Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘حشمت الله طبرزدی’

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر

اردیبهشت 1393

نامه به یک آزاده:

الف: اعتصاب غذای 12 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از فاجعه‌ی خونینِ حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد _پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد_ ابتدا دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌های حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

متن کامل بیانیه‌ی مذکور در زیر آمده است:

«بسمه تعالی

لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظلم

خداوند سخن گفتن پرخاشگرانه را دوست نمی دارد مگر آنکه ظلمی بدو رسیده باشد.

ملت شریف ایران

روز پنج شنبه 28 فروردین 93 در بند 350 زندان اوین که محل نگهداری اکثر زندانیان سیاسی است حوادثی در حد فاجعه اتفاق افتاد و مظالمی بر زندانیان این بند رفت که بسیاری از هموطنانمان کمابیش مطالبی در مورد آن شنیده اند.

مشروح آن وقایع و برخوردهای خشونت آمیز بی سابقه ای که بوسیله نیروهای لباس شخصی و نیروهای حفاظت زندان با زندانیان این بند شد قبلا طی نامه سرگشاده ای به رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی و همچنین طی اعلام جرم و استشهادیه ای خطاب به دادستان تهران اعلام شده است.

نتیجه آن برخوردها، به جای ماندن تعداد زیادی مجروح و مصدوم از محبوسان این بند و انتقال سی و دو نفر از آنها به سلولهای انفرادی و بهداری زندان بود و این درحالی صورت گرفت که جراحات و مصدومیت های تعدادی از آنها شدید و نگران کننده است. افزون بر مجروحان و مضروبانی که از بند منتقل شده اند تعداد قابل توجهی نیز در داخل بند هستند که متاسفانه در درمان آنها تعلل می شود.

جای تاسف مضاعف است که به جای رسیدگی به این برخوردهای غیرقانونی و پیگرد مسببان این حادثه ناگوار برخی از مسولان ذی ربط طی مصاحبه ها و اظهارات خود همه این موارد را تکذیب و جراحت و آسیب دیدگی زندانیان را به طور کلی منکر شده اند که این خود به معنی حمایت آشکار از ضاربان و قانون شکنان است.

تعداد قابل توجهی از زندانیان بند 350 قصد اعتصاب غذا داشتند و برخی نیز خود قبلا اقدام کرده اند. ما امضا کنندگان این بیانیه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا می زنیم.

و از خداوند بزرگ می خواهیم که این قدم ناچیز را وسیله ای برای احقاق حقوق پایمال شده مظلومان قرار دهد.»

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

ب: اعتصاب غذای 20 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

که از آنجا که رضا شهابی پیش از آن و در بیانیه‌ی روز 1 اردبیهشت اعلام اعتصاب غذا کرده بود تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اصل 20 تن می‌باشد.

همچنین باید گفت که برخی منابع روشن کرده‌اند که دکتر اسداله اسدی نیز در میان اعتصاب غذا کنندگان و امضاکننده‌ی بیانیه‌ی فوق قرار دارند که البته ایشان به‌همراه چهار تن دیگر به نام‌های اصغر قطان، اسدالله هادی، مجید اسدی و مهدی ساجدی فر به‌دلیل رنج‌بردن از بیماری‌های بسیار شدید، به‌درخواست عبدالفتاح سلطانی روز 5 اردیبهشت دست از اعتصاب غذا کشیدند.

اسدالله هادی از بیماری کلیه و قند و دیسک کمر و آرتوروز گردن و پا رنج می برد. اصغر قطان نیز علاوه بر توموری که در معده دارد از بیماری های قلبی و کلیوی و فشار خون و پروستات رنج می برد. همچنین دکتر اسدالله اسدی و مهدی ساجدی فر از بیماری های گوارشی و خونریزی رنج می برند و چند روز اعتصاب غذا منجر به تشدید خونریزی آنها شده است. مجید اسدی که پنج روز در انفرادی بسر برده است و از روز پنج شنبه گذشته(28 فروردین) در اعتصاب غذا بود بدلیل افزایش فشار در ناحیه چشم چپ و درد شدید و احتمال وخیم شدن اختلالات بینایی به درخواست دکتر سلطانی پاسخ داده و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

بیانیه‌ی این عزیزان که در آن به روشنی به موارد نقض‌شده از حقوقشان و همچنین به خواسته‌های به‌حق‌شان اشاره کرده‌اند در زیر آمده است:

«مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.

یک: ضرب و شتم شدید زندانیان
دو: ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
سه: عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
چهار: عدم پیگیری شکایات زندانیان
پنج: تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
شش: زدن دستبند و چشم‌بند
هفت: تخریب اموال عمومی و شخصی

با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

پ: اعتصاب غذای دسته‌جمعی در انفرادی‌های اوین
لازم به اشاره است که همان پنجشنبه، 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

ت: اعتصاب غذای 7 نفره در سالن 12 زندان رجایی‌شهر کرج
پس از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در زندان اوین بود که زندان رجایی‌شهر کرج نیز در همراهی با یاران اوینی خود اعلام اعتصاب غذا کرد. ابتدا هفت زندانی سیاسی رجایی شهر طی بیانیه‌ای اعلام کردند که از چهارشنبه 3 اردیبهشت در … اعتصاب غذای خود را آغاز می‌کنند. اسامی آنان اینگونه است: جعفر (شاهین) اقدامی، رضا انتصاری، مسعود باستانی، سعید رضوی‌فقیه، مهدی محمودیان، سعید مدنی و مصطفی نیلی

بیانیه‌ی این عزیزان به شرح زیر منتشر گردیده است:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. (اصل 39 قانون اساسی)

ملت شریف ایران

انقلاب بهمن 57 نه یک واقعه بلکه فرآیندی بود طولانی در راستای مطالبات ملت ایران از مشروطه به این سو و بنابراین از سر اتفاق نبود که آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی در یک کلام تحقق حق حاکمیت ملت بر سونوشت خویش، درصدر آرمان‌های این انقلاب جای گرفت.

متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اصول مربوط به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، بارها از سوی مسئولان کشور نقض شده و قوه‌قضاییه نیز نه تنها در برابر این تخلفات رفتاری مسئولانه از خود نشان نداد بلکه در بسیاری موارد، خود سردمدار قانون‌شکنی‌ها بوده است.

جمله به زندانیان سیاسی و ایراد صدمات و فشارهای جسمی و روانی علیه ایشان و خانواده‌هایشان بی‌سابقه نیست. آزار زندانیان سیاسی و مبادرت به اقدامات مجرمانه در محیط زندان از سوی مسئولان قضایی و امنیتی بارها صورت پذیرفته است. دریغ که مسئولان نظام سیاسی کشور از پیامدهای کوتاه مدت و زیان‌های دراز مدت چنین اقدامیاتی درس نمی‌گیرند.

عدم رسیدگی به منصفانه به احکام و مجازات‌های غیرقانونی و رفتار خلاف قانون و اخلاق از جمله قتل زنده‌یادان زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هدی صابر، ستار بهشتی و فاجعه تلخ کهریزک که متاسفانه اراده‌ای جهت دادرسی عادلانه به جنایات عاملان و آمران آنها دیده نمی‌شود، ضمن افزایش شکاف دولت-ملت، موجب جری‌تر شدن نهادهای امنیتی و مسئولان قضایی در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. در چنین شرایطی حادثه پنج‌شنبه سیاه اوین زخم تازه‌ای بر پیکر جنبش دموکراسی خوهانه مردم ایران آورده است.

متاسفانه به رغم گذشت یک هفته از فاجعه دردناک و غیرانسانی حمله به بند 350 و ضرب و شتم شدید و ایراد جراحات عمومی به زندانیان سیاسی و انتقال اجباری ایشان به سلول انفرادی، هیچ یک از مسئولان قضایی، اجرایی و امنیتی، رفتاری مسئولانه از خود نشان نداده و با دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول در رسانه‌های رسمی به ویژه صدا و سیما رفتاری مسئولیت‌گریزانه از خود بروز داده‌اند.

موضع‌گیری‌های منتاقض رییس سازمان زندان‌ها که مستقیما مقام مسئول محسوب می‌شود، از تکذیب حادثه تا تخفیف و تمسخر قربانیان را شامل می‌شود. موضع‌گیری شبهه‌انگیز وزیر دادگستری و سکوت معنادار وزارت اطلاعات از جمله واکنش‌های غیرقابل توجیه مقامات دولتی محسوب می‌شود. گویی آقایان از یاد برده‌اند رای ملت ایران در خرداد ماه 1392 «نه» به حاکمیت دروغ، بی‌قانونی، فساد و بی‌کفایتی و آری به مطالبات جنبش سبز مردم ایران بود.

از این رو، ما جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی سالن 12 زندان رجایی‌شهر ضمن اعتراض به قانون‌شکنی‌های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی همصدا با یاران‌مان در بند 350 اوین و درواکنش به رفتارهای غیرمسئولانه مقامات ذی‌ربط، از شامگاه چهارشنبه سوم اردیبهشت اعتصاب غذا می‌کنیم.

فصبر جمیل و الله‌ المستعان»

ث: اعتصاب غذای 12 نفره در زندان رجایی‌شهر کرج
بعد از آن نیز بیانیه‌ی دیگری از زندان رجایی شهر منتشر گردید که بیانگر آن بود که 12 تن دیگر نیز در همیاری با یارانشان در زندان اوین از روز پنجشنبه 4 اردیبهشت به اعتصاب غذا برخواسته‌اند که اسامی آنان به این شرح است: رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، محمد بنازاده امیرخیزی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، باتیرشاه محمداف ، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد و ناصح یوسفی

بیانیه‌ی منتشرشده از سوی این عزیزان را در زیر بخوانید:

«ما امضاکنندگان این بیانیه به نشانه حمایت از دلاورمردان بند 350 زندان اوین و ابراز همدردی با خانواده های شریف آنها از صبح روز پنجشنبه 4اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
خواسته های ما زندانیان اعتصاب غذا کننده به قرار زیر است:

یک- خواهان بستری شدن مجروحان و آسیب دیدگان در بیمارستان های بیرون از زندان
دو- برآورده شدن تمامی خواسته های به حق زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
سه- بازگرداندن همه زندانیان سیاسی از سلول های انفرادی به بند 350 اوین
چهار- دادن ملاقات حضوری خانواده ها با عزیزان در بندشان
پنج- خواهان تعقیب و مجازات آمرین و مباشرین این جنایت هولناک که حق طبیعی خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 و حق عموم ملت ایران است.

جمعی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده زندان گوهردشت کرج
اردیبهشت سال 93
»

ج: اعتصاب غذای 5 نفره در بند 350 زندان اوین

با ادامه‌ی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته‌های زندانیان پنج تن دیگر در بند 350 زندان اوین به نام‌های محمد داوری، علیرضا رجبیان فرد، جعفر گنجی، حمید کرواسی و محسن قشقایی طی بیانیه‌ای که جمعه 5 اردیبهشت منتشر گردید اعلام کردند که در راه اعتصاب غذا به دیگر یارانشان پیوسته‌اند. بیانیه‌ی آنان به شرح زیر است:

«به دروغ و تهدید و تشویش پایان دهید

پیش از یک هفته از حوادث بند 350 زندان اوین می گذرد و هنوز تعدادی از زندانیان این بند در انفرادی بسر می برند و از شرایط آنها که از همان روز نخست دست به اعتصاب غذا زده اند اطلاعی در دست نیست. بعضی از آنها به شدت مجروح شده اند که معلوم نیست آیا مورد مداوا قرار گرفته و خدمات درمانی به آنها ارائه می شود یا نه؟

از سوی دیگر مجروحان و آسیب دیدگان در بند هر چند به طور موقت و سطحی مورد مداوا قرار گرفته اند اما وضع تعدادی از آنها نگران کننده است. در اعتراض به عملکرد مسئولان و ماموران زندان در جریان بازرسی روز پنج شنبه چندین نامه و شکواییه توسط زندانیان بند 350 ارائه گردیده است و تعدادی از زندانیان برای رساندن فریاد مظلومیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند که تعدادی از زندانیان سیاسی سایر زندان ها هم به آنها پیوسته و در اعتصاب بسر می بردند، اما متاسفانه در طی روزهای گذشته نه تنها پاسخ مناسبی داده نشده و اقدام شایسته ای صورت نگرفته است، بلکه دروغها و انتشار مطالب غیرواقعی و تهدیدهای مقامات سازمان زندان ها و مسئولان قضایی و رسانه های به اصطلاح ملی نظام ظلم مضاعفی را بر زندانیان سیاسی بند 350 تحمیل نموده است.

متاسفانه مسئولان و مقامات سازمان زندان های کشور بویژه ریاست سابق این سازمان در انکار حقایقی که مانند روز روشن است و تکذیب خشونت های اعمال شده آشکارا به افکار عمومی توهین نموده اند. مسئولان ارشد قضایی و در راس آنها ریاست قوه قضاییه که با توجه به شان و جایگاه قضایی خود باید بی طرفانه و عادلانه به موضوع رسیدگی کند و عوامل متخلف را مورد مواخذه قرار دهد با واکنشی عصبی همه را مورد تهدید قرار می دهد و به بهانه انعکاس این حوادث در رسانه های خارجی، از آغاز پدیده موهوم فتنه جدید سخن می راند و دست به فرافکنی می زند.

با کمال تاسف رسانه غیر ملی نیز همسو با موج تکذیب و تهدید بصورت مغرضانه حوادث را وارونه جلوه داده و با تهیه اخبار و مستندهای تهیه شده در جهت تحریف واقعیات عوامل خشونت و توهین و تحقیر را تبرئه می کند و یک تنه هم شاکی و هم کارشناس و هم قاضی می شود و حکم صادر می کند.

ضمن سپاسگزاری از کسانی که مسئولانه موضع گرفته و پیگیر حقایق می باشند، به نشانه اعتراض به موج تکذیب و تهدید و تشویش ما جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین به دوستان اعتصاب کننده خود در این بند و سایر زندان ها می پیوندیم تا صدای مظلومیت خویش را رساتر به گوش وجدانهای بیدار برسانیم.»

حرکت‌های همدلانه

1- روزه سیاسی
پس از اعلام اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، خانواده‌ی این عزیزان اعلام کرده‌اند که در همراهی با عزیزانشان دست به روزه‌ی سیاسی خواهند زد.

پست «معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی: یک مرتبه هیاهو به پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست | درهمراهی با زندانیان روزه می‌گیریم» را ملاحظه نمایید.

2- کمپین سرافراز
پس از آنکه نیروهای امنیتی در پنجشنبه‌ی سیاه زندانیان سیاسی را مورد حمله و ضرب و شتم وحشیانه قراردادند در تلاش برای تحقیر آنان مبادرت به تراشیدن سر زندانیان آزاده‌ی ایران کردند.

پس از این حرکت، از همان روز نخست انتشار حرکت شنیع زندانبانان پیشنهادی ساده در شبکه‌های اجتماعی پیچید. پیشنهادی که اعلام می‌کرد: در همراهی با زندانیان سیاسی و نشان‌دادن آنکه این آزادگان سرفرازان این سرزمین‌اند و سرهای بی‌موی آنان بر فراز ایران قرار دارد، موهای خود را خواهیم تراشید…

پست «این روزهای ایران: تمام ایران 350 است | مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی در همدلی با بند 350 موهای سرشان را تراشیدند» را ملاحظه نمایید.

این پیشنهاد ساده که با همراهی بسیار گسترده‌ی مردان و زنان در داخل و خارج روبرو گردید به کمپین #سرفراز معروف شد.

کمپین #سرفراز  #Proud350

کمپین #سرفراز
#Proud350

3- توفان توییتری
توفان توییتری که از سوی برخی فعالین توییتر ترتیب داده‌شده رأس ساعت 23:30 روز شنبه 6 اردیبهشت ماه در حمایت از زندانیان مورد ظلم واقع‌شده‌ی اوین و در همراهی با زندانیان در اعتصاب غذا و خانواده‌هایشان برگزار خواهد شد. برای اطلاع کامل کلیک کنید. دیدار در توییتر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

دی 1392

آنطور که 15دی ماه گزارش داده بودیم(بازگشت حشمت اله طبرزدی به زندان / طبرزدی: دست یکدیگر را بفشاریم | سلامتی من مرهون مدافعان حقوق بشری خواهدبود) طی تماسی که با حشمت اله طبرزدی گرفته شده بود ایشان به زندان رجایی شهر کرج فراخوانده شده بودند.

از همین رو آقای طبرزدی طی یادداشتی(«حشمت اله طبرزدی باتوجه به شرایط موجود، برای مقابله با زورگویی و بی‌قانونی به زندان بازنگشت»)، واپسین سخنانشان را منتشر کرده و اعلام می‌کنند که به زندان بازخواهند گشت. اما روزی بعد ایشان با اشاره به مشورتی که با آگاهان داشته‌اند و با توجه به غیرقانونی بودن این اقدام و در مقابله با زورگویی و ظلم مضائفی که قصدش ایجاد وحشت میان خانواده‌ی زندانیان است، بر این شدند که در این شرایط به زندان بازنگردند.

این پایان ماجرا نبود، و تماس‌ها و فشارها از سوی نیروهای امنیتی برای بازگرداندن حشمت اله طبرزدی به زندان ادامه می‌یابد تا نهایتاً در تاریخ چهارشنبه، 25 دی ماه 1392 با یورش به منزل ایشان و بازداشت مجددشان خاتمه یابد!

اما این هم پایان ماجرا نخواهد بود، چرا که آزادگان، آزاده خواهند ماند…

اطلاعیه‌ی خانواده‌ی حشمت اله طبرزدی به شرح زیر است:

«حشمت‌اله طبرزدی بازداشت شد.

حشمت اله طبرزدی

حشمت اله طبرزدی

سرانجام پس از ده روز روند دوپهلوی وزارت اطلاعات و دادستانی تهران و در ادامه‌ی تماسهای مکرر مبنی‌بر بازگشت مهندس طبرزدی به زندان رجایی شهر، ظهر امروز چهارشنبه مورخ 25 دی ماه 92، سه تن که خود را عوامل دادستانی معرفی نمودند با هجوم به منزل مهندس طبرزدی و ارایه‌ی احضاریه‌ی دادستانی، ایشان را بازداشت نمودند.

حشمت‌اله طبرزدی اظهارداشت درصورت ادامه‌ی برخورد اهانت‌آمیز از جانب مأموران، اعتصاب کرده و ضمناً مسئولیت بروز هرگونه بیماری احتمالی برعهده سیستم امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی می‌باشد.

شایان ذکر است مهندس طبرزدی از بیماری قند و فشارخون رنج می‌بردکه تحت مراقبت پزشک و رژیم غذایی خاص بوده است؛ لذا خانواده‌ی وی نگران وضعیت و تشدید بیماری ایشان می‌باشند.

بازداشت مجدد ایشان در صورتی انجام گرفت که از حکم غیرقانونی وی 4 سال باقی مانده است.
خانواده‌ی مهندس حشمت‌اله طبرزدی اعلام کردند از طریق مجامع بین‌المللی و حقوق‌بشر، پیگیر بازداشتهای غیر قانونی ایشان هستند و هیچگاه در قبال برخوردهای شنیع رژیم اسلامی ایران ساکت نخواهند نشست.

خانواده مهندس حشمت اله طبرزدی
25 دی ماه 92
»

نقل از معصومه طبرزدی دختر حشمت اله طبرزدی – 25 دی – ساعت 4:20
ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

آنطور که 15دی ماه گزارش داده بودیم(بازگشت حشمت اله طبرزدی به زندان / طبرزدی: دست یکدیگر را بفشاریم | سلامتی من مرهون مدافعان حقوق بشری خواهدبود) طی تماسی که با حشمت اله طبرزدی گرفته شده بود ایشان به زندان رجایی شهر کرج فراخوانده شده بودند.

از همین رو آقای طبرزدی طی یادداشتی، واپسین سخنانشان را منتشر کرده و اعلام می‌کنند که به زندان بازخواهند گشت. اما روزی بعد ایشان با اشاره به مشورتی که با آگاهان داشته‌اند و با توجه به غیرقانونی بودن این اقدام و در مقابله با زورگویی و ظلم مضائفی که قصدش ایجاد وحشت میان خانواده‌ی زندانیان است، بر این شدند که در این شرایط به زندان بازنگردند.

و زیبا آنکه خانواده‌اش خوشحالند:

«و این تولد برای من تولد دیگری بود...  حضور پدر جمع ما هزار رنگ می‌کند ... خوشحالم. خوشحالم و امیدوارم که فردای پیش رو برای همه‌ی مردم سرزمینم پر از شادی و امید و رهایی باشد... از تمام دوستان خوبم که با پیامهای زیبای خود مرا مورد مهر قرار دارند سپاسگذارم. 8 اردیبهشت سال 92 روزی زیبا و خاطره انگیز» ~ معصومه طبرزدی دختر حشمت اله طبرزدی - 9 اردیبهشت 1392

«خوشحالیم که پدر امروز به زندان برنگشت.

از تمامی دوستان مهربان که همیشه در کنار ما بودند سپاسگزارم.

و عذر مرا به‌خاطر پاسخ‌ندادن به تک‌تک پیغامها بپذیرید.»
معصومه طبرزدی – 16 دی

«امروز به زندان برنگشتم.

هم میهنان گرامی! با درود های فراوان.

همان‌گونه که روز گذشته اعلام نمودم، فردی از طریق تلفن با من تماس گرفت و مدعی شد که از سوی دادستانی است و از من خواست تا ساعت 10 صبح امروز(16 دی) به اجرای احکام زندان رجایی‌شهر مراجعه نمایم.

من نیز تصمیم قطعی داشتم امروز به زندان برگردم و این تصمیم را نیز اعلام کردم. اما بنابه‌خواست خانواده و به ویژه مادر و همسرم و مشورت دوستان و آگاهان به امور حقوقی، در تصمیم خود تجدیدنظر کرده و به زندان مراجعه نکردم.

به‌ویژه که این احضار خارج از چارچوب‌های قانونی صورت‌گرفته و جنبه‌ی هراس‌انگیزی در بین خانواده داشته و نوعی ظلم مضاعف و زورگویی به شهروند به حساب می‌اید که باید با مقاومت مدنی به مقابله با آن می‌پرداختم.

می‌دانم که الیگارشی حاکم ،یا قدرت غیرپاسخگو، دست از سر شهروندان برنخواهدداشت و همان‌گونه که یکی از نمایندگان اصول‌گرایی مجلس اسلامی، نیز بیان داشت، قوه‌ی قضاییه به قوه‌ای غیرمستقل تبدیل شده که به زعم ایشان از اقدامات آن بوی استبداد می‌آید و به باور من، این قوه بهانه‌ای برای سرکوب شهروندان بوده و هست.

از دیگرسو شاید انتظار از دولت روحانی در عمل به وعده‌های انتخاباتی و دفاع از حقوق شهروندان در برابر متجاوزان به حقوق ملت و عدم سکوت و بی‌مسئولیتی در برابر نقض سیستماتیک حقوق‌بشر از سوی باند قدرت غیر پاسخگو، بیهوده باشد.

بر مین پایه، به مبارزات خود و آگاهی ایرانیان عزیز و پشتیبانی شخصیت ها و نهاد های حقوق‌بشری و سیاسی و اجتماعی، دلگرم خواهم بود و متناسب با بر خوردهای زورگویانه‌ی گروهی که خود را در تجاوز به حقوق شهروندان خود مختار می‌دانند، واکنش نشان خواهم داد.

می‌دانیم که قدرت غیرپاسخگو که کشور را به جهنمی برای مردم و به ویژه کوشندگان مخالف و منتقد سیاسی و حقوق بشری، و دگرباشان مذهبی و منتقدین اجتماعی، تبدیل نموده(که شاید به این لحاظ پس از کره‌ی شمالی، در جهان رتبه ی دوم را داشته باشد)، در تلاش است که به همگان اعلام کند که تسلیم هسته‌ای لزوماً به مفهوم دست برداشتن از نقض سیستماتیک حقوق بشر نیست. و می‌دانیم که بنا دارند میزان فشار بر ما را تا آن‌جا افزایش بدهند که آستانه‌ی تحمل را پایین آورده تا مجبور به سکوت یا فرار از کشور بشویم.

اما، باور داریم این دوره‌ی پر مخاطره و سخت را نیز پشت سر خواهیم گذاشت. همان‌گونه که پیش تر نیز بیان داشتم، حکومتی که در تداوم حیات خود به کمک کشورهای بزرگ غربی نیازمند بوده و این نیاز را در تسلیم‌نامه‌ی ژنو به زبان آورده است، امکان زیست خودمختار و نقض فاحش و سیتماتیک حقوق‌بشر، همچون گذشته را به صورت بلندمدت نخواهد داشت.

اگرچه قدرت های بزرگ، منافع ملی خود را در اولویت می‌دانند اما ساز و کار کلی حاکم بر کشور ها در عصر کنونی، آن‌ها را ملزم به اعمال سیاست‌های بازدارنده علیه کشورهای ناقض حقوق‌بشر در قرار و مدار های بین‌المللی خواهدکرد.

خواست کنونی ما، ‹نه‌به‌اعدام’، آزادی کلیه‌ی زندانیان سیاسی و نگرانی شدید از وضعیت معیشتی مردم است. بیرون از زندان یا درون زندان، این خواسته‌ها را فریاد خواهیم زد و همه‌ی طبقات آگاه و تشکل@ها و شخصیت‌های دموکراسی‌خواه را حول دستیابی به این خواسته‌ها دعوت به اتحاد خواهیم کرد.

گسسته باد زنجیر استبداد. زنده باد آزادی. برقرار باد دموکراسی
حشمت اله طبرزدی/ دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران و سخنگوی جنبش همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران
16 دی 1392
»

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

حشمت اله طبرزدی که این روزها در راه بازگشت به زندان (ملاحظه کنید پست «بازگشت حشمت اله طبرزدی به زندان / طبرزدی: دست یکدیگر را بفشاریم | سلامتی من مرهون مدافعان حقوق بشری خواهدبود») است از عاشورا گفته است:

«خاطره ای از عاشورای 88

عاشورای 4 سال پیش بود.

طرفداران جنبش سبز در خیابان های تهران دست به تظاهرات مسالمت‌آمیز زدند. مطابق معمول نیروهای سرکوب با تمام قوا به جان مردم افتادند و بار دیگر جنایت‌ها آفریدند.

من آن روز شاهد بخشی از این سرکوب بی‌رحمانه‌ی نظامی-امنیتی بودم. شب با صدای آمریکا مصاحبه‌ای داشتم و ابعادی از این فاجعه را افشا کردم.
روز بعد امنیتی ها به خانه‌ام ریختند. تا حدود 3 ماه در 240 و 209 زیر بازجویی همراه با شکنجه‌ی شدید روحی و در یک مورد برخورد فیزیکی همراه با فحاشی بودم؛ اما مطابق معمول از زیر بازجویی سرفراز بیرون آمدم.

در عین‌حال شاهد برخوردهای بسیار وحشیانه با جوانان بازداشت‌شده بودم. با خودم می‌گفتم عاشورای واقعی در 240 و 209 است. به‌اندازه‌ای فضای بازجویی سنگین ،همراه با تهدیدهای مکرر بود که من خود را در وضعیت مسلم ابن‌عقیل در زندان کوفه و در بازداشتگاه ‘ابن زیاد’ قرار داده بودم و به خود دایماً نهیب می‌زدم که مبادا بشکنی.

حشمت اله طبرزدی

حشمت اله طبرزدی

حتا اگر آویزانت کردند و شب و روز بر جسمت شلاق زدند، باید مقاومت کنی…

درود بر هنرمند عزیز فرامرز قریبیان که در فیلم سفیر، نقش مسلم را بسیار زیبا بازی کرد و من از آن، شخصیتی که او در آن فیلم به نام مسلم آفرید، بهره بردم. شاید اگر این نوشته‌ی من را ببیند، شگفت‌زده می‌شود. اما گاهی که در شرایط سخت قرار بگیری، از هر چیزی می‌توانی برای بازسازی روحی خود بهره ببری.

پس از 3 ماه، من را به 350 دادند و 1 ماه بعد که 4 نفر از جمله، فرهاد وکیلی که هم‌اتاقی‌ام بود را اعدام کردند، من به همراه 5 نفر از هم بندی‌های جنبش سبزی را به رجایی‌شهر انتقال دادند. البته از آنجا ، با دو نفر از دوستان به زندان کچویی انتقال شدیم و پس از حدود 25 روز به رجایی‌شهر اننقالمان دادند. پس از 5 ماه سفرهای زندان به زندان من پایان یافت. آن سال در دادگاه امنیتی موسوم به«ان-قلاب» به من 8 سال حبس قطعی دادند. 1 سال به اتهام تبلیغ علیه نظام. 2 سال به اتهام توهین به رهبر و 5 سال به اتهام تجمع به قصد تبانی علیه نظام. من نیز متقابلاً علیه رهبر حکومت به مجامع جهانی شکایت کردم و دادخواستم را در 10 عنوان تنظیم نمودم.

4 سال از دوران حبس من باقی مانده است.

عاشورای امسال بار دیگر به یاد همه‌ی آن خاطرات افتادم.»

حشمت الله طبرزدی، مبارز سیاسی – 23 آبان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

«باز استرس و دلشوره و تلفن از اجرای احکام…
بابا رو خواستن…
این کابوسها تمومی هم داره؟!
»
معصومه طبرزدی – یکشنبه 15 دی – ساعت 15:15

دخترش نوشته است. و پدر به همه پاسخ گفته است که:

«و این تولد برای من تولد دیگری بود...  حضور پدر جمع ما هزار رنگ می‌کند ... خوشحالم. خوشحالم و امیدوارم که فردای پیش رو برای همه‌ی مردم سرزمینم پر از شادی و امید و رهایی باشد... از تمام دوستان خوبم که با پیامهای زیبای خود مرا مورد مهر قرار دارند سپاسگذارم. 8 اردیبهشت سال 92 روزی زیبا و خاطره انگیز» ~ معصومه طبرزدی دختر حشمت اله طبرزدی - 9 اردیبهشت 1392

«و این تولد برای من تولد دیگری بود…
حضور پدر جمع ما هزار رنگ می‌کند …
خوشحالم. خوشحالم و امیدوارم که فردای پیش رو برای همه‌ی مردم سرزمینم پر از شادی و امید و رهایی باشد…
از تمام دوستان خوبم که با پیامهای زیبای خود مرا مورد مهر قرار دارند سپاسگذارم.
8 اردیبهشت سال 92
روزی زیبا و خاطره انگیز»
~ معصومه طبرزدی دختر حشمت اله طبرزدی – 9 اردیبهشت 1392

«ارادت دوستان.

رسیدن به آزادی نیازمند هزینه است. نباید از زندان و شکنجه و حتا اعدام هراس داشت. آرمان بزرگ آزادی و دموکراسی سکولار، این امور را برای امثال من هموار می‌کند. من به استقبال سرنوشت می‌روم. می‌دانم که راه دیگری نیست. می‌دانم که در آستانه‌ی رهایی بزرگ قرار گرفته‌ایم. دست یکدیگر را بفشاریم و خود را در این جنبش بزرگ سهیم بدانیم.»

حشمت اله طبرزدی فردا دوشنبه 16 دی ماه به زندان رجایی شهر کرج بازخواهد گشت. این واپسین صحبت‌های اوست:

«فردا به زندان بر می‌گردم.

یک سال از مرخصی‌ام گذشت.

با این حساب از 8 سال حبس، 4 سال آن باقی مانده است. پیش‌تر نیز 7 سال زندانی بوده‌ام. اگرچه از سال 78 تاکنون، سالی نبوده که در زندان نبوده باشم.

امروز از دادستانی زنگ زدند و اعلام کردند که به زندان رجایی‌شهر برگردم. همانگونه که بارها گفته بودم به‌خاطر مادرم مرخصی به‌شرط سکوت را پذیرفتم و تا چند روز پیش نیز در سکوت بودم، اما شرایط مردم و به کشور به گونه‌ای است که نمی‌توانستم به این سکوت ادامه دهم و سکوتم را شکستم.

در این مدت یک سال که بیرون از زندان بودم فهم دقیق‌تری از جامعه به دست آوردم. متأسفانه حکومت، مردم و کشور را به قهقرا برده و جنگ قدرت به شدت ادامه دارد و خودش نیز باید پاسخگو باشد.

بخشی از اپوزسیون اما به دولت روحانی دل بسته و می‌گوید که این دل‌بستگی ناشی از نگرانی‌اش برای ایران و نگرانی از تکرار سرنوشت مردم سوریه و لیبی در ایران است. این جریان نیز به نحوی سرنوشت خود را به جمهوری اسلامی گره زده است.

غربی‌ها امیدوار هستند که رژیم را با مذاکره به جامعه‌ی جهانی برگردانند و آن را ملزم به رعایت اصول قانونی از جمله حقوق بشر کنند. شرایط اقتصادی رژیم به گونه‌ای است که چاره‌ای جز طی این مسیر ندارد. من بعید نمی‌دانم که حکومت مجبور به طی این فرایند شود. اگر چه الیگارشی حاکم سرسختی نشان می‌دهد و نمی‌خواهد به‌راحتی تسلیم شود اما با توافقنامه‌ی ژنو گام اول را برداشت.

دولتی که به خواست ملت تن نمی‌دهد، مجبور است به خواست قدرت‌های برتر تن بدهد. برای این که پیرو منطق زور است. درهرحال مسئله‌ی اصلی ما رهایی ملت از این شرایط و حاکمیت حقوق‌بشر و دموکراسی سکولار در این مرز و بوم است. اگرچه الیگارشی حاکم با همه ی قدرت دست و پا می‌زند تا این مسیر طی نشود اما راهی جز تن دادن به چارچوب‌های بین‌المللی ندارند.

درعین‌حال آگاهی یافتم که جنبش سکولار دموکراسی‌خواهی روز به روز در حال گسترش است. با وجود محدودیت‌های تحمیلی بر من اما، از سوی شخصیت‌ها و تشکل‌های سکولار دموکرات، تماس‌های زیادی با من گرفته‌شد که حاکی از رشد این جنبش و محبت عزیزان به این سرباز آزادی است و به نظر خودم علت برگرداندن من به زندان نیز آگاهی رژیم از این رشد و توجه و پویایی است.

من عمیقاً به جنبش باور دارم و خواهان حرکت آن حول خواسته‌های مرحله‌ای از جمله نه به اعدام و آزادی زندانیان سیاسی هستم. پرهیز از اختلافات که امری طبیعی است و توافق بر خواسته‌های مشترک، امری الزامی برای پیروزی مرحله‌ای و نهایی است. این جریان را الترناتیو جدی برای رهایی ملت می‌دانم. به این جنبش بپیوندید.

اگرچه می‌دانم حضور من در بیرون، به نفع جنبش دموکراسی‌خواهی است. و اگر چه ترجیح می‌دادم در کنار خانواده و به‌ویژه مادر کهن‌سال و ستم‌دیده اما شیرزن و مهربانم باشم،اما بودن در کنار یاران زندانی و بودن در سنگر دیگر مبارزه یعنی زندان به من آرامش می دهد. به ویژه که می‌دانم این زندان اخیر موجب این می‌شود که کسانی نتوانند در مجامع جهانی دست به ریاکاری بزنند و مدعی شوند با آمدن حسن روحانی وضعیت حقوق‌بشر در ایران بهبود یافته است.

من مایل بودم چنین شود و البته می‌دانم الزام‌های تاریخی در شرایط کنونی، رژیم را به عقب‌نشینی گام‌به‌گام واخواهد داشت. اما تا آن زمان فاصله داریم.

در وضعیت کنونی در سلامت کامل هستم و تا زمانی که شرایط خاصی بر من تحمیل نشود دست به اعتصاب غذا نخواهم زد. اما اگر اتفاق خاصی افتاد آگاه باشید که مسئولیت آن متوجه ی شخص خامنه‌ای و حاکمان است.

یک بار دیگر از وکلای محترم می‌خواهم که شکایت من از سید علی خامنه‌ای که در سال 1390 و از درون زندان تقدیم شد را پیگیری و آن را جدی بگیرند. می‌دانم که با توجه به شرایط پیش‌رو و نقشی که این سرباز آزدی برعهده دارد، باید با خطرات جدی دست و پنجه نرم کنم و سلامت من تا حدود زیادی مرهون تلاش‌های همه‌ی مدافعان حقوق‌بشر خواهد باد.

گسسته باد زنجیر استبداد – زنده باد آزادی – برقرارباد دموکراسی
حشمت اله طبرزدی، دبیرکل جبهه‌ی دموکراتیک ایران و سخنگوی م
15 دی ماه 1392
»

حشمت اله طبرزدی – یکشنیه 15 دی – ساعت 17:15

ویرایش: نامه به یک آزاده

همچنین لطفا ملاحظه نمایید پست‌های:

خاطره‌ای از حشمت اله طبرزدی، مربوط به عاشورای خونین سال 88
تکاپوی عاشقانه/حشمت الله طبرزدی، مردی که می‌آموزد
این روزهای ایران/ویژه نوروز 1392/تکاپوی عاشقانه:روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »