Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘روزه سیاسی’

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر

اردیبهشت 1393

نامه به یک آزاده:

الف: اعتصاب غذای 12 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از فاجعه‌ی خونینِ حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد _پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد_ ابتدا دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌های حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

متن کامل بیانیه‌ی مذکور در زیر آمده است:

«بسمه تعالی

لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظلم

خداوند سخن گفتن پرخاشگرانه را دوست نمی دارد مگر آنکه ظلمی بدو رسیده باشد.

ملت شریف ایران

روز پنج شنبه 28 فروردین 93 در بند 350 زندان اوین که محل نگهداری اکثر زندانیان سیاسی است حوادثی در حد فاجعه اتفاق افتاد و مظالمی بر زندانیان این بند رفت که بسیاری از هموطنانمان کمابیش مطالبی در مورد آن شنیده اند.

مشروح آن وقایع و برخوردهای خشونت آمیز بی سابقه ای که بوسیله نیروهای لباس شخصی و نیروهای حفاظت زندان با زندانیان این بند شد قبلا طی نامه سرگشاده ای به رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی و همچنین طی اعلام جرم و استشهادیه ای خطاب به دادستان تهران اعلام شده است.

نتیجه آن برخوردها، به جای ماندن تعداد زیادی مجروح و مصدوم از محبوسان این بند و انتقال سی و دو نفر از آنها به سلولهای انفرادی و بهداری زندان بود و این درحالی صورت گرفت که جراحات و مصدومیت های تعدادی از آنها شدید و نگران کننده است. افزون بر مجروحان و مضروبانی که از بند منتقل شده اند تعداد قابل توجهی نیز در داخل بند هستند که متاسفانه در درمان آنها تعلل می شود.

جای تاسف مضاعف است که به جای رسیدگی به این برخوردهای غیرقانونی و پیگرد مسببان این حادثه ناگوار برخی از مسولان ذی ربط طی مصاحبه ها و اظهارات خود همه این موارد را تکذیب و جراحت و آسیب دیدگی زندانیان را به طور کلی منکر شده اند که این خود به معنی حمایت آشکار از ضاربان و قانون شکنان است.

تعداد قابل توجهی از زندانیان بند 350 قصد اعتصاب غذا داشتند و برخی نیز خود قبلا اقدام کرده اند. ما امضا کنندگان این بیانیه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا می زنیم.

و از خداوند بزرگ می خواهیم که این قدم ناچیز را وسیله ای برای احقاق حقوق پایمال شده مظلومان قرار دهد.»

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

ب: اعتصاب غذای 20 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

که از آنجا که رضا شهابی پیش از آن و در بیانیه‌ی روز 1 اردبیهشت اعلام اعتصاب غذا کرده بود تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اصل 20 تن می‌باشد.

همچنین باید گفت که برخی منابع روشن کرده‌اند که دکتر اسداله اسدی نیز در میان اعتصاب غذا کنندگان و امضاکننده‌ی بیانیه‌ی فوق قرار دارند که البته ایشان به‌همراه چهار تن دیگر به نام‌های اصغر قطان، اسدالله هادی، مجید اسدی و مهدی ساجدی فر به‌دلیل رنج‌بردن از بیماری‌های بسیار شدید، به‌درخواست عبدالفتاح سلطانی روز 5 اردیبهشت دست از اعتصاب غذا کشیدند.

اسدالله هادی از بیماری کلیه و قند و دیسک کمر و آرتوروز گردن و پا رنج می برد. اصغر قطان نیز علاوه بر توموری که در معده دارد از بیماری های قلبی و کلیوی و فشار خون و پروستات رنج می برد. همچنین دکتر اسدالله اسدی و مهدی ساجدی فر از بیماری های گوارشی و خونریزی رنج می برند و چند روز اعتصاب غذا منجر به تشدید خونریزی آنها شده است. مجید اسدی که پنج روز در انفرادی بسر برده است و از روز پنج شنبه گذشته(28 فروردین) در اعتصاب غذا بود بدلیل افزایش فشار در ناحیه چشم چپ و درد شدید و احتمال وخیم شدن اختلالات بینایی به درخواست دکتر سلطانی پاسخ داده و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

بیانیه‌ی این عزیزان که در آن به روشنی به موارد نقض‌شده از حقوقشان و همچنین به خواسته‌های به‌حق‌شان اشاره کرده‌اند در زیر آمده است:

«مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.

یک: ضرب و شتم شدید زندانیان
دو: ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
سه: عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
چهار: عدم پیگیری شکایات زندانیان
پنج: تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
شش: زدن دستبند و چشم‌بند
هفت: تخریب اموال عمومی و شخصی

با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

پ: اعتصاب غذای دسته‌جمعی در انفرادی‌های اوین
لازم به اشاره است که همان پنجشنبه، 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

ت: اعتصاب غذای 7 نفره در سالن 12 زندان رجایی‌شهر کرج
پس از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در زندان اوین بود که زندان رجایی‌شهر کرج نیز در همراهی با یاران اوینی خود اعلام اعتصاب غذا کرد. ابتدا هفت زندانی سیاسی رجایی شهر طی بیانیه‌ای اعلام کردند که از چهارشنبه 3 اردیبهشت در … اعتصاب غذای خود را آغاز می‌کنند. اسامی آنان اینگونه است: جعفر (شاهین) اقدامی، رضا انتصاری، مسعود باستانی، سعید رضوی‌فقیه، مهدی محمودیان، سعید مدنی و مصطفی نیلی

بیانیه‌ی این عزیزان به شرح زیر منتشر گردیده است:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. (اصل 39 قانون اساسی)

ملت شریف ایران

انقلاب بهمن 57 نه یک واقعه بلکه فرآیندی بود طولانی در راستای مطالبات ملت ایران از مشروطه به این سو و بنابراین از سر اتفاق نبود که آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی در یک کلام تحقق حق حاکمیت ملت بر سونوشت خویش، درصدر آرمان‌های این انقلاب جای گرفت.

متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اصول مربوط به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، بارها از سوی مسئولان کشور نقض شده و قوه‌قضاییه نیز نه تنها در برابر این تخلفات رفتاری مسئولانه از خود نشان نداد بلکه در بسیاری موارد، خود سردمدار قانون‌شکنی‌ها بوده است.

جمله به زندانیان سیاسی و ایراد صدمات و فشارهای جسمی و روانی علیه ایشان و خانواده‌هایشان بی‌سابقه نیست. آزار زندانیان سیاسی و مبادرت به اقدامات مجرمانه در محیط زندان از سوی مسئولان قضایی و امنیتی بارها صورت پذیرفته است. دریغ که مسئولان نظام سیاسی کشور از پیامدهای کوتاه مدت و زیان‌های دراز مدت چنین اقدامیاتی درس نمی‌گیرند.

عدم رسیدگی به منصفانه به احکام و مجازات‌های غیرقانونی و رفتار خلاف قانون و اخلاق از جمله قتل زنده‌یادان زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هدی صابر، ستار بهشتی و فاجعه تلخ کهریزک که متاسفانه اراده‌ای جهت دادرسی عادلانه به جنایات عاملان و آمران آنها دیده نمی‌شود، ضمن افزایش شکاف دولت-ملت، موجب جری‌تر شدن نهادهای امنیتی و مسئولان قضایی در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. در چنین شرایطی حادثه پنج‌شنبه سیاه اوین زخم تازه‌ای بر پیکر جنبش دموکراسی خوهانه مردم ایران آورده است.

متاسفانه به رغم گذشت یک هفته از فاجعه دردناک و غیرانسانی حمله به بند 350 و ضرب و شتم شدید و ایراد جراحات عمومی به زندانیان سیاسی و انتقال اجباری ایشان به سلول انفرادی، هیچ یک از مسئولان قضایی، اجرایی و امنیتی، رفتاری مسئولانه از خود نشان نداده و با دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول در رسانه‌های رسمی به ویژه صدا و سیما رفتاری مسئولیت‌گریزانه از خود بروز داده‌اند.

موضع‌گیری‌های منتاقض رییس سازمان زندان‌ها که مستقیما مقام مسئول محسوب می‌شود، از تکذیب حادثه تا تخفیف و تمسخر قربانیان را شامل می‌شود. موضع‌گیری شبهه‌انگیز وزیر دادگستری و سکوت معنادار وزارت اطلاعات از جمله واکنش‌های غیرقابل توجیه مقامات دولتی محسوب می‌شود. گویی آقایان از یاد برده‌اند رای ملت ایران در خرداد ماه 1392 «نه» به حاکمیت دروغ، بی‌قانونی، فساد و بی‌کفایتی و آری به مطالبات جنبش سبز مردم ایران بود.

از این رو، ما جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی سالن 12 زندان رجایی‌شهر ضمن اعتراض به قانون‌شکنی‌های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی همصدا با یاران‌مان در بند 350 اوین و درواکنش به رفتارهای غیرمسئولانه مقامات ذی‌ربط، از شامگاه چهارشنبه سوم اردیبهشت اعتصاب غذا می‌کنیم.

فصبر جمیل و الله‌ المستعان»

ث: اعتصاب غذای 12 نفره در زندان رجایی‌شهر کرج
بعد از آن نیز بیانیه‌ی دیگری از زندان رجایی شهر منتشر گردید که بیانگر آن بود که 12 تن دیگر نیز در همیاری با یارانشان در زندان اوین از روز پنجشنبه 4 اردیبهشت به اعتصاب غذا برخواسته‌اند که اسامی آنان به این شرح است: رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، محمد بنازاده امیرخیزی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، باتیرشاه محمداف ، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد و ناصح یوسفی

بیانیه‌ی منتشرشده از سوی این عزیزان را در زیر بخوانید:

«ما امضاکنندگان این بیانیه به نشانه حمایت از دلاورمردان بند 350 زندان اوین و ابراز همدردی با خانواده های شریف آنها از صبح روز پنجشنبه 4اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
خواسته های ما زندانیان اعتصاب غذا کننده به قرار زیر است:

یک- خواهان بستری شدن مجروحان و آسیب دیدگان در بیمارستان های بیرون از زندان
دو- برآورده شدن تمامی خواسته های به حق زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
سه- بازگرداندن همه زندانیان سیاسی از سلول های انفرادی به بند 350 اوین
چهار- دادن ملاقات حضوری خانواده ها با عزیزان در بندشان
پنج- خواهان تعقیب و مجازات آمرین و مباشرین این جنایت هولناک که حق طبیعی خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 و حق عموم ملت ایران است.

جمعی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده زندان گوهردشت کرج
اردیبهشت سال 93
»

ج: اعتصاب غذای 5 نفره در بند 350 زندان اوین

با ادامه‌ی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته‌های زندانیان پنج تن دیگر در بند 350 زندان اوین به نام‌های محمد داوری، علیرضا رجبیان فرد، جعفر گنجی، حمید کرواسی و محسن قشقایی طی بیانیه‌ای که جمعه 5 اردیبهشت منتشر گردید اعلام کردند که در راه اعتصاب غذا به دیگر یارانشان پیوسته‌اند. بیانیه‌ی آنان به شرح زیر است:

«به دروغ و تهدید و تشویش پایان دهید

پیش از یک هفته از حوادث بند 350 زندان اوین می گذرد و هنوز تعدادی از زندانیان این بند در انفرادی بسر می برند و از شرایط آنها که از همان روز نخست دست به اعتصاب غذا زده اند اطلاعی در دست نیست. بعضی از آنها به شدت مجروح شده اند که معلوم نیست آیا مورد مداوا قرار گرفته و خدمات درمانی به آنها ارائه می شود یا نه؟

از سوی دیگر مجروحان و آسیب دیدگان در بند هر چند به طور موقت و سطحی مورد مداوا قرار گرفته اند اما وضع تعدادی از آنها نگران کننده است. در اعتراض به عملکرد مسئولان و ماموران زندان در جریان بازرسی روز پنج شنبه چندین نامه و شکواییه توسط زندانیان بند 350 ارائه گردیده است و تعدادی از زندانیان برای رساندن فریاد مظلومیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند که تعدادی از زندانیان سیاسی سایر زندان ها هم به آنها پیوسته و در اعتصاب بسر می بردند، اما متاسفانه در طی روزهای گذشته نه تنها پاسخ مناسبی داده نشده و اقدام شایسته ای صورت نگرفته است، بلکه دروغها و انتشار مطالب غیرواقعی و تهدیدهای مقامات سازمان زندان ها و مسئولان قضایی و رسانه های به اصطلاح ملی نظام ظلم مضاعفی را بر زندانیان سیاسی بند 350 تحمیل نموده است.

متاسفانه مسئولان و مقامات سازمان زندان های کشور بویژه ریاست سابق این سازمان در انکار حقایقی که مانند روز روشن است و تکذیب خشونت های اعمال شده آشکارا به افکار عمومی توهین نموده اند. مسئولان ارشد قضایی و در راس آنها ریاست قوه قضاییه که با توجه به شان و جایگاه قضایی خود باید بی طرفانه و عادلانه به موضوع رسیدگی کند و عوامل متخلف را مورد مواخذه قرار دهد با واکنشی عصبی همه را مورد تهدید قرار می دهد و به بهانه انعکاس این حوادث در رسانه های خارجی، از آغاز پدیده موهوم فتنه جدید سخن می راند و دست به فرافکنی می زند.

با کمال تاسف رسانه غیر ملی نیز همسو با موج تکذیب و تهدید بصورت مغرضانه حوادث را وارونه جلوه داده و با تهیه اخبار و مستندهای تهیه شده در جهت تحریف واقعیات عوامل خشونت و توهین و تحقیر را تبرئه می کند و یک تنه هم شاکی و هم کارشناس و هم قاضی می شود و حکم صادر می کند.

ضمن سپاسگزاری از کسانی که مسئولانه موضع گرفته و پیگیر حقایق می باشند، به نشانه اعتراض به موج تکذیب و تهدید و تشویش ما جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین به دوستان اعتصاب کننده خود در این بند و سایر زندان ها می پیوندیم تا صدای مظلومیت خویش را رساتر به گوش وجدانهای بیدار برسانیم.»

حرکت‌های همدلانه

1- روزه سیاسی
پس از اعلام اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، خانواده‌ی این عزیزان اعلام کرده‌اند که در همراهی با عزیزانشان دست به روزه‌ی سیاسی خواهند زد.

پست «معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی: یک مرتبه هیاهو به پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست | درهمراهی با زندانیان روزه می‌گیریم» را ملاحظه نمایید.

2- کمپین سرافراز
پس از آنکه نیروهای امنیتی در پنجشنبه‌ی سیاه زندانیان سیاسی را مورد حمله و ضرب و شتم وحشیانه قراردادند در تلاش برای تحقیر آنان مبادرت به تراشیدن سر زندانیان آزاده‌ی ایران کردند.

پس از این حرکت، از همان روز نخست انتشار حرکت شنیع زندانبانان پیشنهادی ساده در شبکه‌های اجتماعی پیچید. پیشنهادی که اعلام می‌کرد: در همراهی با زندانیان سیاسی و نشان‌دادن آنکه این آزادگان سرفرازان این سرزمین‌اند و سرهای بی‌موی آنان بر فراز ایران قرار دارد، موهای خود را خواهیم تراشید…

پست «این روزهای ایران: تمام ایران 350 است | مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی در همدلی با بند 350 موهای سرشان را تراشیدند» را ملاحظه نمایید.

این پیشنهاد ساده که با همراهی بسیار گسترده‌ی مردان و زنان در داخل و خارج روبرو گردید به کمپین #سرفراز معروف شد.

کمپین #سرفراز  #Proud350

کمپین #سرفراز
#Proud350

3- توفان توییتری
توفان توییتری که از سوی برخی فعالین توییتر ترتیب داده‌شده رأس ساعت 23:30 روز شنبه 6 اردیبهشت ماه در حمایت از زندانیان مورد ظلم واقع‌شده‌ی اوین و در همراهی با زندانیان در اعتصاب غذا و خانواده‌هایشان برگزار خواهد شد. برای اطلاع کامل کلیک کنید. دیدار در توییتر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

در همراهی‌اش بی‌غذا است و در آرزوی یک افطار شعر می‌خواند:

«این سروده را تقدیم میکنم به زندانیان سیاسی مظلوم بخصوص آسیب دیدگان پنجشنبه ی سیاه:

پشت دیوارها خبریست
و هیاهوی سکوتی سنگین
که به‌هم می‌زند آرامش شب

این چه هنگام اذان است، عجب!

باد پیچید میان زندان
میله‌ها می‌لرزند
و صدای طپش سلول‌ها
به‌شمارش افتاد

قهرمانی برخاست به نمازی دیگر
روزه‌دارانی سبز، با لبانی عطشان
جشن افطار را منتظرند

در دلم باز هوایی دگر است
مرغ روحم گرفته و غمگین
بال و پر بسته به شوق سحر است

جغدهای شوم تباهی، ترسان
چشم ها گشوده در سیاهی شب
تا مبادا سحری آید، لیک
حکم قرآنست بی‌مکر و فریب
صبح می‌آید› ألیس الصبح بقریب›

هان ای طلایه‌داران فخر و غرور!
وقت آن رسیده که افطار کنید
مرغ خوش طنین آزادی را
ندا رسیده، که بیدار کنید…
»

مریم شربتدار قدس همسر فیض اله عربسرخی – شنبه 6 اردیبهشت 1:45 بامداد

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

پژمان ظفرمند سایه‌ای می‌گوید از شرح روزهایی که سکوت کرده است…

«جناب آقای حسن روحانی

من همان جوانی هستم که برای بهبود اوضاع سیاسی و اجتماعی این جامعه با شما همراه شدم و کمک کردم تا به‌عنوان ریاست‌جمهوری این جامعه انتخاب شوید، اما بعد از شب پیروزی انتخابات زندان نصیبم شد و بارها مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفتم و تهدید به تجاوز شدم

.جناب آقای حسن روحانی من مدتها هست که سکوت کرده‌ام اما امروز با شنیدن خبر ضرب و شتم دوستانم در بند 350 اوین دیگر نمی‌توانم سکوت کنم.

آنها در یکی از روزها با چرخی به سراغم آمدند و من را بر روی شکم خواباندند و دستهایم را از پشت بستند و به پاهایم پابند زدند و با زنجیری دیگر پاهایم را به دستم زدند، در شرایطی که به صورت لی‌لی درآمده بودم و من فقط سکوت اختیار کرده بودم.

پژمان ظفرمند خواننده مردمی و فعال راه آزادی

پژمان ظفرمند خواننده مردمی و فعال راه آزادی

من که در آن موقع 30 روز از اعتصابم می‌گذشت 15 دقیقه بیشتر نتوانستم در مقابل دردی که می‌کشیدم سکوت کنم و بعد از آن یاحسین گویان فریاد می‌زدم؛ که مجدد به سراغم آمدند و به‌من می‌گفتند در اینجا کسی نمی‌تواند کمکت کند و پتویی را به‌دور صورتم پیچیدند و من فریاد می‌زدم که درحال خفه‌شدن هستم که بعد از آن نوار چسبی بزرگی را باز کردند که به دور دهانم بپیچانند که با حضور فردی که در آنجا او را سید صدا می‌کردند، از فشارهای خود کاسته و دستهایم را باز کردند و من در شرایطی که به شدت می‌لرزیدم و حتی قدرت تکان‌خوردن را نداشتم و در شرایطی که پابند هنوز در پاهایم بود، متوجه شدم دست چپم هیچگونه تحرکی ندارد و آنها با تمسخر می‌گفتند که چیزی نیست به عصبهای دستت فشار آمده است و درب را بستند و من در همان شرایط در سلول انفرادی بند 240 که هیچگونه دوربین امنیتی ندارد به‌خواب فرو رفتم و صبح که چشمهایم را باز کردم متوجه شدم نیمی از دست چپم فلج شده است.

جناب آقای حسن روحانی، آنها بارها به شهدای جنبش سبز فحاشی کردند و ندا آقا سلطان و ترانه موسوی را فاحشه خواندند و هر وقت موضعی از سوی من صورت می‌گرفت با ضرب و شتم همراه بود.

اینها تنها گوشه‌ای از شکنجه‌هایی است که بر من شده‌است و خیلی از اتفاقات صورت گرفته را به‌دلیل مسایل حقوقی قادر به بیان آن نیستم.

من می‌دانم شما حتی اگر صدای من را بشنوید باز سکوت خواهید کرد؛ اما جناب آقای روحانی امروز باید نشان دهید که همراه با مردم ایران هستید و باید حمله به بند 350 اوین را محکوم کنید.

از امروز نیز برای همدردی با عزیزان در بندمان شروع به روزه سیاسی گرفته‌ام و تا زمانی که عزیزان در بندمان به اعتصاب خود پایان ندهند به روزه سیاسی خود ادامه خواهم داد.

به امید اینکه همه ما صدای آن عزیزان باشیم.»
پژمان ظفرمند – سه‌شنبه 2 اردیبهشت – 17:45

برای اطلاعات بیشتر درمورد پژمان ظفرمند به پست «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر» مراجعه نمایید

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »