Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘اکبر امینی’

خرداد 1393

اکبر امینی را آزاد کنید

اکبر امینی را آزاد کنید

«در باز می‌شود. نگاهم را رو به او می‌کنم و بعد اندکی مکث از هر دو سو. به آرامی و با خوشونتی در چشمهایش می‌گوید، آیا به هواخوری می‌روی و به آرامی می‌گویم بله.

پارچه‌ای را به دور چشمانم می‌بندم و فقط از پایین چشم بندم می‌توانم به زمین خیره شوم و به سوی حیاطی کوچک با دیوارهای بسیار بلند می‌روم و بعد از بسته‌شدن در، چشمانم را باز می‌کنم.

یکبار از اول تا انتهای حیاط را می‌روم و همین کافی است تا شرایط اطرافم را بسنجم و به بالای سرم که پنجره سلولهای انفرادی که لانه کبوترانی بود، که با غم و اندوهی بسیار به من خیره می‌شدند بنگرم و با دیدن آنها آروزی پرواز را در سرم تجسم کنم.

اندکی بعد شروع به خواندن ترانه‌ی دیوار کردم و منتظر ماندم تا صدایم کند. به آرامی صدایم می‌زند و من با بغض می‌گویم که بسیار تحت فشار برای اعتراف واهی هستم و با این شرایط شاید آنها به خواسته‌های خود برسند و من بی‌گناه در دام آنها گرفتار شوم.

می‌گفت صبور باش. خدا بزرگ است. و من وقتی به بزرگی خدا فکر می‌کردم، شاید برای اینکه آنها به اهدافشان نرسند به زندگی خود پایان می‌دادم و در جواب گفتم می‌خواهم اعتصاب غذای خشک کنم و اعتراض کنم و خود را به دست پنجه‌های گور بسپارم، و او در جواب گفت من نیز به زندگی خود پایان خواهم داد اما به گونه‌ی دیگری و امشب رگهایم را پاره خواهم کرد و خونش را تقدیم وطن.

فرصت اندک بود و با بغضی در گلو خداحافظی کردیم و بعد از آمدن نگهبان مجدد چشمهایم را بستم و به سلول انفرادی خود بازگشتم و بعد از بسته شدن در اشکهایم سرازیر شد و بارها و بارها خدا را فریاد زدم و با اندکی تفکر بیشتر شروع به اعتصاب غذای تر کردم و دراز کشیدم در مستراحی که به جرم بی‌گناهی نصیبم شده بود.

تا شب، زمان سالها طول کشید، مثل هر شب. و ناگهان فریادهای بلندی شنیده می‌شد و التهاب راهرو را کاملاً متوجه شده بودم و فریادها لحظه‌به‌لحظه بیشتر به گوش می‌رسید و همین کافی بود تا من نیز فریاد االله و اکبر سر دهم و بعد از نزدیک به یک ساعت دیگر صدایی از او نشنیدم.

با خود می‌گفتم وقتی متوجه شده‌اند که خون از رگهایش جاری شده، پس حتماً زنده خواهدبود چند سال در چند روز گذشت و در باز شد. با ماسکی بر صورت گفت تمامی وسایلت را جمع‌کن. و من (که) در انتظار آزادی بودم مجدداً با چشمانی بسته از سلولی به سلول دیگر انتقال داده شدم.

اکبر امینی را آزاد کنید

اکبر امینی را آزاد کنید

در طول مسیر سعی می‌کردم صدایی از او بشنوم و از زیر چشم بندم سعی می‌کردم به هر چیزی توجه کنم. اما نه راهرو و لیوان پلاستیکی پر از خون را. افکارم مجدداً بهم ریخت و چاره ای جز انتظار نداشتم.

هفتاد روز یعنی نزدیک به هفتاد سال گذشت و در باز شد و من را از آن ساختمان خارج کردند و من را به‌سوی درب خروج راهی می کردند.

من با بدنی نحیف و به سختی به سمت درب خروج می‌رفتم و شوق آزادی هر لحظه بیشتر در من موج می‌زد؛ اما متأسفانه با زدن انگشتی به برگه‌ای که در جلویم گذاشتن درب خروج را دور زده و به سوی بند عاشقان راهی شدم و شوق دیدن عاشقان در بند هر لحظه بیشتر در من موج می‌زد.

به درب نزدیک شدم. افسر نگهبانی که در آنجا نشسته بود غریب نبود. چندین سالی بود او را می‌شناختم. به داخل بند راهی شدم. امید داشتم او را در آنجا ببینم. در باز شد. دوستانم را در آغوش گرفتم اما او نبود. و اندوه من بسیار شد.

صد و پنج روز گذشت. در باز شد. او را دیدم. آری خودش بود. بوسه ای بر گونه‌هایش زدم و او را در آغوش گرفتم و با دستانی مواجه‌شدم که انگار رگی در آن باقی نمانده بود.

او ایستادگی کرد. او نگذاشت نااهلان به اهدافشان برسند. او تسلیم نشد. او اکنون زندان است اما می‌دانم که او چقدر آزاد است.

با تشکر
پژمان ظفرمند
»
پنجشنبه 15 خرداد 93 – 20:00

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

بهمن 1392

بخوانید. پژمان ظفرمند از آن روزها می‌گوید. از همان روزها، و از آن یاد ها…

«اکبر! ای آزاده‌خواهی راهِ تو
دل فدای جان مرگ‌آگاهِ تو
با من از الواحِ تقدیرت بگو
از بهادادن به تحقیرت بگو
لال باشی قهرمانت می‌کنند!
موج گردی قصد جانت می‌کنند
اکبر از ایثار تو شرمنده‌ام
کاش اعدامی شود پرونده‌ام»
پژمان ظفرمند – 23 بهمن

پژمان ظفرمند - زمستان 92 - عکس: پژمان ظفرمند

پژمان ظفرمند – زمستان 92 – عکس: پژمان ظفرمند

«وقتی دلت واسه خودت تنگ می‌شه تو سلول انفرادی، و باید تو کاسه‌ی فلزی توالت تو ساعتهای خاصی خودت رو ببینی، شاید با دیدن یک عکس از خودت، روحیت عوض بشه.

تو یکی از بازجویی‌ها با نشان‌دادن این عکس به من، انگار دیگه دلتنگ خودم نبودم و به لحظه‌های سختی که اکبر در حال گذراندن بود فکر می‌کردم.

خدایا تو رو به حق مرتضی علی هم، عزیزان در بندمان را آزاد بگردان.»
پژمان ظفرمند – 8 بهمن

ویرایش: نامه به یک آزاده
عکس: پژمان ظفرمند
——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

پژمان ظفرمند از اوین و اکبر امینی می‌گوید:

«بعد از انتخابات سال 92، وقتی توسط مأمورین وزارت اطلاعات دستگیر شدم(اطلاعات تکمیلی درمورد پژمان ظفرمند و اکبر امینی در پست «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر») مستقیما به بند 240 انتقال داده شدم و روزهای سختی را گذراندم؛ اما در این بین خاطرات تلخی است که هر روز و هر شب همراه من است و شاید نوشتن آن خاطرات کمی از بار سنگین سکوت از من کم‌کند.

پژمان ظفرمند خوانند و ترانه سرا - اکبر امینی قهرمان 25 بهمن 89

پژمان ظفرمند خوانند و ترانه سرا – اکبر امینی قهرمان 25 بهمن 89

وقتی برای اولین بار در بند 240 زندان اوین، به هواخوری برده شدم با تکه سنگی که در آنجا بود بر روی دیوار اسم خود را با سختی زیادی نوشتم تا شاید در آن شرایط سخت کسی اسمم را بخواند و پس از آزادی بگوید که من نیز در بند 240 زندان اوین می‌باشم.

آن روز گذشت و هفته‌ی آینده مجدد به هواخوری برده شدم و به سمت انتهای هواخوری یعنی جایی که اسمم را نوشته بودم رفتم که در کنار اسمم با اسم اکبر امینی مواجه شدم و پی بردم اکبر امینی نیز در بند 240 می‌باشد.

به پنجره‌های بالای سرم نگاهی کردم و به فکر فرو رفتم و تصمیمی گرفتم و آن تصمیم چیزی نبود جز خواندن ترانه‌ی دیوار و به امید اینکه شاید اکبر در یکی از آن سلولها باشد و صدایم را بشنود.

دقایقی بعد صدایی آمد. آری صدای اکبر بود و من را صدا می‌کرد. ناگهان از گوشه‌ی چشمانم اشک سرازیر شد. صدا کردم اکبر و به آرامی جوابم را داد. دقایقی صحبت کردیم و از شرایطمان گفتیم و به هم دیگر دلداری می‌دادیم که ناگهان متوجه شدم نگهبانان در حال آمدن هستن و صحبت را تمام کردیم.

چندین و چند بار دیگر موفق به شنیدن صدای اکبر شدم؛ اما بعد از اینکه متوجه صحبت‌کردن من و اکبر شدند دیگر خبری از اکبر نشد و دیگر صدای همدیگر را نشنیدیم تا اینکه بعد از 70 روز انفرادی به بند 350 اوین انتقال داده شدم و بعد از 48 روز اعتصاب غذا با درخواست عزیزان 350 به اعتصاب خود پایان دادم.

اما خبری از اکبر نبود تا اینکه اکبر نیز بعد از 103 روز انفرادی به بند 350 اوین انتقال داده شد و توانستم او را در آغوش بگیرم.

اکبر امینی را آزاد کنید

اکبر امینی را آزاد کنید

و در نهایت یک روز، بعد از ظهر اکبر گفت امروز تو آزاد می‌شوی و به دلم افتاده است که امروز آزادی و دقایق بعد موهایم را تراشید و بعد از دو ساعت با قرار کفالت 50 میلیون تومانی آزاد گشتم.

خدایا همه عزیزان در بندمان را آزاد بگردان.»

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1392

نظر شما را جلب می‌کنیم به پست «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر»

باوجود گذشت بیش از ۹۳ روز از بازداشت اکبر امینی از وضعیت وی اطلاعی در دست نیست و تاکنون اجازه ملاقات با بستگان خود را نیافته است.

اکبر امینی کجاست؟

اکبر امینی کجاست؟

یکی از بستگان اکبر امینی که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «اکبر تنها یک هفته پس از بازداشت موفق به تماس با منزل شد. امام پس از آن دیگر نه تماس تلفنی به وی داده شد و نه اجازه ملاقات. روز گذشته (شنبه ۱۶ شهریور ماه) که یکی از بستگان درجه یک به درب زندان اوین مراجعه کرده و تاحدود ظهر در آنجا بود، مسئولین به وی اعلام کردند که اینجا نایستید و بروید زیرا اکبر ممنوع الملاقات است.»

وی همچنین گفت: «ما از برخی منابع شنیده‌ایم که اکبر در بند ۲۰۹ اوین و در سلول انفرادی نگهداری می‌شود.»

لازم به یادآوریست، اکبر امینی در ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ با در دست داشتن نمادهای اعتراضی از جرثقیلی واقع در چهارراه قصر تهران بالا رفته که پس از چند ساعت بازداشت و به یک سال حبس تعزیری محکوم و پس از تحمل یک سال حکم خود از زندان آزاد شده بود. وی پس از آزادی بار‌ها توسط نیروهای امنیتی بازداشت و احضار شده است.

بتازگی نیز طی احضاریه‌ای از دادگاه انقلاب حکم ۵ سال محکومیت اکبر امینی در دادگاه تجدیدنظر استان به تایید رسیده و به همین دلیل حکم ۱ سال حبس تعلیقی وی نیز به اجرا گذارده خواهد شد.

گفتنی است، اکبر امینی آخرین بار شب ۱۷ خرداد ماه در منزل مسکونی خود بازداشت

93 Days Since Arrest, Political Prisoner Akbar Amini Still Banned From Visits And Phone Calls

After 93 days since the arrest of activist Akbar Amini, his status is unknown and his family has not been permitted to visit him in prison.

A family member of Akbar Amini, who wished to remain anonymous, told HRANA that, “During this period, Akbar was permitted to phone his family only one rime a week after his arrest. Since then no visit or phone calls have been permitted.

Yesterday (Saturday September 6) a family member went to Evin attempting to visit him. He stayed there until about noon time, but was told not to wait because Akbar is not permitted visitors.”

He also said, “We have heard that Akbar is in solitary confinement in Ward 209.”

On February 14 2011, after the now detained Green leaders had called for a mass protest, Amini protested by climbing atop a crane in Tehran holding Green Movement symbols. He was arrested after a few hours and taken to Evin prison. Later he was tried and sentenced to one year imprisonment. He was released after completion of that one year term. After that release, he was arrested and summoned several times more prior to this latest arrest.

Recently Amini received a summons from the Revolutionary Court informing him his 5 years imprisonment sentence (stemming from his arrest at the Writers Association meeting) had been upheld by the Appeals Court causing his 1 year suspended sentence issued previously to also be enforced.

Akbar Amini’s last arrest was on June 7, 2013 in a raid of his home.

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1392

پیمان عارف، فعال سیاسی در پیامی که در فیسبوک خود منتشر کرده است نگرانی خود را نسبت به وضع موجود برای اکبر امینی ابراز نموده و به لزوم اطلاع‌رسانی قوی درباره‌ی ایشان تأکید کرده اند تا مبادا وضعیتی مشابه با آنچه امروز برای آرش صادقی پیش آمده است دوباره تکرار شود. آرشی که تنها درباره اش می‌توان گفت: «آرش صادقی کجاست؟». ایشان نوشته اند:

اکبر امینی - پیمان عارف - قاسم شعله سعدی

اکبر امینی – پیمان عارف – قاسم شعله سعدی

«اکبر امینی شهروند متعرض سیاسی است که از سال 88 به نحوی مستمر مطالبات دموکراسی‌خواهانه‌ی جنبش سبز را پیگیری نموده است.

اکبر که در مقطع انتخابات(92) ابتدا از دکتر قاسم شعله سعدی و سپس از دکتر حسن روحانی حمایت می‌کرد، از بیش از هفتاد روز پیش(از 17 خرداد) درحالی در بازداشت به‌سر می‌برد که تاکنون هیچگونه ملاقات یا تماس تلفنی و ارتباطی با خانواده‌اش نداشته است.

بدین‌جهت گمان می‌رود که این فعال جنبش 25 بهمن 89 تحت فشار شدید بازجویان قرار داشته باشد.

من به نوبه‌ی خود ضمن تقدیر از کوششهای دموکراسی‌خواهانه اکبر امینی ارمکی، آزادی بلاقید او را خواستارم و از دوستان نیز تمنا دارم با حساس نمودن افکار عمومی نسبت به وضعیت او مانع از شکلگیری شرایطی چون آرش صادقی برای او گردند!»
پیمان عارف – پنجشنبه 7 شهریور ماه – 23:15

همچنین در این رابطه توجه شما را جلب می‌کنیم به پست «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر»

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1392

نامه ای به یک آزاده: روزهایی که گاه در سکوت می‌گذرند نمایشگر فجایع فجیع انسانی در پس پرده‌ی خویش اند!

پژمان ظفرمند همان خواننده‌ی مردمی ایران ماست. پژمان ظفرمند همان است که به گفته‌ی پدرش از زمان دستگیری‌اش تاکنون چهل و پنج روز را در اعتصاب غذا به سر برده است. پژمان ظفرمند هم اوست که برای یک تغییر و برای یک حضور فعالیت می‌کرد.

اکبر امینی یک شهروند ایرانی نگران خاکش، اکبر امینی همان قهرمانی است که بهمن ماه 1392 خبر حضور جانانه‌اش ما را به شوق واداشت. همان که با نمادهای صلح خود را به بلندترین جایی که می‌توانست رساند تا حتی سنگین‌ترین گوش‌ها هم صدای سکوت او را، شرمسارانه بشنوند.

احمد عسگری همان است که… احمد عسگری کیست؟! نمی‌دانیم! شاید باید مقابل اسمش سکوت کرد و تنها گفت: او یک ایرانی، و روزنامه‌نگاری گم‌نام است…

حقایق بزرگی هست که انکار ناپذیرند، اگر بسیاری آسیب‌دیده‌ی انتخابات 88 شدند و هنوز تاوان آن حضور را می‌دهند عده‌ای نیز چون پژمان ظفرمند و اکبر امینی نه تنها آسیب 88 را بلکه اکنون تاوان حضور 92 را نیز می‌دهند…

در انتخابات سال 1392 همان‌دم که ما مردم در کوچه و خیابان‌ها در فریادِ نَه‌ای بزرگ به استبداد پایکوبی می‌کردیم در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر عده‌ ای دستگیر و عده‌ای به غیر انسانی‌ترین وجه دزدیده شدند. عده‌ای بی‌نام که هرگز صحبتی از آنان نخواهیم شنید و عده‌ای بی‌نامِ کمی نام‌آشناتر مانند ظفرمندها و امینی‌ها که شاید وخامت حال آنان باد ِ بی‌غیرت را مجبور سازد تا خبری از آنان در کوچه‌های شهر وزیدن گیرد…

پژمان ظفرمند کجاست؟

پژمان ظفرمند کجاست؟

پژمان ظفرمند: ایشان که اولین بار در سال‌های ۸۸ و سپس در سال ۸۹ به اتهام شرکت در تظاهرات بازداشت شده بودند، پس از حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها به جلسه‌ی نهم دی ماه 1391 سرای اهل قلم مجدداً بازداشت و پس از یک ماه آزاد شدند.

این ترانه‌خوان مردمی ایران و فعال حقوق بشر در کشاکش فشارهای وارده بر اعضا و شرکت‌کنندگان جلسات سرای اهل قلم طی احضاریه‌ای به شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی برای روز 26 فروردین ماه 1392 احضار و مورد محاکمه واقع شد و سرانجام در پی احضاری تلفنی به شعیه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حکمی به شرح زیر به وی ابلاغ گردید، حکمی که از سرنوشت آن پس از تجدیدنظرخواهی اطلاعی در دست نیست:

۳ سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیتهای رسانه ای و مجازی.

پژمان ظفرمند که در انتخابات 1392 ابتدا در ستاد آقای دکتر عارف و پس از کناره‌گیری ایشان در ستاد آقای حسن روحانی فعالیت می‌کردند دو روز پس از انتخابات 24 خرداد ماه 1392 بازداشت شدند و تا اکنون در انفرادی تحت فشارهای شدید برای اعترافات واهی علیه خود قرار دارند.

تنها زمانی خبری از ایشان و موقعیت مکانی نگهداری‌اش رسید که وی موفق شد هنگام انتقال از بند امنیتی 209 به 240 (هر دو مربوط به وزارت اطلاعات) در زندان اوین طی تماسی با پدرشان از حال خویش خبر دهند. علاوه بر دو تماس تلفنی بسیار کوتاه وی با خانواده سرانجام حسن ظفرمند پدر ایشان موفق شد تا 30 مرداد ماه ملاقاتی هشت دقیقه‌ای با ایشان داشته باشد. در این تماس است که پژمان ظفرمند خبر از اعتصاب غذا می‌دهند. پدر ایشان در این باره گفته اند:

«حالش خیلی بد بود رنگ و رو پریده و اصلا توان حرف زدن نداشت. داغون داغون بود. خودش می‌گفت ۴۵ روز است که اعتصاب غذا کرده و دست‌هایش حس ندارد و به سختی هم می‌توانست حرکت دهد. فقط این را گفت که بهش گفته‌اند که بیاید اعتراف تلویزیونی کند. پژمان هم جواب داده که کاری نکرده که بخواهد اعتراف کند و در یک انتخابات قانونی شرکت کرده…»

سرانجام پس از این فشارها و بی‌خبری ها پژمان ظفرمند ششم شهریور ماه پس از نزدیک 70 روز انفرادی در بندهای 240 و 350 زندان اوین به بند 350 منتقل شدند.

اکبر امینی کجاست؟

اکبر امینی کجاست؟

اکبر امینی: اکبر امینی قهرمان ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ است که در حرکتی اعتراضی و نمادین با در دست داشتن نشان‌هایی از جنبش سبز مردمی ایران از جرثقیلی در نزدیکی چهارراه قصر تهران بالا رفت. او که پس از چندین ساعت فعالیت نیروهای ویژه‌ی امنیتی بازداشت شد به یک سال حبس تعزیری محکوم گردید و پس از تحمل آن از زندان آزاد شد. وی جدای از فشارهای و شکنجه‌های پس از بازداشت پس از آزادی نیز بار‌ها توسط نیروهای امنیتی بازداشت و احضار شده است.

اکبر امینی پس از آن نهم دی ماه 1391 در حمله‌ای که توسط نیروهای لباس‌شخصی به جلسه‌ی سرای اهل قلم صورت گرفت همراه با مهدی خزعلی، پژمان ظفرمند و نزدیک 70 تن دیگر بازداشت شد. او پس از روزها انفرادی به شعب 15 دادگاه انقلاب (به ریاست قاضی صلواتی) احضار شد تا در روز سه شنبه 27 فروردین ماه 1392 محاکمه شوند. سر انجام در پی احضار تلفنی او به شعیه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حکمی به شرح زیر به او ابلاغ گردید:

چهار سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور – یک سال حبس تعزیری به اتهام تبلیغ علیه نظام و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب ، گروها و فعالیتهای رسانه‌ای و فضای مجازی. لازم به ذکر است که اکبر امینی دارای یک سال حبس تعلیقی نیز بوده است.

اکبر امینی که در انتخابات سال 1392 در ستادهای انتخاباتی فعالیت می‌کردند یک هفته مانده به انتخابات 1392 یعنی 17 خرداد ماه پس از یورش نیروهای امنیتی به منزل وی و ضبط برخی وسایل شخصی و خانوادگی بازداشت شد. و تا کنون هیچگونه اطلاعاتی از او در دسترس نیست جزآنکه ایشان در انفرادی بند امنیتی 209 اوین تحت نظارت وزارت اطلاعات محبوس اند؛ و از هرگونه ملاقات و تماس تلفنی منع شده و به شدت تحت شکنجه برای اعترافات واهی علیه خود می‌باشند. در همین زمان‌های بی‌خبری از ایشان است که طبق گزارشات موجود احضاریه‌ای به منزل ایشان آمده که حکم ۵ سال محکومیت وی و به جریان افتادن یک ماه حبس تعلیقی ایشان در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده و ایشان باید خود را جهت اجرای ۶ سال محکومیت به زندان اوین معرفی نماید! درحالی که در بند امنیتی همان زندان به‌سر می‌برند!

احمد عسگری کجاست؟

احمد عسگری کجاست؟

احمد عسگری: احمد عسگری روزنامه نگار، فعال دانشجویی و از دانشجویان دانشگاه تهران مرکز بازداشت شد.

احمد عسگری روزنامه‌نگار، فعال دانشجویی و از دانشجویان رشته روابط بین الملل دانشکده علوم سیاسی تهران مرکز است که اولین بار در سال 1388 بازداشت شد و پس از سه ماه با قرار وثیقه آزاد گردید.

ایشان در روز انتخابات 1392 (24خرداد) وقتی درحال عکس‌برداری از حوزه‌های انتخابات بود برای بار دوم دستگیر شد و پس از چند ساعت بعد از ضبط دوربین و گوشی آزاد شد. اما یک هفته بعد یعنی شب پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ماه بود که وقتی برای پیگیری وضعیت یکی از فعالین دانشجویی زندانی به نام محسن رحمانی(که در مراسم سخنرانی حسن روحانی در جماران بازداشت شده بود) برای ملاقات با برادر وی به پارک فدک تهران رفته بود توسط نیروهای امنیتی به شکلی غیرانسانی بازداشت می‌شود. آنان پس از انتقال وی و یورش به منزل، به تفتیش و ضبط وسایل شخصی پرداخته و سپس ایشان را به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از وضع ایشان در دست نیست. تنها آنکه به گفته‌ی نزدیکان وی او در بند امنیتی 209 زندان اوین در سلول انفرادی به سر می‌برد.
با توجه به شرایط موجود درمورد ایشان و سابقه‌ی حاکمیت در مواردی این‌چنینی، احتمال پرونده‌سازی‌هایی مانند ارتباط با سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق و یا جاسوسی برای ایشان و درنتیجه صدور احکام بسیار سنگین و خطرناک نگرانی‌ها را درمورد وی افزایش داده است.

لازم به ذکر است ایشان به بیماری صرع و سردردهای حاد مبتلا بوده و دارو مصرف می‌کند. تلاش خانواده‌ی ایشان برای کسب اطلاع از وضعیت سلامتی وی به نتیجه‌ای نرسیده است و این گفته‌ی وی پیش از دستگیری‌اش که درصورت بازداشت اعتصاب غذا خواهدکرد به شدت نگرانی‌ها را افزون کرده است.

محسن رحمانی فعال مدنی

محسن رحمانی فعال مدنی

محسن رحمانی: محسن رحمانی، فعال دانشجویی و مدنی و دانشجوی رشته آی تی است. در میتینگ انتخاباتی حسن روحانی که شنبه 11 خرداد ماه در جماران برگزار شد مردمی با ابراز مطالبات جنبش سبز و نام‌بردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی برخی خواسته‌هاشان از انتخابات را ابراز کردند؛ این جلسه نهایتاً با دخالت و یورش نیروهای امنیتی و دستگیری برخی شرکت‌کنندگان پایان یافت. دستگیرشدگان به تدریج به قید وثیقه آزاد شدند، اما محسن رحمانی از جمله کسانی بود که در وضعی نامشخص نزد نیروهای امنیتی تحت فشارهای روحی و جسمی بسیار شدید نگهداری شد.
محسن رحمانی ابتدا در بند 209 (وزارت اطلاعات) زندان اوین تحت بازجویی‌های بسیار قرار گرفت و بارها از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم شدید واقع شد؛ به‌طوری که آثار ضرب وشتم و جرح بر روی بدن او به‌قدری نمایان بود که مقامات بند 209 به رغم تبدیل قرار بازداشت وی به وثیقه، از آزادی‌اش ممانعت می‌کردند.
سرانجام محسن رحمانی اواخر تیر ماه از بند امنیتی 240 زندان اوین آزاد شد.

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مرداد 1392

پدر پژمان ظفرمند از تماس فرزندش خبر داد که همچنان در انفرادی بند 240 به سر می برد و تحت فشارهای روحی برای گرفتن اعتراف قرار دارد. تاکنون به خانواده اجازه ملاقات داده نشده است و تنها در این مدت دوبار تماس تلفنی داشته است. به گفته پدر ظفرمند، پژمان در تماس اخیر خود از حال روحی مناسبی برخوردار نبوده و از فشارهای وارده در زندان و بازجویی ها به شدت عصبی بوده است. این فشارها برای گرفتن اعترافات واهیست.

محمدباقر مرادی - پژمان ظفرمند - اکبر امینی - محسن قشقایی - محمد پارسی

محمدباقر مرادی – پژمان ظفرمند – اکبر امینی – محسن قشقایی – محمد پارسی

به گزارش جرس، اکبر امینی نیز در همین وضعیت قرار دارد. امینی چند روز قبل از انتخابات و پژمان ظفرمند چند روز بعد از انتخابات بازداشت شدند.

امینی همچنان در انفرادی بسر می برد و بنا به گزارش های رسیده، اتهام وارده بر امینی و ظفرمند مشترک است و هدف بازجویان تنها گرفتن اعتراف برای ارتباط با بیگانگان و اتهامات واهی دیگرمی باشد. در صورتی که به گواه خانواده و دوستان، در ایام انتخابات صرفا در ستادهای انتخاباتی فعال بوده اند.

پژمان ظفرمند در طول تبلیغات انتخاباتی در ستاد دکتر عارف در شرق تهران فعالیت می کرد که پس از انصراف عارف، در ستاد روحانی فعال بود. پیش ازاین نیز پژمان ظفرمند در سرای اهل قلم بازداشت شده بود که پس از یک ماه بازداشت آزاد شد و در شعبه 15 توسط قاضی صلواتی به سه سال حبس محکوم گردید. اکبر امینی نیز در شعبه 15 توسط صلواتی به اتهام شرکت در جلسات سرای اهل قلم به پنج سال زندان محکوم گردید(در این رابطه ملاحظه کنید: « گزارشی از وضعیت اعضای سرای اهل قلم»)

بر اساس گزارش ها، نیمه شب ماموران امنیتی چند روز بعد از انتخابات، با یورش و شکستن درب ورودی منزل آقای امینی، وی را بازداشت و به همراه خود می برند. همچنین در مورد ظفرمند، چند روز اول هیچ کس از وضعیت وی خبر نداشت که پس از تماس از زندان اوین، خانواده از بازداشت او مطلع می شوند.

Intensified Pressure On Political Prisoners Pezhman Zafarmand And Akbar Amini To Force Confessions
Father of political prisoner Pezhman Zafarmand said his son contacted the family. He is still in solitary confinement at Ward 240 of Evin prison and is under psychological pressure to extract a false confession. Zafarmand has not been permitted a family visit yet and has only had two phone contacts since his arrest.

According to Zafarmand’s father, in his latest phone conversation, Pezhman was not in a good mental state and was extremely agitated. These intensified pressures are to extract false confessions.

According to Jaras, Akbar Amini is also facing the same situation. Amini was arrested a few days prior to the recent presidential election and Zafarmand was arrested few days after the election.

Amini also continues to be incarcerated in solitary confinement. According to received reports, both Amini and Zafarmand face the same charges and the purpose of the interrogations is to obtain false confessions of contact with hostile foreigners and other false charges. But according to family and friends both Zafarmand and Amini’s activities were limited to the presidential campaign activities.

Pezhman Zafarmand was an activist at Mohamad Reza Aref’s presidential campaign headquarters in East Tehran prior to Aref’s withdrawal from the race. After that, he became an activist in Hassan Rohani’s campaign.

Zafarmand was previously arrested during a raid on the Pen Society meeting, and was released after a one month detention. He was tried and sentenced in Branch 15 of the Revolutionary Court presided by Judge Salavati, and was given a 3 year imprisonment sentence.

Akbar Amini, also arrested during the raid on the Pen Society, was sentenced by Branch 15 of the Revolutionary Court to 5 years imprisonment.

A few days after the presidential election, Amini was re-arrested in a middle of the night raid when the agents broke down the front door and entered his home.

The family of Pezhman Zafarmand did not have any news on his status or detention location for days after his arrest until he was finally permitted to call them from Evin prison.

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »