نسرین ستوده| عکس: رضا خندان

همچنین باید گفت که پیمان عارف نیز که پیش از این برای ایستادگی مقابل حق تحصیل گرفته‌شده از وی بیش‌از قبل دست‌به‌کار شده‌است دوم آبان از ادامه‌ی ایستادگی خود و همچنین قدمگاه جدیدش یعنی روبروی وزارت علوم خبر داده‌اند:

«فردا(3آبان) ساعت 9 صبح جلوى كانون وكلاى مركز در كنار نسرين ستوده و محمد نوريزاد عزيز به تحصن خواهم‌ايستاد تا حقوق بنيادين بشر چون حق اشتغال، تحصيل و مالكيت اموال را براى دگرانديشانى چون خود فرياد برآوريم.

از صبح يكشنبه نيز رحل تحصن جلوى وزارت علوم خواهم افكند!»
پيمان عارف – شامگاه جمعه دوم آبان

برای کسب اطلاع از از آنچه ایشان فریاد برآورده‌است مطالعه نمایید:

نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!
ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم
پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود
مبارزه‌با اسیدپاشی| گزارش مشروح و تصویری از تجمع تهران و اصفهان و تحصن کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

فروردین 1393

پس از آنکه 18 بهمن 92 گروهک جیش العدل پنج تن از سربازان ایران در مرز ایران-پاکستان را گروگان گرفته بود بود کمپینی با عنوان «سربازان ایران را آزاد کنید» با نماد FreeIranianSoldiers# به‌شکلی کاملاً خودجوش شکل گرفت.

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید

چند روز پس از این شکلگیری بود که جیش العدل اعلام کرد حاضر به مبادله‌ی سربازان با شرایطی خاص خواهد بود که درعوض آن جمهوری اسلامی باید 50 عضو زندانی این گروه، 200 نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین 50 نفر از زنان سنی را که به گفته‌ی جیش العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند را آزاد کند.

کمپین ادامه یافت و انواع و اقسام اخباری که مشخص نبود از کجا و با چه سمت و سویی منتشر می‌گردند، فضا را درهم می‌ریخت. برای نمونه خبر آزادی سربازان ایران در رسانه‌های وابسته به حکومت ایران منتشر گردید که در نهایت مشخص شد هیچیک حقیقت نداشته است!

در نهایت کار به‌جایی رسید که جیش العدل با اعلامی که از طریق توییتر رسمی خود داشت گفت که قصد دارد تا یکی از سربازان ایران را اعدام نماید. چندین روز پس از این اعلام، جیش العدل بار دیگر خبری منتشر کرد. خبری مبنی بر آنکه جمشید دانایی فر تنها درجه دار میان سربازان توسط جیش العدل به شهادت رسیده است. خبری که در ساعات اولیه توسط مسئولین تکذیب شد و در نهایت تأیید گردید!

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers - جمشید دانایی فر به شهادت رسید

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers – جمشید دانایی فر به شهادت رسید

پس از آن جمعی از فعالان و کنشگران جامعه مدنی ایران و فعالان انجمن اسلامی سابق دانشگاه علوم و تحقیقات تهران اعلام کردند که در اعتراض به گروگانگیری و شهادت مرزبان ایرانی و نقش دولت پاکستان و سازمان اطلاعات این کشور که طی سال های گذشته در ناامن کردن منطقه و حمایت پشت پرده از گروههای تروریستی نقش جدی داشته است با در دست داشتن تصاویر مرزبانان ایرانی در مقابل سفارت خانه‌های این کشور در تهران و دیگر کشورها تجمع خواهند کرد.

زمان و مکان این تجمع مدنی در ایران روز پنج شنبه 7 فروردین ساعت 3 بعد از ظهر در محل سفارت پاکستان، واقع در تهران، خیابان فاطمی غربی، نبش اعتمادزاده، اعلام گردید.

جو پادگانی اطراف سفارت پاکستان که با حضور نیروهای یگان ویژه و ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها که تمام شرق و غرب تقاطع کارگر و فاطمی را در برگرفته بود به معنی آن بود که اجازه‌ی برگزاری هیچ تجمعی داده نخواهد شد. و متأسفانه برخورد شدید و دستگیری‌هایی نیز مقابل سفارت پاکستان شکل گرفت تا گویای این شدت عمل باشد.

حال بخوانید روایت دختر میرحسین را از این روز. فقط بگوییم 7 فروردین، 1138 امین روزی بود که زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در زندان به‌سر می‌برند:

«برحسب اتفاق بود یا هواخوری. هرچه که بود سر از نزدیکی سفارت پاکستان درآوردم…

حدود ساعت سه بعد از ظهر بود و جمعیت اندک اندک اضافه میشد… نیروی انتظامی و ون‌های گشت و پلیس راهنمایی‌رانندگی و پلیس‌هایی با لباس سبز تیره و باتوم و سپر شیشه‌ای (اولین بار این جنس پلیس‌ها را سال 1378 در محدوده‌ی انقلاب رویت کردم و به کرات در سال 1388 و 1389 دیدم و البته هنوز نمی‌دانم یگان ویژه اند یا سپاه یا نیروی انتظامی!)

تعدادی… نه خیلی زیاد در خیابان فاطمی و کارگر پراکنده بودند.

البته پلیس‌های مزبور از فردی با لباس سفید که روی شلوار انداخته بود و شلوار مدل بسیجی وار پوشیده بود دستور می‌گرفتند و ایشان به آنها امر و نهی می‌کرد.

خلاصه، در گیر و دار نارضایتی تجمع‌کنندگان و زمزمه‌های دستگیری دو-سه نفر متوجه شدم که چرخ عقب ماشینم که مدتی گوشه‌ی خیابان فاطمی پارک بوده، پنچر شده است و البته من هم چرخ زاپاس همراهم نداشتم چراکه….

در یک ماه اخیر این چهارمین بار بود که چرخ ماشینم پنچر می‌شد و البته شایان ذکر است که در سه دفعه‌ی پیش چرخ‌ها با چاقو پاره شده بودند و خوب دیگر قابل استفاده هم نبودند…

یکی از تجمع کنندگان خوب… متوجه سردرگمی و البته پنچری چرخ ماشین من شد و به کمک بنده شتافت…

از آنجایی که چرخ زاپاس همراه نداشتم و هیچ پنچرگیری هم آن اطراف نبود ایشان زاپاس ماشینشان را سخاوت‌مندانه به من قرض دادند و خودشان هم چرخ ماشینم را تعویض کردند و البته قرار شد در عرض همین یکی دو روز تماس بگیرم و چرخ زاپاس این تجمع‌کننده‌ی خوب را پس بدهم.

القصه… درهمان زمان ناراحتی من از دیدن چرخ پنچر شده، یکی از برادران لباس‌شخصی‌پوش با جسارت و اعتماد به نفس و مچ‌گیری از من و ماشینم و برادر عزیزی که لطف کرده و می‌خواست به کمک من بیاید هم عکس گرفت…

ظاهرا از بقیه‌ی ماشین‌های پارک شده‌ی گوشه خیابان فاطمی هم عکس می‌گرفت… حالا این عکس برود که بایگانی شود کنار بقیه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از من و خانواده‌ام در این چند سال گرفته اند…

از عکس ما در راهپیمایی سکوت گرفته که در بازجویی‌ها رو به روی همسر سابقم گذاشته بودند… تا عکس‌ها و فیلم‌هایی که در حالت عزاداری ما به وقت از دنیا رفتن پدر بزرگ پدری و مادریم گرفته شد…

به هر حال برادرها آلبوم عکس مفصلی از ما تهیه کرده‌اند.

پی نوشت: عکس های خانوادگی ما که در کامپیوتر شخصیمان بود و غارت کردند و پس هم ندادند را از قلم انداختمو»
دختر میرحسین موسوی – پنجشنبه 7 اسفند – ساعت 17

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

نامه به یک آزاده: متأسفانه زندانیان بیمار در زندان‌های ایران بسیارند. زندانیان سیاسی نیز که همیشه برخلاف قانون از حقوق زندانیان عادی نیز بی‌بهره بوده اند در وقت بیماری بیش از پیش آسیب‌پذیر و درخطر قرار می‌گیرند.

این مسائل باعث می‌شود که همیشه اعتراض‌هایی از سوی همراهان آنان در داخل زندان و یا خارج از زندان صورت گیرد. برای نمونه اعتصاب غذای چهار تن از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین(عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی و سعید مدنی) در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به بیماران زندانی و عدم انتقال آنان به مراکز درمانی مناسب که از روز شنبه 11 آبان 92 تا عصر روز یکشنبه(19 آبان) صورت گرفته بود، که گرچه با موفقیت آنان همراه بود اما آنطور که عبدالفتاح سلطانی در پایان اعتصاب غذا اعلام کرده بود(عبدالفتاح سلطانی: زندانیان بستری را فراموش نکنید/اعزام برخی از زندانیان بیمار به بیمارستان در نتیجه‌ی اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی)، باید به فکر زندانیان بیمار بود تا این مسائل تکرار نگردد. (اطلاعات تکمیلی را مطالعه کنید در پست: «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»)

اما ظلم ادامه داشت، و مسائل وخیم‌تر گردید. اگر زندانی سیاسی باشی و بیمار نیز باشی؛ و اگر پیشه‌ات درویشی هم باشد دیگر از این ظلم ضخیم، از این ظلم چندگانه چه چاره داری؟

چاره را اما آنان به ما آموختند. و گفتند مانند ما باید ایستاد!

آری آنان که در این راه ایستادند به گفته‌ی رضا خندان نه‌تنها فشار و زندان از راه خارج‌شان نساخت که هیچ، مستحکم تر نیز شدند. ایستادند و باز گفتند حتی از غذای شما نمی‌خوریم:

یازده اسفند ماه بود که نه تن از زندانیان سیاسی یعنی افشین کرم پور، امیر اسلامی، حمیدرضا مرادی، کسری نوری، مصطفی عبدی، مصطفی دانشجو، امید بهروزی، فرشید یدالهی، رضا انتصاری که همگی از دراویش گنابادی محبوس و اکثر آنان نیز از بیماران و دارای حالی بودند که باید تحت مراقبت‌های درمانی تخصصی قرار داشتند، راهی را جز اعتصاب غذا نیافتند.()

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری

پس از آن بود که کمپینی(کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با 9 درویش زندانی در اعتصاب غذا) در حمایت از آنان تشکیل شد، کمپینی که از دراویش و یا همراهان این راه می‌خواست تا با اعتصاب غذا با این عزیزان در بند همراه شوند و اعتراض بزرگ خود را اینگونه اعلام نمایند. چند هزار تن از دراویش ایران و جهان همراهی خود را در این حرکت بزرگ اعلام کردند، تا جایی که رضا خندان همسر نسرین ستوده آن را گسترده‌ترین حرکت اعتراضی این روزها خواند.(رضا خندان، همسر نسرین ستوده: هرچه فشار بیشتر عزم راسختر… اکنون اعضای جامعه‌ی دراویش دست به گسترده‌ترین حرکت اعتراضی زده اند)

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

خانواده‌های زندانیان سیاسی، هم‌آنان که باوجود ظلمی که همواره به آنان رفته است همیشه‌همراهان این راه پر از خون ِ جگر ِ آزادی بوده‌اند نیز، چون‌همیشه به‌فکر بودند. هم‌زمان با ایجاد کمپین، خانواده‌ی دراویش زندانی که جان دراویش زندانی بیمار و در اعتصاب غذا را بیش از پیش درخطر می‌دیدند به همراه خانواده‌ی دیگر زندانیان سیاسی، طی فراخوانی در 12 اسفند ماه، قرار را بر این گذاردند که شنبه 17 اسفند ماه مقابل دفتر دادستانی تهران اجتماع کنند و خواسته‌های به‌حق خود را مقابل ظلم بیش از حدی که به خانواده‌هاشان رفته و می‌رود مطالبه نمایند. اعضای کمپین همراهی با دراویش نیز اعلام کردند که در این تجمع حضور خواهند یافت.

متأسفانه چند روزی مانده به این تجمع زمزمه‌هایی مبنی بر حضور نیروهای تندرو و ایجاد تنش و جلوگیری از این تجمع به گوش می‌رسید. تا جایی که مجذوبان نور گزارش داد: «شنیده‌ها حاکی ست عده‌ای که خود را از نیروهای سیاسی می‌نامند با ارسال پیامک و پیغام گذاشتن در صفحات شخصی دراویش نعمت اللهی گنابادی، از حضور در گردهمایی روز شنبه ۱۷ اسفند مقابل دادستانی تهران خبر داده اند. این عده از عوامل نفوذی نیروهای تندرو و خودسر هستند و قصد آن‌ها از تنش آفرینی در گردهمایی یاد شده، ناکام گذاشتن خواسته‌های قانونی و صلح جویانه دراویش و خانواده‌های زندانیان سیاسی است.»

متأسفانه آنگونه که انتظار می‌رفت نیز شد. و دوباره ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از نیروهای ویژه‌ی سرکوب اسفتاده گردید. به تجمع یورش برده شد و مردم مورد ضرب و شتم واقع شدند. خیابانهای نزدیک به دادستانی امنیتی گردید و چندصد نفر از تجمع‌کنندگان که اکثر آنان از همراهان دراویش بودند نیز بازداشت شدند.

شرحی از اتفاقات این روز را بخوانید:

ابتدا باید در تکمیل توضیحات پیشین ذکر شود که دراویش در سراسر کشور طبق وعده‌ای که به‌یکدیگر دادند، طبق فراخوان خانواده‌ی زندانیان سیاسی 11 اسفند ماه مقابل دادستانی تهران حاضر شدند تا برای مطالبه‌ی به‌حق خواسته‌های خویش در حمایت از برادران و انسانهای در معرض ظلم در زندان اوین طوماری به شرح زیر را به امضا رسانند:

«ما خانواده‌های دراویش زندانی به همراهی سایر برادران و خواهران ایمانیمان با امضای این طومار اعلام می‌کنیم تا حصول خواسته‌مان که احقاق حقوق قانونی زندانیان و رسیدگی به وضعیت یاران در بندمان است از هیچ اقدامی خودداری نکرده و در این راه به قانونی تمسک می‌جوییم که مدام از سوی نهادهای قضایی و امنیتی زیر پا گذاشته می‌شود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

ما صدای تظلم‌خواهی خود را به گوش تمامی مسئولان می‌رسانیم تا حجت بر همه‌ی آن‌ها تمام شود.»

شنبه 11 اسفند مانند همیشه و چونان که آزادگان، همواره در شرایط مشابه با پوست و استخوان خویش تجربه کرده‌اند، ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از سحرگاه روز 11 اسفند نیروهای امنیتی وارد عمل شده و تعداد زیادی نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی در خیابان‌های پانزده خرداد، امام خمینی و مسیرهای منتهی به پارک شهر تهران مستقر شده‌اند و فضای این مناطق را امنیتی کرده اند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

استقرار اتومبیل‌های ون و اتوبوس‌های مخصوص یگان ویژه در اطراف حسینیه امیرسلیمانی تهران از ساعات اولیه‌ی صبح این روز آغاز شد و رفت و آمد‌های آن منطقه زیر نظر نیروهای لباس شخصی و امنیتی قرار گرفت.

نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی‌ها اقدام به کنترل تمام ورودی‌های منتهی به دادستانی تهران کردند تا مانع از برگزاری گردهمایی قانونی خانواده‌های دراویش زندانی و زندانیان سیاسی مقابل دادستانی تهران شوند.

موج بلندی از دستگیری‌ها که بالغ بر چندصد نفر(اسامی 200 نفر از دستگیرشدگان را ملاحظه نمایید) می‌باشد شکل گرفت و علاوه بر آن ضرب و شتم با استفاده از باتوم نیز توسط نیروهای امنیتی گزارش شده است.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

برای نمونه علی‌رغم حرکت اعتراضی آرام و صلح‌جویانه‌ی دراویش، برخی دراویش همچون علی شیربانی، سعید آخوندی، مسلم بخشی‌پور و مجید افضلی‌پور و دیگر کسانی که معترض به رفتار نیرو‌های امنیتی در برهم زدن تجمع قانونی دراویش بوده‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند.

و یا می‌توان اشاره کرد که در جریان این اقدامات خشونت‌بار نیروهای امنیتی، نیروهای یگان ویژه که قصد انتقال هادی سوگند و علی بهروز عباسی به داخل ون را داشتند با دیدن ممانعت و دفاع دراویش دیگر از وی، او را با ضربات باتوم به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. همچنین امید رحیمی که در اعتراض به بازداشت از سوار شدن به ماشین‌های یگان ویژه خودداری کرده بود، مورد اصابت باتوم به ناحیه چشم قرار گرفت و دچار جراحت شد. وی پس از انتقال به پلیس امنیت به اورژانس حاضر منتقل شد.

نیروهای انتظامی همچنین مقابل حسینیه‌ی دراویش گنابادی واقع در خیابان بهشت با دراویش درگیر شدند. در جریان این درگیری که یک ون نیروی انتظامی همراه با 10 موتورسوار اسکورت به دراویش حمله ور شدند، تیرهوایی نیز شلیک شد.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در این روز بیش از 500 درویش شرکت کننده در تجمع که طی تشکیل کمپین حمایت از دراویش زندانی در اعتصاب غذا نیز بودند توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه بازداشت شده و اکثراً به نمازخانهٔ کلانتری 113 بازار تهران و یا مکان‌های دیگر منتقل شده و در آنجا مورد تصویربرداری و بازجویی و اجبار به پرکردن برگه‌های بازجویی قرارگرفته‌اند. لازم به اشاره نیز هست که دراویشی که از پرکردن برگه‌ها ممانعت می‌کردند مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی توسط باتوم قرارگرفته‌اند. همچنین دراویش دستگیرشده، به اصرار نیروهای امنیتی مبنی بر شکستن اعتصاب غذا جواب رد داده‌اند.

برخی خبرها نیز حاکی از بازداشت دراویش گنابادی در مسیرهای منتهی به شهر تهران بود. همچنین یک درویش گنابادی به نام «بصیری از دراویش شهر اندیمشک» نیز در نزدیکی پارک شهر تهران بازداشت گردید.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در رابطه با دستگیری‌ها همچنین لازم به اشاره است که علاوه بر دستگیری مردان، سیل جمعیت زنان داوطلب برای حضور در این تجمع باعث گردید تا نیروهای امنیتی نسبت به آنان نیز واکنش نشان دهند، تا جایی‌که گزارش‌ها حاکی از دستگیری 80 نفرحداقل از بانوان درویش در خیابان‌های منتهی به دادستانی تهران و انتقال به اداره‌ی هفت‌ام پلیس امنیت بوده‌است.

لازم به اشاره نیز هست که در این تجمع برخی از فعالین مانند آرش صادقی نیز شرکت داشته‌اند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به کلانتری 113 تهران منتقل شده و پس از 6 ساعت آزاد می‌گردند. همچنین برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز در تجمع امروز حضور داشته اند که متأسفانه نیروهای امنیتی در محلی که خانم نسرین ستوده حضور داشته‌اند با گاز فلفل ایجاد درگیری کرده‌اند.(برای اخبار کامل در این زمینه مراجعه کنید به پست «شرح رضا خندان(همسر نسرین ستوده) و آرش صادقی از تجمع خانواده‌ی زندانیان سیاسی و همراهان دراویش مقابل دادستانی»)

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

همچنین مریم شیرینی همسر یکی از دراویش زندانیِ در اعتصاب غذا(امیر اسلامی) نیز که در این تجمع، میان خانواده‌های دراویش زندانی مقابل دادستانی تهران حاضر بود و خود در همراهی با دراویش زندانی در اعتصاب غذای خانگی به‌سر می‌بُرد، به دلیل ضعف دچار بیهوشی گردید و با آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شد. یکی از شاهدین عینی در شرح این واقعه می‌گویند: «در این تجمع، حال عمومی همسر امیر اسلامی _وکیل پایه یک دادگستری_ به دلیل ازدحام جمعیت و شُک عصبی رو به وخامت گرایید و ایشان به بیمارستان سینا منتقل گردید.»

یکی از شاهدین حاضر در تجمع درمورد دستگیری‌ها اینگونه شرح می‌دهند که: «تا کنون پنج یا شش ون پر کرده‌اند و نزدیک 100 نفری از شرکت کنندگان را با استفاده از گاز فلفل و ضرب و شتم بازداشت کرده‌اند. سردار ساجدی اول به ما قول داد که بازداشت شدگان امروز را آزاد خواهد کرد ولی بعدا حرف خود را پس گرفت.»

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

شاهدی دیگر می‌گوید: «مأمورین درحال فیلم گرفتن از شرکت کنندگان بودند، ولی اگر کسی با موبایل خود صحبت می‌کرد یا سعی در فیلم‌برداری از برخوردهای خشن مأمورین داشت، موبایلش ضبط می‌شد.»

نهایتاً تمامی این برخوردها باعث عقب‌نشینی دراویش نگردید و حتی با گذر زمان به تعداد دراویش نیز افزوده گردید. تا جایی که جمعیت به حدود 2000 نفر رسید و مأموران امنیتی اقدام به استقرار ماشین‌های آتش نشانی و آمبولانس برای ایجاد جو خطر در مقابل دادستانی تهران کرده‌اند. در حالی‌که این تجمع کاملاً مسالمت‌آمیز بوده و تمام حرکات خشونت‌آمیز از سوی نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

اما تمام این سرکوب‌های شدید موجب عقب‌نشینی دراویش و اتمام تجمع نگردید، بلکه تجمع وقتی در ساعت حدود 19 پایان یافت که مسئولان امنیتی به خانواده‌ها و دراویش حاضر در اجتماع مقابل دادستانی وعده دادند که تا ساعت 9 صبح یکشنیه 18 اسفند به خواسته‌های خانواده‌های زندانیان سیاسی و دراویش زندانی مبنی بر اقدام درمانی برای دراویش زندانی و اقدام درمورد تبعید غیرقانونی زندانیان تبعیدی به زندان رجایی‌شهر، رسیدگی کنند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

باوجودی‌که نیروهای امنیتی و انتظامی از هیچ نوع وسیله‌ای برای سرکوب و ارعاب حاضران دریغ نکردند اما خانواده‌ی دراویش زندانی و زندانیان سیاسی که همراهی صدها درویش دیگر را نیز به‌همراه دارند با بیان اینکه به‌کارگیری زور نشانه وجود اشکال در قوه فهم و ادراک است اعلام کردند از اعمال خشونت دستگاه‌های به ظاهر انتظامی و امنیتی هراسی نداشته و در صورت خلف وعده تا حصول خواسته‌های قانونی و مطالبه حقوق حقه زندانیان سیاسی و عقیدتی هر چند بار لازم باشد گرد هم خواهند آمد و 10 صبج 18 اسفند ادامه‌ای بر این تجمعات خواهد بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

همچنین دراویش در اعتصاب غذا نیز گفته‌اند که در صورت عدم رسیدگی به حقوق‌شان به اعتصاب غذای خشک روی خواهند آورد.

در انتها باید گفت در این روز نیروهای امنیتی به اشکال گوناگون قصد در مقابله با جمعیت داشته‌اند. برای نمونه نیروهای امنیتی اقدام به گذاشتن حصار به‌دور جمعیت بانوان درویش و غیر درویش حاضر مقابل دادستانی تهران کردند. در مقابله با این اقدام آقایان حاضر در تجمع به اطراف این حصارها که توسط نیروی انتظامی کنترل می‌شد رفته و شعار لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار سردادند.

یکی از دراویش حاضر در تجمع با اشاره به ترس نیروهای امنیتی از کشیده‌شدن اعتراضات به بازار می‌گویند: «اینجا هم آقایان هستند و هم خانم‌ها. گاردی‌ها دور تا دور ما را محاصره کرده‌اند و چون اطراف دادستانی بازار است و بسیار شلوغ است و مردم در حال خرید عید هستند، ماشین‌های ون را دور ما گذاشته‌اند که کسی تجمع ما را متوجه نشود. دراویش الان در حال نماز خواندن هستند و گاردی‌ها ایشان را محاصره کرده‌اند.»

همچنین صحبت‌های یکی از دستگیرشدگان با بی‌بی‌سی فارسی را ملاحظه نمایید: ویدئو


تهیه: وبلاگ نامه به یک آزاده
منابع: وبلاگ نامه به یک آزاده و منابع لینک‌شده در متن
عکس‌ها: کلمه و دویچه‌وله

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »