Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘گزارش’ Category

فروردین 1393

پس از آنکه 18 بهمن 92 گروهک جیش العدل پنج تن از سربازان ایران در مرز ایران-پاکستان را گروگان گرفته بود بود کمپینی با عنوان «سربازان ایران را آزاد کنید» با نماد FreeIranianSoldiers# به‌شکلی کاملاً خودجوش شکل گرفت.

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید

چند روز پس از این شکلگیری بود که جیش العدل اعلام کرد حاضر به مبادله‌ی سربازان با شرایطی خاص خواهد بود که درعوض آن جمهوری اسلامی باید 50 عضو زندانی این گروه، 200 نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین 50 نفر از زنان سنی را که به گفته‌ی جیش العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند را آزاد کند.

کمپین ادامه یافت و انواع و اقسام اخباری که مشخص نبود از کجا و با چه سمت و سویی منتشر می‌گردند، فضا را درهم می‌ریخت. برای نمونه خبر آزادی سربازان ایران در رسانه‌های وابسته به حکومت ایران منتشر گردید که در نهایت مشخص شد هیچیک حقیقت نداشته است!

در نهایت کار به‌جایی رسید که جیش العدل با اعلامی که از طریق توییتر رسمی خود داشت گفت که قصد دارد تا یکی از سربازان ایران را اعدام نماید. چندین روز پس از این اعلام، جیش العدل بار دیگر خبری منتشر کرد. خبری مبنی بر آنکه جمشید دانایی فر تنها درجه دار میان سربازان توسط جیش العدل به شهادت رسیده است. خبری که در ساعات اولیه توسط مسئولین تکذیب شد و در نهایت تأیید گردید!

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers - جمشید دانایی فر به شهادت رسید

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers – جمشید دانایی فر به شهادت رسید

پس از آن جمعی از فعالان و کنشگران جامعه مدنی ایران و فعالان انجمن اسلامی سابق دانشگاه علوم و تحقیقات تهران اعلام کردند که در اعتراض به گروگانگیری و شهادت مرزبان ایرانی و نقش دولت پاکستان و سازمان اطلاعات این کشور که طی سال های گذشته در ناامن کردن منطقه و حمایت پشت پرده از گروههای تروریستی نقش جدی داشته است با در دست داشتن تصاویر مرزبانان ایرانی در مقابل سفارت خانه‌های این کشور در تهران و دیگر کشورها تجمع خواهند کرد.

زمان و مکان این تجمع مدنی در ایران روز پنج شنبه 7 فروردین ساعت 3 بعد از ظهر در محل سفارت پاکستان، واقع در تهران، خیابان فاطمی غربی، نبش اعتمادزاده، اعلام گردید.

جو پادگانی اطراف سفارت پاکستان که با حضور نیروهای یگان ویژه و ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها که تمام شرق و غرب تقاطع کارگر و فاطمی را در برگرفته بود به معنی آن بود که اجازه‌ی برگزاری هیچ تجمعی داده نخواهد شد. و متأسفانه برخورد شدید و دستگیری‌هایی نیز مقابل سفارت پاکستان شکل گرفت تا گویای این شدت عمل باشد.

حال بخوانید روایت دختر میرحسین را از این روز. فقط بگوییم 7 فروردین، 1138 امین روزی بود که زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در زندان به‌سر می‌برند:

«برحسب اتفاق بود یا هواخوری. هرچه که بود سر از نزدیکی سفارت پاکستان درآوردم…

حدود ساعت سه بعد از ظهر بود و جمعیت اندک اندک اضافه میشد… نیروی انتظامی و ون‌های گشت و پلیس راهنمایی‌رانندگی و پلیس‌هایی با لباس سبز تیره و باتوم و سپر شیشه‌ای (اولین بار این جنس پلیس‌ها را سال 1378 در محدوده‌ی انقلاب رویت کردم و به کرات در سال 1388 و 1389 دیدم و البته هنوز نمی‌دانم یگان ویژه اند یا سپاه یا نیروی انتظامی!)

تعدادی… نه خیلی زیاد در خیابان فاطمی و کارگر پراکنده بودند.

البته پلیس‌های مزبور از فردی با لباس سفید که روی شلوار انداخته بود و شلوار مدل بسیجی وار پوشیده بود دستور می‌گرفتند و ایشان به آنها امر و نهی می‌کرد.

خلاصه، در گیر و دار نارضایتی تجمع‌کنندگان و زمزمه‌های دستگیری دو-سه نفر متوجه شدم که چرخ عقب ماشینم که مدتی گوشه‌ی خیابان فاطمی پارک بوده، پنچر شده است و البته من هم چرخ زاپاس همراهم نداشتم چراکه….

در یک ماه اخیر این چهارمین بار بود که چرخ ماشینم پنچر می‌شد و البته شایان ذکر است که در سه دفعه‌ی پیش چرخ‌ها با چاقو پاره شده بودند و خوب دیگر قابل استفاده هم نبودند…

یکی از تجمع کنندگان خوب… متوجه سردرگمی و البته پنچری چرخ ماشین من شد و به کمک بنده شتافت…

از آنجایی که چرخ زاپاس همراه نداشتم و هیچ پنچرگیری هم آن اطراف نبود ایشان زاپاس ماشینشان را سخاوت‌مندانه به من قرض دادند و خودشان هم چرخ ماشینم را تعویض کردند و البته قرار شد در عرض همین یکی دو روز تماس بگیرم و چرخ زاپاس این تجمع‌کننده‌ی خوب را پس بدهم.

القصه… درهمان زمان ناراحتی من از دیدن چرخ پنچر شده، یکی از برادران لباس‌شخصی‌پوش با جسارت و اعتماد به نفس و مچ‌گیری از من و ماشینم و برادر عزیزی که لطف کرده و می‌خواست به کمک من بیاید هم عکس گرفت…

ظاهرا از بقیه‌ی ماشین‌های پارک شده‌ی گوشه خیابان فاطمی هم عکس می‌گرفت… حالا این عکس برود که بایگانی شود کنار بقیه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از من و خانواده‌ام در این چند سال گرفته اند…

از عکس ما در راهپیمایی سکوت گرفته که در بازجویی‌ها رو به روی همسر سابقم گذاشته بودند… تا عکس‌ها و فیلم‌هایی که در حالت عزاداری ما به وقت از دنیا رفتن پدر بزرگ پدری و مادریم گرفته شد…

به هر حال برادرها آلبوم عکس مفصلی از ما تهیه کرده‌اند.

پی نوشت: عکس های خانوادگی ما که در کامپیوتر شخصیمان بود و غارت کردند و پس هم ندادند را از قلم انداختمو»
دختر میرحسین موسوی – پنجشنبه 7 اسفند – ساعت 17

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Advertisements

Read Full Post »

اسفند 1392

برای کسب اطلاعات تکمیلی در رابطه با تجمع 17 اسفند ماه لطفا ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»

طرح جدید مجذوبان نور از ضرب وشتم دیروز دراویش توسط نیروهای به ظاهر انتظامی

طرح جدید مجذوبان نور از ضرب وشتم دیروز دراویش توسط نیروهای به ظاهر انتظامی

دروغ به وعده‌ی خود عمل نکرد و انسانیت ایستاد….


در پی تشدید حملات سایبری در ادامه‌ی حملات فیزیکی صورت‌گرفته با باتوم و وسایل ضدشورش، وب‌سابت مجذوبان نور که به پوشش گسترده‌ی تجمع 17 اسفند می‌پرداخت، به‌شدت و بیش از 17 اسفند تحت حملات گسترده‌ی ناشی از منابع نامحدود حکومتی از کار افتاده است. با این وجود ما همچون گذشته به ارائه‌ی اخبار خواهیم پرداخت و همچنین می‌توانید در زمان آفلاین بودن وب‌سایت مجذوبان نور اخبار را از فیسبوک مجذوبان نور نیز دنبال نمایید.

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری

با توجه به آنچه خانواده‌ی زندانیان سیاسی و دراویش همراه گفته بودند درصورت خلف وعده‌ی مسئولین مبنی بر رسیدگی به خواسته‌های به‌حق آنان، این آزادگان هرچند بار که لازم باشد دست به تجمع خواهند زد.

این آزادگان درحالی این قرار را گذاشته بودند که نیروهای امنیتی در 17 اسفند ماه از هیچ نوع سرکوبی کوتاهی نکرده بودند! طبق قرار این آزادگان درصورت خلف وعده‌ی مسئولینی که قول داده بودند تا ساعت 9 صبح 18 اسفند به وضع دراویش زندانی و تبعیدی رسیدگی کنند، آنها در ساعت 10 صبح آن روز مجدداً تجمع خود را از سر خواهند گرفت.

اما متأسفانه در روز 18 اسفند خیابانهای اطراف و ورودی‌های منتهی به دادستانی تهران شدیداً امنیتی گردیده و نیروها و ماشین‌های ضدشورش اطراف دادستانی تهران مستقر شده‌اند.

18 Esfand - Daravish - Political Prisoners

همچنین در این روز خبرهای رسیده حاکی از شدت عمل نیروهای امنیتی در سرکوب دراویش گنابادی بسیار شدید گزارش می‌گردد.

برای نمونه نیروهای امنیتی با باتوم به جمعیت زنان درویش مقابل دادستانی یورش برده و با ارعاب و خشونت آنان را سوار ون‌های انتظامی می‌کنند و به نقاط نامعلوم می‌برند.

درمورد دستگیری‌ها می‌توان به دستگیری نزدیک به 50 نفر از آقایان درویش در اجتماعی مقابل ورودی بازار تهران اشاره کرد. زنان درویش نیز به ضرب باتوم سوار ون‌های انتظامی گردیده و به سوی اوین برده‌شده‌اند.

گزارش‌های رسیده از مقابل دادستانی نیز حاکی از آن است که 20 درویش نیز آنجا بازداشت شده و با دستبند داخل ون‌های انتظامی به سوی اوین منتقل شده‌اند.

از مجروحان و بازداشت‌شدگان می‌توان به برخی از خانواده‌ی دراویش زندانی به شرح زیر اشاره کرد:
شهرزاد زاهدانی / سمیه اعلایی / فهیمه مرادی / شکوفه یداللهی / مهروش نوری / سمیه اعلایی / بهزاد نوری / صالح مرادی / زرین تاج / راضیه یداللهی / رابعه نوری / آزاده نوری / خانم مرادی / سپیده مرادی / خانم اعلایی / پریسا اسلامی / فرزانه نوری / شیما انتصاری / جمیله شهبازیان

زنان و مردانی که قصد تشکیل اجتماع دوباره مقابل دادستانی را داشته‌اند توسط نیروهای امنیتی مورد حملات مختلف قرار گرفته‌اند که منجر به دستگیری‌های گسترده‌ای شده است. تا جایی‌که تعداد بازداشت‌شدگان تا 250 نفر رسیده است. (اسامی 173 نفر از بازداشت‌شدگان)

همچنین تعداد بسیار زیادی در اثز ضرب و شتم نیروهای سرکوب آسیب دیده و مجروح شده اند که برای نمونه به اسامی برخی از بانوان جراحت‌دیده در حملات نیروهای سرکوب اشاره‌می‌کنیم:

– پریسا اسلامی خواهر امیراسلامی از دراویش در اعتصاب غذا از ناحیه‌ی دندان دچار شکستگی شده‌اند.
– خانم اعلایی از ناحیه‌ی سر و صورت دچار آسیب و خونریزی شده‌اند.
– خانم منظر ملک محمدی از ناحیه‌ی دست دچار آسیب شدید شده‌اند.
– خانم نازیلا نوری و خانم سپیده مرادی (دختر حمیدرضا مرادی درویش در اعتصاب غذا) از ناحیه سر و صورت دچار آسیب و خونریزی شده‌اند.

لازم به ذکر است که این بانوان بدون اینکه تحت اقدامات درمانی و رسیدگی پزشکی اولیه قرارگیرند در زندان اوین بازداشت شده‌اند.

همچنین سه دختربچه یک سال و نیمه، هفت ساله و یازده ساله به نام‌های سبیکه میرسلیمی، عاطفه و عطیه احمدی درمیان زنان درویش بازداشت شده قرارددارند، که مادران آنها به‌دلیل حضور در تجمع بازداشت شده و به اوین منتقل شده‌اند.

گزارش: نامه به یک آزاده
درحال تکمیل…

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

نامه به یک آزاده: متأسفانه زندانیان بیمار در زندان‌های ایران بسیارند. زندانیان سیاسی نیز که همیشه برخلاف قانون از حقوق زندانیان عادی نیز بی‌بهره بوده اند در وقت بیماری بیش از پیش آسیب‌پذیر و درخطر قرار می‌گیرند.

این مسائل باعث می‌شود که همیشه اعتراض‌هایی از سوی همراهان آنان در داخل زندان و یا خارج از زندان صورت گیرد. برای نمونه اعتصاب غذای چهار تن از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین(عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی و سعید مدنی) در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به بیماران زندانی و عدم انتقال آنان به مراکز درمانی مناسب که از روز شنبه 11 آبان 92 تا عصر روز یکشنبه(19 آبان) صورت گرفته بود، که گرچه با موفقیت آنان همراه بود اما آنطور که عبدالفتاح سلطانی در پایان اعتصاب غذا اعلام کرده بود(عبدالفتاح سلطانی: زندانیان بستری را فراموش نکنید/اعزام برخی از زندانیان بیمار به بیمارستان در نتیجه‌ی اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی)، باید به فکر زندانیان بیمار بود تا این مسائل تکرار نگردد. (اطلاعات تکمیلی را مطالعه کنید در پست: «گزارشی از اعتصاب‌غذاکنندگانِ حامیان زندانیان بیمار،از ابتدا تا آخرین وضعیت»)

اما ظلم ادامه داشت، و مسائل وخیم‌تر گردید. اگر زندانی سیاسی باشی و بیمار نیز باشی؛ و اگر پیشه‌ات درویشی هم باشد دیگر از این ظلم ضخیم، از این ظلم چندگانه چه چاره داری؟

چاره را اما آنان به ما آموختند. و گفتند مانند ما باید ایستاد!

آری آنان که در این راه ایستادند به گفته‌ی رضا خندان نه‌تنها فشار و زندان از راه خارج‌شان نساخت که هیچ، مستحکم تر نیز شدند. ایستادند و باز گفتند حتی از غذای شما نمی‌خوریم:

یازده اسفند ماه بود که نه تن از زندانیان سیاسی یعنی افشین کرم پور، امیر اسلامی، حمیدرضا مرادی، کسری نوری، مصطفی عبدی، مصطفی دانشجو، امید بهروزی، فرشید یدالهی، رضا انتصاری که همگی از دراویش گنابادی محبوس و اکثر آنان نیز از بیماران و دارای حالی بودند که باید تحت مراقبت‌های درمانی تخصصی قرار داشتند، راهی را جز اعتصاب غذا نیافتند.()

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری

پس از آن بود که کمپینی(کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با 9 درویش زندانی در اعتصاب غذا) در حمایت از آنان تشکیل شد، کمپینی که از دراویش و یا همراهان این راه می‌خواست تا با اعتصاب غذا با این عزیزان در بند همراه شوند و اعتراض بزرگ خود را اینگونه اعلام نمایند. چند هزار تن از دراویش ایران و جهان همراهی خود را در این حرکت بزرگ اعلام کردند، تا جایی که رضا خندان همسر نسرین ستوده آن را گسترده‌ترین حرکت اعتراضی این روزها خواند.(رضا خندان، همسر نسرین ستوده: هرچه فشار بیشتر عزم راسختر… اکنون اعضای جامعه‌ی دراویش دست به گسترده‌ترین حرکت اعتراضی زده اند)

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

خانواده‌های زندانیان سیاسی، هم‌آنان که باوجود ظلمی که همواره به آنان رفته است همیشه‌همراهان این راه پر از خون ِ جگر ِ آزادی بوده‌اند نیز، چون‌همیشه به‌فکر بودند. هم‌زمان با ایجاد کمپین، خانواده‌ی دراویش زندانی که جان دراویش زندانی بیمار و در اعتصاب غذا را بیش از پیش درخطر می‌دیدند به همراه خانواده‌ی دیگر زندانیان سیاسی، طی فراخوانی در 12 اسفند ماه، قرار را بر این گذاردند که شنبه 17 اسفند ماه مقابل دفتر دادستانی تهران اجتماع کنند و خواسته‌های به‌حق خود را مقابل ظلم بیش از حدی که به خانواده‌هاشان رفته و می‌رود مطالبه نمایند. اعضای کمپین همراهی با دراویش نیز اعلام کردند که در این تجمع حضور خواهند یافت.

متأسفانه چند روزی مانده به این تجمع زمزمه‌هایی مبنی بر حضور نیروهای تندرو و ایجاد تنش و جلوگیری از این تجمع به گوش می‌رسید. تا جایی که مجذوبان نور گزارش داد: «شنیده‌ها حاکی ست عده‌ای که خود را از نیروهای سیاسی می‌نامند با ارسال پیامک و پیغام گذاشتن در صفحات شخصی دراویش نعمت اللهی گنابادی، از حضور در گردهمایی روز شنبه ۱۷ اسفند مقابل دادستانی تهران خبر داده اند. این عده از عوامل نفوذی نیروهای تندرو و خودسر هستند و قصد آن‌ها از تنش آفرینی در گردهمایی یاد شده، ناکام گذاشتن خواسته‌های قانونی و صلح جویانه دراویش و خانواده‌های زندانیان سیاسی است.»

متأسفانه آنگونه که انتظار می‌رفت نیز شد. و دوباره ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از نیروهای ویژه‌ی سرکوب اسفتاده گردید. به تجمع یورش برده شد و مردم مورد ضرب و شتم واقع شدند. خیابانهای نزدیک به دادستانی امنیتی گردید و چندصد نفر از تجمع‌کنندگان که اکثر آنان از همراهان دراویش بودند نیز بازداشت شدند.

شرحی از اتفاقات این روز را بخوانید:

ابتدا باید در تکمیل توضیحات پیشین ذکر شود که دراویش در سراسر کشور طبق وعده‌ای که به‌یکدیگر دادند، طبق فراخوان خانواده‌ی زندانیان سیاسی 11 اسفند ماه مقابل دادستانی تهران حاضر شدند تا برای مطالبه‌ی به‌حق خواسته‌های خویش در حمایت از برادران و انسانهای در معرض ظلم در زندان اوین طوماری به شرح زیر را به امضا رسانند:

«ما خانواده‌های دراویش زندانی به همراهی سایر برادران و خواهران ایمانیمان با امضای این طومار اعلام می‌کنیم تا حصول خواسته‌مان که احقاق حقوق قانونی زندانیان و رسیدگی به وضعیت یاران در بندمان است از هیچ اقدامی خودداری نکرده و در این راه به قانونی تمسک می‌جوییم که مدام از سوی نهادهای قضایی و امنیتی زیر پا گذاشته می‌شود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

ما صدای تظلم‌خواهی خود را به گوش تمامی مسئولان می‌رسانیم تا حجت بر همه‌ی آن‌ها تمام شود.»

شنبه 11 اسفند مانند همیشه و چونان که آزادگان، همواره در شرایط مشابه با پوست و استخوان خویش تجربه کرده‌اند، ظلم با حق به ستیز پرداخت…

از سحرگاه روز 11 اسفند نیروهای امنیتی وارد عمل شده و تعداد زیادی نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی در خیابان‌های پانزده خرداد، امام خمینی و مسیرهای منتهی به پارک شهر تهران مستقر شده‌اند و فضای این مناطق را امنیتی کرده اند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

استقرار اتومبیل‌های ون و اتوبوس‌های مخصوص یگان ویژه در اطراف حسینیه امیرسلیمانی تهران از ساعات اولیه‌ی صبح این روز آغاز شد و رفت و آمد‌های آن منطقه زیر نظر نیروهای لباس شخصی و امنیتی قرار گرفت.

نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی‌ها اقدام به کنترل تمام ورودی‌های منتهی به دادستانی تهران کردند تا مانع از برگزاری گردهمایی قانونی خانواده‌های دراویش زندانی و زندانیان سیاسی مقابل دادستانی تهران شوند.

موج بلندی از دستگیری‌ها که بالغ بر چندصد نفر(اسامی 200 نفر از دستگیرشدگان را ملاحظه نمایید) می‌باشد شکل گرفت و علاوه بر آن ضرب و شتم با استفاده از باتوم نیز توسط نیروهای امنیتی گزارش شده است.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

برای نمونه علی‌رغم حرکت اعتراضی آرام و صلح‌جویانه‌ی دراویش، برخی دراویش همچون علی شیربانی، سعید آخوندی، مسلم بخشی‌پور و مجید افضلی‌پور و دیگر کسانی که معترض به رفتار نیرو‌های امنیتی در برهم زدن تجمع قانونی دراویش بوده‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته اند.

و یا می‌توان اشاره کرد که در جریان این اقدامات خشونت‌بار نیروهای امنیتی، نیروهای یگان ویژه که قصد انتقال هادی سوگند و علی بهروز عباسی به داخل ون را داشتند با دیدن ممانعت و دفاع دراویش دیگر از وی، او را با ضربات باتوم به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. همچنین امید رحیمی که در اعتراض به بازداشت از سوار شدن به ماشین‌های یگان ویژه خودداری کرده بود، مورد اصابت باتوم به ناحیه چشم قرار گرفت و دچار جراحت شد. وی پس از انتقال به پلیس امنیت به اورژانس حاضر منتقل شد.

نیروهای انتظامی همچنین مقابل حسینیه‌ی دراویش گنابادی واقع در خیابان بهشت با دراویش درگیر شدند. در جریان این درگیری که یک ون نیروی انتظامی همراه با 10 موتورسوار اسکورت به دراویش حمله ور شدند، تیرهوایی نیز شلیک شد.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در این روز بیش از 500 درویش شرکت کننده در تجمع که طی تشکیل کمپین حمایت از دراویش زندانی در اعتصاب غذا نیز بودند توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه بازداشت شده و اکثراً به نمازخانهٔ کلانتری 113 بازار تهران و یا مکان‌های دیگر منتقل شده و در آنجا مورد تصویربرداری و بازجویی و اجبار به پرکردن برگه‌های بازجویی قرارگرفته‌اند. لازم به اشاره نیز هست که دراویشی که از پرکردن برگه‌ها ممانعت می‌کردند مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی توسط باتوم قرارگرفته‌اند. همچنین دراویش دستگیرشده، به اصرار نیروهای امنیتی مبنی بر شکستن اعتصاب غذا جواب رد داده‌اند.

برخی خبرها نیز حاکی از بازداشت دراویش گنابادی در مسیرهای منتهی به شهر تهران بود. همچنین یک درویش گنابادی به نام «بصیری از دراویش شهر اندیمشک» نیز در نزدیکی پارک شهر تهران بازداشت گردید.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

در رابطه با دستگیری‌ها همچنین لازم به اشاره است که علاوه بر دستگیری مردان، سیل جمعیت زنان داوطلب برای حضور در این تجمع باعث گردید تا نیروهای امنیتی نسبت به آنان نیز واکنش نشان دهند، تا جایی‌که گزارش‌ها حاکی از دستگیری 80 نفرحداقل از بانوان درویش در خیابان‌های منتهی به دادستانی تهران و انتقال به اداره‌ی هفت‌ام پلیس امنیت بوده‌است.

لازم به اشاره نیز هست که در این تجمع برخی از فعالین مانند آرش صادقی نیز شرکت داشته‌اند که توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به کلانتری 113 تهران منتقل شده و پس از 6 ساعت آزاد می‌گردند. همچنین برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز در تجمع امروز حضور داشته اند که متأسفانه نیروهای امنیتی در محلی که خانم نسرین ستوده حضور داشته‌اند با گاز فلفل ایجاد درگیری کرده‌اند.(برای اخبار کامل در این زمینه مراجعه کنید به پست «شرح رضا خندان(همسر نسرین ستوده) و آرش صادقی از تجمع خانواده‌ی زندانیان سیاسی و همراهان دراویش مقابل دادستانی»)

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

حضور بانوان آزاده مانند نرگس محمدی و گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) در تجمع 17 اسفند مقابل دادستانی تهران

همچنین مریم شیرینی همسر یکی از دراویش زندانیِ در اعتصاب غذا(امیر اسلامی) نیز که در این تجمع، میان خانواده‌های دراویش زندانی مقابل دادستانی تهران حاضر بود و خود در همراهی با دراویش زندانی در اعتصاب غذای خانگی به‌سر می‌بُرد، به دلیل ضعف دچار بیهوشی گردید و با آمبولانس به مراکز درمانی منتقل شد. یکی از شاهدین عینی در شرح این واقعه می‌گویند: «در این تجمع، حال عمومی همسر امیر اسلامی _وکیل پایه یک دادگستری_ به دلیل ازدحام جمعیت و شُک عصبی رو به وخامت گرایید و ایشان به بیمارستان سینا منتقل گردید.»

یکی از شاهدین حاضر در تجمع درمورد دستگیری‌ها اینگونه شرح می‌دهند که: «تا کنون پنج یا شش ون پر کرده‌اند و نزدیک 100 نفری از شرکت کنندگان را با استفاده از گاز فلفل و ضرب و شتم بازداشت کرده‌اند. سردار ساجدی اول به ما قول داد که بازداشت شدگان امروز را آزاد خواهد کرد ولی بعدا حرف خود را پس گرفت.»

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

شاهدی دیگر می‌گوید: «مأمورین درحال فیلم گرفتن از شرکت کنندگان بودند، ولی اگر کسی با موبایل خود صحبت می‌کرد یا سعی در فیلم‌برداری از برخوردهای خشن مأمورین داشت، موبایلش ضبط می‌شد.»

نهایتاً تمامی این برخوردها باعث عقب‌نشینی دراویش نگردید و حتی با گذر زمان به تعداد دراویش نیز افزوده گردید. تا جایی که جمعیت به حدود 2000 نفر رسید و مأموران امنیتی اقدام به استقرار ماشین‌های آتش نشانی و آمبولانس برای ایجاد جو خطر در مقابل دادستانی تهران کرده‌اند. در حالی‌که این تجمع کاملاً مسالمت‌آمیز بوده و تمام حرکات خشونت‌آمیز از سوی نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

اما تمام این سرکوب‌های شدید موجب عقب‌نشینی دراویش و اتمام تجمع نگردید، بلکه تجمع وقتی در ساعت حدود 19 پایان یافت که مسئولان امنیتی به خانواده‌ها و دراویش حاضر در اجتماع مقابل دادستانی وعده دادند که تا ساعت 9 صبح یکشنیه 18 اسفند به خواسته‌های خانواده‌های زندانیان سیاسی و دراویش زندانی مبنی بر اقدام درمانی برای دراویش زندانی و اقدام درمورد تبعید غیرقانونی زندانیان تبعیدی به زندان رجایی‌شهر، رسیدگی کنند.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

باوجودی‌که نیروهای امنیتی و انتظامی از هیچ نوع وسیله‌ای برای سرکوب و ارعاب حاضران دریغ نکردند اما خانواده‌ی دراویش زندانی و زندانیان سیاسی که همراهی صدها درویش دیگر را نیز به‌همراه دارند با بیان اینکه به‌کارگیری زور نشانه وجود اشکال در قوه فهم و ادراک است اعلام کردند از اعمال خشونت دستگاه‌های به ظاهر انتظامی و امنیتی هراسی نداشته و در صورت خلف وعده تا حصول خواسته‌های قانونی و مطالبه حقوق حقه زندانیان سیاسی و عقیدتی هر چند بار لازم باشد گرد هم خواهند آمد و 10 صبج 18 اسفند ادامه‌ای بر این تجمعات خواهد بود.

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران - 17 اسفند 92

تجمع اعتراضی دراویش و دیگر مردم در اطراف و مقابل دادستانی تهران – 17 اسفند 92

همچنین دراویش در اعتصاب غذا نیز گفته‌اند که در صورت عدم رسیدگی به حقوق‌شان به اعتصاب غذای خشک روی خواهند آورد.

در انتها باید گفت در این روز نیروهای امنیتی به اشکال گوناگون قصد در مقابله با جمعیت داشته‌اند. برای نمونه نیروهای امنیتی اقدام به گذاشتن حصار به‌دور جمعیت بانوان درویش و غیر درویش حاضر مقابل دادستانی تهران کردند. در مقابله با این اقدام آقایان حاضر در تجمع به اطراف این حصارها که توسط نیروی انتظامی کنترل می‌شد رفته و شعار لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار سردادند.

یکی از دراویش حاضر در تجمع با اشاره به ترس نیروهای امنیتی از کشیده‌شدن اعتراضات به بازار می‌گویند: «اینجا هم آقایان هستند و هم خانم‌ها. گاردی‌ها دور تا دور ما را محاصره کرده‌اند و چون اطراف دادستانی بازار است و بسیار شلوغ است و مردم در حال خرید عید هستند، ماشین‌های ون را دور ما گذاشته‌اند که کسی تجمع ما را متوجه نشود. دراویش الان در حال نماز خواندن هستند و گاردی‌ها ایشان را محاصره کرده‌اند.»

همچنین صحبت‌های یکی از دستگیرشدگان با بی‌بی‌سی فارسی را ملاحظه نمایید: ویدئو


تهیه: وبلاگ نامه به یک آزاده
منابع: وبلاگ نامه به یک آزاده و منابع لینک‌شده در متن
عکس‌ها: کلمه و دویچه‌وله

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

برای کسب اطلاعات تکمیلی در رابطه با تجمع 17 اسفند ماه لطفا ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»

آرش صادقی که پیش از این جمعه 16 اسفند در یادداشتی متذکر شده بود که حضور در فراخوان زندانیان سیاسی هزینه‌ی برخورد احتمالی امنیتی با خانواده‌های زندانیان سیاسی را برای برخوردکنندگان بیشتر خواهد کرد، در تجمع امروز یکی از چندصد نفری بود که در این روز بازداشت می‌شود.

«فردا (شنبه 17 اسفند) قرار هست خانواده زندانیهای سیاسی دربند راس ساعت 11در مقابل دادستانی تجمع کنند.کاش تنهاشون نذاریم و در کنارشون باشیم…
با حضور ما فریاد اونها رساتر و هزینه برخورد امنیتی احتمالی با خانواده های عزیز هم بیشتر خواهد بود.
»
آرش صادقی – جمعه 16 اسفند

آرش صادقی که پس از چند ساعت آزاد می‌شوند، مشاهدات خود را اینگونه بیان کرده اند:

«امروز برای حمایت از خانواده‌های زندانیهای سیاسی مقابل دادستانی تجمعی برگزار شد که حضور خانواده‌ی دراویش خیلی پر رنگتر از بقیه‌ی خانواده‌ها بود.

هنوز ده دقیقه‌ای از حضورمون نگذشته بود که سه نفر وارد جمعیت شدند و منو به همراه بهنام بازداشت کردند و به کلانتری همون منطقه منتقل کردند. چند ساعتی بازجویی شدیم و با ضبط کارت شناسایی و یکسری وسایل شخصی بعد از 6ساعت اجازه‌ی خروجمون صادر شد.»
آرش صادقی – شنبه 17 اسفند – 18:10

همچنین در تجمع امروز که برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز به آن پیوستند، یکی از این چهره‌ها یعنی نسرین ستوده مورد برخورد شدید نیروهای تندروی حاضر قرار گرفت که خانواده حال ایشان را مساعد اعلام کرده‌اند:

«تجمع خانواده‌های عمدتاً دراویش برای پیگیری مشکلات زندانیان بیمار در مقابل دادستانی تهران تا دقایقی پیش ادامه داشت.

به اجتماع آنها هجوم برده شده، عده‌ی زیادی را کتک‌زده و گروهی از آنها را بازداشت کرده‌اند. با این حال این فشارها باعث نشد آنها متفرق بشوند.
آخرین اطلاعی که دارم این است که سرانجام به خانواده‌ها، قول‌هایی مبنی بر رسیدگی به خواسته‌هایشان داده شده است.

درضمن به اطلاع دوستان عزیزی که نگران حال نسرین بودند می‌رسانم حال او کاملا خوبه و مشکل خاصی ندارد فقط نگران خانواده هایی هستیم که همچنان درگیر هستد و برخی در بازداشت به سر می برند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – شنبه 17 اسفند – 19:20

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

آپدیت: اعتصاب غذا در عصر روز یکشنبه 19 آبان ماه پایان یافت

«خیلی نگرانم… نگران اعتصاب کننده‌ها! مادر مهدی خدایی از جلوی چشمم دور نمیشه… حتی پسورد ایمیلم یادم نمی‌یاد. می‌خوام روحانی رو پیداکنم و بگم: ‹نذار مردم بگن رأی ما رو پس بده!›»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – 16 آبان

تا چه حد نگران است؟ و آیا تنهاست؟

آنطور که می‌دانید چهار تن از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولین به بیماران زندانی و عدم انتقال آنان به مراکز درمانی مناسب راهی را جز انتخاب اعتصاب غذا نیافته اند.

این زندانیان سیاسی که از روز شنبه 11 آبان اعتصاب غذای خود را آغاز کرده‌اند عبارتند از عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی و سعید مدنی

عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی سعید مدنی در اعتصاب غذا

عبدالفتاح سلطانی، امیرخسرو دلیرثانی، مهدی خدایی سعید مدنی در اعتصاب غذا

همیشه سخن گفته‌ایم از یک اجبار! از انسانی که جانش را در دست گرفته ظلم را به پیکار فرامی‌خواند…
و همیشه سخن گفته‌ایم از آخرین راه! از او که آخرین راه را این یافته تا جانش را چون ید بیضای موسی، به ظلم، آشکارا بنماید:

«امروز تولد 60 سالگی همسرم عبدالفتاح سلطانی‌ست اما متأسفانه با خواندن این خبر توان جشن گرفتن از من سلب شد. از دوستان می‌خواهم به‌جای مراجعه به منزل ما و حضور در جشن تولد وی، برای سلامتی بیماران زندانی دعاکنند و از خدا تحمل و صبر برای اعتصاب کنندگان نمایند.

آقای سلطانی هیچوقت از اعتصاب غذا حمایت نکرده بود و همیشه می‌گفت اعتصاب غذا آخرین راه حل است. او امروز به آخرین راه‌حل رسیده. مسئولین زندان، دادستان، رئیس قوه‌ی قضائیه در قبال نقض حقوق زندانیان و عدم رسیدگی به بیماران زندانی، از میرحسین و کروبی گرفته تا زندانیان غیرسیاسی مسئولند.

زندانیان مجرم هم باشند حقوق انسانی و شهروندی آنها نباید نادیده گرفته شود، چه رسد به زندانیان سیاسی که بی‌گناهند و از دادرسی عادلانه محروم بوده اند!!!»
معصومه دهقان – 11 آبان

چند روز پس از اعتصاب غذا کلمه گزارش داد که حال عبدالفتاح سلطانی به وخامت گراییده است. طبق این گزارش این فعال حقوق بشر در پی احساس درد در قفسه سینه و فشار خون بالا به بهداری زندان اوین منتقل و پس از انجام معاینات و نوار قلب به داخل بند بازگردانده شد. پزشکان بهداری اوین گفته‌اند احتمالا درد قفسه سینه ی وی بدلیل مشکلات گوارشی و زخم معده است و به همین دلیل از اعزام وی به بیمارستانی خارج از زندان خودداری کردند.

و امروز شنبه 18 آبان ماه بخوانید آخرین تلاش همسر عبدالفتاح سلطانی را برای کسب اطلاع از وضیعت حال ایشان:

«امروز(شنبه 18 آبان) حدود ساعت 10 برای اطلاع از آقای سلطانی به دادستانی مراجعه کردم و از آقای خدابخشی دادیار ناظر زندان خواستم بعد از 4 روز بی‌خبری، از سلامتی همسرم ما را مطلع‌کند. ولی ایشان گفتند: «بروید تا روز دوشنبه!›

هرچه گفتم ایشان در اعتراض به‌عدم رسیدگی به بیماران که حق قانونی آنهاست اعتصاب کرده و ما حق داریم از احوالشان باخبر شویم؛ مرخصی استعلاجی حق زندانی‌ست؛ ملاقات حضوری حق زندانی ست. جواب داد: ‹به آقای سلطانی چه ربطی دارد که زندانیان بیمارند!!! مگر زندانیان نماینده می‌خواهند؟›

خواستم بگویم آیا خواهید گفت به امام حسین هم ربطی نداشته که مردم زیر ظلم یزید اند؟ اما مهلت نداد. و گفت: ‹ایشان تخلف کرده و من موافق ملاقات حضوری و مرخصی نیستم.› پرسیدم آقا آنها که ایشان را با عدم رعایت قانون وادار به اعتصاب کرده اند چه؟ و….
نامه‌ای تنظیم کردم وبعد از چند دور بالا و پایین رفتن و با راهنمایی یکی از مسئولان، به دربانِ(!) دفترآقای جعفری دولت آبادی دادستان عمومی دادم که به دست ایشان برساند!

ما که تا کنون موفق به دیدار آقای دادستان نشده‌ایم بلکه نامه‌مان معاون ایشان را زیارت کند! نامه‌ای بدون شماره ی ثبت (البته بعد از سال 88 نامه‌ها را ثبت نمی‌کنند و کسی نمی‌تواند پیگیر نامه‌اش باشد.)»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – شینه 18 آبان ساعت 20:05

همچنین باید اشاره کرد که پیش از آن نیز خانواده زندانیان سیاسی برای کسب اطلاع از حال زندانیان 14 آبان ماه به دادستانی مراجعه کرده بودند:

«دیروز(14آبان) ساعت 11 جمعی از خانوادهای زندانیان سیاسی عقیدتی (17 نفر) به نمایندگی از بقیه به دادستانی مراجعه کردیم.

هرچه گفتم شما مسئول جان بیماران هستید و نامه‌ای در باره‌ی نقض حقوق زندانیان با امضای 30 نفر به خدا بخشی دادیار زندان دادیم و خواستیم به وضع بیماران رسیدگی کنند، گفت: ‹خودشان علاقه‌ای به رفتن بیمارستان ندارند!!!› گفتم چرا؟ گفت: ‹چون نمی‌خواهند لباس زندان بپوشند و دستبند بزنند!› گفتم: خب نزنید تا درمان شوند. تا در صورت درمان بیماران، اعتصاب هم بلاموضوع شود.

در چشمان ما نگریست و به دروغ گفت: ‹دست ما نیست قانون زندان است.› گفتیم: ‹چرا ملاقات حضوری نمی دهید؟› گفت: ‹تخلف کرده‌اند.› گفتیم: ‹آنکه عزیزان ما را بیمار کرده و حق درمان نمی‌دهد تخلف کرده یا آنکه اعتراض به شکستن قانون می‌کند.› آخرین پاسخش این بود که دست من نیست بروید پیش دادستان.

هر چه ماندیم تا دادستان را ببینیم، گفتند: ‹جلسه دارد و نمی‌آید شما بروید پیش رئیس کل دادگستری›

در آخر هم پلیس خبرکردند و با تقاضا و خواهش، ما را از عدالت خانه‌ی مرتضوی به بیرون هدایت نمودند!!!! این است عدالت و عدالت‌خانه!!!»
معصومه دهقان – 15 آبان

لازم به توضیح است پس از این اعتصاب غذا برخی از زندانیان به بیمارستان منتقل شده‌اند که در گزارشات بعدی سعی خواهد شد به آن اشاره شود. عجالتاً نظر شما را به سخنان خانم معصومه دهقان در این زمینه جلب می‌نماییم:


«حسین (رونقی ملکی) در بیمارستان هاشمی بستری شد. دانشجو و مرادی در بیمارستان شهدای تجریش .
صمیمی در بیمارستان قلب و نوید خانجانی در…
کاش بیماران گمنام هم تحت درمان قرار بگیرند تا اعتصاب بشکند
»
معصومه دهقان – 16 آبان

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

همچنین به گزارش نامه به یک آزاده وضعیت جسمانی دو تن از زندانیان بند 350 زندان اوین یعنی هوتن دولتی و محمد حسن یوسف پور به شدت وخیم بوده است، تا جایی که گاهی توان راه رفتن نداشته اند

همچنین می‌افزاییم، به گزارش مرکز حامیان حقوق بشر تعداد زندانیان بیمار بند ٣٥٠ زندان اوین بیش از ٣٠ نفر است که اسامی برخی از آنان عبارت است از: احمد دانشپور مقدم- محسن دانشپور مقدم- حمید نقیبی- داود اسدی- مرتضی محمدی- علی رضا احمدی- نادر جانی – یاشار دارالشفا- احمد رضا مرادی- علیرضا بهشتی – حسین رونقی ملکی- اصغر محمودیان ( که علیرغم بیماریهای مختلف قبلا به زندان سمنان منتقل شده است) و کیوان صمیمی بهبهانی (که احتیاج به درمان دارد و مدتی قبل به زندان رجائی شهر منتقل شده است).

و البته زندانیان دیگری نیز نیاز به درمان دارند که اتهام سیاسی ندارند و از نام و نشان آنان بی‌خبریم.

در آخر باید اشاره می‌کنیم به درخواست خانواده‌های زندانیان اعتصاب کننده از مسئولین که با اشاره به این ماه به آنان عدالت را گوشزد کرده اند:

«من و تمام همسران و مادران اعتصاب کننده از زندانیان تمناداریم اعتصابشان را بشکنند.

و نیز از مقامات می‌خواهیم درین ماه عزیز به یاد حسین تشنه لب مقدمات درمان بیماران در بند را فراهم کنند، بلکه اعتصاب بلا موضوع شود. حسین سینه‌چاک سیاه‌پوش نمی‌خواهد. عدالت و اخلاق و مردانگی می‌خواهد! آن ها که مایلند به این کمپین بپیوندند.»
معصومه دهقان – 15 آبان

از زمان آغاز اعتصاب غذای این چهار آزاده درخواست‌هایی مبنی بر اتمام اعتصاب غذا از سوی برخی همراهان منتشر شد که در زیر برخی اشاره شده است:

– خانواده‌ی مهدی کروبی ‹که هزارروز از زندان شدن غیرقانونی ایشان می‌گذرد›:

«جناب آقایان عبدالفتاح سلطانی، سعید مدنی، امیرخسرو دلیرثانی و مهدی خدایی

با سلام و عرض احترام

ضمن تجلیل از مقاومت٬ شجاعت٬ ایستادگی و حق‌خواهی شما عزیزان در مسیر آزادی و آزادگی و نیز اعتقاد به حق اعتراض تان٬ از شما عزیزان خواهشمدیم تا سلامتی خود را٬ که برای همه‌ی ما مهم و ارزشمند است را به‌خطر نیانداخته و ضمن پایان‌دادن به اعتصاب غذای خود٬ به این مهم توجه داشته باشید که این خواسته٬ انتظار همه دلسوزانی است که امیدشان به شما و دیگر زندانیان مبارز و برومند است.

باشد که به زودی شاهد آزادی شما عزیزان و همه‌ی زندانیان دربند باشیم.

خانواده مهدی کروبی
17 آبان 92
»

زندانیان در اعتصاب غذا - پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی

زندانیان در اعتصاب غذا – پروین فهیمی مادر شهید سهراب اعرابی

– پروین فهیمی مادر سهراب اعرابی شهید جنبش سبز:

«با عرض سلام

از شما برادران عزیز تمنا دارم برای حفظ سلامتی‌تان و آرامش خانواده‌های خود اعتصاب غذای خود را شکسته و ما را از نگرانی بیرون آورید.

حرکت انسانی شما نشانه‌ی عشق‌تان به انسانها است و باعث شد ما مردم هم متوجه افراد گمنام که صدای آنها در بیرون از زندان شنیده نمی شود باشیم تا همگی به یاریشان بشتابیم و آنها را از مرگ تدریجی نجات دهیم.

از فعالان حقوق بشری و سیاسی در جهان تقاضا می‌کنم در مورد وضعیت و سلامتی زندانیان بیشتر توجه و اطلاع رسانی کنند و حقوق شهروندی و زندانیان را به قوه قضاییه ایران یادآوری نمایند.

ضمنا مسئولیت هر اتفاقی مانند مرگ هدی صابر و ستار بهشتی را به عهده‌ی قوه قضاییه و مسئولین اجرایی کشورمان می‌دانم.

با سپاس
پروین فهیمی
»

– جمعی از خانواده‌های زندانیان سیاسی:

«السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

جناب آقایان عبدالفتاح سلطانی، سعید مدنی، امیر خسرو دلیرثانی و مهدی خدایی

با سلام و احترام

ما خانواده های زندانیان سیاسی با تشکر فراوان از توجه شما به حقوق سایر زندانیان سیاسی فارغ از گرایش های سیاسی و عقیدتی شان و با درک دغدغه های انسانی و اسلامی شما عزیزان، با توجه به مخاطراتی که ادامه این اعتصاب غذا برای سلامتتان ایجاد کرده و می کند، مصرانه تقاضا داریم با توقف اعتصاب غذا شیوه های دیگری را برای ادامه اعتراض خود به عدم اجرای عدالت و قانون در زندان های کشورمان اتخاذ کنید.

بدیهی است ما نیز چون شما از این بی عدالتی ها و بی توجهی ها به حفظ سلامت عزیزانمان در رنج و عذابیم اما نیک می دانیم هر گونه صدمه ای به شما حتی خراشی بر دل های سنگی کینه ورزان بی مهر نخواهد کشید و چه بسا اسباب خرسندی آنان و شکنجه گران به مرخصی رفته شان را فراهم کند که کارشان را آسان کرده اید و در مسیر باطل یاری رسانشان بوده اید!

انتظار داریم بیش از این موجبات نگرانی خانواده های خود و ما و ملت شریف ایران را که هر از چند گاهی در دلهره و دلواپسی این گونه اعتصابات و اعتراضات پرهزینه زندانیان سیاسی به سر می برند، فراهم نیاورید و با همان قلب های رئوف و مهربانتان درخواست های انسانی ما را بپذیرید.

بی تردید زین پس نیز تک تک ما مراقب رفتار مدعیان اجرای قانون و عدالت هستیم و در پیشگاه ملت ایران یکایک خطاهای مسئولان قوه قضائیه و مأموران زندان و موارد ضد حقوق بشری را متذکر خواهیم شد تا بیاموزند زندان جای زندانی سیاسی نیست مگر در شرایطی وارونه که هیچ چیز در جای خود قرار نداشته باشد که این یعنی همان بی عدالتی که براساس آیات قرآن مسبب بلاهای بزرگ بوده است.

در پایان یادآور می شویم که هنوز داغ هدی صابر در دل های ما تازه است و هنوز خلأ وجود ارزشمند او که با بی توجهی مسئولان به شهادت رسید، در همه حیطه های خدمت رسانی اش پر نشده و بر همین اساس تحمل هر گونه آسیبی هرچند در مقیاسی کوچک تر در وسع و طاقت ما نیست.

با تشکر از این که ما را درک می کنید و درخواست مصرانه مان را می پذیرید انشاء الله.

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

16 آبان 92»

زندانیان در اعتصاب غذا - معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی

زندانیان در اعتصاب غذا – معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی

– معصومه دهقان، همسر عبدالفتاح سلطانی:

«عزیزان در بندمان آقایان مدنی ، دلیرثانی ، خدایی و سلطانی

صدای انسان دوستی شما را جهانیان شنیدند. همگان دانستیم که برای حفظ حقوق بیماران از جانتان هزینه کردید. روح شما از آن شماست ولی جسمتان برای جامعه‌ست. ما را از برکت وجودتان محروم نکنید و به امید اینکه آقای روحانی به عنوان ناظر بر اجرای اعمال سه قوه به رفتارهای غیر قانونی و نقض حقوق زندانیان، به‌ویژه عدم رسیدگی به وضع بیماران و عزیزان محصورمان اقدام عاجل به کار بندند؛ اعتصاب خود را بشکنید.

شما موفق شدید به دنیا اعلام کنید که حاضرید جانتان را بدهید اما همنوعانتان حتی مخالفان شما از حقوق انسانی خود محروم نگردند ما به شرف انسانی شما درود می‌فرستیم و تمنامی‌کنیم اعتصاب غذای خود را بشکنید. از همه‌ی آزادگان ایران و جهان که صدای ما را می‌شنوند می‌خواهم در این امر ما را یاری کنند.»

درخواست کانون وکلا

درخواست خانواده‌ی شهید سحابی و شهید هدی صابر

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1392

نامه ای به یک آزاده:روزهای زیبایی‌ست که می‌آید، آرشِ ایران آمده است، مجیدِ ایران آمده است… همان مجید که گفت:

«آه اگر آزادی می‌توانست فریاد برآورد که زنده مانده است»

و امروز، آرش صادقی بازگشته است تا فریاد زند: من زنده‌ام، آزادی زنده است…

حتی مادری هم ندارد که در آغوشش کشد… داستان آرش داستان غریبی‌ست. داستان رفتنش، داستان یتیم‌شدنش و داستان بازگشتش. وقتی 21 ماه تمام او را میان میله‌ها تنها رها کرده بودند هیچکس آنطور که درخود اوست از او سخنی نگفت، مگر شکاکانِ ناخیراندیش که این سو و آن بو می‌کشیدند و ناپاکی را به رخ! اما آنان را برای دستبرد به گوهر پاک آزادی نه اجازه بود و نه توان… به او گفتند: قاتلین مادرت را انکار کن وگرنه میان این میله‌ها خواهی پوسید… اما خود آنان بودند که انکار شدند

پیش از همه چیز یادآوری می‌کنیم همانطور که قبلا گزارش داده‌ایم(بخوانید: «آرش صادقی با قرار وثیقه آزاد شده است + عکس») خبر آزادی آرش صادقی ابتدا سه روز پس از آزادی آرش صادقی یعنی 23 مهرماه توسط خانم فاطمه نیلی خواهر مصطفی نیلی منتشر شد که به دلیل وضعیت خاصی که برای آرش صادقی ایجاد شده بود آن‌طور که باید به این خبر اعتنایی نگردید تا اینکه سه روز بعد صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی آپدیت شد(بخوانید:«از صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی:دوستانی که من رو متهم کردن الان پیگیر وضعم شوند! + عکس»)، رنج‌نامه ای که خبر از آزادی یک آزاده از زبان خویش می‌داد.

آن متن که منتشر شد تکاپو در قلب‌ها وزیدن گرفت و برای دوست‌داران و پیگیران وضعیت آرش صادقی تردیدی باقی نماند که او بازگشته است، هرچند که باز شایعاتی از جنس شک در جریان بود تا آنجا که هیچ وبسایت خبری از آزادی و وضعیت آرش صادقی خبری منتشر نکرد تا مظلومیت این آزاده بیش‌ازپیش اوج گیرد.

پس از آن بود که آرش صادقی به درخواست دوستان چند عکس در فیسبوک خود قرار داد تا تردیدها خاتمه یابد و با اینکه چهره‌ی درددیده‌ی آرش صادقی در دل دوستان و همراهان او فرو رفت اما این نمایش درد و استقامت را در دل شک راهی نبود هنوز.

عکس‌های دور پوستر عکسهایی است که آرش صادقی در فیسبوک خود منتشر کرد. او بعدا در این باره گفت: «من به همه هم خبر دادم اما با سکوت رسانه‌ای مواجه شد. سایت‌ها خبر آزادی‌ام را منتشر نکردند و حتی امروز(30مهر) هم شبهاتی مطرح بوده که عکسی که در فیسبوک قرار داده شده عکس آرش نیست و... در حالیکه فیسبوکم دست خودم است و عکس را هم به درخواست بچه ها با گوشی خودم گرفتم.»

عکس‌های دورِ پوستر عکسهایی است که آرش صادقی در فیسبوک خود منتشر کرد. او بعدا در این باره گفت: «نه من به همه هم خبر دادم اما با سکوت رسانه ای مواجه شد. سایت ها خبر آزادی را منتشر نکردند و حتی امروز(30مهر) هم شبهاتی مطرح بوده که عکسی که در فیسبوک قرار داده شده عکس آرش نیست و.. در حالیکه فیسبوکم دست خودم است و عکس را هم به درخواست بچه ها با گوشی خودم گرفتم.»

هرچند آرش صادقی در تماس با برخی دوستان خبر از وضعیت جسمی نامساعد خود و کاهش وزن 20 کیلویی خود داده بود و برخی دیگر از اشخاص موثق نیز آزادی ایشان را تأیید کرده بودند و همه چیز روشن بود اما آرش صادقی طبق قراری که گذاشته بود برای دادگاه مریم شفیع‌پور 29 مهرماه به تهران آمد تا این مرگِ شک باشد. (دادگاهی که بی‌نتیجه به تعویق افتاد(. آرش صادقی در تهران با استقبال دوستان مواجه می‌گردد که به دلیل آنکه هنوز آنچه شایسته‌ی آرش صادقی نماد مظلومیت جنبش دانشجویی ایران است در رسانه‌ها انتشار نیافته است ما در ادامه علاوه بر گرداوری حقایقی از زبان آرش صادقی عکس‌هایی از دیدار او با دوستان و هم‌راهانش در عصر و بعد از ظهر دوشنبه 29 مهر ماه منتشر خواهیم کرد:

آرش صادقی - پیمان عارف

آرش صادقی – پیمان عارف

آرش صادقی از دی ماه 1390 تا ساعت 9 شب 20 مهرماه 1392(زمان آزادی) یعنی 21 ماه را در سلول انفرادی تک و تنها گذراند. در این مدت تنها 20 روز را در سلول شماره‌ی 92 داری دو هم‌سلولی بوده است. آرش صادقی تمام این مدت را در بندهای امنیتی ۲۰۹، ۲۴۰ و زیرزمین بند ۲۰۹ گذرانده است.

آرش صادقی ۷ تا ۸ ماه تفهیم اتهام نشد. فقط یک برگه‌ای جلوی او می‌گذاشتند که کلیت خاصی داشت. مشخص بود از روی آن کپی گرفته و به افراد مختلف داده شده بود. آرش صادقی از امضا کردن آن برگه امتناع می‌کرد.

آرش صادقی - علی وفقی - پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

آرش صادقی – علی وفقی – پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌ی قضاییه در پاسخی به یک خبرنگار که درباره‌ی آرش صادقی از او سوال کرد گفته بود فردی به نام آرش صادقی سال 89 دستگیر شده که پس از گذران حبس یک ساله اش آزاد گردید و پس در سال 91 و 92 همچین شخصی در زندان حضور ندارد….
پس از این حرف بود که متاسفانه بسیار سریع شایعات بسیار زیادی در فضای مجازی درمورد اینکه آرش صادقی پنهانکاری و یا دروغ‌پردازی کرده است منتشر شد. شایعاتی که «البته از چندین ماه قبل از این مورد» شکل گرفته بود و اکنون سخنان اژه‌ای به آن شایعه‌افکنان دلگرمی بیشتری داده بود!

کمی پس از این موضوع پدر آرش صادقی جوابیه‌ای را به موضع‌گیری سراسر دروغ آقای محسنی اژه‌ای تهیه می‌کنند که به دلیل عدم همکاری سایت‌های خبری و متاسفانه جسارت شایعه و شک، هرگز به شکل گسترده انتشار نیافت.
در آن نامه پدر آرش صادقی علاوه بر شرح مفصلی بر وضعیت آرش صادقی ار آقای اژه‌ای سوال کرده اند که در مدت زمان سال 91 و 92 که شما حضور فردی به نام آرش صادقی در زندان را منکر شده‌اید ما دو ملاقات با ایشان داشته‌ایم. آیا این ملاقات‌ها را نیز منکر می‌شوید!؟
متن کامل این نامه را اینجا بخوانید: «پاسخ پدر آرش صادقی به آقای محسنی اژه‌ای/در رابطه با صحبتهای آقای اژه‌ای درباره‌ی آرش صادقی»

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

امروز که آرش صادقی در این شرابط «موقتاً» این سوی میله‌هاست دلش به‌شدت از تمام ناحقی‌های رواشده به خویش آزرده است. تا جایی که می‌گوید:
«قصد دفاع از خود را ندارم. از این به بعد هم تلاش نمی‌کنم خودم را اثبات کنم. سکوت می‌کنم و منتظر می‌مانم تا روز دادگاه تا همه چیزمشخص شود»

و شرایط بیرون و اتفاقاتی که در نبود آرش صادقی درجریان بود امروز ایشان را بیش‌از قبل در فشار روحی قرار داده است. همان آرش صادقی که به علت سختی وصف‌ناپذیر 21ماه انفرادی، شکنجه و بلاتکلیفی، در شرایط جسمی و روحی بسیار نابه‌سامانی قرار گرفته است. او از شرایط جسمی و روحی خود می‌گوید:

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

« خونریزی معده دارم. به شدت لاغر شده‌ام و حدود 20 تا 21 کیلو کاهش وزن داشته و الان 51 کیلو شده‌ام. وضعیت روحی خوبی هم ندارم. در شوک عجیبی هستم بعد از اینکه از زندان خارج شدم و این فضا را می‌بینم… حداقل اجازه ندادند که چند روز بگذرد بعد اقدام به محاکمه من بکنند! از همان روز اول مدام اذیت کردند حتی عکس‌ام را زیر سوال بردند و…»

پرونده‌ی آرش صادقی در شعبه‌ی دوم دادسرای اوین است و او در انتظار اعلام زمان دادگاه خویش است. او با وثیقه‌ی سنگین 500میلیون تومانی امروز بیرون است. و این آزادی تنها تا روز دادگاه و بعد مشخص شدن حکم ایشان پایدار خواهد بود. وثیقه‌ای که ابتدا 300 میلیون تومان اعلام شده بود ولی پس از مراجعه‌ی خانواده‌ی آرش صادقی برای پیگیری این موضوع درخواست وثیقه‌ی 500میلیون تومانی می‌شود. وثیقه‌ای که باوجود عدم استطاعت مالی خانواده‌ی آرش صادقی و وضعیت خاص آنان به سختی از سوی یکی از آشنایان ایشان تهیه شده است.

آرش صادقی - علی وفقی - پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

آرش صادقی – علی وفقی – پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

در ارتباط با اتهامات واره به آرش صادقی باید گفت اتهامات ایشان را اجتماع و تبانی علیه نظام و تبلیغ علیه نظام عنوان کرده‌اند اما آرش صادقی در موارد گوناگون و «بسیاری» مورد بازجویی قرار گرفته است. اصلی‌ترین آن مسئله‌ی حمله‌ی نیروهای امنیتی برای دستگیری آرش صادقی است که منجر به شوک و شهادت مادر ایشان شد. خانواده‌ی آرش صادقی شکایتی را در این‌باره صورت دادند که آرش صادقی پیگیر آن بوده است. آرش صادقی که حتی پیشنهاد دریافت پولی بسیار زیاد و داشتن زندگی آسوده درقبال فراموش کردن مسئله‌ی مادرش را از سوی نیروهای امنیتی دریافت کرده بود به‌شدت در این مورد بازجویی و کشنجه شد که شاید از اصلی‌ترین دلایل نگهداری اش در زندان(با توجه به عدم وجود فشار رسانه‌ای کافی و درعوض شایعات کمک‌کننده به نیروهای امنیتی) این مسئله بوده است.

مسئله‌ی دیگر اصلی مورد بازجویی ایشان تجمع اعتراضی‌ای بود که قرار بود از سوی آرش صادقی در 25 بهمن ماه 90 برگزار شود که البته ایشان یک ماه پیش از آن بازداشت می‌شوند. همچنین مسئله‌ی دیگر مربوط به دیدار وی با آقای دکتر ملکی بوده است. یادآوری می‌نیم که موارد بسیار زیاد دیگری نیز در بازجویی‌های آرش صادقی بوده است که مقابل سه مورد ذکر شده به شکل فرعی‌تر درآمد مانند بازجویی در مورد با ارتباط با آژانس ایران خبر وابسته به سازمان مجاهدین خلع و موارد اتهامی متعدد دیگر …

نوید کامران - آرش صادقی - عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

نوید کامران – آرش صادقی – عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

در نبود آرش صادقی شایعات متعددی از سوی کسانی که خود را حتی دوست نزدیک وی معرفی می‌کردند مطرح و منجر به فضایی اتهامی در قبال وی شد که این از اصلی‌ترین دلایل حریص‌شدن ظلم برای نگهداری و فشار و شکنجه‌ی بیش از حد وی و حتی نهایتاً انکار حضور او در زندان شد. یکی از این شایعات شایعه‌ی کشته‌شدن وی در زندان بوده است. برای نمونه آرش صادقی دو بار در بازه‌ی زمانی آخرین بازداشت تا آزادی، اعتصاب غذا کرده است که یک بار آن در حمایت از اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی بود و مورد دیگر پس از درگیری با زندانبان و ضرب و شتم شدید وی بود. که عدم حمایت کافی رسانه‌ای که منجر به بی‌کس ماندن بیشتر آرش صادقی درمورد پیگیری وضعش شد باعث گردید، عده‌ای این اخبار را کذب دانسته و عده‌ای دیگر نیز به شایعات جدید مانند کشته‌شدن وی دامن زنند.

شایعه‌ی دیگر این بود که آرش صادقی اصلا در زندان نیست! همان صحبتی که بعدها توسط آقای محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌ی قضاییه به شکلی وسیع رسانه‌ای شد! پاسخ پدر آرش صادقی به این اشخاص در نامه‌ی ایشان خطاب به آقای اژه‌ای آمده است. پاسخ کوتاه خود آرش صادقی به این افراد این است:

سمانه پاکدل و همسرش نوید کامران - آرش صادقی - گلرخ ابراهیمی ایرایی عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

سمانه پاکدل و همسرش نوید کامران – آرش صادقی – گلرخ ابراهیمی ایرایی
عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

«سئوال من از دوستانی که منکر زندانی بودن من بودند این است که پدر بنده سه مصاحبه انجام دادند. پدر بنده نظامی هم هستند، به‌شدت هم از طرف حفاظت اطلاعات ارتش و اطلاعات تحت فشار هستند. اگر بنده بیرون بودم باید پدرم را که مصاحبه کرده بازداشت و با او به جرم نشر اکاذیب برخورد می‌کردند.»

از بی‌کسی آرش صادقی سخن گفتیم… برای اشاره‌ی بیشتر باید یادآوری کنیم آرش صادقی که مادرش را به آن شکل از دست داده بود و خواهرش نیز به گفته‌ی آرش قصد ورود به اینگونه مسائل را نداشت، تنها از سوی پدری که خود دچار مشکلات جسمانی و روانی به‌جای‌مانده از دوران جنگ ایران و عراق بوده و در شرایط مالی
وخیم و جوی امنیتی زندگی می‌کند و پدربزرگی 80ساله که فشارهای امنیتی او را مجبور کرد به خارج از تهران و نقطه‌ای دور از دسترس کوچ کند، حمایت شد.

وضعیت خانوادگی، روحی و محل زندگی پدر حتی به شکلی است که آرش صادقی پس از آزادی تنها یک‌بار توانسته ایشان را ملاقات کندد. و از آنجا که پدربزرگ برای زندگی مجبور به مهاجرت به شهرک پرند در نزدیکی رباط‌کریم شده اند هنور آرش ایشان را هم ندیده‌اند. آرش صادقی در این باره می‌گوید:

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

«یکبار پس از آزادی پدرم را دیدم. چون اجازه ورود به منطقه نظامی را ندارم. کارت ترددم را حفاظت اطلاعات ارتش از من گرفته. اجازه ورود به من داده نمی شود ولی پدرم را بیرون از شهرک یکبار ملاقات کردم. شرایط پدرم واقعا شرایط مساعدی نیست. پدرم سابقه‌ی موجی دارند. قرص‌هایی مصرف می‌کنند که این قرص‌ها وضعیت پدر را بغرنج کرده. وضع پدر به نحوی است که وقتی قرص‌ها را مصرف می‌کنند وضعیت عصبی‌شان خوب است، ولی وقتی مصرف نمی‌کنند وضعیت عصبی شان به‌شدت به هم می‌ریزد. پدرم از طرف حفاظت و اطلاعات و همسرشان(دو ماه پس از فوت مادرم، پدر ازدواج کرده‌اند) تحت فشار بودند و علاقه‌ای به مصاحبه هم نداشتند و در مواقعی که مصاحبه می‌کردند جوری مصاحبه می‌کردند که به گفته‌ی خودشان همسرشان در منزل نباشد یا متوجه نشوند. مشکلات خانوادگی هم به نحوی در عدم پاسخگویی پدر دخیل بود

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

آنطور که ملاحظه کردید فردی پیگیر برای آرش صادقی وجود نداشت و اینجاست که ارزش و مسئولیت رسانه‌ها و فعالین حقوق‌بشر برای همراهی و پیگیری و به عبارتی دیگر برای پدری و مادری کردن برای یک بی‌گناه مشخص می‌شود. انتظاری که متأسفانه هرگز درقبال آرش صادقی آنگونه که شایسته‌ی او بود رخ نداد. و این باعث شد تا شایعه ریشه‌هایش را بدواند و زندان‌بان حتی وجود آرش صادقی را انکار کند. اما یادآور شویم آرش صادقی‌ای که خود قربانی این شرایط شده بود باوجود مواجه‌بودن با سخت‌ترین شرایط و تنها یک تماس تلفنی و دو ملاقات(یکی پدر و یکی پدربزرگ) در طول21ماه انفرادی، در همان یک تماس تلفنی از بوجود آمدن همچین شرایطی برای یکی دیگر از زندانیان آن روزها به نام کوهیار گودرزی جلوگیری کرد.

آرش صادقی - بهنام موسیوند - پیمان عارف / عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

آرش صادقی – بهنام موسیوند – پیمان عارف / عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

کوهیار گودرزی

کوهیار گودرزی

آرش صادقی با اشاره به کوهیار گودرزی در ارتباط با جو اتهامی به وجود آمد علیه خود می‌گوید:
«درباره‌ی کوهیار گودرزی آن بحث مطرح بود که اصلا او را بازداشت نکردند و قوه قضائیه و اطلاعات گفته بودند بروید اعلام کنید ‹آدم ربایی بوده.او بازداشت نشده› ولی بعد از آنکه در تماس تلفنی خبر از دیدن کوهیار گودرزی در 209 دادم، کمک‌کرد وضعیت او به همت دوستان‌اش و مادری که فعال بود مشخص شود. اما من کسی را نداشتم که پیگیری و مصاحبه کند و متأسفانه نمی‌دانم درباره‌ی این شرایط چه باید بگویم»

لینک‌های تکمیلی:
1- بخشی از آنچه بر آرش صادقی گذشته است از زبان خودش
2- آرش صادقی با قرار وثیقه آزاد شده است + عکس
3- پاسخ پدر آرش صادقی به آقای محسنی اژه‌ای/در رابطه با صحبتهای آقای اژه‌ای درباره‌ی آرش صادقی
4- از صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی:دوستانی که من رو متهم کردن الان پیگیر وضعم شوند! + عکس
5- گفتگوی تلفنی مسیح علی‌نژاد با آرش صادقی درباره‌ی وضعیت ایشان در زندان + متن و صدا

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

شهریور 1392

نامه ای به یک آزاده: روزهایی که گاه در سکوت می‌گذرند نمایشگر فجایع فجیع انسانی در پس پرده‌ی خویش اند!

پژمان ظفرمند همان خواننده‌ی مردمی ایران ماست. پژمان ظفرمند همان است که به گفته‌ی پدرش از زمان دستگیری‌اش تاکنون چهل و پنج روز را در اعتصاب غذا به سر برده است. پژمان ظفرمند هم اوست که برای یک تغییر و برای یک حضور فعالیت می‌کرد.

اکبر امینی یک شهروند ایرانی نگران خاکش، اکبر امینی همان قهرمانی است که بهمن ماه 1392 خبر حضور جانانه‌اش ما را به شوق واداشت. همان که با نمادهای صلح خود را به بلندترین جایی که می‌توانست رساند تا حتی سنگین‌ترین گوش‌ها هم صدای سکوت او را، شرمسارانه بشنوند.

احمد عسگری همان است که… احمد عسگری کیست؟! نمی‌دانیم! شاید باید مقابل اسمش سکوت کرد و تنها گفت: او یک ایرانی، و روزنامه‌نگاری گم‌نام است…

حقایق بزرگی هست که انکار ناپذیرند، اگر بسیاری آسیب‌دیده‌ی انتخابات 88 شدند و هنوز تاوان آن حضور را می‌دهند عده‌ای نیز چون پژمان ظفرمند و اکبر امینی نه تنها آسیب 88 را بلکه اکنون تاوان حضور 92 را نیز می‌دهند…

در انتخابات سال 1392 همان‌دم که ما مردم در کوچه و خیابان‌ها در فریادِ نَه‌ای بزرگ به استبداد پایکوبی می‌کردیم در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر عده‌ ای دستگیر و عده‌ای به غیر انسانی‌ترین وجه دزدیده شدند. عده‌ای بی‌نام که هرگز صحبتی از آنان نخواهیم شنید و عده‌ای بی‌نامِ کمی نام‌آشناتر مانند ظفرمندها و امینی‌ها که شاید وخامت حال آنان باد ِ بی‌غیرت را مجبور سازد تا خبری از آنان در کوچه‌های شهر وزیدن گیرد…

پژمان ظفرمند کجاست؟

پژمان ظفرمند کجاست؟

پژمان ظفرمند: ایشان که اولین بار در سال‌های ۸۸ و سپس در سال ۸۹ به اتهام شرکت در تظاهرات بازداشت شده بودند، پس از حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها به جلسه‌ی نهم دی ماه 1391 سرای اهل قلم مجدداً بازداشت و پس از یک ماه آزاد شدند.

این ترانه‌خوان مردمی ایران و فعال حقوق بشر در کشاکش فشارهای وارده بر اعضا و شرکت‌کنندگان جلسات سرای اهل قلم طی احضاریه‌ای به شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی برای روز 26 فروردین ماه 1392 احضار و مورد محاکمه واقع شد و سرانجام در پی احضاری تلفنی به شعیه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حکمی به شرح زیر به وی ابلاغ گردید، حکمی که از سرنوشت آن پس از تجدیدنظرخواهی اطلاعی در دست نیست:

۳ سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیتهای رسانه ای و مجازی.

پژمان ظفرمند که در انتخابات 1392 ابتدا در ستاد آقای دکتر عارف و پس از کناره‌گیری ایشان در ستاد آقای حسن روحانی فعالیت می‌کردند دو روز پس از انتخابات 24 خرداد ماه 1392 بازداشت شدند و تا اکنون در انفرادی تحت فشارهای شدید برای اعترافات واهی علیه خود قرار دارند.

تنها زمانی خبری از ایشان و موقعیت مکانی نگهداری‌اش رسید که وی موفق شد هنگام انتقال از بند امنیتی 209 به 240 (هر دو مربوط به وزارت اطلاعات) در زندان اوین طی تماسی با پدرشان از حال خویش خبر دهند. علاوه بر دو تماس تلفنی بسیار کوتاه وی با خانواده سرانجام حسن ظفرمند پدر ایشان موفق شد تا 30 مرداد ماه ملاقاتی هشت دقیقه‌ای با ایشان داشته باشد. در این تماس است که پژمان ظفرمند خبر از اعتصاب غذا می‌دهند. پدر ایشان در این باره گفته اند:

«حالش خیلی بد بود رنگ و رو پریده و اصلا توان حرف زدن نداشت. داغون داغون بود. خودش می‌گفت ۴۵ روز است که اعتصاب غذا کرده و دست‌هایش حس ندارد و به سختی هم می‌توانست حرکت دهد. فقط این را گفت که بهش گفته‌اند که بیاید اعتراف تلویزیونی کند. پژمان هم جواب داده که کاری نکرده که بخواهد اعتراف کند و در یک انتخابات قانونی شرکت کرده…»

سرانجام پس از این فشارها و بی‌خبری ها پژمان ظفرمند ششم شهریور ماه پس از نزدیک 70 روز انفرادی در بندهای 240 و 350 زندان اوین به بند 350 منتقل شدند.

اکبر امینی کجاست؟

اکبر امینی کجاست؟

اکبر امینی: اکبر امینی قهرمان ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹ است که در حرکتی اعتراضی و نمادین با در دست داشتن نشان‌هایی از جنبش سبز مردمی ایران از جرثقیلی در نزدیکی چهارراه قصر تهران بالا رفت. او که پس از چندین ساعت فعالیت نیروهای ویژه‌ی امنیتی بازداشت شد به یک سال حبس تعزیری محکوم گردید و پس از تحمل آن از زندان آزاد شد. وی جدای از فشارهای و شکنجه‌های پس از بازداشت پس از آزادی نیز بار‌ها توسط نیروهای امنیتی بازداشت و احضار شده است.

اکبر امینی پس از آن نهم دی ماه 1391 در حمله‌ای که توسط نیروهای لباس‌شخصی به جلسه‌ی سرای اهل قلم صورت گرفت همراه با مهدی خزعلی، پژمان ظفرمند و نزدیک 70 تن دیگر بازداشت شد. او پس از روزها انفرادی به شعب 15 دادگاه انقلاب (به ریاست قاضی صلواتی) احضار شد تا در روز سه شنبه 27 فروردین ماه 1392 محاکمه شوند. سر انجام در پی احضار تلفنی او به شعیه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حکمی به شرح زیر به او ابلاغ گردید:

چهار سال حبس تعزیری به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور – یک سال حبس تعزیری به اتهام تبلیغ علیه نظام و ۵ سال محرومیت از عضویت در احزاب ، گروها و فعالیتهای رسانه‌ای و فضای مجازی. لازم به ذکر است که اکبر امینی دارای یک سال حبس تعلیقی نیز بوده است.

اکبر امینی که در انتخابات سال 1392 در ستادهای انتخاباتی فعالیت می‌کردند یک هفته مانده به انتخابات 1392 یعنی 17 خرداد ماه پس از یورش نیروهای امنیتی به منزل وی و ضبط برخی وسایل شخصی و خانوادگی بازداشت شد. و تا کنون هیچگونه اطلاعاتی از او در دسترس نیست جزآنکه ایشان در انفرادی بند امنیتی 209 اوین تحت نظارت وزارت اطلاعات محبوس اند؛ و از هرگونه ملاقات و تماس تلفنی منع شده و به شدت تحت شکنجه برای اعترافات واهی علیه خود می‌باشند. در همین زمان‌های بی‌خبری از ایشان است که طبق گزارشات موجود احضاریه‌ای به منزل ایشان آمده که حکم ۵ سال محکومیت وی و به جریان افتادن یک ماه حبس تعلیقی ایشان در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده و ایشان باید خود را جهت اجرای ۶ سال محکومیت به زندان اوین معرفی نماید! درحالی که در بند امنیتی همان زندان به‌سر می‌برند!

احمد عسگری کجاست؟

احمد عسگری کجاست؟

احمد عسگری: احمد عسگری روزنامه نگار، فعال دانشجویی و از دانشجویان دانشگاه تهران مرکز بازداشت شد.

احمد عسگری روزنامه‌نگار، فعال دانشجویی و از دانشجویان رشته روابط بین الملل دانشکده علوم سیاسی تهران مرکز است که اولین بار در سال 1388 بازداشت شد و پس از سه ماه با قرار وثیقه آزاد گردید.

ایشان در روز انتخابات 1392 (24خرداد) وقتی درحال عکس‌برداری از حوزه‌های انتخابات بود برای بار دوم دستگیر شد و پس از چند ساعت بعد از ضبط دوربین و گوشی آزاد شد. اما یک هفته بعد یعنی شب پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ماه بود که وقتی برای پیگیری وضعیت یکی از فعالین دانشجویی زندانی به نام محسن رحمانی(که در مراسم سخنرانی حسن روحانی در جماران بازداشت شده بود) برای ملاقات با برادر وی به پارک فدک تهران رفته بود توسط نیروهای امنیتی به شکلی غیرانسانی بازداشت می‌شود. آنان پس از انتقال وی و یورش به منزل، به تفتیش و ضبط وسایل شخصی پرداخته و سپس ایشان را به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از وضع ایشان در دست نیست. تنها آنکه به گفته‌ی نزدیکان وی او در بند امنیتی 209 زندان اوین در سلول انفرادی به سر می‌برد.
با توجه به شرایط موجود درمورد ایشان و سابقه‌ی حاکمیت در مواردی این‌چنینی، احتمال پرونده‌سازی‌هایی مانند ارتباط با سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق و یا جاسوسی برای ایشان و درنتیجه صدور احکام بسیار سنگین و خطرناک نگرانی‌ها را درمورد وی افزایش داده است.

لازم به ذکر است ایشان به بیماری صرع و سردردهای حاد مبتلا بوده و دارو مصرف می‌کند. تلاش خانواده‌ی ایشان برای کسب اطلاع از وضعیت سلامتی وی به نتیجه‌ای نرسیده است و این گفته‌ی وی پیش از دستگیری‌اش که درصورت بازداشت اعتصاب غذا خواهدکرد به شدت نگرانی‌ها را افزون کرده است.

محسن رحمانی فعال مدنی

محسن رحمانی فعال مدنی

محسن رحمانی: محسن رحمانی، فعال دانشجویی و مدنی و دانشجوی رشته آی تی است. در میتینگ انتخاباتی حسن روحانی که شنبه 11 خرداد ماه در جماران برگزار شد مردمی با ابراز مطالبات جنبش سبز و نام‌بردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی برخی خواسته‌هاشان از انتخابات را ابراز کردند؛ این جلسه نهایتاً با دخالت و یورش نیروهای امنیتی و دستگیری برخی شرکت‌کنندگان پایان یافت. دستگیرشدگان به تدریج به قید وثیقه آزاد شدند، اما محسن رحمانی از جمله کسانی بود که در وضعی نامشخص نزد نیروهای امنیتی تحت فشارهای روحی و جسمی بسیار شدید نگهداری شد.
محسن رحمانی ابتدا در بند 209 (وزارت اطلاعات) زندان اوین تحت بازجویی‌های بسیار قرار گرفت و بارها از سوی بازجویان مورد ضرب و شتم شدید واقع شد؛ به‌طوری که آثار ضرب وشتم و جرح بر روی بدن او به‌قدری نمایان بود که مقامات بند 209 به رغم تبدیل قرار بازداشت وی به وثیقه، از آزادی‌اش ممانعت می‌کردند.
سرانجام محسن رحمانی اواخر تیر ماه از بند امنیتی 240 زندان اوین آزاد شد.

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »