Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘تجمع’

آبان 1393

تحصن مقابل کانون وکلا از 29 مهر 1393 با بیانیه‌ای از سوی نسرین ستوده آغازشد. نسرین ستوده در آن بیانیه از اینکه سالهاست دگراندیشان را از حقوق بنیادین خود نظیر کار و تحصیل محروم می‌کنند یاد کرده و می‌گوید که برای دفاع از حقوق بنیادین دگراندیشان به‌پاخواهد ایستاد و در منزل نخواهد نشست و روبروی کانون وکلا را قدمگاه خویش خواهدساخت.

محمد نوریزاد نیز از این ایستادگی استقبال کرد. او که خود نیز ماه‌هاست برای دفاع از حقوق بنیادینی دست به قدمگاه‌کردن خیابانهای ایران برده است.

پیمان عارف نیز که این روزها ستاره‌ی وجود او نه آن ستاره‌‌ی کاغذینیست که از دستان بی‌دانشان به سینه‌ی او نشانده‌شده‌باشد، بلکه خود نوریست که ستارگان آسمان از آن وام‌گرفته‌اند نیز از 30 مهر به این تحصن پیوست.

و ذره ذره جمع مستان رسیدند…

دکتر ملکی، یار همواره‌ی این راه‌ها نیز آمد. و از پس او یکی‌یکی دیگرانی نیز رسیدند.

پیمان عارف در شرح یکی از روزهای این تحصن از روز 5 آبان می‌گویند:

«تحصن مطالبه حقوق بنیادین

دیروز(5 آبان) به سبب مشغله‌ی کاری امکان همراهی با نسرین ستوده و محمد نوریزاد عزیز را نیافتم.

امروز از تقاطع عباس‌آباد-میرزای شیرازی به مقصد میدان آرژانتین سوار تاکسی شدم تا خود به کانون وکلاء -قدمگاه مطالبه‌ی حقوق بنیادین- برسانم.

رادیوی ماشینش در ترویج بازیهای کودکانه قدیمی برنامه پخش می‌کرد و راننده مدام بر دستانش می‌کوبید که یادش بخیر؛ چه بازیهایی می‌کردیم!

چند ده متری جلوتر بانویی گفت: ‹مترو›

راننده ترمز زد و بانو پیش آمد. راننده گفت اما اینجا که مترو نداریم!
بانو گفت: اشکالی ندارد؛ همان آرژانتین!
نگاهی به من انداخت و گفت شما پیمان عارف هستید؟!
گفتم بله!

گفت درود به دکتر عارف که شما را شجاع و مبارز بارآورده و در دکترایتان نیز چونان شهروندان عادی برخوردکردید و از رانت پدرتان استفاده نکردید. ما به شما افتخار می‌کنیم!

گفتمش بانو مرا شرمسار محبت خود فرمودید؛ اما من نسبت خویشاوندی با دکتر عارف ندارم و ایشان گرچه حق استادی و افتخار دوستی بر گردن من نهاده و می‌نهند؛ اما پدر من دبیر شیمی شناخته شده‌ای در تبریز هستند که نشان از هیچ حکومت و شیخ و شهی نیز ندارند!

برای اطلاعات بیشتر از تاریخچه‌ای که تاکنون بر این تحصن‌کنندگان گذشته است مرور کنید:

پیمان عارف و نسرین ستوده - تحصن مقابل کانون وکلای مرکز - عکس: پیمان عارف - 5 آبان 93

پیمان عارف و نسرین ستوده – تحصن مقابل کانون وکلای مرکز – عکس: پیمان عارف – 5 آبان 93

دیگر به میدان بهاران رسیده بودیم و می‌خواستم پیاده شوم؛ اما راننده تاکسی هر کاری می‌کردم کرایه نمی‌گرفت و می‌گفت ‹مبارزه ما نیز همین است که پشت شماها باشیم!›

عرض خیابان زاگرس را طی کردم؛ خانم معصومه دهقان همسر استاد ارجمندم عبدالفتاح سلطانی نزد نسرین عزیز ایستاده بود و بانویی دیگر که خود از زندانیان بهایی بود و سالیانی را در زندان سپری کرده بود بنام سوسن طبیانیان.

سلام و علیکی کردم و پلاکاردم برافراشتم.
مرد سیه‌چرده‌ی امنیتی گویی که سوژه هایش تمام شده و با آمدنم سوژه جدیدی یافته باشد شروع کرد به عکس و فیلم‌گرفتن!
سرگرد عبوس داخل ماشین نیروی انتظامی نشسته بود و خیره و ابرو برهم کشیده ما را می‌نگریست.

به سوسن طبیانیان نشانش دادم که این همان سرگردی است که نوریزاد این روزها معروفش کرده است! اسمش؟ اسم ندارد. اتیکت ندارد! چرا؟ از شناخته شدنش توسط ما ابا دارد! چرا ابا دارد اگر مرد قانون است و رفتارش قانونی؟! دیگر خود باید پاسخ‌دهد!

تبسمی نثار سرگرد عبوس کردم و احوالش پرسیدم. گفت به تو چه که حال من چطور است! پاسخش با تبسمی دیگر دادم!

دوستی از اندیمشک رنج سفر به جان خریده و آمده بود. خود ستاره‌داری بود که با تعهد ستاره‌هایش کاسته شده و موفق به ثبت نام در دانشگاه آزاد گردیده بود.

گرایش چپ مذهبی داشت و از رأی دادنم به روحانی در سال 92 گلایه داشت و می‌گفت دیگر مطالبت را گرچه می‌خوانم اما لایک نمی‌کنم!

برایش توضیح دادم که مطلب من با عنوان ‹انتخاب در شرایط اضطرار› را بخوان و ببین که رأی‌دادن من به روحانی بر مبنای منطق اضطرار صورت پذیرفته و این یعنی با زبان و ادبیات خودت یعنی تاکتیک و نه استراتژی!

آرش کیخسروی عزیز دگربار آمد. با او سالها پیش در بند 209 زندان اوین چند روزی همبندبوده و از او خاطرات نیک بسیار دارم. جایی گفتم که ‹شاید تنها پان ایرانیستی است که دوستش می‌دارم و می‌توانم دوستش داشته باشم.›

ساعت دیگر به 12 رسیده بود و زمان رفتن فرارسیده!»
پیمان عارف – 6 آبان

شرح رضا خندان از دزدیده‌شدن شش‌ساعته‌ی همسرش نسرین ستوده توسط وزارت اطلاعات | بازجو: تحصن تا کی ادامه دارد؟
گزارشی از تجمع سوم آبان در مبارزه با اسیدپاشی و تحصن مقابل کانون وکلا | بازداشت فعالین و حداقل در 30 زن در تهران
مبارزه‌با اسیدپاشی| گزارش مشروح و تصویری از تجمع تهران و اصفهان و تحصن مقابل کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد
پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود
گزارشی از اولین روز تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلا | حضور جمعی از فعالین و مأمورین انتظامی + گزارش تصویری
ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد
نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

آبان 1393

این روزهای ایران…

محرم… و عاشورا. خود عاشورا و در همین خود ایران…

«عصر روز شنبه از تهران حرکت کردم رسیدم به اصفهان تا از اصفهان نیز بگذرم و به شهری دیگر بروم.

می گویم: اگر حاکمان ما مختصری به فهم و خرد مزین بودند، هم استعفا می‌دادند و هم تلاش نمی‌کردند ماجرای اسیدپاشی را با عمده کردنِ سیاه‌کوبی و مراسم محرم ، و مرگ مهدوی کنی، و پرتاب چند خمپاره به خاک پاکستان، و اعدام ریحانه جباری به حاشیه برانند.

من نمی دانم چه اصرار جاهلانه‌ای در کار است که کربلای حیّ و حاضر ایران را رها می‌کنند و به دور دست‌های تاریخ می‌روند و یزید و شمر و خولی پیدا را ندیده می‌گیرند تا یزید و شمر و خولیِ ناپیدا را لعن و نفرین کنند.

بهانه برای بر سر و سینه زدن در کربلای ایران فراوان تر است.»
محمد نوریزاد – نیمه شب 3 آبان

شنبه سوم آبان 93 در ایران روزی بود که مردمی که مسئولین را درمبارزه‌ی قاطع با آنان که سلاح‌به‌دست به صورت انسانها اسید می‌پاشند، بی‌توجه یافتند برای دومین بار تصمیم به اعتراض به این اعمال غیرانسانی و غیرقانونی و البته به این بی‌مسئولیتی کردند.

پیش از این روز نیز مردم تجمعاتی را در اصفهان و تهران برگزار کرده‌اند که البته با برخورد و حضور نیروهایی که باید به اسیدپاشی پایان می‌دادند، پایان یافت!

والبته سوم آبان نیز برای مردم از سوی آنان که باید حافظ جان و امنیت مردم باشند پیامدی جز باتوم، گاز اشک‌آور و بازداشت نداشته‌است.

تجمع در اصفهان با خشونت نیروهای امنیتی و بازداشت مردم، و در تهران با جو پادگانی یگانهای ویژه و بازداشت مردم به‌خصوص زنان و فعالین روبرو می‌گردد.

برای مثال نسرین ستوده از بازداشتی‌های این روز است. که البته خود، این روزها در تحصنی مجزا که مکانش روبروی کانون وکلای مرکز است، روزگار را به ایستادگی می‌گذراند. پیش از رسیدگی به این موضوع بد نیست توصیف محمد نوریزاد که خود یکی از تحصن‌کنندگان مقابل کانون وکلاست را از این تحصن بخوانید:

«صبح ساعت ده، جلوی کانون وکلا. با عزیزانی چون نسرین ستوده، خانم پور فاضل(وکیل خانواده‌ی ستار بهشتی)، علیرضا جباری(عضو کانون نویسندگان و عضو لگام)، دکتر محمد ملکی، و دو عزیزی که از کردستان آمده بودند. و: عزیزانی دیگر.

در این عکس، من هنوز تن پوشم را به تن نکرده ام. اما پرچم سرخی که بر آن نوشته ام: جانم فدای ایران، در اهتزاز است.»
محمد نوریزاد – 3 آبان – ساعت 14:00

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز - 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

تحصن نسرین ستوده و فعالین و همراهان مقابل کانون وکلای مرکز – 3 آبان 93| عکس: محمد نوریزاد

آنطور که ذکر شد نسرین ستوده این روز بازداشت گردیده‌اند. رضا خندان، همسر نسرین ستوده بازداشت وی را اینگونه خبر می‌دهند:

همچنین لطفاً برای اخبار مربوط به تحصن ایشان به پست «دومین روز تحصن کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد» مراجعه نمایید.

« امروز پس از پایان ساعت تحصن در مقابل کانون وکلا نسرین به همراه دوستان و تنی‌چند از همکارانش جهت اعلام حمایت از زنان اسیدپاشی شده و اعتراض به عملکرد مسئولین، به روبروی وزارت کشور رفته بودند.

زمان برگشت همه‌ی آنها را بازداشت و پس از گرفتن عکس و مدارک شناسایی ساعاتی بعد همگی آزاد شده‌اند. اما نسرین را بدون داشتن حکم قضایی به‌طور خودسرانه بازداشت کرده‌اند.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 15:00

رضا خندان درمورد دیگر افرادی که به‌همراه نسرین ستوده بازداشت شده‌اند می‌گویند:

«وکلای دادگستری خانم گیتی پورفاضل و آقای عباس جمالی، به‌همراه آقایان پیمان عارف و فرید روحانی جزو افرادی بودند که همراه نسرین بازداشت و پس از گرفتن عکس و مدارک شناسایی و در برخی موارد گرفتن تلفن جیبی، آنها را آزاد و نسرین همچنان در بازداشت است.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 15:00

باوجودی که این عزیزان پس از مدت کوتاهی آزاد گردیده و نسرین ستوده نیز پس از چند ساعت آزاد می‌شوند اما آزادی دیگر مردمی که در این تجمع بازداشت شده‌اند تا این‌لحظه مورد اطلاع ما نیست. برای نمونه پیمان عارف از بازداشت 30 زن و انتقال آنان به بازداشتگاه وزرا خبر می‌دهند:

حدود 30 نفر از زنان معترض به اسیدپاشی‌های اخیر امروز در محدوده‌ی میدان فاطمی بازداشت شدند که حسب اطلاع در بازداشتگاه وزراء نگهداری می‌شوند!»
پیمان عارف – شنبه 3 آبان – 19:00

فرید روحانی نیز در شرح تجربه‌ی سوم آبان خود از جو امنیتی و همچنین نحوه‌ی بازداشتشان اینگونه خبر می‌دهند که:

«امروز همراه با خانم‌ها نسرین ستوده و گیتى پورفاضل، به‌همراه اقایان عباس جمالى، پیمان عارف و تعدادى از دوستان دیگر رفته بودیم جهت اعتراض به اسیدپاشى در مقابل وزارت کشور.

فضا بسیار امنیتى بود. در حین قدم‌زدن بودیم که دیدیم یکى از مأمورین با صدازدن پیمان عارف او را از ما جداکرد و سپس با یه برخورد بسیار زننده‌اى به بنده و خانم ستوده گفتن که کنار پیاده رو توقف نکنید!

به‌محض‌اینکه وارد یکى از فرعى‌هاى خیابان فاطمى شدیم مأمورینى که مدعى‌بودند از پلیس امنیت هستند، بدون نشان‌دادن کارت شناسایی و حکم بازداشت همگى را نگه‌داشته و با ضبط کارت شناسایی و گوشى‌هاى موبایل، مبادرت به گرفتن مشخصات فردى و شماره‌ی خط‌ها کردند.

بعد از مدتى تعداد مأموران بیشتر شد. همگى رو آزاد کردند. بنده را نیز پس از گرفتن عکس گفتند که می‌تونم برم. ولى متأسفانه خانم ستوده تاکنون در بازداشتى بسر می‌برند که هیچ حکمى به ایشان ارائه نشده و مأمورین مدعى بودند که از طریق دوربین‌هاى وزارت کشور رصد شدین و دستور داریم بازداشت تون کنیم! »
فرید روحانی – شنبه 3 آبان – 17:30

البته همانطور که در بالا ذکر شد نسرین ستوده پس از چند ساعت از بازداشت‌شان آزاد می‌گردند. رضا خندان آزادی ایشان را اینگونه خبر دادند:

«دوستان عزیز، نسرین الان تماس گرفت و گفت که آزاد شده و هم‌اکنون در راه خانه است. جزئیات این بازداشت خودسرانه را به اطلاع دوستان خواهم رساند.»
رضا خندان – شنبه 3 آبان – 19:30

تحصن نسرین ستوده و رضا خندان مقابل کانون وکلای مرکز - 3 آبان 93 - پیش از بازداشت چندساعته‌ی نسرین ستوده| عکس: رضا خندان

تحصن نسرین ستوده و رضا خندان مقابل کانون وکلای مرکز – 3 آبان 93 – پیش از بازداشت چندساعته‌ی نسرین ستوده| عکس: رضا خندان

همچنین باید گفت که پیمان عارف نیز که پیش از این برای ایستادگی مقابل حق تحصیل گرفته‌شده از وی بیش‌از قبل دست‌به‌کار شده‌است دوم آبان از ادامه‌ی ایستادگی خود و همچنین قدمگاه جدیدش یعنی روبروی وزارت علوم خبر داده‌اند:

«فردا(3آبان) ساعت 9 صبح جلوى كانون وكلاى مركز در كنار نسرين ستوده و محمد نوريزاد عزيز به تحصن خواهم‌ايستاد تا حقوق بنيادين بشر چون حق اشتغال، تحصيل و مالكيت اموال را براى دگرانديشانى چون خود فرياد برآوريم.

از صبح يكشنبه نيز رحل تحصن جلوى وزارت علوم خواهم افكند!»
پيمان عارف – شامگاه جمعه دوم آبان

برای کسب اطلاع از از آنچه ایشان فریاد برآورده‌است مطالعه نمایید:

نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!
ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم
پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود
مبارزه‌با اسیدپاشی| گزارش مشروح و تصویری از تجمع تهران و اصفهان و تحصن کانون وکلا | بازداشت محمد نوریزاد

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393

پیمان عارف دومین روز تحصن(30مهر) مقابل کانون وکلای مرکز و اولین روزی را که به این تحصن پیوسته‌است را، و همچنین تجمع اعتراضی مقابل مجلس را که در اعتراض به اسیدپاشی و عدم رسیدگی کافی به آن صورت گرفته است را اینگونه شرح می‌کنند:

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

«روز اول تحصن برای حقوق بنیادین:

ساعت 9 صبح رسیدم جلوی کانون وکلای مرکز. جای پارک نیافتم تا مجبور شوم اول گاندی پارک کنم.

تا برگشتم جلوی کانون، نسرین ستوده و رضا خندان هم رسیدند. پلاکارد نسرین آماده بود اما من با شلختگی کاغذ از سمتی باید میافتم و ماژیک از دیگر سوی!
با خط ناخوشم روی آ4 و بعد آ3 ای نوشتم «حق تحصیل؛ حق دگراندیشان» (education right, dissent right)

اول صبح بود و هنوز از نیروهای امنیتی خبری نبود. رضا رفت و ساعتی بعد محمد نوریزاد با تن‌پوش و پرچم «جانم فدای ایران»اش سررسید.

وکلا و اعضای جامعه‌ی حقوقدانان یک‌یک و با تعجب از جلومان رد می‌شدند و عمدتاً نسرین و نوریزاد و بعضاً بنده را می‌شناختند. سلام و علیکی و درودی و بدرودی و آفرینی می‌گفتند و راهشان می‌کشیدند تا مبادا دردسری پیش‌شان آید!

مسعود شفیعی وکیل سه امریکایی متهم به جاسوسی در سال 88 ساعتی بعد به ما پیوست. اسماعیل مفتی‌زاده این دلیرمرد کرد و البته استاد علیرضا جباری.
دراویش گنابادی آمدند و اعلام حمایت دراویش دکتر تابنده را پیام آوردند.

ساعت 11 برای پیوستن به تجمع فعالان حقوق زنان در اعتراض به اسیدپاشی در اصفهان راهی بهارستان شدیم. خیلی ها بودند؛ از پروفایل فعالان جوان فیسبوکی تا نرگس محمدی و نوشین احمدی خراسانی!

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

مأمور اطلاعاتی یکباره به نوریزاد حمله‌کرد و با او گلاویز شد تا گوشی‌اش بستاند که با مقاومت او و همراهان مواجه شد.

نوریزاد عزیز این مرد خستگی‌ناپذیر دموکراسی‌خواه و حر جنبش سبز اما رهایش نساخت و تا ستاندن گوشی تلفن همراهش به دنبال مأمور قوی‌پنجه رفت تا یکباره در صندلی عقب خودروی کلانتری نشانده شده، و جلب شده، ظاهر شد و بردندش تا نمی‌دانم کی که آزاد شود.

تجمع تمام شد اما پرچم «جانم فدای ایران» نوریزاد دستم مانده بود. به واسطه قراری کاری تعجیل داشتم. پرچم به دوستی سپردم تا به کلانتری بهارستان رود و به صاحبش برساند.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:پیمان عارف

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:پیمان عارف

با نسرین ستوده و زنانی همگی از جنس حق‌خواهی به خیابان زاگرس برگشتیم و راهی «زندگی روزمره» شدیم!»
پیمان عارف – 30مهر – 14:15

و اما دو تجمع دیگر امروز در اعتراض به اسیدپاشی که این روزهای ایران را فراگرفته‌است برگزار گردید. یکی آنطور که در بالا ذکر شد در تهران مقابل مجلس در خیابان بهارستان و دیگری در اصفهان مقابل دادگستری.

تجمع اصفهان:

در اصفهان به گزارش کانون زنان و رادیو فردا تجمع مقابل دادگستری اصفهان از ساعت 10 الی 12ظهر درحضور نیروهای انتظامی و حضور جشمگیر مردم از هر قشر جامعه، پیر و جوان، چادری مانتویی، دانشجو و کارگر برگزار گردید. در این تجمع شعارهایی مانند «امر به معروب با اسید نمی‌خوایم»، «نیروی انتظامی خجالت خجالت»، «نیروی انتظامی چشمهای خواهرم کو»، «ما امنیت نداریم، ما امنیت نداریم»، «روحانی ما امنیت نداریم، ما امنیت نداریم»، «ایرانی داعشی اعدام باید گردد»، «این سکوت، حمایت از داعش است»،«زاینده‌رود خشک شده، اسیدپاشی مد شده» و «ای کم‌تر از داعشی، اسید به ما می‌پاشی» توسط مردم سرداده‌شد.

یکی از شهروندان اصفهانی به رادیو فردا گفته است که تعداد تجمع‌کنندگان این شهر را چندصد نفر تخمین می‌زند و در ادامه گفت که نیروی انتظامی «با باتوم» به ضرب و شتم تجمع‌کنندگان اقدام کرده و همچنین با گاز اشک‌آور به معترضان حمله کرده‌است. وی افزود که «مردم تصمیم گرفته‌اند روز شنبه در تمام مقاطع تحصیلی دختران به نشانه اعتراض سر کلاس‌ها نروند.»

تجمع اعتراضی در اصفهان مقابل دادگستری اصفهان- 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس: سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی در اصفهان مقابل دادگستری اصفهان- 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس: سایت کانون زنان

تجمع تهران:

تجمعی دیگر نیز با حضور فعالین حقوق زن و دیگر مردم همراه مقابل مجلس برگزارگردید. در این تجمع شعارهایی مانند «امنیت ،امنیت. ای مجلس خجالت خجالت»، «حق زن از امنیت: اسید پاشی، جنایت»، «قوانین ضد زن ملغی باید گردد»، «ننگ ماست ننگ ماست، مجلس شورای ما» توسط مردم سرداده‌‍شد.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

همچنین مردم نوشته‌هایی را باخود همراه دارند که می‌توان برای نمونه به متن برخی از آنها اشاره کرد: «صورت من کجاست؟» ، «اخلاق!»، «زن در خطر شده‌است.»، «اسید ممنوع»، «جامعه مردسالاری، قوانین مردسالار»، «خشونت علیه زنان»، «نه به اسید»، «جنگ با بدن زنان را متوقف کنید» ، «عاملین اسیدپاشی سریعا باید شناسایی و دستگیر شوند»، «جلو اسید پاشان را بگیرید»، «جنگ با بدن زنان»، «صورت من کجاست – WHERE IS MY FACE!?»، «بدن من حق است بازیچه شما نیست»، «زنان جامعه نگران هستند و دلواپس»، «چه کسی امنیت مرا تضمین می‌کند؟»، «اصفهان داعش نمی‌خواهد،اسید پاشی را متوقف کنید»،

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

باوجود اینکه صدای مردم بسیار بلند است و بی‌شک نمایندگان که امروز در صحن علنی مجلس جلسه دارند شعارها و به‌خصوص شعارهایی که خطاب به نمایندگان مجلس فریاد می‌شد به‌گوش نمایندگان داخل مجلس رسیده‌است اما هیچیک از نمایندگان در میان مردم حضور نیافتند.

یکی شعارهایی که نمایندگان مجلس را خطاب قرار می‌دادند عبارت‌بودند از: «قانون گذار حمایتو اسید پاشی جنایت» و برای نمونه یکی از مردم نوشته‌ای را بالا برده‌است خطاب به یکی از نمایندگان مجلس: «آقای مطهری! عکس‌های زنان قربانی اسید را در مجلس پخش کنید.»

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

همچنین باید اشاره کرد که در این تجمع مرد و زن در کنار هم بودند. برای نمونه پسر جوانی که خود را دانشجو معرفی می‌کند می‌گوید: «اعتراض به اسید پاشی را نباید جنسیتی نگاه کرد. من هم یک انسانم و به اندازه‌ی زنان از این واقعه رنج می‌کشم. اعتراض به این حادثه دلخراش و خشونت عریان، زن و مرد نمی‌شناسد و همه با هم باید به اسیدپاشی اعتراض کنیم»»

در این تجمع همینطور برخی از قربانیان اسیدپاشی درگذشته نیز مانند معصومه عطایی، سمیه و دختر خردسالش نیز حضور داشتند.

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

پس از ساعت 12 نیروهای انتظامی مردم را به متفرق‌شدن می‌خوانند. پیمان عارف در مصاحبه‌ای که با رادیورفردا داشته است شرح می‌دهد که برآوردش از تجمع‌کنندگان حدود 200 نفر بوده و پس از حرکت تجمع‌کنندگان به سمت پایین میدان بهارستان برخورد نیروی انتظامی با آنها نیز شروع شده‌است و عابران در خیابان‌های اطراف نیز از این تجمع اعلام حمایت می‌کنند اما نیروی انتظامی اجازه پیوستن مردم به جمعیت را نمی‌دهد.

دیگر عکسها از این تجمع:

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:عالیه مطلب‌زاده

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس - 30 مهر 1393 - اعتراض به اسیدپاشی - عکس:سایت کانون زنان

تجمع اعتراضی خیابان بهارستان مقابل مجلس – 30 مهر 1393 – اعتراض به اسیدپاشی – عکس:سایت کانون زنان

برای تکمیل اطلاعات لطفاً به پست‌های زیر مراجعه نمایید:

پیمان عارف: از 30مهر مانند نسرین ستوده و محمد نوریزاد در پی حقوق بشری‌ام یکی از افراد تحصن مقابل کانون وکلا خواهم بود

ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم
گزارشی از اولین روز تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلا | حضور جمعی از فعالین و مأمورین انتظامی + گزارش تصویری
ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد
نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393

غلامرضا خسروی سوادجانی - پیمان عارف

غلامرضا خسروی سوادجانی – پیمان عارف


خیابان روزی قدمگاه بود…

خیابان را امروز آزادگانی قدمگاه خویش کرده‌اند…

و خیابانها قدمگاه خواهدشد…

آزاده در پسینِ قدم‌هایش بسی‌راه‌ها پیموده‌ و راه‌های پیش رو را نیز خواهدپیمود…

پیمان عارف دانشجوی ستاره‌دار پیشین و پسین انتخابات 1392 است. ایشان پیش از این در نامه‌ای به حسن روحانی، حقوق ازدست رفته‌ی خویش و آسمان همواره‌ستاره‌دار دانشگاه را یادآوری کرده و شرایط خود را شرح نموده‌اند.

مطالعه کنید: «نامه سرگشاده‌ی پیمان عارف به دکتر حسن روحانی: بازهم آسمان دانشگاه ستاره‌دار است!»

حال او، ستاره‌ای دنباله‌دار بردوش، هم‌او که محمد نوریزاد او را جوان پاک‌تر از پاک می‌خواند راهی جز قدمگاه‌کردن خیابانهای دیار خویش نیافته‌است:

«آقاى بازجو سلام؛

بیش از دو ماه هست که با لجاجت جلوى ثبت‌نام دکترى‌ام را گرفته‌اى. اعتراض کردم و لایحه اعتراضى‌ام را تسلیم گزینش نمودم و گزینش نیز به کمیسیون شما منعکسش نمود.

ناجوانمردانه بولتن‌سازى دروغین از مطالب و مصاحبه‌هایم در حمایت از دکتر فرجى‌دانا نمودى تا نظر کمیسیون‌تان را علیه‌ام جلب‌کنى!

راههاى قانونى براى اعاده حقم را رفته‌ام. وقتى عکس دوستان و همکلاسیانم را می‌بینم که از جلسه‌ی دفاع تز شان می‌گذارند این ظلم فاحش و بین‌ات برایم بسى ثقیل مى‌آید!

اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در «قدمگاهى» جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم!

گفتم که در جریان باشى!»
پیمان عارفی 29 مهر – 10 صبح

پیمان عارف

پیمان عارف

در آخر یادآوری می‌کنیم که محمد نوریزاد نیز با اشاره به آنکه پیمان عارف شاید به تحصن نسرین ستوده و همراهانش مقابل کانون وکلای مرکز(میدان آرژانتین خ زاگرس) که از 29 مهر آغازگردیده‌است بپیوندند، نوشته‌اند:

«یک وقت دیدید جناب پیمان عارف، این جوان پاک تر از پاک نیز به ما پیوست. امروز برایم نوشت: در اعتراض به بن بستی که برادران در ادامه ی تحصیلش – در مقطع دکتری – پدید آورده اند، یا جلوی وزارت علوم، یا جلوی وزارت اطلاعات، یا در کنار من و خانم ستوده قدمگاهی خواهد آراست.»

که کامل آن را در این پست مطالعه نمایید: «گزارشی از اولین روز تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلا | حضور جمعی از فعالین و مأمورین انتظامی + گزارش تصویری»

همچنین دررابطه با تحصن نسرین ستوده مقابل کانون وکلای مرکز، لطفاً ملاحظه نمایید: «ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد»

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1393


پس از آتکه دادگاه به‌شکلی حیرت‌آور حکم به محرمیت نسرین ستوده از حرفه‌ی وکالت به مدت 3سال داد نسرین ستوده تصمیم گرفت که در ایستادگی مقابل این بی‌قانونی‌ها به‌پاخیزد.

برای کسب اطلاع مطالعه فرمایید: «ادامه‌ی یک ایستادگی | نسرین ستوده:سال هاست دگراَندیشان را از حق حیات، تحصیل و کار محروم می‌کنند. از 29 مهر 93 تحصن خواهم کرد»

ایشان طی بیانیه‌ای به موارد اعتراض خویش اشاره کرده و اعلام کردند که از صبح سه‌شنبه 29 مهر 93 مقابل کانون وکلای مرکز (که واقع است در میدان آرژانتین – خ زاگرس) تحصن خواهند کرد.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده از برگزاری اولین روز این تحصن اینگونه خبر می‌دهند که:

«تحصن نسرین در اعتراض به رأی دادگاه انتظامی وکلا و محرومیت او از وکالت، صبح امروز (29 مهر) در مقابل کانون وکلای مرکز با شعار حق کار، حق دگراندیشان – Work Right, Dissent Rights با همراهی گروهی از فعالان سیاسی و مدنی و البته در حضور مأموران انتظامی
و امنیتی آغاز شد.

این تحصن تا تحقق خواسته‌ها ادامه خواهدداشت.»
رضا خندان – 29 مهر – 18:30

«Nasrin Sotoudeh takes sanctuary in front of «Iran Bar Association»

Nasrin started to take sanctuary in front of «Iran Bar Association» today morning, with the slogan: «work right, dissenters› right.»
she protests against Professional Court of Lawyers› verdict, which deprived her of attorneyship.
some civil and political activists accompanied her, of course, in the presence of police and security forces.
she continues the sanctuary till her wants to be accomplished.
»
Reza Khandan – 21 October, 2014 – 18:30

همچنین به گزارش فنداریسون بین‌المللی جامعه‌های حقوق‌بشر نیروهای امنیتی پس از چند ساعت این حرکت اعتراضی را به هم زدند. نیروهای امنیتی همچنین دوربین یکی از عکاسان خبرگزاری فرانسه را ضبط کرده و پس از پاک‌‍کردن عکس‌های تحصن به او بازگرداندند.

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر 93 | عکس: رضا خندان

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر 93 | عکس: رضا خندان

همچنین محمد نوریزاد که گفته‌است در این راه نسرین ستوده را همراهی خواهد کرد و یکی از شرکت‌کنندگان در این تحصن بوده‌اند، در اینباره اینگونه بیان می‌کنند که:

«قدمگاه جدید من: کانون وکلا

من از چهارشنبه به خانم نسرین ستوده خواهم پیوست و قدمگاهم را از انتهای خیابان پاستور به ابتدای خیابان زاگرس در میدان آرژانتین – کانون وکلا – منتقل خواهم‌کرد.

نسرین ستوده‌ای که من امروز دیدم، کوه‌تر از کوه بود در استواری.

او را شیر زنی یافتم که تا به حقش نرسد، دست از اعتراض برنخواهدکشید. به پاس پایداریِ این بانوی پاک نهاد، با او همراه خواهم‌شد که:

هر کجای این سر زمینِ مُلّازده قدمگاه معترضان است. یک وقت دیدید جناب پیمان‌عارف، این جوان پاک تر از پاک نیز به ما پیوست. امروز برایم نوشت: در اعتراض به بن بستی که برادران در ادامه ی تحصیلش (در مقطع دکتری) پدید آورده اند، یا جلوی وزارت علوم، یا جلوی وزارت اطلاعات، یا در کنار من و خانم ستوده قدمگاهی خواهدآراست.»
محمد نوری زاد – 29 مهر12:30ظهر – تهران

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر  | عکس: محمد نوریزاد93

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر | عکس: محمد نوریزاد93

همچنین محمد نوریزاد صبح امروز نیز به شرح مکالمه‌ی خود با خانم نسرین ستوده پرداخته‌اند که 27 مهرماه صورت‌پذیرفته‌است:

«اندک اندک جمع مستان می رسند!

خانم نسرین ستوده احتمالاً از امروز سه شنبه(29مهر) در اعتراض به لغو پروانه ی وکالتش به تحصن می‌نشیند. دو روز پیش بود که برای من نوشت:

آقای نوری زاد عزیز، سلام.

امیدوارم حال تان خوب باشد. احتمالاً از حکم دادگاه کانون وکلا خبر دارید. سه سال محرومیت از وکالت! که در طول حیات کانون وکلا بی‌سابقه بوده است. احیاناً از روز دوشنبه یا سه شنبه تحصن را شروع کنم. همکار شدیم. بابت همه چیز خسته نباشید. خبرهای مربوط به شروع تحصن را رضا روی فیسبوک‌اش خواهدگذاشت. خواهش می‌‍کنم به دوستان دیگر در لگام نیز بفرمایید.

ارادت و احترام: نسرین ستوده

Mohammad Maleki Nasrin Sotoude 29 mehr 93 - 2

و من در پاسخ نوشتم:

سلام بانوی خوب.

من همین امروز یکشنبه خبردار شدم. با اطمینان می‌گویم: با کمی پایداری حتما به نتیجه خواهید رسید. ما را در کنار خود بدانید. ذره‌ای کوتاه نیایید. نامه‌ی آقای خشایار دیهیمی به رییس قوه‌ی قضاییه نشان می‌دهد که بر پوسته‌ی ترسِ نخبگان ما ترک افتاده و این بسیار نیکو و پر برکت است.

سپاس که خبرم کردید.

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر  | عکس: محمد نوریزاد93

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر | عکس: محمد نوریزاد93

خانم ستوده در پاسخ نوشت:

ممنون از لطف تان و دلگرمی‌تان.

من هم مثل شما مطمئن‌ام با پايداری به نتيجه مي‌رسم. خدا شما را حفظ كند كه به جاي توصيه به احتياط و… اطمينان می‌دهيد.

دست‌كم اين است كه كانون بی‌شرافت بايد جواب بی‌شرافتی‌هايی را كه پشت پرده دارد، بدهد. از اين بابت خوشحال نيستم ولی ناگزير است.

با ارادت و سپاس: نسرين ستوده

و من نوشتم:

مرا در جریان بگذارید. ساعت و مکان. کی و کجا؟ این کار بزرگ شما باید به عالی‌ترین وجه ممکن رسانه‌ای شود. اسم من و شما – چه بخواهیم و نخواهیم – مولود همین فضای رسانه‌ای است. که همین فضا، هم برای ما ایمنی ایجاد کرده و می‌کند و هم خواسته‌های ما را ممکن می‌سازد.

ارادت مرا پذیرا باشید بانوی فهیم. با احترام

و بانوی فهیم نوشت:

آقای نوری زاد عزيز و گرامی، شروع تحصن‌ام از روز سه شنبه ساعت 9 صبح و در جلوی كانون وكلا : ميدان آرژانتين – ابتدای خيابان زاگرس پلاک 3 است.

من قصد اعتراض به حكم صادره را ندارم. چون كانون وكلا خود بايد پاسخگوی عمل‌اش باشد. بنابراين فقط از طريق تحصن اعتراضم را اعلام می‌كنم. با فرمايش شما درخصوص رسانه‌ها كاملا موافق‌ام.

خدا حفظ تان كند. با ارادت فراوان: نسرين ستوده

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز - 29 مهر 93  عکس: محمد نوریزاد

نسرین ستوده و فعالین مقابل کانون وکلای مرکز – 29 مهر 93 عکس: محمد نوریزاد

می گویم: اطلاعات و سپاه و همه‌ی هیمنه‌ی نظام مقدس، کمترین چشم زخمی به این بانو نخواهند زد. چرا؟ چون اکنون نسرین ستوده یک چهره‌ی بین‌المللی است. چهره‌ای که اگر در داخل نادیده‌اش بگیرند، در بیرون از مرزها و در تشکل های مدنیِ جهان و در تک‌تک دستگاه‌های حقوقی و بین‌المللی دیده خواهدشد و دست به گلوی کسانی خواهد برد که هنوز از پس گوهر عشقی، این پیر بانویِ بی‌نشان و پوست و استخوان و بر سرِ گورِ پسر نشسته بر نیامده‌اند.»
محمد نوری زاد – 29مهر – 7صبح

پست مرتبط:
ایستادگی به‌پای حق تحصیل | پیمان عارف: آقای بازجو! اکنون به تحصن در وزارت علوم و بلکه در “قدمگاهى” جلوى وزارت اطلاعات می‌اندیشم

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

فروردین 1393

پس از آنکه 18 بهمن 92 گروهک جیش العدل پنج تن از سربازان ایران در مرز ایران-پاکستان را گروگان گرفته بود بود کمپینی با عنوان «سربازان ایران را آزاد کنید» با نماد FreeIranianSoldiers# به‌شکلی کاملاً خودجوش شکل گرفت.

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید

چند روز پس از این شکلگیری بود که جیش العدل اعلام کرد حاضر به مبادله‌ی سربازان با شرایطی خاص خواهد بود که درعوض آن جمهوری اسلامی باید 50 عضو زندانی این گروه، 200 نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین 50 نفر از زنان سنی را که به گفته‌ی جیش العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند را آزاد کند.

کمپین ادامه یافت و انواع و اقسام اخباری که مشخص نبود از کجا و با چه سمت و سویی منتشر می‌گردند، فضا را درهم می‌ریخت. برای نمونه خبر آزادی سربازان ایران در رسانه‌های وابسته به حکومت ایران منتشر گردید که در نهایت مشخص شد هیچیک حقیقت نداشته است!

در نهایت کار به‌جایی رسید که جیش العدل با اعلامی که از طریق توییتر رسمی خود داشت گفت که قصد دارد تا یکی از سربازان ایران را اعدام نماید. چندین روز پس از این اعلام، جیش العدل بار دیگر خبری منتشر کرد. خبری مبنی بر آنکه جمشید دانایی فر تنها درجه دار میان سربازان توسط جیش العدل به شهادت رسیده است. خبری که در ساعات اولیه توسط مسئولین تکذیب شد و در نهایت تأیید گردید!

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers - جمشید دانایی فر به شهادت رسید

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers – جمشید دانایی فر به شهادت رسید

پس از آن جمعی از فعالان و کنشگران جامعه مدنی ایران و فعالان انجمن اسلامی سابق دانشگاه علوم و تحقیقات تهران اعلام کردند که در اعتراض به گروگانگیری و شهادت مرزبان ایرانی و نقش دولت پاکستان و سازمان اطلاعات این کشور که طی سال های گذشته در ناامن کردن منطقه و حمایت پشت پرده از گروههای تروریستی نقش جدی داشته است با در دست داشتن تصاویر مرزبانان ایرانی در مقابل سفارت خانه‌های این کشور در تهران و دیگر کشورها تجمع خواهند کرد.

زمان و مکان این تجمع مدنی در ایران روز پنج شنبه 7 فروردین ساعت 3 بعد از ظهر در محل سفارت پاکستان، واقع در تهران، خیابان فاطمی غربی، نبش اعتمادزاده، اعلام گردید.

جو پادگانی اطراف سفارت پاکستان که با حضور نیروهای یگان ویژه و ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها که تمام شرق و غرب تقاطع کارگر و فاطمی را در برگرفته بود به معنی آن بود که اجازه‌ی برگزاری هیچ تجمعی داده نخواهد شد. و متأسفانه برخورد شدید و دستگیری‌هایی نیز مقابل سفارت پاکستان شکل گرفت تا گویای این شدت عمل باشد.

حال بخوانید روایت دختر میرحسین را از این روز. فقط بگوییم 7 فروردین، 1138 امین روزی بود که زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در زندان به‌سر می‌برند:

«برحسب اتفاق بود یا هواخوری. هرچه که بود سر از نزدیکی سفارت پاکستان درآوردم…

حدود ساعت سه بعد از ظهر بود و جمعیت اندک اندک اضافه میشد… نیروی انتظامی و ون‌های گشت و پلیس راهنمایی‌رانندگی و پلیس‌هایی با لباس سبز تیره و باتوم و سپر شیشه‌ای (اولین بار این جنس پلیس‌ها را سال 1378 در محدوده‌ی انقلاب رویت کردم و به کرات در سال 1388 و 1389 دیدم و البته هنوز نمی‌دانم یگان ویژه اند یا سپاه یا نیروی انتظامی!)

تعدادی… نه خیلی زیاد در خیابان فاطمی و کارگر پراکنده بودند.

البته پلیس‌های مزبور از فردی با لباس سفید که روی شلوار انداخته بود و شلوار مدل بسیجی وار پوشیده بود دستور می‌گرفتند و ایشان به آنها امر و نهی می‌کرد.

خلاصه، در گیر و دار نارضایتی تجمع‌کنندگان و زمزمه‌های دستگیری دو-سه نفر متوجه شدم که چرخ عقب ماشینم که مدتی گوشه‌ی خیابان فاطمی پارک بوده، پنچر شده است و البته من هم چرخ زاپاس همراهم نداشتم چراکه….

در یک ماه اخیر این چهارمین بار بود که چرخ ماشینم پنچر می‌شد و البته شایان ذکر است که در سه دفعه‌ی پیش چرخ‌ها با چاقو پاره شده بودند و خوب دیگر قابل استفاده هم نبودند…

یکی از تجمع کنندگان خوب… متوجه سردرگمی و البته پنچری چرخ ماشین من شد و به کمک بنده شتافت…

از آنجایی که چرخ زاپاس همراه نداشتم و هیچ پنچرگیری هم آن اطراف نبود ایشان زاپاس ماشینشان را سخاوت‌مندانه به من قرض دادند و خودشان هم چرخ ماشینم را تعویض کردند و البته قرار شد در عرض همین یکی دو روز تماس بگیرم و چرخ زاپاس این تجمع‌کننده‌ی خوب را پس بدهم.

القصه… درهمان زمان ناراحتی من از دیدن چرخ پنچر شده، یکی از برادران لباس‌شخصی‌پوش با جسارت و اعتماد به نفس و مچ‌گیری از من و ماشینم و برادر عزیزی که لطف کرده و می‌خواست به کمک من بیاید هم عکس گرفت…

ظاهرا از بقیه‌ی ماشین‌های پارک شده‌ی گوشه خیابان فاطمی هم عکس می‌گرفت… حالا این عکس برود که بایگانی شود کنار بقیه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از من و خانواده‌ام در این چند سال گرفته اند…

از عکس ما در راهپیمایی سکوت گرفته که در بازجویی‌ها رو به روی همسر سابقم گذاشته بودند… تا عکس‌ها و فیلم‌هایی که در حالت عزاداری ما به وقت از دنیا رفتن پدر بزرگ پدری و مادریم گرفته شد…

به هر حال برادرها آلبوم عکس مفصلی از ما تهیه کرده‌اند.

پی نوشت: عکس های خانوادگی ما که در کامپیوتر شخصیمان بود و غارت کردند و پس هم ندادند را از قلم انداختمو»
دختر میرحسین موسوی – پنجشنبه 7 اسفند – ساعت 17

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

آرش صادقی از تجمع 17 اسفند ماه دراویش گنابادی می‌گویند. برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به پست‌های زیر:

گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین

گزارش کاملی از تجمع 18 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

«اصلا اهل وقایع‌نگاری و خاطره‌نویسی درمورد بازداشت و زندان نیستم؛ ولی به‌پاس ایستادگی و مقاومت دراویش عزیز تصمیم گرفتم چند خطی رو درمورد وقایع دو روز پیش بنویسم.

ده دقیقه‌ای بیشتر نیست که در جمع خانواده‌ها درمقابل دادستانی حضور پیدا کردیم که یک مأمور امنیتی که دو نفر دیگه هم همراهیش می‌کنن وارد جمعیت میشن و من و بهنام رو به بیرون جمعیت هدایت می‌کنند.

می‌خوام کیفم‌ رو به یکی از عزیزان تحویل بدم ولی با تموم خشونت کیف رو از دست اون عزیز می‌کشن و مارو منتقل می‌کنن به داخل کلانتری.

یکی از نیروهای امنیتی که منو بازداشت کرده اعلام می‌کنه این دو نفر رو به صورت جدا نگه دارید. به من اشاره می‌کنه و می‌گه ‹این از دانشجوهای اخراجی دانشگاه علامس. چهار ساله تو زندان بوده و الان چند ماهی هست که آزادِ. اینارو کنار دراویش نزارین. دراویش خواسته‌های مشخصی دارن، ولی اینا ضد انقلاب و براندازن.›

بعد از این صحبتها من و بهنام رو میگردن. کارت شناسایی‌ها و یه‌سری وسایل شخصی داخل کیف رو ضبط می‌کنن.

چند دقیقه بعد بازجویی‌ها شروع می‌شه…

ضابط: چرا اومدی؟
من: برای حمایت از عزیزان دربند اینجا حضور پیدا کردم.

ضابط:فکر نمی‌کنی چرا اینقدر ضد انقلاب علاقه داره ازت حمایت کنه؟ بیا و توبه کن و دیگه اینکارا رو نکن. آخه شما مگه چند نفرید؟ شما یه اقلیت خیلی کوچیکی هستید. چرا نقض می‌کنید قانون رو؟
من: قطعاً شما یه اقلیت کوچیک هستید که دارید با سرکوب، کشور رو اداره می‌کنید. ما هم هرچند نفر که باشیم اعتراض رو حق خودمون می‌دونیم.

ضابط: ایندفعه کاری می‌کنم دیگه از زندان بیرون نیای.
من: بهتره تهدید نکنی. من بعد مرگ مادر دیگه دغدقه‌ای ندارم. پس بهتره تهدید نکنی.

نفر دوم ضابطین هم داخل بحث ما می‌شه. میگه: ‹الان رفتم رو صفحه فیسبوکش و مطالبش رو چک کردم. پر از توهین به تک تک مسئولین نظامه. خانمش هم که همه مطالبشو تأیید کرده. لازمه خانمشم بیاریم.›
من:توهین؟ کدوم مطلب من توهین بوده؟ من اعتقاداتم رو، روی صفحم منتشر می‌کنم. ابایی هم از بیان اونها نداشته و ندارم. ولی تابه‌حال توهین کلامی به کسی نکردم.
ضابط: با کدوم مجموعه حقوق بشری همکاری داری؟ پسورد فیستو بده.
من: ببین آقای برادر، من پسورد فیسمو به کسی نمیدم.

ضابط: ازت می‌گیرم.
من:باشه حتما بگیر و…

چند ساعتی بازجویی‌ها ادامه داره. صدای بهنامم می‌شنوم که داره ضابطش رو نصیحت می‌کنه. به یکباره صدای عجیبی خارج بازداشتگاه طنین انداز میشه. (لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار). بعد از شنیدن این صدا، صدای روشن شدن موتورهای نیروهای ضد شورش به گوش می‌رسه. به نظر می‌رسه دارن برای سرکوب معترضین بیرون میرن. ضابطای ما هم می‌رن تا ببینن چه خبره.

اولین نفر یه پیرمرد و با پسرش دستگیر کردن. پیرمرد حداقل 65 سالو داره. لباس شخصیها به‌شدت دارن کتکش می‌زنن و به داخل کلانتری می‌کشوننشون.پیراهن پسر پاره شده و گردن صورتو کتفش کبوده. پیرمردم به‌شدت داره ضرب و شتم می‌شه و بینیش شکسته.

نفر بعدی جوونی هست که چشم راستش به‌شدت داره خونریزی می‌کنه ولی با همون وضعیت دارن با باتوم می‌زننش.

نفر بعدی سرش شکسته و با همون سر شکسته بازم ضرب و شتم می‌شه. سرشو مجدد می‌زنن به کانکس داخل محوطه.

تک تک بازداشتیهارو میارن و با خشونت هرچه تمامتر منتقلشون می‌کنن داخل حسینیه‌ای که کنار ماست. کمتر کسی رو می‌بینم که با سرو صورت سالم بازداشت شده باشه.

صدای ضابطم رو می‌شنوم که داره میگه حاجی تا الان 291 رو گرفتن. نیرو زیاده ولی اینا خیلی نترسن. بعد اینکه بازداشتیها به اتمام می‌رسن چند مأمور ضد شورش رو مأمور می‌کنن تا جلوی حسینیه بایستن و زنجیر انسانی تشکیل بدن برای ضرب و شتم. به یکباره هجوم بردن به داخل حسینیه و شروع کردن به ضرب و شتم با باتوم. هر چه قدر می‌زدنند صدای ‹لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار› بلندتر شنیده می‌شد.

این درگیری و ضرب و شتم مدت زیادی ادامه داشت تا اینکه به نظر مأمورایه ضد شورش خسته‌شدن و از حسینیه خارج شدن. بعد اینکه همه‌چیز به سکوت رسید مارو هم به داخل حسینیه هدایت کردن. نماینده‌ی دراویش به همراه نماینده‌ی دادستانی داشتن پشت بلندگو صحبت می‌کردن. در همین حین غذا آوردن. بازداشتیها هم اعلام کردن برادرای ما اعتصابن ما هم چیزی نمی‌خوریم. منو بهنامم در حمایت از این عزیزان چیزی نخوردیم.

نماینده‌ی دادستانی قول میده سه تا زندانی‌های رجایی شهرو برگردو نه و دو زندانی که نیاز دارن به رسیدگی پزشکی بهشون رسیدگی کنه.(تا هفته آینده همین موقع).

بازداشتیها میگن از این قولها زیاد به ما داده شده و تا تحقق کلیه‌ی خواسته‌هامون نه از اعتصاب غذا دست برمی‌داریم و نه دست از اعتراض می‌کشیم.

نگرانیرو تو چشمهای نماینده‌ی دادستان می‌شه دید. مأمورای ضدشورش و امنیتی هم که دیگه نایی ندارن. پیش خودم می‌گم کاش همه ما مثل این دراویش عزیز پای خواسته‌هامون محکم می‌ایستادیم و باز پیش خودم درود می‌فرستم به شرافت و ایستادگی این عزیزان.

پینوشت: میزان خشونت علیه دراویش بازداشت شده به‌قدری بود که در قالب یک یا دو مطلب ساده‌ی فیسبوکی نمی‌شه در موردش حرف زد ولی ایستادگی این عزیزان پای خواستهاشون واقعا تحسین برانگیز بود…»
آرش صادقی – دوشنبه 19 اسفند

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »