Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘زندانی سیاسی’

آبان 1393

نسرین ستوده - 13 آبان 1393 - عاشورای 93

نسرین ستوده – 13 آبان 1393 – عاشورای 93


صفحه‌ی فیسبوک شخصی نسرین ستوده که توسط خود ایشان مدیریت می‌شود سرانجام در تاریخ .. شروع به‌کار کرد تا پس از این سخنان این آزاده‌ی ایران و فعال حقوق انسان از این تریبون با صدایی رساتر به‌گوش رسد.

البته پیش از این نیز رضا خندان همسر ایشان همواره صدای نسرین ستوده و خیلی‌های دیگر در پروفایل شخصی خود در فیسبوک بوده‌اند و آزاده جز این نمی‌کند…

نسرین ستوده در اولین پست خود در فیسبوک اینگونه می‌نویسند که:

«روزگاری از نداشتن تریبون، نداشتن مطلق تریبون رنج می‌‍بردیم. وقتی حرفی برای گفتن داشتیم و جایی، نه.

حالا اما نیمه‌تریبونی غیررسمی در اختیار همه‌ی است. اسمش اینترنت است و هرکس می‌تواند از این تریبون غیررسمی برای اهدافش استفاده‌کند.

من با بازکردن این صفحه قصددارم برای استقرار عدالت و قانون تلاش کنم.

تحصیل کرده‌ی حقوق‌ام؛ و می‌دانم هر فرد انسان صرفنظر از نژاد، رنگ و جنسیت و مذهب و زبان و قومیت از حقوقی برخوردار است، و این نقطه‌ی عزیمت حقوق‌است که ابتدا حقوق‌مان را به‌ما می‌نمایاند و سپس از تکالیف‌مان با ما سخن می‌گوید.

من یک وکیل ام و بیشترین صحنه‌ی مدنی که در اختیار من است صحن دادگاه‌ها است. دادگاهی که قبل از هرچیز باید بی‌طرف باشد. مسلط به قانون باشد و آنگاه شجاعت دفاع از قانون را داشته‌باشد.

این ها ویژگی های « فرشته‌ی عدالت» است که نماد شخصیت قاضی در فرهنگ‌های گوناگون است:

1- فرشته‌ی عدالت کور است و کسی را نمی‌بیند و علاوه بر این با ترازویی که در دست دارد، آشکارا اعلام می‌کند که دو طرف دعوی برای او مساوی هستند.
2- فرشته‌ی عدالت معمولا با نماد زیرکی و دانایی همراه است. کره‌ی زمین و کتاب همراهش او را در تصمیم‌گیری درست مدد می‌رسانند.
3- او ضمناً شجاعت خود را نیز توأم با بی‌طرفی و دانایی به نمایش می‌گذارد. او شمشیری در دست دارد تا صراحتاً اعلام کند از هیچ قدرت آشکار و نهانی بیم‌ندارد.

اینگونه می‌تواند نقش خود را به‌عنوان داوری قدرتمند، ایفا کند، بی‌آنکه ابزار دست پرونده‌سازان شود.

اکنون فضای مجازی به ما اجازه می‌دهد باهم سخن بگوییم و حقوق و ابزاری را که در اختیار داریم به‌درستی بشناسیم؛ آنگاه از تکالیف مان نیز سخن خواهیم گفت؛ دیری نمی‌پاید ….»

صفحه‌ی شخصی نسرین ستوده پس از گذر چندین روز به صدها هزار عضو رسید و در ادامه وریفاید نیز گردید. آدرس این صفحه در زیر آمده است:

https://www.facebook.com/NasrinSotoudehOfficial

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393


آنطور که پیش از این در پست «گزارشی از یک ایستادگی: نسرین ستوده» اطلاع‌رسانی گردید به‌دنبال برگزاری جلسات متعدد محاکمه‌ی نسرین ستوده که آخرین جلسه‌ی آن یکشنبه 2 شهریور 93 در دادگاه انتظامی وکلا برگزار شد، شنبه(8 شهریور) رأی این دادگاه رسماً اینگونه ابلاغ گردیده‌بود که:

تعلیق موقت خانم نسرین ستوده به‌نظر دادگاه انتظامی کانون وکلا موضوعیت نداشته، رد می‌شود.

و بنابراین خانم نسرین ستوده می‌توانستند به حرفه‌خود یعنی وکالت ادامه دهند.

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا - عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا – عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

اما گویا این پایان راه نبود و ظلم دست به کار گردیده‌است. چراکه 26 مهر ماه در کمال ناباوری اعلام می‌گردد که به حکم آن دادگاه نسرین ستوده به‌مدت 3سال از حرفه‌ی وکالت محروم گردیده است. رضا خندان دراین‌باره گفته است:

«ننگین‌ترین رأی تاریخ 100 ساله‌ی کانون‌های وکلای کشور توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا به ریاست آقای ماجد وثوقی(وکیل پایه یک دادگستری) و دو تن از دادیاران این شعبه که آنان نیز وکیل دادگستری هستند، در خصوص رسیدگی به درخواست دادسرای اوین مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت، امروز شنبه 26 مهر ماه 93 ابلاغ و در آن با درخواست این دادسرا مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت به مدت 3 سال به‌طرز حیرت‌انگیزی موافقت شده‌است.

پیش‌تر آقای ماجد وثوقی(رییس شعبه صادر کننده ی این حکم) برای بدنام نشدن خود در رابطه با صدور احتمالی چنین حکمی که ظاهراً قبل از محاکمه تصمیم خود را برای محرومیت گرفته بود، به نسرین گفته بود که بهتر است شما خودتان پروانه‌تان را تحویل‌بدهید و کار وکالت را فعلاً ترک کنید چرا که ما تحت‌فشار هستیم.

متأسفانه به‌دلیل ردصلاحیت گسترده‌ی وکلای مستقل در انتخابات اخیر افرادی در رأس کانون وکلای مرکز نفوذ کرده و شرایطی را در هیأت‌مدیره به‌وجود آوردند که منجربه صدور چنین حکمی شده است. به‌نظرمی‌رسد همزمانی نامه‌ی اخیر آقای علی نجفی توانا رییس کانون وکلا خطاب به رییس قوه قضاییه با زمان صدور این حکم و درخواست عفو و بخشودگی وکلای زندانی و انتشار گسترده‌ی آن، برای خنثی‌کردن اثرات منفی این حکم عجیب بوده‌است.

صدور چنین حکمی برای وکلایی که زندانی سیاسی بوده و یا هستند نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب بی‌سابقه است. حتی وکلایی بوده‌اند که 10 سال حبس (به دلایل سیاسی) کشیده‌اند اما دادگاه انتظامی پیش از این آنان را تبرئه کرده و آنان بلافاصله پس از آزادی به حرفه‌ی خود یعنی وکالت برگشته‌اند.

با استناد به این حکم از این به بعد تمام وکلا مانند آقایان سلطانی، سیف زاده، اسماعیل زاده، وکلای دراویش گنابادی و دهها وکیل دیگر که محکومیت‌های سیاسی دارند، پس از آزادی از زندان امکان ادامه کار وکالت را از دست خواهند داد. و این حکم متأسفانه همانند لکه‌ی ننگی بر پیشانی کانون وکلای تحت مدیریت هیات مدیره‌ی فعلی خواهدماند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – 26 مهر93

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده - پس از آزادی نسرین ستوده

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده – پس از آزادی نسرین ستوده

و آنجا که شرافت و انسانیت را هدف تیر ترس و ظلم قرارمی‌دهند آزادگان ساکت نخواهند نشست…

اینک که مسئولین این حرفه نظاره‌گرند و اما آزادگان نمی‌توانند بخوابند، نسرین ستوده به ایستادگی قدم برداشته‌است:

رضا خندان از سوی همسرشان نسرین ستوده اینگونه اعلام می‌کنند که:

«در اعتراض به رأی دادگاه انتظامی وکلا و محروم‌کردن دگراندیشان از «حق کار» نسرین از فردا مقابل کانون وکلای مرکز تحصن می‌کند.

باتوجه به اینکه هنوز فرصتی برای او فراهم نشده‌است که صفحه‌ای را در فیسبوک راه‌اندازی و اداره‌کند، از من خواست بیانیه‌اش را در اینجا منتشر کنم:

متن بیانیه نسرین ستوده:

هموطنان و فعالان حقوق بشر

اینجانب، نسرین ستوده، وکیل دادگستری که توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا به سه سال محرومیت از وکالت محکوم شده ام، از صبح روز سه‌شنبه مورخ 93/7/29 در جلوی کانون وکلای دادگستری متحصن خواهم شد.

دلایل تحصن من به شرح زیر است:

1- سال هاست حکومت ایران، دگراندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کند. من به این محرومیت‌ها معترض‌ام.

2- وضعیت اسف‌بار کانون وکلا به نحوی‌است که اکنون عناصر تندروی داخل حکومت، تمامیت جامعه‌ی وکالت را هدف گرفته‌اند و با تدوین لایحه‌ی جامع وکالت که بدون دخالت وکلای مستقل تهیه و تدوین شده است، قصددارند طومار کانون وکلا را برای همیشه در هم بپیچند. من به این اقدامات معترض‌ام.

3- دادگاه‌ها حق انتخاب وکیل را از متهمان دگراندیش سلب کرده‌اند. روزگاری توصیه می‌کردند وکلای حقوق‌بشری را انتخاب نکنید و گاه نام می‌بردند. اکنون نقض حقوق متهمان چندان آشکار است که ناگهان شخص ناشناسی در دادگاه حضور می‌یابد و قاضی به متهم اظهار می‌دارد: «این شخص وکیل توست».

این در حالی است که وکلای برجسته‌ای مانند آقایان: عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده، وکلای دراویش گنابادی و… به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند. من به این نحوه‌ی وکالت معترض‌ام.

4- رأی صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا مبنی‌بر محکومیت اینجانب به سه سال محرومیت از وکالت، تحت فشارهای وزارت اطلاعات و دادستانی صادر شده است. من به این حکم معترض‌ام.

من از خانه‌ی خودم به دادگاه انتظامی قضات اعتراض نمی‌دهم. بلکه برای اعلام اعتراض به سوء مدیریت کانون و قضات غیرمستقل و محرومیت از کار و نادیده‌گرفتن حق دگراَندیشان در انتخاب وکیل و تلاش برای محو کامل استقلال کانون وکلا از ساعت 9 صبح روز سه شنبه مورخ 1393/7/29 در جلوی کانون وکلاء دادگستری مرکز، تحصن خواهم کرد.

به امید استقلال دستگاه قضا و وکالت
نسرین ستوده
»
رضا خندان – دوشنبه 29 مهر – 23:30

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1393

تمام این سالها جز بی‌خبری از وضع او خبری نشنیده‌ایم. صحبت از محمدعلی طاهری است.

گرچه متن زیر که برگرفته از گزارش اخیر سازمان عفو بین‌الملل است چیزی جز جمله‌ی «ما از او بی‌خبریم» را فریاد نمی‌زند اما چه می‌توان کرد جز این فریاد؟ که باز، صحبت از عقیده‌های مظلوم است:

محمدعلی طاهری

محمدعلی طاهری


محمد علی طاهری از زندانیان عقیدی زندان اوین است که بیش از سه سال را در سلولهای انفرادی بند دو-الف زندان اوین _بندی که زیر نظر اطلاعات سپاه است_ می‌گذراند.

او که درپی اعتقادات و اعمال معنوی خود درحال گذران حبسی پنج‌ساله به اتهام اهانت به مقدسات اسلامی در زندان اوین است توسط بازجوهایش به قتل تهدید شده است.

محمد علی طاهری پایه‌گذار گروهی معنوی به نام عرفان حلقه است. ایشان 14 اردیبهشت ماه 1390 توسط نیروهای متصل‌به سپاه بازداشت شد و مدت‌زمان 9 ماه را درحالی درسلولهای بند دو-الف سپاه گذراند که هیچکس در این مدت هیچگونه خبری از او نداشت.

هشتم آبان 1390 ایشان توسط شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب تهران به جرم اهانت به مقدسات اسلامی به 5 سال حبس متهم گردید. لازم به توضیح است که طبق ماده 513 مجازات اسلامی، محکومیت اهانت به مقدسات اسلامی درصورتی که موضوعِ جرم ارتکابی مشمول سَبُّ النبی(اهانت به پیامبران عظام، ائمه و یا حضرت فاطمه زهرا) گردد، اعدام و در غیر اینصورت، حبس از یک تا پنج سال است.

بنابراین نکته و باتوجه به حکم پنج ساله‌ی محمدعلی طاهری، درحالی که مشخص است ایشان هرگز به اعدام محکوم نگردیده‌اند اما، طبق اطلاع سازمان عفو بین‌الملل، مسئولین به تهدید ایشان به مرگ ادامه می‌دهند.

محمدعلی طاهری تمام مدت حبس خود را تا این زمان در سلولهای انفرادی گذرانده است و درخواست‌های مکرر وی مبنی بر انتقالش به بندهای عمومی همواره با مخالفت روبرو گردیده است، تا جایی که ایشان در اعتراض به عدم دریافت حقوق ابتدایی خود در طول حبس مجبور به برگزیدن چندینباره‌ی(حداقل هفت بار) اعتصاب غذا گردیده و فشارهای بی‌حد، ایشان را تا چهار بار به‌سوی اقدام به خودکشی برده‌است. (برای نمونه لطفاً پست «ادامه‌ی اعتصاب غذای محمدعلی طاهری و نگرانی از وضعیت وخیم ایشان» را ملاحظه کنید.)

در مورد فشارهای بی‌حدی که منجر شده‌اند تا آقای طاهری در چند مورد هیچ راهی را جز اقدام به خودکشی نیابند توجه شما را به بخشی از نامه‌ی اخیر ایشان به احمد شهید جلب می‌نماییم:

«تهدید _مبنی بر صدمه‌رسانیدن به همسرم و درنتیجه بی‌سرپرست‌شدن فرزندانم_؛ از تخلفات و جرایمی‌ست که از سوی بازجوهای من درمورد من اعمال گردیده است:

به‌دنبال نتیجه‌نگرفتن بازجوها و بازپرس از گرفتن اعتراف مرتد بودن و…، یکی از بازجوها مرا تهدیدنمود که درصورت عدم همکاری(ارائه‌ی اعترافات دیکته‌شده‌ی کذب)، افرادی را دارند که به همسرم صدمه واردنمایند و…

که در نتیجه این فشار روانی وارده‌ی ناشی از این تهدید و صدور حکم(جعلی) اعدام از یک‌طرف، و عدم تمایل به ارائه‌ی اعترافات کذب دیکته شده از طرف دیگر، باعث شد برای در امان‌ماندن خانواده‌ام و عدم اعتراف دروغین، چهار بار اقدام به خودکشی نمایم که با مرگ من، این ترفند شیطانی خنثی شود.»

به‌‎غیر از آزادی شش روزه‌ای که ایشان در 11 اسفند 1392 داشتند در تمامی طول حبس، ارتباط ایشان با دنیای خارج تنها به تماسهای محدود تلفنی با خانواده، و ملاقات‌های مختصر کابینی که هر دو هقته یک بار با همسرشان داشتند محدود گریده بود تا اینکه 11 تیرماه 1393 یعنی روز دستگیری دو هفته‌ای همسر ایشان، پایانی شد بر این ارتباطات محدود محمدعلی طاهری با دنیای بیرون از سلول انفرادی.

اضافه می‌کنیم که آن روز، زیبا محمدیان همسر آقای طاهری درحالی در منزل شخصی خود توسط دو زن و سه مرد بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند که این مأموران به تفتیش منزل پرداخته و لپ تاپ شخصی، چند دستگاه موبایل و دوربین مداربسته داخلی ساختمان محل زندگی ایشان را ضبط کرده و با خود می‌برند.

همچنین توجه شما را به پست «گزارش یک درد: اعتصاب غذا/ اینجا کجاست که آنان غذا نمی‌خورند؟» در آرشیو بلاگ جلب می‌نماییم.

برگرفته از گزارش سازمان عفو بین‌الملل به استثنای بعضی اضافات، تغییرات و حذفیات
وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

تیر 1393

مهدی خزعلی - بیمارستان اما خمینی تهران - تیر 93 | عکس: محمدصالح خزعلی

مهدی خزعلی – بیمارستان اما خمینی تهران – تیر 93 | عکس: محمدصالح خزعلی

«مادر بزرگ مادریم نذر کرده بودند که بابا امشب آزاد بشن.
که الحمدلله آزاد شدن
ممنون از همه‌ی دوستان و عزیزانی که در این مدت یاریمان کردند.
»
محمدصالح فرزند خزعلی – دوشنبه 23 تیر – 1:40بامداد

مهدی خزعلی که از 31 خرداد در پی بازداشت و انتقال به زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده بود یکشنبه 22 تیر ماه، شب سرانجام آزاد گردید.

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

تیر 1393

مهدی خزعلی 31 خرداد توسط وزارت اطلاعات بازداشت گردید و از همان روز دست به اعتصاب غذا زد. وخامت حال وی که ناشی از اعتصاب غذای خشک و عدم رسیدگی مسئولین زندان به وضع خاص ایشان بود سبب حمله‌ی قلبی و انتقال ایشان به بیمارستان گردید.

اعتصاب غذا، و دو حمله‌ی قلبی دیگر در اثر برخورد ناشایست نیروهای امنیتی در بیمارستان ادامه یافت. چند تن از چهره‌های مردمی و فعالین سیاسی با ایشان ملاقات یا تماس داشتند تا جو امنیتی در بیمارستان شدت گرفت و ملاقات با ایشان تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی قرار گرفت.

امروز فرزند ایشان درد دلی می‌کند از دروغی که نهادینه‌شده است و از برادران و خواهرانی که برادری و خواهری کنار گذارده اند…

مهدی خزعلی - بیمارستان اما خمینی تهران - تیر 93

مهدی خزعلی – بیمارستان اما خمینی تهران – تیر 93

«بیست روز پیش که پدر بازداشت شد به منزل پدر بزرگ رفتم. ایشان ماجرای بازداشت را پرسیدند و برایشان تعریف کردم. ناراحت شدند ولی گفتند کاری از دستشان بر نمی‌آید ولی برای پدر دعا می‌کنند.

چند روز گذشت تا اینکه دوباره به منزل ایشان رفتم. دیدم کسی درب را باز نکرد. تا اینکه عموی کوچکم آمد و گفت که به من گفته‌اند با تو صحبت کنم و تو داخل نروی.

صحبت کردیم. اما باز هم من اصرار بر رسیدن به محضر پدربزرگ را داشتم. رفتم داخل. تمام درب‌هایی که در مراجعه‌ی قبلی باز بود قفل شده بود و کسی درب را باز نمی‌کرد.

نیم ساعتی معطل شدم؛ اما باز هم کسی درب را بازنکرد. آمدم بیرون و دلیل را جویا شدم؛ فهمیدم آن یکی عموی بنده(علیرضا) از دوبی آمده و دستور داده من را راه ندهند.

باز هم اکتفا نکردم و تماس گرفتم با منزل پدربزرگ؛ شاید تلفنی صحبت کنند. مستخدمشان گوشی رو برداشت و گفت که نیستند و قطع کرد و هرچه تماس گرفتم جواب نداد.

باوجود اینکه همان موقع عموی من از آنجا آمده بود و گفت هم پدربزرگ و هم مادر بزرگ هستند.

تا امروز هم همین برنامه بوده و تمام ارتباط ما و پدربزرگ را بسته‌اند.

حال فرق پدرم را با بقیه می‌فهمم. وقتی در بیمارستان باشی و آرزوی دیدن مادر و پدر را داشته باشی ولی برادر نگذارد.

دروغ برای چه؟ خانواده‌ی خزعلی را همه می‌شناسند. من به عنوان نوه‌ی این خانواده می‌گویم و درد و دل مى‌کنم؛ دروغ نهادینه شده است. دروغ به عناوین مختلف؛ فلان دروغ برای حفظ نظام است. فلان دروغ برای حفظ آبروی خودشان است. فلان دروغ برای منافع است و…

در این چند روز برای هرکس این مصاعب را تعریف کردم برایمان از خدا طلب صبر کرد.

به‌خاطر جاه و مقام و دنیا برادر آرزوى مرگ برادر مى‌کند. و خواهرى بدتر از برادر نام!

همیشه سر این موارد به خانواده‌هاى سیاسى قبطه خورده‌ام. اگر ما هم این چنین بودیم و پشت هم بودیم…

حرف من بحث سیاسی و حکومتی نیست.از خانواده هم بد افبالى نصیبمان شده. به خانواده‌ی هاشمى که نگاه مى‌کنم معناى انصاف و عدم قربانى‌شدن فرزند و خانواده را مى‌فهمم و حسرت مى‌خورم.

آقای هاشمی همیشه گفته‌اند که اگر فرزندانم خطایی کردند رسیدگی کنند اما همیشه پیگیر کار فرزندانشان بوده‌اند و در سختی‌ها همراهشان. ولی افسوس…»
محمدصالح خزعلی – شنبه 21 تیر – 4:30 سحر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

تیر 1393

پیمان عارف بیان‌می‌کند از آن روز…

از همان روز…

از همان روزِ تیرکشیدنِ قلب‌ها…

از 18 تیر ماه 1388…

«پنج سال پیش در چنین روزی در بیست و سومین روز بازداشت:

از دیروز صبح قلبم تیر می‌کشد. امروز پنجشنبه است.

بعدازظهر دیگر طاقت از دست می‌دهم و زنگ سلول را می‌زنم. نگهبان می‌آید و می‌پرسد: چیه؟ چته؟
می‌گویم: لبم درد می‌کند. می‌خوام برم پیش پزشک.

الان که کارشناسهات اومدند. باید بری بازجویی. بعدش می‌بریمت پیش دکتر!

پیمان عارف

پیمان عارف

چشم‌بند می‌زنم و راهی اتاق بازجویی می‌شوم.
کارشناسی که ترکی را با لهجه روستاهای قره داغ حرف می‌زند هم آمده‌است.
او همان است که چند روز پیش نصف دندان جلویی‌ام را شکسته!
دلم می‌ریزد.

آن دیگری می‌گوید: ماشاالله چهره‌ات نورانی شده‌است؛ بس‌که عبادت کرده‌ای!
میگویم: بالاخره ماه رجب است و سلول انفرادی هم معنویت می‌آورد.
می‌گوید: پس بدون‌وقت‌تلف‌کردن همه‌ی پسوردهات رو بنویس و برو سلولت به عباداتت برس.

میگم: خواسته‌تون غیرقانونی است. تحقیقات باید حول اتهامِ تفهیم شده باشد. تحقیقات به معنای تفتیش زیر و بم زندگی متهم نیست. پسورد بهتون نمی‌دم!

کارشناس آذری شروع می‌کند به عربده‌کشیدن؛ گوشهایم را می‌گیرم. نعره‌هایش واقعاً دهشتناک است و زجرآور.

قلبم تیر می‌کشد و آنقدر تیر می‌کشد که از نیمکت بازجویی نقش بر زمین می‌شوم.
چشم باز می‌کنم و می‌بینم داخل آمبولانسی هستم که به سرعت خیابانها را طی می‌کند.
با حس یک تزریق گرم که کل بدنم را گرم می‌کند روی تخت بیمارستان چشم باز می‌کنم. دور تا دور تختم مأمور ایستاده!

پرستار مهربانی فرا می‌رسد و با فریادی رسا همگی را از اتاق بیرون می‌کند.
می‌گوید چه کمکی از دستم برایتان برمی‌آید؟
می‌گم مردم هنوز تو خیابونها هستند؟
می‌گه مملکت قیامته

میگم به نامزدم اطلاع می‌دید که من اینجا هستم؟
میگه باشه. شماره خانوم رو می‌گیره و می‌ره!

چند ساعت بعد برم می‌گردونند به بازداشتگاه سئول. صدای دعای ندبه از رادیوی افسرنگهبان بازداشتگاه به‌گوش می‌رسد و من دارم فکر می‌کنم که «این کی بود؟ یعنی واقعاً زنگ میزنه؟!»

چند روز بعد وقتی تو جلسه‌ی بازجویی بازجو سؤال می‌ده ‹تمام آشنایان و اقوام پزشک و پرستار خود که شاغل در بیمارستانهای تهران هستند را معرفی کنید’؛
تو دلم می‌خندم و می‌گم ‹درود به تو پرستار باشرف؛ درود به تو و شجاعتت.›
روی برگه بازجویی می‌نویسم: تمام پزشکان و پرستاران بیمارستانهای تهران خواهران و برادران سبز من هستند!
»
پیمان عارف – 18 تیر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

تیر 1393

«مهدی خزعلی مأمور الهی است که سخن حق را بگوید و استقامت کند. من برای او دعا می‌کنم.»

این را مهدی کروبی از زندان خانگی خطاب به مهدی خزعلی گفته است. در دیداری که روز شنبه 14 تیرماه توسط فاطمه کروبی و محمدحسین کروبی همسر و فرزند مهدی کروبی با مهدی خزعلی در بیمارستان صورت گرفت این پیام به مهدی خزعلی که هنوز در اعتصاب غذا به‌سر ‌می‌برد نقل گردیده است.

مهدی خزعلی - مهدی کروبی

مهدی خزعلی – مهدی کروبی

لازم به ذکر است که فشارهای امنیتی بر روی مهدی خزعلی در بیمارستان امام خمینی به شدت در جریان است و از ملاقات با ایشان جلوگیری می‌گردد. (بخوانید: «روز 17/ آخرین وضعیت مهدی خزعلی: از ممنوعیت ملاقات تا حمله وحشیانه به مهدی خزعلی در بیمارستان | محمدصالح: اخطار می‌دهم…»)

همچنین پروین فهمیمی مادر شهید سهراب اعرابی نیز در پیامی با ما مهدی خزعلی همدلی خود را اینچنین اعلام کرده‌اند:

مهدی خزعلی - پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی

مهدی خزعلی – پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی

«ضمن سلام خدمت دکتر مهدی خزعلی از شما خواهشمندم كه اعتصاب غذا را بشكنید.

هم به‌خاطر سلامتي خودتان كه براي همه ما مهم است و هم اينكه نبايد در مقابل حركتهاي فشار اين نامردان ما به حركتهاي انتحاري روي آوريم؛ بلكه با دل و جان هرگونه سختي و زندان را تحمل كنيم.

باتوجه به اينكه شما بيش از حد متحمل اعتصابهاي پي‌در‌پي بوده‌اید و اگر قرار بود اينها تغيير رويه بدهند تا به‌حال مي‌دادند معلوم مي‌شود كه براي آنها جان انسانها به‌هيچ‌وجه اهميت نداشته و تازه خيلي هم خوشحال مي‌شوند كه يكي از منتقدين‌شان كم شده وهر چه مي‌خواهند به سر ما مردم بياورند.»

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »