Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘راهپیمایی’

فروردین 1393

پس از آنکه 18 بهمن 92 گروهک جیش العدل پنج تن از سربازان ایران در مرز ایران-پاکستان را گروگان گرفته بود بود کمپینی با عنوان «سربازان ایران را آزاد کنید» با نماد FreeIranianSoldiers# به‌شکلی کاملاً خودجوش شکل گرفت.

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید

چند روز پس از این شکلگیری بود که جیش العدل اعلام کرد حاضر به مبادله‌ی سربازان با شرایطی خاص خواهد بود که درعوض آن جمهوری اسلامی باید 50 عضو زندانی این گروه، 200 نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین 50 نفر از زنان سنی را که به گفته‌ی جیش العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند را آزاد کند.

کمپین ادامه یافت و انواع و اقسام اخباری که مشخص نبود از کجا و با چه سمت و سویی منتشر می‌گردند، فضا را درهم می‌ریخت. برای نمونه خبر آزادی سربازان ایران در رسانه‌های وابسته به حکومت ایران منتشر گردید که در نهایت مشخص شد هیچیک حقیقت نداشته است!

در نهایت کار به‌جایی رسید که جیش العدل با اعلامی که از طریق توییتر رسمی خود داشت گفت که قصد دارد تا یکی از سربازان ایران را اعدام نماید. چندین روز پس از این اعلام، جیش العدل بار دیگر خبری منتشر کرد. خبری مبنی بر آنکه جمشید دانایی فر تنها درجه دار میان سربازان توسط جیش العدل به شهادت رسیده است. خبری که در ساعات اولیه توسط مسئولین تکذیب شد و در نهایت تأیید گردید!

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers - جمشید دانایی فر به شهادت رسید

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers – جمشید دانایی فر به شهادت رسید

پس از آن جمعی از فعالان و کنشگران جامعه مدنی ایران و فعالان انجمن اسلامی سابق دانشگاه علوم و تحقیقات تهران اعلام کردند که در اعتراض به گروگانگیری و شهادت مرزبان ایرانی و نقش دولت پاکستان و سازمان اطلاعات این کشور که طی سال های گذشته در ناامن کردن منطقه و حمایت پشت پرده از گروههای تروریستی نقش جدی داشته است با در دست داشتن تصاویر مرزبانان ایرانی در مقابل سفارت خانه‌های این کشور در تهران و دیگر کشورها تجمع خواهند کرد.

زمان و مکان این تجمع مدنی در ایران روز پنج شنبه 7 فروردین ساعت 3 بعد از ظهر در محل سفارت پاکستان، واقع در تهران، خیابان فاطمی غربی، نبش اعتمادزاده، اعلام گردید.

جو پادگانی اطراف سفارت پاکستان که با حضور نیروهای یگان ویژه و ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها که تمام شرق و غرب تقاطع کارگر و فاطمی را در برگرفته بود به معنی آن بود که اجازه‌ی برگزاری هیچ تجمعی داده نخواهد شد. و متأسفانه برخورد شدید و دستگیری‌هایی نیز مقابل سفارت پاکستان شکل گرفت تا گویای این شدت عمل باشد.

حال بخوانید روایت دختر میرحسین را از این روز. فقط بگوییم 7 فروردین، 1138 امین روزی بود که زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در زندان به‌سر می‌برند:

«برحسب اتفاق بود یا هواخوری. هرچه که بود سر از نزدیکی سفارت پاکستان درآوردم…

حدود ساعت سه بعد از ظهر بود و جمعیت اندک اندک اضافه میشد… نیروی انتظامی و ون‌های گشت و پلیس راهنمایی‌رانندگی و پلیس‌هایی با لباس سبز تیره و باتوم و سپر شیشه‌ای (اولین بار این جنس پلیس‌ها را سال 1378 در محدوده‌ی انقلاب رویت کردم و به کرات در سال 1388 و 1389 دیدم و البته هنوز نمی‌دانم یگان ویژه اند یا سپاه یا نیروی انتظامی!)

تعدادی… نه خیلی زیاد در خیابان فاطمی و کارگر پراکنده بودند.

البته پلیس‌های مزبور از فردی با لباس سفید که روی شلوار انداخته بود و شلوار مدل بسیجی وار پوشیده بود دستور می‌گرفتند و ایشان به آنها امر و نهی می‌کرد.

خلاصه، در گیر و دار نارضایتی تجمع‌کنندگان و زمزمه‌های دستگیری دو-سه نفر متوجه شدم که چرخ عقب ماشینم که مدتی گوشه‌ی خیابان فاطمی پارک بوده، پنچر شده است و البته من هم چرخ زاپاس همراهم نداشتم چراکه….

در یک ماه اخیر این چهارمین بار بود که چرخ ماشینم پنچر می‌شد و البته شایان ذکر است که در سه دفعه‌ی پیش چرخ‌ها با چاقو پاره شده بودند و خوب دیگر قابل استفاده هم نبودند…

یکی از تجمع کنندگان خوب… متوجه سردرگمی و البته پنچری چرخ ماشین من شد و به کمک بنده شتافت…

از آنجایی که چرخ زاپاس همراه نداشتم و هیچ پنچرگیری هم آن اطراف نبود ایشان زاپاس ماشینشان را سخاوت‌مندانه به من قرض دادند و خودشان هم چرخ ماشینم را تعویض کردند و البته قرار شد در عرض همین یکی دو روز تماس بگیرم و چرخ زاپاس این تجمع‌کننده‌ی خوب را پس بدهم.

القصه… درهمان زمان ناراحتی من از دیدن چرخ پنچر شده، یکی از برادران لباس‌شخصی‌پوش با جسارت و اعتماد به نفس و مچ‌گیری از من و ماشینم و برادر عزیزی که لطف کرده و می‌خواست به کمک من بیاید هم عکس گرفت…

ظاهرا از بقیه‌ی ماشین‌های پارک شده‌ی گوشه خیابان فاطمی هم عکس می‌گرفت… حالا این عکس برود که بایگانی شود کنار بقیه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از من و خانواده‌ام در این چند سال گرفته اند…

از عکس ما در راهپیمایی سکوت گرفته که در بازجویی‌ها رو به روی همسر سابقم گذاشته بودند… تا عکس‌ها و فیلم‌هایی که در حالت عزاداری ما به وقت از دنیا رفتن پدر بزرگ پدری و مادریم گرفته شد…

به هر حال برادرها آلبوم عکس مفصلی از ما تهیه کرده‌اند.

پی نوشت: عکس های خانوادگی ما که در کامپیوتر شخصیمان بود و غارت کردند و پس هم ندادند را از قلم انداختمو»
دختر میرحسین موسوی – پنجشنبه 7 اسفند – ساعت 17

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

بهمن 1392

سالش فرقی ندارد! روزش مهم است…

25 آن روز، 25 بهمن ماه بود…

بخوانید از پژمان ظفرمند:

پژمان ظفرمند - زمستان 92 - عکس: پژمان ظفرمند

پژمان ظفرمند – زمستان 92 – عکس: پژمان ظفرمند


«25بهمن سال 90 در حوالی خیابان اسکندری دستگیر و به‌اتفاق 11 نفر دیگر از عزیزانی که دستگیر شده بودند به اندرزگاه هفت زندان اوین انتقال داده شدیم.

در این بین دیدن علی شکرچی در اتوبوسی که قرار بود ما را به زندان انتقال دهد بسیار دردناک بود. علی شکرچی که مدت 5 روز قبل از سالگرد 25 بهمن از بند 350 اوین آزاد گشته بود، متأسفانه مجدد در چهارراه ولیعصر دستگیر شده بود و در حین انتقال به زندان بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفت و ما نیز در اعتراض به این حرکت و هم اعتراض به دستگیری خود، دست به اعتصاب غذا زده که بعد از گذشت 12 روز به‌اتفاق دو نفر دیگر از زندانیان آزاد گشتم و دیگر عزیزان هم بعد از گذشت چند روز آزاد گشتن.

در این بین شعری را در اندرزگاه هفت در ارتباط با دستگیری خود نوشتم که به شرح زیر می‌باشد:

عابری بودم ز دنیا بی‌خبر
بی‌خیال و بی‌حواس و بی‌خطر
قصد من رفتن به سوی خانه بود
در سرم سودای آب و دانه بود
ناگهان بین خوش و اسکندری
سبز شد در راه من نره خری
گفت با یاران که او فتنه‌گر است
ساعتی می‌بینم این دور و برست
گفتمش ما را به چه فتنه‌گری
بی‌گناهم من کجایم می‌بری
اندکی بعد ما را سوار ون نمود
با دگر همشهریان ما را ربود»

پژمان ظفرمند – 25 بهمن

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

25 بهمن 89 بود که محدودیت‌های شدید بر خانواده‌ی مهدی کروبی و میرحسین موسوی شدت گرفت، و این آغازی بود بر زندان‌کردن خانه‌های این شهروندان ایران که در پاسخ به واژه‌های بلند گفتند: «ما نیز جز همراهان این جنبشِ بلند نیستیم»…

محمدتقی، فرزند مهدی کروبی به مناسبت شروع چهارمین سال زندان خانگی زهرا رهنورد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی نوشته‌اند:

محمد تقی کروبی فرزند مهدی کروبی

محمد تقی کروبی فرزند مهدی کروبی

«به مناسبت ورود به چهارمین سال حبس و حصر غیرقانونی رهبران جنبش، دوست دارم یادی از فروریختن پرده‌ی تزویر و ریا در 25 بهمن 1389 کنم.

روزی که برخلاف ادعای سیستم، مبنی‌بر حمایت از مردم تحت ستم منطقه، دعوت مشترک کروبی و موسوی برای حمایت از بهار عربی در مصر و تونس تحمل نشد و متأسفانه تعدادی از عزیزان‌مان به‌شهادت رسیدند و یا مجروح و یا دستگیر شدند.

شاید بتوان گفت که کثیف‌تر از اصل جنایت در به‌شهادت‌رساندن صانع، محمد و حامد یا دیگر شهدای جنبش، تلاش مذبوحانه‌ی افرادی بود که پروژه‌ی شهید دزدی را طراحی و با مشوق‌های مادی می‌خواستند لباس حق بر باطل بپوشانند و سپس به ادعای خونخواهی آنان، خون‌های بیشتری بر زمین جاری کنند.

درود بر شرف و انسانیت خانواده‌ی محترم عزیزانی که دست رد بر سینه‌ی متعرضین به حقوق ملت زدند و حاضر نشدند خون و اهداف فرزندان شان را با مکر آنان معامله کنند.»
محمدتقی کروبی – 25 بهمن

مهدی کروبی - زهرا رهنورد - میرحسین موسوی

مهدی کروبی – زهرا رهنورد – میرحسین موسوی

ویرایش: نامه به یک آزاده
عکس کوچک: محمدتقی کروبی
——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

بخوانید. پژمان ظفرمند از آن روزها می‌گوید. از همان روزها، و از آن یاد ها…

«اکبر! ای آزاده‌خواهی راهِ تو
دل فدای جان مرگ‌آگاهِ تو
با من از الواحِ تقدیرت بگو
از بهادادن به تحقیرت بگو
لال باشی قهرمانت می‌کنند!
موج گردی قصد جانت می‌کنند
اکبر از ایثار تو شرمنده‌ام
کاش اعدامی شود پرونده‌ام»
پژمان ظفرمند – 23 بهمن

پژمان ظفرمند - زمستان 92 - عکس: پژمان ظفرمند

پژمان ظفرمند – زمستان 92 – عکس: پژمان ظفرمند

«وقتی دلت واسه خودت تنگ می‌شه تو سلول انفرادی، و باید تو کاسه‌ی فلزی توالت تو ساعتهای خاصی خودت رو ببینی، شاید با دیدن یک عکس از خودت، روحیت عوض بشه.

تو یکی از بازجویی‌ها با نشان‌دادن این عکس به من، انگار دیگه دلتنگ خودم نبودم و به لحظه‌های سختی که اکبر در حال گذراندن بود فکر می‌کردم.

خدایا تو رو به حق مرتضی علی هم، عزیزان در بندمان را آزاد بگردان.»
پژمان ظفرمند – 8 بهمن

ویرایش: نامه به یک آزاده
عکس: پژمان ظفرمند
——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

بیست و پنج بهمن…

به یادت چه می‌آورد؟

عشق، بر فراز جرثقیل؟

آن دو مرد؟ و آن زن؟

هزاران مردم!؟ و یا هزاران روز؟

ژیلا کرم‌زاد مکوندی - زمستان 92 - عکس: ژیلا کرم‌زاده مکوندی

ژیلا کرم‌زاد مکوندی – زمستان 92 – عکس: ژیلا کرم‌زاده مکوندی

«تقدیم به همراهان جنبش …

بعد ازظهر 25 بهمن بود. حضور جمعیت هرلحظه افزون‌تر می‌شد. برای اونهایی که گمان می‌کردند جنبش مرده و با سرکوب 88، همه‌چیز تمام شده(!) باورش مشکل بود.

پیاده روها تا چشم کار می‌کرد جمعیت بود و جمعیت…

اونجا بود که دیدمش! گوشه‌ای از دیوار میدان فردوسی ایستاده بود. هفتاد سالی داشت. به عصایش تکیه داده بود.

هیکلی ظریف داشت. روسریِ کوچک گلداری بر سرش بود. با بالبهایی قرمز به رنگ گل سرخ بوسه می‌فرستاد…

آنقدر محو زیبایی حرکتش شده بودم که بی‌اختیار جلو رفتم و بوسیدمش! در گوشم گفت: چیکار کنم! پای رفتن ندارم. این تنها کاری‌ست که از دستم برمیاد.

بوسه می‌فرستاد به همراهیِ جنبش…»
ژیلا کرمزاده مکوندی – 25 بهمن

ویرایش: نامه به یک آزاده
عکس: ژیلا کرم‌زاده مکوندی

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

طبق خبرهای رسیده از شاهدینی که در راهپیمایی 22 بهمن ماه شرکت کرده‌اند و همچنین گزارش مهدی خزعلی(روایت مهدی خزعلی از موج دستگیری‌ها در راهپیمایی 22 بهمن 1392)، برخوردهای گسترده‌ای با برخی از مردم شرکت‌کننده در این راهپیمایی صورت گرفته است. مردمی عادی که جرم‌شان یک «تصمیم» بوده است! همین و بس…

صبا آذرپیک خبرنگاری مستقل است که دانسته‌های خود از امروز، که مبنی بر بازداشت 55 نفر می‌باشد را، به شرح زیر بیان کرده است:

صبا آذرپیک - خبرنگار

صبا آذرپیک – خبرنگار

«مشخصات گروه‌هایی که امروز دستگیر شدند:

پرونده برایشان تشکیل شده. برخی باید فردا به پلیس امنیت بروند.

1) شعار نمی‌دادند. پوستر هاشمی همراه روحانی پخش می‌کردند. نماد سبز نداشتند. و دستگیر می‌شوند

2) پوستر روحانی دستشان بوده. شعار زنده باد هاشمی می‌دادند. نماد سبز نداشتند. و دستگیر می‌شوند

سری اول دستگیری 30 مرد و 5 خانم بوده. با اتوبوس به کلانتری ستارخان منتقل شدند. گروه دوم هم شامل حدود 20 نفر بوده

بعد از بازجویی اولیه که شامل گرفتن مشخصات بوده، توسط بازپرس اوین تفهیم می‌شوند. برخی آزاد شده و خانم‌ها هم به وزرا منتقل می‌شوند.

سئوال‌هایی که ازشون پرسیده شده شامل این بوده که آیا سابقه دارید؟ فراخوان را از کجا شنیدید؟ به چه علت بازداشت شدید؟

گروه‌های دستگیر شده: شامل چند تن از جوانان حزب کار، دانشجویان دانشگاه تهران و شریف، گروه‌یاز دانشجویان دانشگاه آزاد که منتظر بودند در خیابان قریب که آقای هاشمی وارد مسیر شود و چند نفر از سرای اهل قلم و شهروندان عادی

حتما کارت ملی می خواستند. اگر نداشتند باید زنگ می‌زدند خانواده‌ها که بیارند. برخی آزاد شده‌ها می‌گن حرف‌های بین مسئولین که حکایت از فشار از بالا برای آزادی بوده رو می‌شنیدند.

دستگیر کنندگان: افرادی با لباس شخصی‌؛ به قول برخی از دوستان، با شلوار جین تنگ! که البته همگی از نیروهای پلیس امنیت بودند.

پ.ن: چند خارجی هم بازداشت شده بودند. این مورد دلیلش مشخص نیست»
صبا آذرپیک – 22 بهمن 92 – 19:15

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

از آنجا که بی‌شک عده‌ای از مردم سبزاندیش نیز راهپیمایی 22 بهمن 1392 را برای نمایشِ بودنِ خویش برگزیده بودند، با واکنش تند نیروهای لباس‌شخصی مواجه شده اند. مهدی خزعلی که خود پیش از این از کسانی بوده‌اند که از مردم دعوت کردند تا به نشانه‌ی وحدت از این فرصت استفاده کنند در این باره نوشته است:

دکتر مهدی خزعلی کمی پس از آزادی اش پس از اعتصاب غذای 140 روزه - خرداد 92

دکتر مهدی خزعلی کمی پس از آزادی اش پس از اعتصاب غذای 140 روزه – خرداد 92

«موج دستگیری در راهپیمایی 22 بهمن

نیروهای امنیتی به کمترین بهانه‌ای مبادرت به دستگیری جوانان می‌کردند!

حکومت لباس‌شخصی‌ها چشم‌گیر بود و هرکس پیراهن سبز به تن داشت راهی مینی‌بوس‌های مستقر در حاشیه‌ی راهپیمایی می‌شد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی از خیابان دکتر قریب به راهپیمایان پیوست و با شعار ‹درود بر هاشمی، سلام بر روحانی› مردم استقبال شد و گروهی نیروهای امنیتی با شعار ‹مرگ بر ضد ولایت فقیه› از او استقبال کردند و پس از رفتن آیت الله هاشمی همین نیروهایی که شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه می‌دادند، به دور مردمی که از او استقبال کرده بودند، حلقه زده وجمع کثیری را دستگیر کردند!

دستگیر شدگان به کلانتری ستارخان و فلسطین منتقل شدند.

در میان دستگیرشدگان هفت تن از اعضای سرای قلم نیز هستند که تنها جرم آنها حمایت از هاشمی و رئیس‌جمهور منتخب است.

انتظار ما از هاشمی و رئیس جمهور این است که سریعاً نسبت به این تندروی‌ها واکنش نشان دهند!

22 بهمن روز وحدت ملی و همدلی است، نباید با این تندروی ها در کام مردم تلخ شود…!

جالب است بدانید که کسانی با عکس احمدی نژاد آزادانه می‌گشتند و تنها عکس هاشمی و روحانی ممنوع بود و هرکس عکس روحانی داشت باز داشت می‌شد.

وفور عکس‌هایی با کیفیت بالا و روی کارتن‌پلاست با هزینه ارگان‌های دولتی، حکایت از اسراف و تبذیر در تولید عکس و پوستر مسئولین در این وانفسایی داشت که مردم برای یک شانه تخم‌مرغ و کمی روغن و برنج و… جان باختند…!

در تظاهرات اعلامیه‌هایی علیه توافق ژنو _که با نظر رهبری انجام شده است_ منتشرشد که این مقابله با رهبری و دولت تلقی می‌شود…!

و باز بنرهایی در جنگ‌طلبی! اخیراً آیت‌اله مصباح هم از جنگ سخن گفته است. نمی‌‍دانم ایشان و فرزندان و دامادهایشان در هشت سال دفاع مقدس کجا بودند که حالا دم از جنگ می‌زنند. شاید ما رزمنده‌ها موی دماغیم و می‌خواهند ما را از سر باز کنند و دهها میلیاردی بودجه بگیرند! نه جانم، پاسخ شما را احمدی نژاد داد، همان روزی که حرف از لولو زد…!

1392/11/22
مهدی خزعلی
»
ساعت 14

آپدیت: مهدی خزعلی با اشاره به آزادی هفت تن از اعضای سرای اهل قلم که در میان دستگیرشدگان بوده‌اند می‌گوید که برخورد امنیتی با برخی از آنان ادامه خواهد داشت:

«با حضور قاضی امیر ناصری (بازپرس امنیتی دادسرای اوین) در کلانتری 118 ستارخان، همه دوستان سرای قلم آزاد شدند.
البته کارت ملی بعضی ها را توقیف کرده اند تا فردا به پلیس امنیت برون
»
مهدی خزعلی – 22 بهمن 1392 – 17:30

همچنین مراجعه کنید به:

آقای روحانی از مردم عذرخواهی و از این رفتار اعلام برائت کنید! یا در فیسبوک

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »