Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘بند زنان’

اسفند 1392

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری



رضا خندان همسر نسرین ستوده در یادداشتی با اشاره به اینکه فشار و تهدید همیشه نتیجه‌ای عکس داده است که در روز جهای زن(8 مارس مطابق 17 اسفند 92) از نقش مهم جامعه‌ی زنان، و جامعه‌ی دیگراندیشه‌های مظلومی سخن رانده‌اند که هرچند به‌شدت تحت‌فشار بوده و هستند اما نه‌تنها از راه نایستاده‌اند، بلکه قدرتمند تر از همیشه‌اند.

تا جایی که رضا خندان گویی می‌خواند با دادن نشان «گسترده‌ترین حرکت اعتراضی» به حرکت اخیر دراویش که هماهنگی و هم‌پیمانی بیش از 2800 نفر(تا این لحظه) از آنان را در حمایت از همدیگر و یکی‌شدن در این مسیر عدالت‌خواهی به‌همراه داشت، ما را به یادگیری از آنان گوشزد کنند.

پیش از خواندن لازم به اشاره است که خانواده‌ی دراویش و دیگر زندانیان سیاسی زندان اوین در فراخوانی اعلام کردند که برای پیگری مسائل مربوط به زندانیان، 11 صبح روز شنبه 17 اسفند مقابل دفتر دادستانی تهران حضور خواهند یافت. (برای آگاهی از آنچه پیامد این فراخوان بود ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»)

«من یک نفر را هم سراغ ندارم که بر اثر تهدید، فشار، شکنجه و زندان، دست از عقیده‌ی مذهبی‌اش بردارد.

یک نمونه از این دست خود شیعیان هستند. نمونه‌ی دیگر، اعضای جامعه‌ی بهایی است.

هرچه فشار و تهدید بیشتر، عزم و انگیزه‌ی فرد راسخ‌تر و به دنبال آن صدای مظلومیت‌شان بلندتر و عرصه برای فشارآورندگان تنگ‌تر و تنگ‌تر خواهدشد.

برای من خیلی عجیب است با این سابقه‌ی تاریخی، چگونه است که در ایران، سیاست‌ورزانِ حکومت فکرکرده‌اند خواهندتوانست با تخریب مراکز مذهبیِ دراویش و فشار و زندانی‌کردن آنها یا اعضای جامعه‌ی بهایی و یا طرفداران عقاید مذهبی مختلف، جلوی رشد و پیشرفت آنها را بگیرند.

اکنون با تهدید، بازداشت و فشارهای مختلف، این گروه‌های مذهبی همانند طرفداران حقوق زنان، ناخواسته و عملاً در حال تبدیل‌شدن به یکی از پرقدرت‌ترین تاثیرگذاران سیاست در ایران هستند بدون اینکه گرایش و علاقه‌ای به واردشدن در حوزه‌ی سیاست را داشته باشند و اساساً ورود در سیاست، خط قرمز بسیاری از آنان است.

هم‌اکنون بنا به گفته خانواده‌های دراویش زندانی، در اعتراض به فشارهای چند جانبه‌ای که به اعضای جامعه‌ی خود در زندان، به‌ویژه زندانیان بیمار وارد می‌شود اعضای این جامعه دست به گسترده‌ترین حرکت اعتراضی زده‌اند.(در این رابطه ببینید: «کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با 9 درویش زندانی در اعتصاب غذا»)

هم اکنون نزدیک به 2000 تن از آنان دست به اعتصاب غذا زده و در این راه حمایت گروه‌های مختلف فکری و سیاسی و به ویژه مدافعان حقوق شهروندی و حقوق‌بشر در ایران و جهان را هم با خود به همراه دارند.»
رضا خندان، همسر نسرین ستوده – همسر نسرین ستوده – جمعه 16 اسفند

درمورد اعتصاب غذای دراویش ملاحظه کنید: آغاز اعتصاب غذا و داروی 9 تن از دراویش گنابادی در اعتراض به بی‌عدالتی‌ها و حقوق نقض‌شده

همچنین برای اطلاعات بیشتر به سایت مجذوبان نور مراجعه نمایید.

نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

اسفند 1392


جمعی از فعالین در پیشنهادی دعوت کرده‌اند تا طی نامه‌ای که به حسن روحانی تقدیم خواهد شد درخواستی مبنی بر پیگیری حکم ناعادلانه‌ی 7 سال زندان برای مریم شفیعی‌پور(مطالعه کنید: «این روزهای ایران | مریم شفیع‌پور 7 سال زندان گرفت و ابایی نداشتند حتی که بگویند او را شکنجه کرده‌اند») توسط ریاست جمهوری صورت پذیرد.

درصورتی که تمایل به امضای این نامه دارید به صفحه‌ی این فراخوان در فیسبوک مراجعه نموده و نام حقیقی خود را در کامنت درج نمایید: صفحه‌ی فراخوان

امضای نامه خطاب به رئیس جمهور و درخواست رسیدگی به پروندۀ مریم شفیع پور

امضای نامه خطاب به رئیس جمهور و درخواست رسیدگی به پروندۀ مریم شفیع پور

متن فراخوان که از صفحه‌ی فراخوان استخراج گردیده است به شرح زیر است:

«جناب آقای حسن روحانی،
رئیس جمهور محترم با سلام

امیدواریم به آگاهی جنابعالی رسیده باشد، مریم شفیع پور دانشجوی زندانی محروم از تحصیل که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ دستگیر شده، نخستین دانشجویی در دولت شماست که با پرونده تدارک دیده شده از سوی وزارت اطلاعات پیشین، به دادگاه اعزام شد و نخستین دانشجویی هم هست که در دوران دولت تدبیر و امید جناب‌عالی به هفت سال حبس تعزیری محکوم شده است.

با توجه به تاکید مکرر شما بر تکریم حقوق شهروندی، ما جمعی از شهروندان ایران، نسبت به این حکم سنگین علیه یکی از فرزندان جوان روشن‌ضمیر این مرز و بوم اعتراض داریم و از شما درخواست مى كنيم با توجه به بیماری خانم مریم شفیع‌پور و یک بار بیهوشی وی در بند عمومی و نیاز مبرم به انجام درمان در خارج از زندان، به عنوان رييس قوه مجریه از اختیارات قانونى خود بهره جویید.

امضاکنندگان این نامه انتظار دارند، از آن جا که گزارش وزارت اطلاعات پیشین مبنای چنین حکم سنگینی بوده و در این باره ابهام‌های زیادی وجود دارد، جناب‌عالی، به آیت‌الله علوی وزیر محترم اطلاعات دولت تدبیر و امید ماموریت دهید تا با تعيين یک بازرس ویژه، روند دستگیری، بازجویی و برخوردهای صورت گرفته با خانم شفیع‌پور را بررسی و گزارش نهایی آن نهاد امنیتی که ملاک قاضی برای صدور چنین حکم کم‌سابقه‌ای در تاریخ محاکم سیاسی کشور است را مورد بازبینی مجدد قرار دهند.

امید می‌رود که دستور و پیگیری جنابعالی دست‌کم بخشی از ابهام ها را رفع کند و انگیزه‌ای را در دل این کشور به وجود آورد که با استعانت از راهکارهای قانونی، می‌توان حقوق شهروندان را اعاده کرد.
با سپاس و احترام و امید به توفیق دولت اعتدال

************************************

شهروندان گرامی! هم وطنان عزیز!

به دنبال صدور حکم هفت سال زندان برای خانم مریم شفیع پور، دانشجوی 27 ساله محروم از تحصیل دانشگاه بین المللی قزوین، نامه ای خطاب به رئیس جمهور حسن روحانی برای بررسی مجدد پرونده وی تدوین شده است و این متن برای جمع آوری امضا به اشتراک گذاشته می شود.

جهت امضای این نامه در فضای مجازی وحقیقی، لازم است تمامی اسامی حقیقی باشد.

از درج اسامی مستعار معذوریم. لطفا فقط در کامنت امضای شهروندان به صورت کامل نام و نام خانوادگی درج شود.

از درج نظرات یا موارد متفرقه در کامنت های مرتبط بااین پست ها خودداری شود تا جمع آوری نهایی امضاها با سرعت بیشتری انجام شود.

افرادی که پست مربوط به متن این نامه را در فیس بوک share می کنند، لطفا با مسئولیت پذیری کامل تمام امضاهای صورت گرفته را به فرد اصلی که متن را از روی فیس بوک وی شیر کردند،در بازه های زمانی 24 ساعته منتقل کنند.

هم چنین افرادی که خود در فیس بوک به طور مستقل اقدام به انتشار این نامه می کنند، در بازه های زمانی 24 ساعته، امضاهای درج شده را با همان قاعده گفته شده به ادمین صفحه امضای نامه به رئیس جمهور مسیج نمایند.

صفحه فیس بوکی امضای نامه به رئیس جمهور هم بر این اساس راه اندازی شده که افراد می توانند با اسامی واقعی در آن صفحه امضا کنند. امضاهای این نامه، به‌زودی در اختیار آقای رییس‌جمهور قرار خواهد گرفت و تدوین کنندگان نامه پیگیر مطالبه‌ی درخواستی از روحانی خواهند بود. این امر نیازمند یک همکاری جمعی است.»

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

این روزهای ایران یعنی همین روزهای ایران…

یعنی همین روزها که انگار گیرکرده‌اند و جلو نمی‌روند…

یعنی مریم‌هایی که باز به بند می‌شوند و درب‌های سهمگینِ زندان‌هایی که باز، بازمی‌شوند برای ورود، نه خروج…

اینجا، همانجاست. اینجا ایران است…

نصرالله لشنی

نصرالله لشنی

«واکنش منفی افکار عمومی به حکم هفت سال زندان مریم شفیع‌پور تا این‌لحظه در فضای مجازی چنان وسیع بوده است که اگر این واکنش به فضای واقعی منتقل شود، یکی از جدی‌ترین ضربات جامعه‌ی مدنی بر پیکر حاکمیت وارد می‌شود.

به نظر من حاکمیت از ابتدایی‌ترین تشخیص‌های امنیتی خویش نیز عاجز شده و تنها به اهرم زور مبتنی براستراتژی النصر بالرعب متوسل شده است.»
نصراله لشنی – دوشنبه 11 اسفند – 18:45

«ما: می‌نویسیم مریم شفیع‌پور هفت سال حکم گرفت. بعد نفرین می‌کنیم. چند روزی فحش می‌دهیم. بعد یادمان می‌رود. یادمان هم نرود که کاری از دست‌مان بر نمی‌آید.

مریم شفیع‌پور - صبا آذرپیک

مریم شفیع‌پور – صبا آذرپیک

آنها: بی‌دلیل مریم را می‌گیرند. ابایی ندارند که حتی بگویند برای گفتن اعتراف شکتجه‌اش کردند و آقای بازجو آن‌چنان خودکار در کمر مریم می‌کرده که سر خودکار بشکند. بعد هم قاضی صلواتی به مریم می‌گوید پرونده‌ات چیزی ندارد و این یعنی نگفته‌ای حقیقت را!!!

و مریم: هفت سال از زندگی‌اش را قرار است پشت زندان بگذراند؟

روزگاری می‌گفتیم، محال است، رهایشان می‌کنند. اما دیدیدم که دوستان مان وارد 5 سال شدند و رهایشان نکردند. این یعنی تسلیم به حکم هفت ساله‌ی مریم شفیعی پور»
صبا آذرپیک – یکشنبه 10 اسفند – 18:45

«همدردی یک روزنامه‌نگار جناح راست با حکم 7 ساله‌ی مریم شفیعی پور:

‹شاید زمان به دست غمت معتبر شود **** از پشت میله‌ها هدفت پر ثمر شود
دیدم که نُدبه می‌کنند همه یاران که نیستی **** از چشمهای تو همه دشمن پر شرر شود›

یک دوست روزنامه‌نگارم که در رسانه‌های جناح راست کار می‌کنه و شاید به‌هزار دلیل نمی‌تونست در غم ‹فیسبوکی› ما از حکم 7 ساله‌ی مریم شفیعی هم‌دردی کنه، این شعر را نوشته و ازم خواست تقدیمش کنم به مریم شفیعی پوری که امشب به معنای واقعی دوستان غریبه و آشناش در غم ظلم واردآومده بهش شریکند.»
صبا آذرپیک – دوشنبه 11 اسفند – 18:45

آرش صادقی بر مزار مادر. مادری که بقول فخرالسادات محتشمی پور «براثر حمله ی وحشیانه ی اوباش به بهانه تفتیش خانه» به شهادت رسید

آرش صادقی بر مزار مادر. مادری که بقول فخرالسادات محتشمی پور «براثر حمله ی وحشیانه ی اوباش به بهانه تفتیش خانه» به شهادت رسید

«مریم شفیع پور در بیدادگاه انقلاب به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد.

هنوز تو شوکم.

جناب بازجو ((کارشناس)) کاش سر سوزنی شرافت داشتید.

مریم گرفتار عقده‌گشایی‌هایِ شما شده.

این دختر جرمی مرتکب نشده. جرم مریم شرافته. همون چیزی که شما و همکارا و دوستانتون از اون بی‌بهره‌اید.»
آرش صادقی – یکشنبه 10 اسفند – 19:10

مهسا امر آبادی و همسرش مسعود باستانی

مهسا امر آبادی و همسرش مسعود باستانی

مهسا امرآبادی که این روزها را درحالی می‌گذراند که همسرش در زندان رجایی شهر است، می‌نویسند:

«فکر می‌کردیم حکم‌ها در تجدیدنظر می‌شکند، نشکست.

فکر می‌کردیم کسی این حکم‌ها را نمیکشد، کشیدند.

فکر می‌کردیم حکم‌ها در مرخصی تمام می‌شوند، نشد.

فکر می‌کردیم در اعیاد آزادی داریم، نداشتیم.

الان واقعاً چه امیدی به خودمان بدهیم وقتی حکم 7 سال مریم شفیع‌پور را می‌شنویم؟!»
مهسا امرآبادی – یکشنبه 10 اسفند – 19:50

ژیلا کرم‌زاد مکوندی - زمستان 92 - عکس: ژیلا کرم‌زاده مکوندی

ژیلا کرم‌زاد مکوندی – زمستان 92 – عکس: ژیلا کرم‌زاده مکوندی

«از بس که خوب حبس می‌کشیم. از بس که پر طاقتیم. از بس که صبوریم و البته فراموشکار…..

هفت سال حبس شوخی نیست.

ما فقط کامنت گذاشتیم؛ لایک زدیم؛ عکس پروفایل به روز کردیم؛ به‌خاطر رنگ، روی همدیگر ضربدر کشیدیم؛ امروز نوبت مریم بود، فردا نوبت دیگری‌ست.

ما خیلی کم گذاشتیم. این یه اعتراف……..»
ژیلا کرم‌زاده مکوندی – یکشنبه 10 اسفند – 20:45

مریم شفیع‌پور: او دانشجوی محروم از تحصیل و اخراجی رشته‌ی مهندسی کشاورزی دانشگاه بین‌المللی قزوین، فعال حقوق‌بشر، فعال دانشجویی، از اعضای کمیته‌ی زنان ستاد مهدی کروبی در انتخابات 1388 و عضو شورای دفاع از حق تحصیلی است که روزهای سختی را در راهی که در آن پای گذارده می‌گذراند.

ایشان از 5 مرداد 1392 بازداشت شد و بیش از 7 ماه رادرحالی سپری کرد که در این مدت چند جلسه‌ی بی‌نتیجه‌ی دادگاه، شکنجه و بازجویی‌های شدید و خشن را تحمل کرد تا نتیجه‌ی تمام این بلاتکلیفی‌های هفت‌ماهه که خود شکنجه‌ای مضایف بود، شود هفت سال حبس…

مریم شفیع‌پور که پنجم مرداد 1392 و پس از حضور در دادسرای شماره دو شهید مقدس زندان اوین، به دستور بازپرس این شعبه بازداشت شده بود دو ماه را در بند امنیتی 209 زندان اوین سپری کرد.

ایشان پس از آن سرانجام هشتم مهرماه به بند زنان زندان اوین منتقل شد. و پنج ماه بعد و در اسفند 1392 در شعبه‌ی 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام اجتماع و تبانی حهت اقدام علیه امنیت ملی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام عضویت در شورای دفاع از حق تحصیل به یک سال حبس تعزیری و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام نیز به یک سال حبس محکوم شد.

ایشان که اولین دانشجوی بازداشت شده پس از انتخاب شدن آقای حسن روحانی است، پیش از این حکم نیز در سال 89 از سوی دادگاه انقلاب قزوین به خاطر فعالیت‌های دانشجویی و وبلاگ‌نویسی به یک سال حبس تعلیقی به مدت 5 سال محکوم شده بود.

مریم شفیع پور

مریم شفیع پور

همچنین ملاحظه نمایید:
مهدیه گلرو به مریم شفیع پور: تو بی‌گناهی، از خود دفاع کن

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

نسرین ستوده - رضا خندان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا - عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

نسرین ستوده – رضا خندان / عکس:صبح یکشنبه 19 آبان 92 مقابل کانون وکلا – عکاس: خانم عالیه مطلب زاده

پیش از این گزارش داده بودیم(جلسه‌ی دادگاه نسرین ستوده مربوط به پروانه‌ی وکالت برگزار شد/عکس نسرین ستوده مقابل کانون) که محاکمه ی نسرین ستوده یکشنبه 19 آبان در دادگاه انتظامی وکلا صورت پذیرفت که در آن جلسه خانم ستوده برای انجام دفاعیات خود از دادگاه مهلت خواستند ودادگاه با درخواست ایشان موافقت کرد…

رضا خندان همسر نسرین ستوده مجدداً خبر داده‌اند که این دادگاه‌ها ادامه داشته و دارد:

«دادگاه نسرین یکشنبه 4 اسفند، ساعت 10 صبح در شعبه‌ی اول دادگاه انتظامی وکلا برگزار می‌شود.

محل برگزاری دادگاه: میدان آرژانتین، ابتدای خیابان زاگرس، ساختمان کانون وکلای مرکز.

این دادگاه به درخواست و اصرار دادسرای اوین، مبنی‌بر درخواست تعلیق پروانه‌ی وکالت او برای چندمین بار است که برگزار می‌شود.

ورود خبرنگاران و افراد علاقمند، به محل کانون بلامانع است.»
رضا خندان – 2 اسفند

پس از برگزاری دادگاه رضا خندان در یادداشتی کوتاه به شرحی از چگونگی برگزاری جلسه‌ی دادگاه پرداخته اند:

«امروز(4اسفند) جلسه‌ی دادگاه نسرین در شعبه یک دادگاه انتظامی وکلا با حضور دو تن از وکلای او، سرکار خانم گیتی پورفاضل و آقای عبدالصمد خرمشاهی؛ و عده‌ای از خبرنگاران و علاقمندان برگزار شد.

در ابتدای جلسه، نسرین به ابلاغ‌نشدن وقت رسیدگی به 2 تن از وکلایش(آقای عبدالفتاح سلطانی و سرکار خانم مهناز پراکند) اعتراض کرد و از دادگاه تقاضاکرد که جلسه تجدیدشده و وقت رسیدگی برای جلسه‌ی آینده، به ایشان نیز ابلاع شود که این درخواست او از سوی دادگاه مورد موافقت قرار گرفت.

آقای سلطانی با اینکه در زندان هستند اما پروانه‌ی وکالتشان هیچ مشکلی ندارد و می‌توانند در جلسات دادگاه شرکت کنند.»
رضا خندان – 4 اسفند – 16:20

نسرین ستوده - مقابل کانون وکلا - 4 اسفند 92 - عکس:رضا خندان

نسرین ستوده – مقابل کانون وکلا – 4 اسفند 92 – عکس:رضا خندان

ویرایش: نامه به یک آزاده
عکس: رضا خندان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

آنطور که پیش از گزارش داده بودیم(بخوانید: «منزل رضا خندان و نسرین ستوده در غیاب آنان، توسط افراد ناشناس غارت شد») منزل شخصی خانواده‌ی ستوده هفتم دی ماه مورد سرقتی مشکوک قرار گرفت.

این سرقت کمی پس از آن رخ داد که 22 آذر 92 در سفارت يونان ملاقاتی بین هیئتی اعزامی از سوی پارلمان اروپا و برندگان جايزه ساخاروف آزادی اندیشه‌ی سال 2012 یعنی نسرین ستوده و جعفر پناهی صورت گرفت. که اين رویداد متأسفانه با جنجالی از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات جمهوری اسلامی و خبرگزاری‌های وابسته پاسخ داده شد!

رضا خندان که پیش از این در رابطه با احتمال مشکوک بودن و غرض‌ورزانه بودن اینگونه رویدادها در شرایط کنونی نوشته بود (بخوانید: «رضا خندان: هدف سرقت‌های سیاسی علاوه بر ضرر مالی، ایجاد ترس است») این بار عدم رسیدگی مسئولین(پلیس) به این قضیه را متذکر شده و به افکار خطرناکی که ممکن است در اطراف باشد اشاره کرده اند:

رضا خندان - شنبه 7 بهمن ساعت 22:30 :  پس از نزدیک به 28 ماه در کنار هم و در غم از دست دادن مادری که با رفتن اش همه را دور هم جمع کرد. عکس:دی ماه 1391

رضا خندان – شنبه 7 بهمن ساعت 22:30 : پس از نزدیک به 28 ماه در کنار هم و در غم از دست دادن مادری که با رفتن اش همه را دور هم جمع کرد.
عکس:دی ماه 1391

«یک ماه از زمان دستبرد به خانه‌ی ما سپری می‌شود.

امروز برای چندمین بار به اداره‌ی آگاهی مراجعه کردیم. تا آنجا که بررسی کردیم هیچ‌کار تحقیقی در جهت شناسایی افرادی که با تخریب در، وارد آپارتمان شده و اقدام به سرقت کرده‌اند نشده است. هیچ اقدامی…

در عوض فهمیدیم پلیس به‌جای انجام کارهای فنی و پلیسی در جهت کشف هویت عامل یا عاملین دستبرد، کلی در مورد خود نسرین و وضعیت فکری و سیاسی و اجتماعی او بررسی کرده و اکنون خود را صاحب‌نظر در زمینه‌ی شناخت افکار و خطوط فکری او می‌داند و اظهارنظر می‌کند.

اما در مورد شناسایی عوامل ماجرا، هیچ اقدامی صورت نگرفته است. حتی بدیهیاتی مانند بررسی محتویات دوربین‌های اطراف کوچه از جمله دوربین بسیار پیشرفته و قوی که در وسط چهارراه بلوار دریا و پاک نژاد توسط نیروی انتظامی کار گذاشته شده است که با گذشت یک ماه، محتویات این دوربینها، پاک می‌شود.
و اما …

پرستو فروهر تأیید می‌کند که قبل از واقعه‌ی هولناک و قتل پدر و مادرش، دو بار خانه‌ی آنها مورد دستبرد واقع شده بود.

با توجه به ادعاهای فرماندهان پلیس در داشتن اطلاعات جامع در مورد معترضین و سرکوب اعتراضات میلیونی سال 88، اظهار عجز نیروهای آن در جهت شناسایی یک سارق به هیچ‌وجه قابل هضم نیست.»
رضا خندان – یکشنبه 6 بهمن – 12:30 بامداد

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

بهمن 1392

این خبرهای کوتاه زیباست! شبنم مددزاده به خانه بازگشت، پس از 5 سال! و پنج سال یعنی 5 سال! یعنی بی حتی یک روز دیدن این سوی میله‌ها از آن سوی میله‌ها…

اینجا همان جاست… اینجا ایران…

شبنم و فرزاد مددزاده خواهر و برادر و زندانیان سیاسی

شبنم و فرزاد مددزاده خواهر و برادر و زندانیان سیاسی

«شبنم مددزاده، زندانی سیاسی، پس از پنج سال زندان بدون مرخصی، امشب(سه شنبه 1 بهمن 92) آزاد شد.»
ژیلا بنی یعقوب – سه شنبه 1 بهمن 92 – ساعت 20

اعظم، خواهر شبنم مددزاده پیش از آمدن شبنم، متواضعانه سپاس گفته است از آنان که در این 5 سال از یاد نبرده بودند:

«با سلام و درود خدمت همه‌ی دوستان عزیز که چه در این پنج سال و چه در این اواخر حبس و حتی ثانیه‌های آخر و یا حتی بعد از آزادیی شبنم به یاد این عزیزان بودند و هستند.

خودم را در حدی نمی‌بینم که اظهار نظری در این‌باره داشته‌باشم ولی واقعاً چیزی جز سپاس‌گزاری و تشکر نمی‌توانم به زبانم بیاورم.

واقعا خوشحالم از حمایت‌های گرم و صمیمانه‌تان، حتی از کوچکترین نوشته‌های شما عزیزان.

به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی»
اعظم مددزاده – 26 دی

 شبنم مددزاده - ژیلا بنی یعقوب |عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم مددزاده – ژیلا بنی یعقوب |عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

اوست که باز نوشته است:

«امروزپس از5 سال وقتی از تونل گوهردشت می‌گذشتم… درحالی که سرمای تونل بدنم را به لرزه انداخته بود… صفحات خاطرات این 5 سال درمقابل چشمانم ورق می‌خورد…

صدای خنده‌ی کودکان مظلوم و بی‌خبر و صدای هق هق گریه های مادران…

و نگاه‌های مبهم سربازان که در سرما و گرما با نگاه‌هایشان ما را بدرقه می‌کردند…

تا اینکه نگاهم ازپشت میله‌ها به فرزاد افتاد…

 شبنم مددزاده - ژیلا کرم زاده مکوندی - نازیلا دشتی - عالیه اقدام دوست |عکس:ژیلا بنی یعقوب 4 بهمن 92

شبنم مددزاده – ژیلا کرم زاده مکوندی – نازیلا دشتی – عالیه اقدام دوست |عکس:ژیلا بنی یعقوب 4 بهمن 92

به راستی در این 5 سال چقدرتغییرکرده بود…

حرفهایش… نگاه‌هایش…

به راستی فرزاد چقدر تغییر کرده‌ای(بزرگ شده‌ای)…

امروز به عمق این حرف که می‌گویند زندان، دانشگاه است پی بردم…

ولی ای‌کاش دانشگاهی به اسم اوین، گوهردشت و… نبود…

و هیچ دانشگاهی از جنس زندان نبود… ای کاش…
.
.
.
به امید آزادی تمامی زندانیان بی‌گناه
»
خبر فوق را 29 دی ژیلا بنی‌یعقوب به نقل از اعظم مددزاده داده‌اند

 شبنم مددزاده |عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم مددزاده |عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

همچنین طبق اطلاع ما فرزاد مددزاده برادر شبنم مددزاده نیز قرار است تا آخر هفته(پنج شنبه 3 بهمن) با اتمام دوران حبس آزاد شوند که متأسفانه تا این لحظه از آزادی ایشان به بهانه‌ی پرونده ای جدید ممانعت به عمل آمده است.

آپدیت: فرزاد مددزاده سرانجام در تاریخ شنبه 5 بهمن ماه از رجایی شهر آزاد شدند:

«فرزاد مددزاده برادر شبنم هم‌اکنون بعد از 5 سال حبس از زندان رجایی‌شهر آزاد شد.»
ژیلا کرم زاده مکوندی – شنبه 5 بهمن ساعت 23:10

عاطفه نبوی - شبنم مددزاده - مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

عاطفه نبوی – شبنم مددزاده – مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

نازیلا دشتی - شبنم مددزاده - ژیلا بنی یعقوب - مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

نازیلا دشتی – شبنم مددزاده – ژیلا بنی یعقوب – مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

ژیلا کرم زاده مکوندی - شبنم مددزاده | عکس:ژیلا بنی یعقوب 4 بهمن 92

ژیلا کرم زاده مکوندی – شبنم مددزاده | عکس:ژیلا بنی یعقوب 4 بهمن 92

عاطفه نبوی - شبنم مددزاده | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

عاطفه نبوی – شبنم مددزاده | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم ممدزاده پس از آزادی در جمع هم‌بندان آن روزها | شبنم مددزاده - المیرا واضحان - عاطفه نبوی - مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم ممدزاده پس از آزادی در جمع هم‌بندان آن روزها | شبنم مددزاده – المیرا واضحان – عاطفه نبوی – مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم ممدزاده پس از آزادی در جمع هم‌بندان آن روزها | عاطفه نبوی - المیرا واضحان - شبنم مددزاده - ژیلا بنی یعقوب - مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

شبنم ممدزاده پس از آزادی در جمع هم‌بندان آن روزها | عاطفه نبوی – المیرا واضحان – شبنم مددزاده – ژیلا بنی یعقوب – مهدیه گلرو | عکس:ژیلا بنی یعقوب 2 بهمن 92

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

عکس:لوا خانجانی مقابل زندان اوین پیش از مراجعه به زندان - 4 شهریور 91

عکس:لوا خانجانی مقابل زندان اوین پیش از مراجعه به زندان – 4 شهریور 91

لوا خانجانی در خانواده‌ای پر رنج… از همان خانواده‌ها با عقاید مظلومشان است…

لوا خانجانی ابتدا 13 دی 1388 یعنی تنها چند روز پس از 6 دی 1388 (عاشورای خونین آن سال) همراه همسرش، بابک مبشر بازداشت شد.

ایشان دهم اسفند آن سال با قرار وثیقه از زندان رجایی شهر آزاد شدند تا در دادگاه انقلاب به 2 سال حبس تعزیری محکوم گردند. حکمی که در تجدیدنظر شعبه‌ی 54 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی موحد مهر تأیید خورد!

لوا خانجانی 4 شهریور 1391 پس از احضار، خود را برای گذراندن دو سال حبس تعزیری به زندان معرفی کرد و پس از آن 19 تیرماه 1392 به مرخصی آمد و پس از حدود 5 ماه، به تاریخ 10 آذر 1392 به زندان اوین بازگشت؛ و از آن تاریخ تاکنون در زندان به‌سر می‌برند.

یادداشت زیر را مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی _که او نیز این روزها در زندان رجایی‌شهر کرج روزگار سرمی‌کند_ به بهانه‌ی تولد لوا خانجانی نوشته‌اند:

«وقتی وارد بند شد با هرکسی که دست می‌داد خودش را معرفی می‌کرد: ‹سلام لوا هستم!›

همین جمله با لحن بامزه‌اش شد دست‌مایه شوخی و ادا درآوردن من تا یک سال بعد.

از همان شب نخست باهم جفت و جور شدیم. همسرش بابک(مبشر) را یک بار دیده بودم اما خودش را نه!

دختری به غایت زیبا و دلنشین که به‌خاطر عاشورای ۸۸ به دو سال زندان محکوم شده بود. پدربزرگش جمال‌الدین خانجانی از رهبران جامعه بهایی ایران که به ۲۰ سال و برادرش فؤاد خانجانی که به ۴ سال زندان محکوم شده‌اند در زندان رجایی‌شهر هستند و لوا سومین عضو خانواده بود که به زندان می‌آمد.

طبیعتاً نگران مادر و پدر و همسرش بود. نگران تنهایی‌های مادرش و دلتنگی‌های همسر و پدرش. از فردایش شروع کردیم به ورزش و شریک نگرانی‌ها و دلتنگی‌های هم شدیم. تا وقتی شیوا هم آمد و شد استاد ورزش ما. از چهره‌ی لوا همه‌چیز را می‌شد خواند. تمام احساسش در چشمانش می‌آمد و به سادگی می‌فهمیدیم که از کسی یا چیزی ناراحت است یا دلش گرفته و می‌خواهد حرف بزند. به قول براهنی سادگی روحش به پیچیدگی همه عقایدش می‌چربد.

نمی‌دانم چرا (وقتی) درباره فردی زندانی حرف می‌زنم فعل ماضی را ناخودآگاه به کار می‌برم. شاید تفاوت‌های دو دنیا باعث می‌شود کلاً زمان را در زندان متفاوت ببینم.

همیشه با هم حساب می‌کردیم که من ۴ ماه از لوا زودتر آزاد می‌شوم و مدام حساب می‌کردیم اگر او ۴ ماه زودتر به زندان می‌آمد تقریبا همزمان آزاد می‌شدیم.

آزادی هم امری عجیب است در زندان. دلت برای لحظه‌ی آزادی پَرمی‌کشد اما از آن می‌ترسی. از جدا شدن می‌ترسی. ترس از اینکه تا مدت‌ها نتوانی عزیزانت را حتی از پشت شیشه ببینی. دوستانی که مدت‌ها صبح را با هم شب کردید و داستان‌ها با هم داشتید را تا مدت‌ها نمی‌بینی و آزاردهنده است هر روز آزادی بدون آنان.

ما شروع کردیم به شمارش. یک ماه، دو ماه… پنج ماه… یک سال… از یک جایی به بعد شروع کردیم به شمارش معکوس! روزهای هفته را می‌شمردیم برای روز ملاقات و بعدازظهرهای بعد از ملاقات و رخوت پس از آن و فال حافظ که خبر از اتفاق‌های خوب در آینده‌ای نزدیک می‌داد و ما هم امیدوار می‌شدیم به تاریخ و برای آزادی برنامه می‌ریختیم.

اصلا امیدواری ما هم داستان عجیبی بود. ما امیدوار بودیم، حتی در ناامیدکننده‌ترین شرایط امید را به هم تزریق می‌کردیم. ما این قدرت را داشتیم تا در زندان هم رفاقت کنیم و امید را به همدیگر پاس بدهیم. حالا من آزادم اما امیدهای زندان در من نیست! ناامید نیستم اما ای کاش لوا بود. بهار بود؛ همه بودند تا امیدم به آینده لبریز شود.

دلتنگ لوا هستم. دلتنگ خنده‌هایش‌ و کتاب‌خوانی‌ها و حرف زدن‌ها و همه خاطراتمان. به دختری شاداب و زیبا فکر می‌کنم که تنها به‌دلیل بهایی بودن و داشتن نام خانوادگی خانجانی، دو سال از زندگی‌اش را در زندان سپری می‌کند. دختری که مانند خیلی از ما دوست دارد به سفر برود. خرید کند و زندگی را با همه انرژی و توانش ادامه دهد.

حالا روزها را در تختش می‌گذراند و لابد مانند همیشه وقتی ناراحت می‌شود یا دلش می‌گیرد پرده تختش را می‌کشد و بافتنی می‌بافد و همه پیچ‌های دنیا را یاد می‌گیرد و کتاب می‌خواند و ورزش می‌کند. اما وقتی فکر می‌کنم همه این کارها را بدون من یا شیوا انجام می‌دهد تمام دلم پُر می‌شود از حس خالی تنهایی.

لوا خانجانی - مهسا امرآبادی

لوا خانجانی – مهسا امرآبادی

تمام این‌ها را نوشتم تا بگویم دلم برای لوا و برای بهاره اندازه همه دنیا تنگ شده و خواستم به بهانه تبریک تولد لوا این دلتنگی را ثبت کنم.
تولد لوا مبارک!»
مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی – شنبه 28 دی – ساعت 23:45

ویرایش: نامه به یک آزاده

عکس: مهسا امرآبادی
——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »