Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘رضا خندان’

آبان 1393

نسرین ستوده - 13 آبان 1393 - عاشورای 93

نسرین ستوده – 13 آبان 1393 – عاشورای 93


صفحه‌ی فیسبوک شخصی نسرین ستوده که توسط خود ایشان مدیریت می‌شود سرانجام در تاریخ .. شروع به‌کار کرد تا پس از این سخنان این آزاده‌ی ایران و فعال حقوق انسان از این تریبون با صدایی رساتر به‌گوش رسد.

البته پیش از این نیز رضا خندان همسر ایشان همواره صدای نسرین ستوده و خیلی‌های دیگر در پروفایل شخصی خود در فیسبوک بوده‌اند و آزاده جز این نمی‌کند…

نسرین ستوده در اولین پست خود در فیسبوک اینگونه می‌نویسند که:

«روزگاری از نداشتن تریبون، نداشتن مطلق تریبون رنج می‌‍بردیم. وقتی حرفی برای گفتن داشتیم و جایی، نه.

حالا اما نیمه‌تریبونی غیررسمی در اختیار همه‌ی است. اسمش اینترنت است و هرکس می‌تواند از این تریبون غیررسمی برای اهدافش استفاده‌کند.

من با بازکردن این صفحه قصددارم برای استقرار عدالت و قانون تلاش کنم.

تحصیل کرده‌ی حقوق‌ام؛ و می‌دانم هر فرد انسان صرفنظر از نژاد، رنگ و جنسیت و مذهب و زبان و قومیت از حقوقی برخوردار است، و این نقطه‌ی عزیمت حقوق‌است که ابتدا حقوق‌مان را به‌ما می‌نمایاند و سپس از تکالیف‌مان با ما سخن می‌گوید.

من یک وکیل ام و بیشترین صحنه‌ی مدنی که در اختیار من است صحن دادگاه‌ها است. دادگاهی که قبل از هرچیز باید بی‌طرف باشد. مسلط به قانون باشد و آنگاه شجاعت دفاع از قانون را داشته‌باشد.

این ها ویژگی های « فرشته‌ی عدالت» است که نماد شخصیت قاضی در فرهنگ‌های گوناگون است:

1- فرشته‌ی عدالت کور است و کسی را نمی‌بیند و علاوه بر این با ترازویی که در دست دارد، آشکارا اعلام می‌کند که دو طرف دعوی برای او مساوی هستند.
2- فرشته‌ی عدالت معمولا با نماد زیرکی و دانایی همراه است. کره‌ی زمین و کتاب همراهش او را در تصمیم‌گیری درست مدد می‌رسانند.
3- او ضمناً شجاعت خود را نیز توأم با بی‌طرفی و دانایی به نمایش می‌گذارد. او شمشیری در دست دارد تا صراحتاً اعلام کند از هیچ قدرت آشکار و نهانی بیم‌ندارد.

اینگونه می‌تواند نقش خود را به‌عنوان داوری قدرتمند، ایفا کند، بی‌آنکه ابزار دست پرونده‌سازان شود.

اکنون فضای مجازی به ما اجازه می‌دهد باهم سخن بگوییم و حقوق و ابزاری را که در اختیار داریم به‌درستی بشناسیم؛ آنگاه از تکالیف مان نیز سخن خواهیم گفت؛ دیری نمی‌پاید ….»

صفحه‌ی شخصی نسرین ستوده پس از گذر چندین روز به صدها هزار عضو رسید و در ادامه وریفاید نیز گردید. آدرس این صفحه در زیر آمده است:

https://www.facebook.com/NasrinSotoudehOfficial

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1393

نسرین ستوده به همراه چندی دیگر از همراهان سوم آبان ماه از محل تحصن خود روبروی کانون وکلا واقع در میدان آرژانتین، خیابان زاگرس به سمت وزارت کشور یعنی محلی که مردم برای اعتراض به اسیدپاشی و بی‌مسئولیتی مسئولین در مقابله با این امر درنظر گرفته بودند، می‌روند که با برخورد نیروهای به‌اصطلاح امنتی در اطراف میدان فاطمی روبرو می‌گردند.

برای کسب اطلاع ببینید:
گزارشی از تجمع سوم آبان در مبارزه با اسیدپاشی و تحصن مقابل کانون وکلا | بازداشت فعالین و حداقل در 30 زن در تهران

در این برخورد همراهان نسرین ستوده بازداشت و پس از تفتیش رها می‌گردند اما نسرین ستوده به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات منتقل می‌گردند. شرح این بازداشت را از زبان رضا خندان بخوانید:

«ماجرای یک بازداشت خودسرانه

دیروز مأموران به‌طورناگهانی جلو حرکت نسرین و دوستان همراهش را در یکی از فرعی‌های میدان فاطمی که درحال بازگشت به خانه بودند گرفته و از آنها کارت شناسایی می‌خواهند.

نسرین از ارائه‌ی کارت خودداری می‌کند. آنها پس از مدتی همه را با نگه‌داشتن مدارکشان موقتاً آزاد و نسرین را بدون ارائه‌ی حکم قضایی سوار یک دستگاه پژو که شیشه‌های کناری آن دودی و غیرقابل‌دید بود، کرده و به سمت چهارراه کالج حرکت می‌کنند.

در آنجا از او می خواهند سرش را در داخل ماشین پایین بیاورد که او خودداری می‌کند. از او می‌خواهند حداقل روسری خود را مقابل چشمانش بکشد که او باز هم زیر بار نمی رود. مأمور مربوطه با مرکز تماس می‌گیرد: » مرکز مرکز یک سوژه‌ی مؤنث داریم؛ باید یک مامور به آنجا اعزام شود».

اندکی بعد مأمور زنی درشت‌اندام کنار او می‌نشیند و با فشار دست به زور سر او را به سمت پایین فشار می‌دهد. با این وضع او را به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات واقع در خیابان برادران مظفر (نرسیده به چهاراه ولی‌عصر) می‌برند. در آنجا مأموری که او را آورده بود با گفتن «برو پایین کثافت» او را پیاده می‌کند.

مأموری که آنجا انتظار ورود او را می‌کشیده سعی می‌کند به او بگوید که مأموران او را نشناخته و اتفاقی بازداشت کرده‌اند. درحالیکه طبق گفته‌ی همراهان نسرین، مأموران بازداشت آنها را به اسم کوچک صدا می‌کردند و حتی به بعضی از آنها گفته بودند که خودش و خانم‌اش چقدر حکم دارند.

این ماجرا هم مانند 4 سال پیش که اطلاعاتی‌ها به‌عنوان مأمور پست به خانه‌ی ما ریختند، با یک دروغ آغاز می‌شود. نسرین مرتب به بازداشت غیرفانونی خود بارها اعتراض می‌کند. اولین و در واقع کلیدی‌ترین سؤال را در همان اول ماجرا می‌پرسند: «تحصن تا کی ادامه دارد؟»

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز - 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز – 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

حدود 6 ساعت تحت بازجویی بوده است. درمورد همه چی از او می‌پرسند. اسیدپاشی، لگام، وکالت و مسائل کانون و…

اسم این بازجویی گویا مذاکره بوده است. درحالیکه به او اجازه نمی دهند تماس گرفته و بگوید که سلامت است و کی بر می‌گردد. تلفن او را که از لحظه‌ی اول از دستش قاپیده‌بودند خاموش نمی کنند. گوشی تمام وقت روشن و در اختیار آنها بود. تنها صدایش را قطع کرده‌بودند. در آخر از او می‌خواهند که برود و خواسته‌هایش را لیست کند و برایشان ببرد و من مانده‌ام این همه کاغذ از کجا باید پیداکنیم برای فهرست کردن خواسته ها.

اگر بازداشت موقت او چند تا دلیل داشته‌باشد یکی از آنها مربوط به افتضاحی است که در ماجرای اسیدپاشی به صورت دختران جوان مان به بار آورده‌اند. بازداشت او می تواند بخشی از افکار عمومی را به سمت دیگری پرتاب کند. همچنان که اعدام ریحانه جباری.

پروژه بازداشت او بیشتر شبیه یک‌آدم ربایی بوده‌است تا یک بازداشت قانونی و قضایی. سالها پیش وقتی شخصی از مأموران بازداشت‌کننده حکم قضایی یا کارت شناسایی طلب می‌کرد، بیسیم نشان می‌دادند و یا اسلحه.

اما اکنون خود را موظف به نشان‌دادن بیسیم و اسلحه هم نمی‌بینند. درسته که حکم ندارند اما اضافه وزن که دارند. شخص را بلند کرده و داخل ماشین پرتاب می‌کنند و این پرتاب اسم‌اش هست قانون. قانون آئین دادرسی کیفری. قانون مجازات اسلامی، …، قانون اساسی.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – یکشنبه 4 آبان – 22:30

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393

پیمان عارف دومین روز تحصن(30مهر) مقابل کانون وکلای مرکز و اولین روزی را که به این تحصن پیوسته‌است را، و همچنین تجمع اعتراضی مقابل مجلس را که در اعتراض به اسیدپاشی و عدم رسیدگی کافی به آن صورت گرفته است را اینگونه شرح می‌کنند:

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

«روز اول تحصن برای حقوق بنیادین:

ساعت 9 صبح رسیدم جلوی کانون وکلای مرکز. جای پارک نیافتم تا مجبور شوم اول گاندی پارک کنم.

تا برگشتم جلوی کانون، نسرین ستوده و رضا خندان هم رسیدند. پلاکارد نسرین آماده بود اما من با شلختگی کاغذ از سمتی باید میافتم و ماژیک از دیگر سوی!
با خط ناخوشم روی آ4 و بعد آ3 ای نوشتم «حق تحصیل؛ حق دگراندیشان» (education right, dissent right)

اول صبح بود و هنوز از نیروهای امنیتی خبری نبود. رضا رفت و ساعتی بعد محمد نوریزاد با تن‌پوش و پرچم «جانم فدای ایران»اش سررسید.

وکلا و اعضای جامعه‌ی حقوقدانان یک‌یک و با تعجب از جلومان رد می‌شدند و عمدتاً نسرین و نوریزاد و بعضاً بنده را می‌شناختند. سلام و علیکی و درودی و بدرودی و آفرینی می‌گفتند و راهشان می‌کشیدند تا مبادا دردسری پیش‌شان آید!

مسعود شفیعی وکیل سه امریکایی متهم به جاسوسی در سال 88 ساعتی بعد به ما پیوست. اسماعیل مفتی‌زاده این دلیرمرد کرد و البته استاد علیرضا جباری.
دراویش گنابادی آمدند و اعلام حمایت دراویش دکتر تابنده را پیام آوردند.

ساعت 11 برای پیوستن به تجمع فعالان حقوق زنان در اعتراض به اسیدپاشی در اصفهان راهی بهارستان شدیم. خیلی ها بودند؛ از پروفایل فعالان جوان فیسبوکی تا نرگس محمدی و نوشین احمدی خراسانی!

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

مأمور اطلاعاتی یکباره به نوریزاد حمله‌کرد و با او گلاویز شد تا گوشی‌اش بستاند که با مقاومت او و همراهان مواجه شد.

نوریزاد عزیز این مرد خستگی‌ناپذیر دموکراسی‌خواه و حر جنبش سبز اما رهایش نساخت و تا ستاندن گوشی تلفن همراهش به دنبال مأمور قوی‌پنجه رفت تا یکباره در صندلی عقب خودروی کلانتری نشانده شده، و جلب شده، ظاهر شد و بردندش تا نمی‌دانم کی که آزاد شود.

تجمع تمام شد اما پرچم «جانم فدای ایران» نوریزاد دستم مانده بود. به واسطه قراری کاری تعجیل داشتم. پرچم به دوستی سپردم تا به کلانتری بهارستان رود و به صاحبش برساند.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

با نسرین ستوده و زنانی همگی از جنس حق‌خواهی به خیابان زاگرس برگشتیم و راهی «زندگی روزمره» شدیم!»
پیمان عارف – 30مهر – 14:15

و اما دو تجمع دیگر امروز در اعتراض به اسیدپاشی که این روزهای ایران را فراگرفته‌است برگزار گردید. یکی آنطور که در بالا ذکر شد در تهران مقابل مجلس در خیابان بهارستان و دیگری در اصفهان مقابل دادگستری.

تجمع اصفهان:

در اصفهان به گزارش کانون زنان و رادیو فردا تجمع مقابل دادگستری اصفهان از ساعت 10 الی 12ظهر درحضور نیروهای انتظامی و حضور جشمگیر مردم از هر قشر جامعه، پیر و جوان، چادری مانتویی، دانشجو و کارگر برگزار گردید. در این تجمع شعارهایی مانند «امر به معروب با اسید نمی‌خوایم»، «نیروی انتظامی خجالت خجالت»، «نیروی انتظامی چشمهای خواهرم کو»، «ما امنیت نداریم، ما امنیت نداریم»، «روحانی ما امنیت نداریم، ما امنیت نداریم»، «ایرانی داعشی اعدام باید گردد»، «این سکوت، حمایت از داعش است»،«زاینده‌رود خشک شده، اسیدپاشی مد شده» و «ای کم‌تر از داعشی، اسید به ما می‌پاشی» توسط مردم سرداده‌شد.

یکی از شهروندان اصفهانی به رادیو فردا گفته است که تعداد تجمع‌کنندگان این شهر را چندصد نفر تخمین می‌زند و در ادامه گفت که نیروی انتظامی «با باتوم» به ضرب و شتم تجمع‌کنندگان اقدام کرده و همچنین با گاز اشک‌آور به معترضان حمله کرده‌است. وی افزود که «مردم تصمیم گرفته‌اند روز شنبه در تمام مقاطع تحصیلی دختران به نشانه اعتراض سر کلاس‌ها نروند.»

تجمع اعتراضی در اصفهان مقابل دادگستری اصفهان- 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس: سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی در اصفهان مقابل دادگستری اصفهان- 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس: سایت کانون زنان

تجمع تهران:

تجمعی دیگر نیز با حضور فعالین حقوق زن و دیگر مردم همراه مقابل مجلس برگزارگردید. در این تجمع شعارهایی مانند «امنیت ،امنیت. ای مجلس خجالت خجالت»، «حق زن از امنیت: اسید پاشی، جنایت»، «قوانین ضد زن ملغی باید گردد»، «ننگ ماست ننگ ماست، مجلس شورای ما» توسط مردم سرداده‌‍شد.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

همچنین مردم نوشته‌هایی را باخود همراه دارند که می‌توان برای نمونه به متن برخی از آنها اشاره کرد: «صورت من کجاست؟» ، «اخلاق!»، «زن در خطر شده‌است.»، «اسید ممنوع»، «جامعه مردسالاری، قوانین مردسالار»، «خشونت علیه زنان»، «نه به اسید»، «جنگ با بدن زنان را متوقف کنید» ، «عاملین اسیدپاشی سریعا باید شناسایی و دستگیر شوند»، «جلو اسید پاشان را بگیرید»، «جنگ با بدن زنان»، «صورت من کجاست – WHERE IS MY FACE!?»، «بدن من حق است بازیچه شما نیست»، «زنان جامعه نگران هستند و دلواپس»، «چه کسی امنیت مرا تضمین می‌کند؟»، «اصفهان داعش نمی‌خواهد،اسید پاشی را متوقف کنید»،

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

باوجود اینکه صدای مردم بسیار بلند است و بی‌شک نمایندگان که امروز در صحن علنی مجلس جلسه دارند شعارها و به‌خصوص شعارهایی که خطاب به نمایندگان مجلس فریاد می‌شد به‌گوش نمایندگان داخل مجلس رسیده‌است اما هیچیک از نمایندگان در میان مردم حضور نیافتند.

یکی شعارهایی که نمایندگان مجلس را خطاب قرار می‌دادند عبارت‌بودند از: «قانون گذار حمایتو اسید پاشی جنایت» و برای نمونه یکی از مردم نوشته‌ای را بالا برده‌است خطاب به یکی از نمایندگان مجلس: «آقای مطهری! عکس‌های زنان قربانی اسید را در مجلس پخش کنید.»

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

همچنین باید اشاره کرد که در این تجمع مرد و زن در کنار هم بودند. برای نمونه پسر جوانی که خود را دانشجو معرفی می‌کند می‌گوید: «اعتراض به اسید پاشی را نباید جنسیتی نگاه کرد. من هم یک انسانم و به اندازه‌ی زنان از این واقعه رنج می‌کشم. اعتراض به این حادثه دلخراش و خشونت عریان، زن و مرد نمی‌شناسد و همه با هم باید به اسیدپاشی اعتراض کنیم»»

در این تجمع همینطور برخی از قربانیان اسیدپاشی درگذشته نیز مانند معصومه عطایی، سمیه و دختر خردسالش نیز حضور داشتند.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

پس از ساعت 12 نیروهای انتظامی مردم را به متفرق‌شدن می‌خوانند. پیمان عارف در مصاحبه‌ای که با رادیورفردا داشته است شرح می‌دهد که برآوردش از تجمع‌کنندگان حدود 200 نفر بوده و پس از حرکت تجمع‌کنندگان به سمت پایین میدان بهارستان برخورد نیروی انتظامی با آنها نیز شروع شده‌است و عابران در خیابان‌های اطراف نیز از این تجمع اعلام حمایت می‌کنند اما نیروی انتظامی اجازه پیوستن مردم به جمعیت را نمی‌دهد.

دیگر عکسها از این تجمع:

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

برای تکمیل اطلاعات لطفاً به پست‌های زیر مراجعه نمایید:

پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود

ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم
گزارشی از اولین روز تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلا | حضور جمعی از فعالین و مأمورین انتظامی + گزارش تصویری
ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد
نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393


پس از آتکه دادگاه به‌شکلی حیرت‌آور حکم به محرمیت نسرین ستوده از حرفه‌ی وکالت به مدت 3سال داد نسرین ستوده تصمیم گرفت که در ایستادگی مقابل این بی‌قانونی‌ها به‌پاخیزد.

برای کسب اطلاع مطالعه فرمایید: «ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد»

ایشان طی بیانیه‌ای به موارد اعتراض خویش اشاره کرده و اعلام کردند که از صبح سه‌شنبه 29 مهر 93 مقابل کانون وکلای مرکز (که واقع است در میدان آرژانتین – خ زاگرس) تحصن خواهند کرد.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده از برگزاری اولین روز این تحصن اینگونه خبر می‌دهند که:

«تحصن نسرین در اعتراض به رأی دادگاه انتظامی وکلا و محرومیت او از وکالت، صبح امروز (29 مهر) در مقابل کانون وکلای مرکز با شعار حق کار، حق دگراندیشان – Work Right, Dissent Rights با همراهی گروهی از فعالان سیاسی و مدنی و البته در حضور مأموران انتظامی
و امنیتی آغاز شد.

این تحصن تا تحقق خواسته‌ها ادامه خواهدداشت.»
رضا خندان – 29 مهر – 18:30

«Nasrin Sotoudeh takes sanctuary in front of «Iran Bar Association»

Nasrin started to take sanctuary in front of «Iran Bar Association» today morning, with the slogan: «work right, dissenters› right.»
she protests against Professional Court of Lawyers› verdict, which deprived her of attorneyship.
some civil and political activists accompanied her, of course, in the presence of police and security forces.
she continues the sanctuary till her wants to be accomplished.
»
Reza Khandan – 21 October, 2014 – 18:30

همچنین به گزارش فنداریسون بین‌المللی جامعه‌های حقوق‌بشر نیروهای امنیتی پس از چند ساعت این حرکت اعتراضی را به هم زدند. نیروهای امنیتی همچنین دوربین یکی از عکاسان خبرگزاری فرانسه را ضبط کرده و پس از پاک‌‍کردن عکس‌های تحصن به او بازگرداندند.

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر 93 | عکس: رضا خندان

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر 93 | عکس: رضا خندان

همچنین محمد نوریزاد که گفته‌است در این راه نسرین ستوده را همراهی خواهد کرد و یکی از شرکت‌کنندگان در این تحصن بوده‌اند، در اینباره اینگونه بیان می‌کنند که:

«قدمگاه جدید من: کانون وکلا

من از چهارشنبه به خانم نسرین ستوده خواهم پیوست و قدمگاهم را از انتهای خیابان پاستور به ابتدای خیابان زاگرس در میدان آرژانتین – کانون وکلا – منتقل خواهم‌کرد.

نسرین ستوده‌ای که من امروز دیدم، کوه‌تر از کوه بود در استواری.

او را شیر زنی یافتم که تا به حقش نرسد، دست از اعتراض برنخواهدکشید. به پاس پایداریِ این بانوی پاک نهاد، با او همراه خواهم‌شد که:

هر کجای این سر زمینِ مُلّازده قدمگاه معترضان است. یک وقت دیدید جناب پیمان‌عارف، این جوان پاک تر از پاک نیز به ما پیوست. امروز برایم نوشت: در اعتراض به بن بستی که برادران در ادامه ی تحصیلش (در مقطع دکتری) پدید آورده اند، یا جلوی وزارت علوم، یا جلوی وزارت اطلاعات، یا در کنار من و خانم ستوده قدمگاهی خواهدآراست.»
محمد نوری زاد – 29 مهر12:30ظهر – تهران

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر  | عکس: محمد نوریزاد93

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر | عکس: محمد نوریزاد93

همچنین محمد نوریزاد صبح امروز نیز به شرح مکالمه‌ی خود با خانم نسرین ستوده پرداخته‌اند که 27 مهرماه صورت‌پذیرفته‌است:

«اندک اندک جمع مستان می رسند!

خانم نسرین ستوده احتمالاً از امروز سه شنبه(29مهر) در اعتراض به لغو پروانه ی وکالتش به تحصن می‌نشیند. دو روز پیش بود که برای من نوشت:

آقای نوری زاد عزیز، سلام.

امیدوارم حال تان خوب باشد. احتمالاً از حکم دادگاه کانون وکلا خبر دارید. سه سال محرومیت از وکالت! که در طول حیات کانون وکلا بی‌سابقه بوده است. احیاناً از روز دوشنبه یا سه شنبه تحصن را شروع کنم. همکار شدیم. بابت همه چیز خسته نباشید. خبرهای مربوط به شروع تحصن را رضا روی فیسبوک‌اش خواهدگذاشت. خواهش می‌‍کنم به دوستان دیگر در لگام نیز بفرمایید.

ارادت و احترام: نسرین ستوده

Mohammad Maleki Nasrin Sotoude 29 mehr 93 - 2

و من در پاسخ نوشتم:

سلام بانوی خوب.

من همین امروز یکشنبه خبردار شدم. با اطمینان می‌گویم: با کمی پایداری حتما به نتیجه خواهید رسید. ما را در کنار خود بدانید. ذره‌ای کوتاه نیایید. نامه‌ی آقای خشایار دیهیمی به رییس قوه‌ی قضاییه نشان می‌دهد که بر پوسته‌ی ترسِ نخبگان ما ترک افتاده و این بسیار نیکو و پر برکت است.

سپاس که خبرم کردید.

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر  | عکس: محمد نوریزاد93

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر | عکس: محمد نوریزاد93

خانم ستوده در پاسخ نوشت:

ممنون از لطف تان و دلگرمی‌تان.

من هم مثل شما مطمئن‌ام با پايداری به نتيجه مي‌رسم. خدا شما را حفظ كند كه به جاي توصيه به احتياط و… اطمينان می‌دهيد.

دست‌كم اين است كه كانون بی‌شرافت بايد جواب بی‌شرافتی‌هايی را كه پشت پرده دارد، بدهد. از اين بابت خوشحال نيستم ولی ناگزير است.

با ارادت و سپاس: نسرين ستوده

و من نوشتم:

مرا در جریان بگذارید. ساعت و مکان. کی و کجا؟ این کار بزرگ شما باید به عالی‌ترین وجه ممکن رسانه‌ای شود. اسم من و شما – چه بخواهیم و نخواهیم – مولود همین فضای رسانه‌ای است. که همین فضا، هم برای ما ایمنی ایجاد کرده و می‌کند و هم خواسته‌های ما را ممکن می‌سازد.

ارادت مرا پذیرا باشید بانوی فهیم. با احترام

و بانوی فهیم نوشت:

آقای نوری زاد عزيز و گرامی، شروع تحصن‌ام از روز سه شنبه ساعت 9 صبح و در جلوی كانون وكلا : ميدان آرژانتين – ابتدای خيابان زاگرس پلاک 3 است.

من قصد اعتراض به حكم صادره را ندارم. چون كانون وكلا خود بايد پاسخگوی عمل‌اش باشد. بنابراين فقط از طريق تحصن اعتراضم را اعلام می‌كنم. با فرمايش شما درخصوص رسانه‌ها كاملا موافق‌ام.

خدا حفظ تان كند. با ارادت فراوان: نسرين ستوده

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر 93  عکس: محمد نوریزاد

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر 93 عکس: محمد نوریزاد

می گویم: اطلاعات و سپاه و همه‌ی هیمنه‌ی نظام مقدس، کمترین چشم زخمی به این بانو نخواهند زد. چرا؟ چون اکنون نسرین ستوده یک چهره‌ی بین‌المللی است. چهره‌ای که اگر در داخل نادیده‌اش بگیرند، در بیرون از مرزها و در تشکل های مدنیِ جهان و در تک‌تک دستگاه‌های حقوقی و بین‌المللی دیده خواهدشد و دست به گلوی کسانی خواهد برد که هنوز از پس گوهر عشقی، این پیر بانویِ بی‌نشان و پوست و استخوان و بر سرِ گورِ پسر نشسته بر نیامده‌اند.»
محمد نوری زاد – 29مهر – 7صبح

پست مرتبط:
ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393


آنطور که پیش از این در پست «گزارشی از یک ایستادگی: نسرین ستوده» اطلاع‌رسانی گردید به‌دنبال برگزاری جلسات متعدد محاکمه‌ی نسرین ستوده که آخرین جلسه‌ی آن یکشنبه 2 شهریور 93 در دادگاه انتظامی وکلا برگزار شد، شنبه(8 شهریور) رأی این دادگاه رسماً اینگونه ابلاغ گردیده‌بود که:

تعلیق موقت خانم نسرین ستوده به‌نظر دادگاه انتظامی کانون وکلا موضوعیت نداشته، رد می‌شود.

و بنابراین خانم نسرین ستوده می‌توانستند به حرفه‌خود یعنی وکالت ادامه دهند.

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا - عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

نسرین ستوده و همراهان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا – عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

اما گویا این پایان راه نبود و ظلم دست به کار گردیده‌است. چراکه 26 مهر ماه در کمال ناباوری اعلام می‌گردد که به حکم آن دادگاه نسرین ستوده به‌مدت 3سال از حرفه‌ی وکالت محروم گردیده است. رضا خندان دراین‌باره گفته است:

«ننگین‌ترین رأی تاریخ 100 ساله‌ی کانون‌های وکلای کشور توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا به ریاست آقای ماجد وثوقی(وکیل پایه یک دادگستری) و دو تن از دادیاران این شعبه که آنان نیز وکیل دادگستری هستند، در خصوص رسیدگی به درخواست دادسرای اوین مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت، امروز شنبه 26 مهر ماه 93 ابلاغ و در آن با درخواست این دادسرا مبنی بر محرومیت نسرین از وکالت به مدت 3 سال به‌طرز حیرت‌انگیزی موافقت شده‌است.

پیش‌تر آقای ماجد وثوقی(رییس شعبه صادر کننده ی این حکم) برای بدنام نشدن خود در رابطه با صدور احتمالی چنین حکمی که ظاهراً قبل از محاکمه تصمیم خود را برای محرومیت گرفته بود، به نسرین گفته بود که بهتر است شما خودتان پروانه‌تان را تحویل‌بدهید و کار وکالت را فعلاً ترک کنید چرا که ما تحت‌فشار هستیم.

متأسفانه به‌دلیل ردصلاحیت گسترده‌ی وکلای مستقل در انتخابات اخیر افرادی در رأس کانون وکلای مرکز نفوذ کرده و شرایطی را در هیأت‌مدیره به‌وجود آوردند که منجربه صدور چنین حکمی شده است. به‌نظرمی‌رسد همزمانی نامه‌ی اخیر آقای علی نجفی توانا رییس کانون وکلا خطاب به رییس قوه قضاییه با زمان صدور این حکم و درخواست عفو و بخشودگی وکلای زندانی و انتشار گسترده‌ی آن، برای خنثی‌کردن اثرات منفی این حکم عجیب بوده‌است.

صدور چنین حکمی برای وکلایی که زندانی سیاسی بوده و یا هستند نه پیش از انقلاب و نه پس از انقلاب بی‌سابقه است. حتی وکلایی بوده‌اند که 10 سال حبس (به دلایل سیاسی) کشیده‌اند اما دادگاه انتظامی پیش از این آنان را تبرئه کرده و آنان بلافاصله پس از آزادی به حرفه‌ی خود یعنی وکالت برگشته‌اند.

با استناد به این حکم از این به بعد تمام وکلا مانند آقایان سلطانی، سیف زاده، اسماعیل زاده، وکلای دراویش گنابادی و دهها وکیل دیگر که محکومیت‌های سیاسی دارند، پس از آزادی از زندان امکان ادامه کار وکالت را از دست خواهند داد. و این حکم متأسفانه همانند لکه‌ی ننگی بر پیشانی کانون وکلای تحت مدیریت هیات مدیره‌ی فعلی خواهدماند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – 26 مهر93

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده - پس از آزادی نسرین ستوده

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده – پس از آزادی نسرین ستوده

و آنجا که شرافت و انسانیت را هدف تیر ترس و ظلم قرارمی‌دهند آزادگان ساکت نخواهند نشست…

اینک که مسئولین این حرفه نظاره‌گرند و اما آزادگان نمی‌توانند بخوابند، نسرین ستوده به ایستادگی قدم برداشته‌است:

رضا خندان از سوی همسرشان نسرین ستوده اینگونه اعلام می‌کنند که:

«در اعتراض به رأی دادگاه انتظامی وکلا و محروم‌کردن دگراندیشان از «حق کار» نسرین از فردا مقابل کانون وکلای مرکز تحصن می‌کند.

باتوجه به اینکه هنوز فرصتی برای او فراهم نشده‌است که صفحه‌ای را در فیسبوک راه‌اندازی و اداره‌کند، از من خواست بیانیه‌اش را در اینجا منتشر کنم:

متن بیانیه نسرین ستوده:

هموطنان و فعالان حقوق بشر

اینجانب، نسرین ستوده، وکیل دادگستری که توسط شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا به سه سال محرومیت از وکالت محکوم شده ام، از صبح روز سه‌شنبه مورخ 93/7/29 در جلوی کانون وکلای دادگستری متحصن خواهم شد.

دلایل تحصن من به شرح زیر است:

1- سال هاست حکومت ایران، دگراندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کند. من به این محرومیت‌ها معترض‌ام.

2- وضعیت اسف‌بار کانون وکلا به نحوی‌است که اکنون عناصر تندروی داخل حکومت، تمامیت جامعه‌ی وکالت را هدف گرفته‌اند و با تدوین لایحه‌ی جامع وکالت که بدون دخالت وکلای مستقل تهیه و تدوین شده است، قصددارند طومار کانون وکلا را برای همیشه در هم بپیچند. من به این اقدامات معترض‌ام.

3- دادگاه‌ها حق انتخاب وکیل را از متهمان دگراندیش سلب کرده‌اند. روزگاری توصیه می‌کردند وکلای حقوق‌بشری را انتخاب نکنید و گاه نام می‌بردند. اکنون نقض حقوق متهمان چندان آشکار است که ناگهان شخص ناشناسی در دادگاه حضور می‌یابد و قاضی به متهم اظهار می‌دارد: «این شخص وکیل توست».

این در حالی است که وکلای برجسته‌ای مانند آقایان: عبدالفتاح سلطانی، محمد سیف زاده، وکلای دراویش گنابادی و… به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند. من به این نحوه‌ی وکالت معترض‌ام.

4- رأی صادره از شعبه‌ی دوم دادگاه انتظامی وکلا مبنی‌بر محکومیت اینجانب به سه سال محرومیت از وکالت، تحت فشارهای وزارت اطلاعات و دادستانی صادر شده است. من به این حکم معترض‌ام.

من از خانه‌ی خودم به دادگاه انتظامی قضات اعتراض نمی‌دهم. بلکه برای اعلام اعتراض به سوء مدیریت کانون و قضات غیرمستقل و محرومیت از کار و نادیده‌گرفتن حق دگراَندیشان در انتخاب وکیل و تلاش برای محو کامل استقلال کانون وکلا از ساعت 9 صبح روز سه شنبه مورخ 1393/7/29 در جلوی کانون وکلاء دادگستری مرکز، تحصن خواهم کرد.

به امید استقلال دستگاه قضا و وکالت
نسرین ستوده
»
رضا خندان – دوشنبه 29 مهر – 23:30

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393

جرمش عقیده‌اش بود…

و عقیده‌اش بند نه، آزادگی…

در این دیار بود و بر سر دارش بردند…

صحبت از محسن امیراصلانی زنجانی است. رضا خندان از دیداری که او و چندی دیگر از عزیزان ایران مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و… با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی داشته‌اند می‌گوید:

دیدار جمعی از عزیزان مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و... با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی/اواخر مهر93

دیدار جمعی از عزیزان مانند جعفر پناهی، ژیلا بنی‌یعقوب، نسرین ستوده، نرگس محمدی و… با همسر و فرزند و مادر و پدر محسن امیراصلانی زنجانی/اواخر مهر93

«در طول مدتی که در خانه‌ی پدری محسن امیراصلانی، جوانی که اولین بار حکم اعدام‌اش را از دست صلواتی _یکی از سه قاضی زندانیان سیاسی-عقیدتی_ دریافت کرده بود، نشسته بودیم، حواسم عمدتاُ به کودک خردسال او بود که در سه سالگی پدرش را از او گرفتند.

آخرین ملاقاتی که به آنها می‌دهند خانواده از مسئولین زندان اجازه می‌خواهند تا این کودک در آغوش پدر عکسی به یادگار داشته باشد تا خاطره‌ای باشد از پدر در بزرگسالی؛ که مخالفت می شود.

روزی همه ی ما باید در برابر این کودکان پاسخگو باشیم. چه آنهایی که می کشند و چه ماهایی که سکوت می کنیم.»
رضا خندان – یکشنبه 27 مهر – 23:30

درمورد محسن امیراصلانی و بهانه‌ی بازداشت و اعدام وی فرشته قاضی اینگونه می‌نویسد:

«محسن امیراصلانی بامداد روز چهارشنبه 2 مهر، در زندان رجایی‌شهر اعدام شد.

او اردیبهشت 85 به اتفاق همسر و چند تن از شاگردانش بازداشت شده بود؛ هرچند همسر و شاگردانش آزاد شدند اما او طی 9 سال گذشته به اتهامات متعددی از بدعت در دین، ادعای ارتباط با امام زمان، توهین به حضرت یونس تا تجاوز به عنف و… متهم شده بود؛ اتهاماتی که به گفته‌ی پدرش در مجموع اتهام مفسدفی‌الارض را برای او به دنبال داشت و در نهایت هم با همین اتهام به دار آویخته شد. همسرش هم می گوید که در نهایت با اتهام تجاوز به عنف و بدعت در دین همسرش را اعدام کردند.

حکم اعدام محسن امیراصلانی دو بار، به گفته‌ی خانواده‌اش، در دیوان عالی کشور نقض شد اما در نهایت برای بار سوم حکم اعدام صادر و بامداد روز دوم مهر هم اجرا شد……»

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1393

ایستادگی…

ایستادگان…

همانان، پیامبرانی با ارمغان سپیدی از این خاک…

بیست و هفت شهریور 1392 بود که رضا خندان همسر نسرین ستوده گفت: «نسرین آمد… به او گفتند آزادی …»

خبر به راستی کوتاه بود. و شاید همیشه در این «کوتاهترین»ها باید طولانی‌ترین حرفها را جست. طولانی‌ترین حرف‌ها شاید در ذهن و کلام همان انسان‌های خوشحال نهفته‌باشد که کلامشان در «تبریک می‌گویم» خلاصه می‌شود.

یا شاید در ذهن نیماهای این خاک که وقتی مدرسه را دست در دستان پدر و مادر خویش آغاز می‌کنند، بی‌کلام فقط لبخند می‌زنند…

و شاید در کلمات کوتاه مردم این سرزمین که هنوز که آزاده‌ها در پشت حصارها آزادگی می‌کنند، آهسته نجوا می‌کنند: آزادش کنید… آزادش کنید…

رضا و نیما خندان به همراه نسرین ستوده - 31 شهریور 92 - عکس:رضاخندان

رضا و نیما خندان به همراه نسرین ستوده – 31 شهریور 92 – عکس:رضاخندان

«نیما اگر سختی‌های زیادی هم کشیده باشد خوشبختانه این شانس بزرگ را داشت که اولین روز مدرسه را با همراهی پدر، مادر و البته خواهر مهربانش که در این صحنه درحال گرفتن عکس است، آغار کند.

سال گذشته خانم مریم اکبری منفرد از بند سیاسی زنان این اجازه را پیدانکرد که در چنین روزی سارای کوچک‌اش را که کلاس اولی بود همراهی کند و امسال فاطمه دختر زیبای مصطفی دانشجو و کودکان بسیاری که بدون حضور پدر یا مادر در مدرسه حاضر شدند.»
رضا خندان – 31 شهریور 92

بعد از این آزادی بود که ظلم ِ ناراحت دست به‌کار شد زود، باز. نسرین که به جرم حرفه‌اش و به‌جرم قانون به زندان گردیده‌بود توسط عاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای شهید مقدس (اوین) مورد انتقامِ شکایت قرارگرفت تا پروانه‌ی وکالتش از اعتبار ساقط شود.

19 آبان 1392 – جلسه‌ی اول دادگاه انتظامی کانون وکلا:

رضا خندان می‌گویند:
«محاکمه ی نسرین فردا یکشنبه 19 آبان ساعت 10 صبح در دادگاه انتظامی وکلا واقع در محل کانون وکلای مرکز آغاز می‌شود.

این محاکمه به درخواست مرجع قضایی با تقاضای ابطال پروانه‌ی وکالت او انجام خواهد شد.»

جلسه‌ای که بدون حضور وکیل نسرین ستوده، آقای عبدالفتاح سلطانی برگزار شد. چراکه چون هنوز، ایشان در زندان به‌سر می‌بردند. خانم گیتی پورفاضل اعلام وکالت کرد. و رضا خندان به یاد دادگاه چند سال پیشی بود که نسرین را با دستبند بدان آورده بودند…

نسرین ستوده - رضا خندان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا - عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

نسرین ستوده – رضا خندان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا – عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

4 اسفند 1392 – جلسه‌ای دیگر از دادگاه نسرین ستوده:

رضا خندان می‌گویند: «این دادگاه به درخواست و اصرار دادسرای اوین، مبنی‌بر درخواست تعلیق پروانه‌ی وکالت او برای چندمین بار است که برگزار می‌شود.»

این دادگاه با حضور سرکار خانم گیتی پورفاضل و آقای عبدالصمد خرمشاهی به عنوان وکلای نسرین ستود و عده‌ای از خبرنگاران و علاقمندان برگزار شد.

در ابتدای جلسه، نسرین ستوده به ابلاغ‌نشدن وقت رسیدگی به 2 تن از وکلایش(آقای عبدالفتاح سلطانی و سرکار خانم مهناز پراکند) اعتراض می‌کنند و از دادگاه تقاضامی‌کنند که جلسه تجدیدشود. این درخواست او از سوی دادگاه مورد موافقت قرارمی‌گیرد.

نسرین ستوده - مقابل کانون وکلا - 4 اسفند 92 - عکس:رضا خندان

نسرین ستوده – مقابل کانون وکلا – 4 اسفند 92 – عکس:رضا خندان

2 شهریور 1393 – جلسه‌ی آخر دادگاه:

«به‌دنبال فشارهای سنگین وزارت اطلاعات، دادستانی تهران و دادسرای اوین و تلاش شبانه‌روزی برای تعلیق پروانه‌ی نسرین از سوی این نهادها، فردا یکشنبه دوم شهریور، ساعت 9 صبح جلسه محاکمه‌ی او در شعبه‌ی اول دادسرای انتظامی وکلا برگزار خواهدشد.

علاقمندان و خبرنگاران عزیز در صورت تمایل می‌توانند در محل کانون وکلای مرکز واقع در میدان آرژانتین – ابتدای زاگرس – پلاک 3- ساختمان کانون وکلا
حضور داشته باشند.»
رضا خندان – 1 شهریور 93

یکی از آزادگانی که در این جلسه حضور پیدامی‌کند محمد نوریزاد است. او که این روزها را با تن سپید و قلبی که درد می‌کند در خیابانهای شهر چراغ‌به‌دست _با چراغی که نورش خود اوست_ می‌گذراند از شعرهایی که پیامبران سپید به‌دادخواهی فریاد می‌کنند می‌گوید. غزلهایی که حتی حذف یک بیت از آن ظلمی بزرگ است!

«دیروز صبح ساعت هشت، دمِ درِخانه ی دکتر محمد ملکی بودم. سوارش کردم و با هم رفتیم کانون وکلا. کجا؟ میدان آرژانتین اول خیابان زاگرس. کانونِ وکلا چرا؟ قرار بود در دادسرای انتظامیِ وکلای این کانون، خانم نسرین ستوده دادگاهی شود. به چه منظور؟ که پروانه ی وکالتش برای همیشه لغو یا تا فرصتی دیگر تمدید شود. جلسه ی دادگاه در اتاقی تشکیل شد که بیش از سه متر پهنا و چهار متر درازا نداشت. عمده ی این فضا را هم یک میز مستطیل با صندلی های اطرافش اشغال کرده بود. پنج شش وکیل کار آزموده و پای به سن نهاده به ریاست مردی کهنسال و با وقار در دو ضلعِ درازِ این میز نشسته بودند و خانم ستوده با چهار وکیلِ همراه و همدل و بی مزدش در ضلعی دیگر. بالا نشین این دادگاه، نماینده ی دادستان بود. مردی حدوداً سی و هفت هشت ساله که نیمی از زمانِ دادرسی را با تلفن همراهش مشغول بود.

ما زمانی به این اتاق داخل شدیم که جایی برای نشستن نبود. یک صندلی برای جناب ملکی جور کردند و ما ایستادیم فشرده تا پایان کار. تعدادمان؟ با جناب رضا خندان – همسر خانم ستوده – مجموعاً بیست و پنج نفری می شدیم. ابتدای سخن با رییس کهنسال و با وقار و متینِ جلسه بود که بر برگه های مخصوص، پرسشی نوشت و از خانم ستوده خواست پاسخ دهد.

محمد نوریزاد - نسرین ستوده - دکتر ملکی - 2 شهریور 93 بعد از جلسه دادگاه انتظامی کانون وکلا - عکس:محمد نوریزاد

محمد نوریزاد – نسرین ستوده – دکتر ملکی – 2 شهریور 93 بعد از جلسه دادگاه انتظامی کانون وکلا – عکس:محمد نوریزاد

اصرار خانم ستوده این بود که: وکیل اصلیِ من آقای عبدالفتاح سلطانی است. او را برای دفاع از من به اینجا بخوانید. اوست که از ابتدا با من همراه بوده و به چند و چون پرونده ی من اشراف دارد. با این تأسف که وقتی من زندانی بودم وی بیرون بود و آنگاه که من بیرون آمدم او به زندان رفت. دادگاه به اصرار و درخواستِ خانم ستوده روی خوش نشان نداد. نوشته ها دست به دست شد و وکلا هریک سخن گفتند و کار به دفاع نهاییِ خانم ستوده رسید. خانم ستوده بر پای ایستاد و لب به سخن گشود. در آن اتاق کوچک، من پیامبر بی پناه و تنهایی را دیدم که سخنش جز درستی هیچ نبود. پیامبری که برای این تنها سخنش، مخاطب چندانی نیافته بود. جوری که در این سالهای تلخِ بی کسی، به هر در کوفته بود، جز به مجسمه های سنگیِ آدم های سردمدار برنخورده بود.

پیامبر ما که شالی سفید بر سر داشت، در دفاعیه ی سه برگی اش آنچنان محزون اما محکم دست به آسمان انسانیت برد، و آنچنان یک تنه بر آستانِ بی مخاطب عدالت ایستاد و اصرار ورزید که من، هم در حین سخن و هم در پایان سخنش گریستم. من باور کردم که وی به نمایندگی از همه ی شهدای تاریخ، و همه ی سیلی خوردگان و تحقیر شدگان و آرزو به دل ها سخن می گوید. سرآخر دست به شال سفیدش بردم و آن را به صورت کشیدم و بوسیدم. پیامبر ما آنجا که دید داورانِ دادگاه به مرزِ مویینِ لغوِ پروانه ی وکالتش پا نهاده اند، به پای ایستاد و از خود دفاع کرد. با سخنانی که من به نشرِ چندی از آن بسنده می کنم. نیز این بگویم که پیامبرما، کتاب ندارد. بل کتاب آسمانی اش همان زندگانی اش است. این دفاعیه را به مثابه برگی از قرآنِ وی تلقی کنیم:

….. اینجانب ( نسرین ستوده) از طرف دادستان و نماینده ی او و همچنین وزارت اطلاعات متهم به اقدام علیه امنیت کشور از طریق انجام حرفه ی وکالت شده ام. و حالا باید از خود و عملکردم دفاع نمایم . دفاع ام را با عشق به عدالت و فرشته ی عدالت آغاز می کنم. می خواهم بدانید رنجی مرا به این خانه کشانده است. من از بی عدالتی ای رنج می برده ام که مرا و هموطنانم را به یکسان در برگرفته است.

محاکمات نا عادلانه، مجازات های خانوادگی، و دست آخر عفوهای دل به خواه، همگی نشانه هایی عریان از( سلیقه ای است که به جای قانون) اجباراً به کسانی تحمیل می شود که نا عادلانه مورد اتهام قرار می گیرند و بی رعایت تشریفاتِ قانونی محاکمه و مجازات می شوند… این دادگاه، تا داخل ( زندان) بودم تشکیل نشد و اکنون که آزاد به نظر می رسم، تشکیل می شود تا آخرین آثار آزادی ام را از من باز ستاند…. مصراً بر این ادعای خود تأکید دارم که دلیل دستگیری و فشارهای وارده بر خانواده ام، انجام وظایف حرفه ای ام و پذیرش وکالت از دگراندیشان یا قربانیان نقض حقوق بشر در راستای عمل به سوگند نامه ی حرفه ای ام بوده است….

سه تن از پنج وکیل من تحت تعقیب کیفری قرار گرفته اند. همکار عزیز و ارجمندم جناب آقای عبدالفتاح سلطانی – که وکالت مرا در دوران سخت به عهده داشتند – هم اکنون در زندان به سر می برند …. پس از انتخابات، تعداد کثیری از وکلای مستقل تحت تعقیب قرار گرفته اند و حتی بسیاری از آن ها هم اکنون در زندان به سر می برند …. من مانند کلیه ی همکارانم , در پایان دوره ی کار آموزی و زمان دریافت پروانه ی وکالت، سوگند نامه ای را امضا نمودم که به موجب آن تا زمانی که وکالت می کنم، جز در راه حق و حقیقت قدمی برندارم و برای احقاق حقوق موکلانم، ولو با سختی های زیاد، کمر همت بربندم. اینجانب باید بین سوگند حرفه ای ام و توصیه ی باز جویانم، یکی را بر می گزیدم . که من، درعمل به سوگند نامه ی حرفه ای ام لحظه ای تردید نداشته و ندارم.

…. دادگاه انقلاب، پس از سال 1357 و در اثر تحولاتی که 35 سال پیش به وجود آمده بود، تاسیس شد. اکنون 35 سال از انقلاب می گذرد و ادامه ی فعالیت دادگاه انقلاب با فلسفه ی وجودی اش مغایر است…. نحوه ی رسیدگیِ قضایی در دادگاه انقلاب به نحوی است که اساساً حق دفاع از متهمان در بسیاری از موارد سلب شده است. به عنوان نمونه، وجود اعلان کتبی و رسمی » از پذیرفتن وکیل معذوریم » در پشت درِ دادگاه های انقلاب، تا همین چند سال پیش، نشان از محاکمه ی متهمان بدون حضور وکیل طی سالیان متمادی داشته است.

…..طبق اصل 168 قانون اساسی به کلیه ی اتهامات سیاسی باید در محاکم عمومی، با حضور هیات منصفه و مطلقاً به صورت علنی رسیدگی شود. طی 35 سال گذشته به کلیه ی اتهامات سیاسی در دادگاه ویژه ( دادگاه انقلاب )، بدون حضورِ هیات منصفه واساساً به صورتِ غیر علنی رسیدگی شده است . بنا براین در این سالها با وجود دادگاه انقلاب، حق کلیه ی دگر اندیشان اعم از دگر اندیشان مذهبی، عقیدتی، مدنی و سیاسی نادیده گرفته شده است.

….آیا اصولاً در چنین دادگاهی با چنین شاکله ای که بنیان آن بر غیرعلنی بودن و تحدید وکیل بنا شده است، و متهم را از شرایطِ کاملاً امنیتیِ بند 209 و سلول های انفرادی برای محاکمه اعزام می نمایند، امکان رعایت استقلال قضایی و بیطرفیِ قاضی وجود دارد؟ اصل «استقلال قضایی» که به عنوان اصلی مهم و بنیادین در کلیه ی سیستم های قضایی (جهان) مورد توجه خاص است، آیا در داگاه هایی که با گزارشِ نهاییِ بازجویانِ ( دستگاه های امنیتی) تشکیل می شوند، قابل رعایت و تصور است؟ گزارش هایی که ( در آنها بازجویان ) نوع جرم را تعیین می کنند، مدارک آن را یک به یک برای قاضی برمی شمرند، و حتی میزانِ مجازات متهم را نیز تعیین می کنند؟
آقای رییس! اعضای محترم دادگاه

آنقدر راهم را در طی 10 سال وکالتم درست پیموده ام که اگر به 10 سال پیش بازگردم، با اطمینانِ بیشتر همین راه را بر می گزینم. بر این باورم که موکلانم – که وکالت آن ها را به عهده گرفته ام – گناهکار تر از من نبوده اند. ( با اطمینان می گویم:) همگی آنان بی گناه بوده اند. اگر کسی در این میان گناهی کرده است، من بوده ام که گناهی جز عشق به عدالت نداشته ام. از شما می پرسم : من چگونه می توانستم احکام ناعادلانه را شاهد باشم و سکوت کنم؟ یا کتمان کنم و روی بگردانم و دل خوش دارم که واژه ی «وکیل» را سزاوارم؟ من در این سالهای وکالت، نه اعتباری از این شغل به کف آورده ام و نه نانی.

اگر شما گرامیان که همکاران پیش کسوت من هستید , مرا شایسته ی این حرفه ندانید، بی هیچ اعتراضی راه بازگشت را بر می گزینم و کوره راه عدالت خواهی را به شما وامی گذارم و در جستجوی آزادی و عدالتی که از آن محرومیم، از کوی و برزنی دیگر خواهم رفت. اما این اطمینان را به شما، خودم و هموطنانم می دهم تا زمانی که بساط محاکماتی عادلانه برقرار نشود، من به راهم ادامه خواهم داد. با احترام: نسرین ستوده

جلسه ی دادگاه تمام شد. همه بیرون آمدند و داوران ماندند. به داخل اتاق بارگشتم و از تک تک داوران که هریک وکیلی کارآزموده بود، سپاس گفتم. و گفتم: من از تماشای ادب و انصاف و تخصص و قانونی که در این اتاق دست به دست می شد، لذت بردم. اما حیف که دانش و فهم و تخصص شما را یکی در آن بالا به یک زنگ تلفن یا به یک حرکتِ قلم باد هوا می کند. و گفتم: اجازه هست عکس بگیرم از جمع شما؟ بانویی گفت: نه آقای نوری زاد، می خواهید پروانه ی وکالت ما را لغو کنند؟ در راهرو به پیامبری که شال سفید بر سر داشت گفتم: خدا چه ذوق می کند از داشتنِ بندگانی چون شما. پیامبر گفت: شما همیشه به من لطف داشته اید آقای نوری زاد. گفتم: این لطف نیست. این نیاز است. و به همسرش جناب خندان گفتم: امروز یکی از بهشتی ترین روزهای عمر من بود.

می گویم: آدم هایی که منصب های این سی و پنج سال را اشغال کردند و اشغال کرده اند، اغلب شان در یک سخن و در یک رفتار ناجوانمردانه مشترک بوده اند. و آن این که: کاری به کار شایستگی و عقل و عقلانیت نداشته باش. و همینجور هردمبیل آمده اند جلو تا چه پیش آید. می گویم: بزرگترین جفایی که در این سالها صورت پذیرفته، برکناریِ نخبگان و شایستگان از حضور بر سرِ منصب های کلیدیِ کشور بوده است. بهمین خاطر است که دیگرکشورها سال به سال پیش رفته اند و ما سال به سال پس رفته ایم و در جا زده ایم.

می دانم این سخن من برای جماعتی ناگوار می نماید اما می گویم: عزیزانی چون نسرین ستوده اگر به صورتِ قانونی شخص برترِ این کشور بودند و اختیارهای قانونی با آنان همراه و همدل بودند، یکصد برابر رهبرِ قبلی و هشتصد برابر رهبر فعلی در هدایت درستِ جامعه توفیق می یافتند و ما را به قله های فهم و خرد و رهایی و نشاط و انصاف و ادب و شایستگی و برازندگی و اعتبار جهانی نزدیک می کردند. می گویم: افتخار من ( نوری زاد) این است که یک روز همین پیامبرِ شال سفید رییس جمهورِ ایران عزیز شود و من صبح به صبح غبار از میزِ کارش بروبم و بر قلم انسانیت گسترش بوسه زنم. که اگر خاکساریِ دیروزِ همچو منی برای کسی و کسانی، خاکساری به پیشگاه جهل و جمود و شخص محوری و خرافه های مذهبی و اسلامی بود، خاکساری امروزم تحفه ای است به پیشگاه خرد و ادب و علم و مدارا و انسانیت، و پیشکشی است به پیشگاه نسل های بر نیامده اما چشم انتظار فردای ایران عزیز.

برادران خبردار شدند و آمدند و اجازه ندادند حتی بر پله های ورودیِ کانون وکلا عکس بگیریم. اما در آن سوی خیابان جمع شدیم و عکس گرفتیم به یاد آن روز مبارک. از همانجا همگی رفتیم به مراسم ختم بانو سیمین بهبهانی. مراسم که تمام شد، جمعی از بانوان و آقایان مرا دوره کردند و محبت های خود را بر من افشاندند. مرد جوانی از آن میان که سخت بغض کرده بود و معلوم بود سالهای تلخی را پشت سر گذارده، جلو آمد و پرسید: آینده چه می شود آقای نوری زاد؟ گفتم: اگر به اختیار آخوندها باشد، همین که هست.

وگفتم: آخوندهای ما لقمه ای تاریخی گیرشان افتاده که تا پای جان و حتی به قیمتِ کشتنِ نسل های ما از این لقمه دست بر نمی کشند. و گفتم: آینده را کسانی می سازند که بنای ساخت آینده را دارند. مردمان ترسیده و نشسته و خوابیده و مشغول، سهمی در تغییر آینده ندارند. مرد جوان بغضش را گشود و جوری گفت » آخه تاکی؟ سوختیم به خدا » که من نیز سوختم از سوز سخنش. شباهنگام زنگ زدم شیراز تا هم حال مادر مجید توکلی را بپرسم هم حال مجید را. که خوشبختانه از مادرش شنیدم که سه روزی به مرخصی آمده برای مداوا. به جناب رضا خندان – همسر پیامبر شال به سر- زنگ زدم، خبر خوبی داد. این که: پروانه ی نسرین تمدید شد. و من به یاد بوسه ای افتادم که بر شالِ پیامبر نشاندم در آن رَجَزِ شکوهمندش.»
محمد نوریزاد – 3 شهریور 93

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده - پس از آزادی نسرین ستوده

خانواده‌ی نسرین ستوده و رضا خندان: مهراوه و نیما فرزندان خانواده – پس از آزادی نسرین ستوده

و سرانجام نسرین ستوده به حق انجام حرفه‌اش دست می‌یابد:

«به‌دنبال برگزاری جلسه‌ی محاکمه‌ی نسرین در یکشنبه‌ی گذشته در دادگاه انتظامی وکلا، امروز شنبه(8 شهریور) رأی شعبه‌ی اول دادگاه انتظامی وکلا رسماً ابلاغ شد.

در رأی دادگاه انتظامی گفته شده است که: ‹تعلیق موقت خانم نسرین ستوده به‌نظر دادگاه انتظامی کانون وکلا موضوعیت نداشته، رد می‌شود.›

شاکی پرونده و درخواست‌کننده‌ی تعلیق، معاون دادستان تهران و سرپرست دادسرای شهید مقدس(اوین) بود.

بنابراین او همچنان می‌تواند به حرفه‌ی خودش (وکالت) ادامه دهد.»
رضا خندان – 8 شهریور 93 – 12:15ظهر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »