Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘پنجشنبه سیاه و خونین بند 350 اوین’ Category

اردیبهشت 1393

مهم و فوری/ توفان توییتری شنبه 6 اردیبهشت ساعت 23:30 به وقت تهران. برای اطلاعات کامل کلیک نمایید. دیدارمان توییتر

———————————————————————————————


«زندانیان بند 240 انفرادی 8 روز است لب به آب و غذا نزده‌اند. مراجع، مقامات! آیا آن‌ها زنده‌اند؟
زندانیان بند 350 چهارمین روز اعتصاب غذای تر را پشت سر می‌گذارند.
»
4 اردیبهشت

این کلام معصومه دهقان است؛ همسر عبدالفتاح سلطانی. همسر وکیلی که به جرم شغلش و به‌جرم پایبندی به قانون، به زندان است.

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

این روزها عبدالفتاح سلطانی سرفراز از ایستادن بر پای عهدش در همراهی با دیگر یاران زخم‌خورده‌اش غذای سیاهی را نمی‌خورند.

بغض همسر از ناگفته‌های پنهان در کلماتش پیداست وقتی که می‌گوید: «برای همراهی با اعتصاب‌کنندگان روزه می‌گیریم!»
3 اردیبهشت

و باز می‌گوید: «اگر زندانیان در اسراییل و امریکا و انگلیس و… این‌جنین هتک‌حرمت می‌شدند حکومت ما چه می‌کرد؟ اشکهایم مهلت نمی‌دهد نوشته‌ی خانم متین پور و خانم کبودوند را بخوانم!»
4 اردیبهشت

و این آخرین کلام اوست که: «حال ما خوب است اما تو باور نکن !
5 نفر در انفرادی حال بسیار بدی دارند !!»
6 اردیبهشت – 17:45

معصومه دهقان در تکاپوی این گرانی‌ها تکاپوی دیگری نیز دارد مانند همه‌ی خانواده‌های زندانیان سیاسی. و آن یاری عزیز دربند برای رهایی است. او تلاشش را اینگونه بازگو می‌کند. بازگویی‌ای که گویی این‌روزها به طعم عمیق‌تری از درد آغشته است:

«خدابخشی دادیار ناظر زندان با وثیقه‌ی یک میلیاردی هم راضی نشد!

این چهارمین سندی‌ست که پس از چند ماه معطلی خدابخشی را راضی نمی‌کند. از اسفند 92 آقای خدابخشی به من اعلام تودیع وثیقه می‌کند هر بار که می‌برم پس از چند ماه می‌گوید کم است و دادستان قبول نمی‌کند !!!

باز دو هفته‌ی پیش زنگ زدند که وثیقه‌ی میلیاردی بیاورید و همکار ایشان 4 شنبه مدارک را تحویل دادند.

امروز شنبه که مراجعه کردم خانم منشی گفتند سند وکالتی‌ست قبول نداریم!

گفتم شما قبول ندارید یا قانون؟ گفت: شعبه‌ی ما نمی‌پذیرد.

پرونده‌ی آقای سلطانی برای اعمال ماده‌ی 18 حدود 17 ماه است که در دفتر قوه‌ی قضاییه خاک می‌خورد.

اینجا ایران است مهد تمدن و فرهنگ

کجایند شهدای مشروطه که برای تدوین «قانون» شهید شدند؟؟؟»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – شنبه 6 اردیبهشت – 17:30

برای اطلاعات بیشتر درمورد اعتصاب غذا بخوانید: «اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر»

وبلاگ نامه به یک آزاده
منبع عکس: معصومه دهقان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

این برنامه به پایان رسیده است

برای دسترسی به لیست توییت‌ها کلیک نمایید. هش‌تگ اختصاصی توفان:
HASHTAG: #HelpEvin350
CLICK HERE FOR THE LIST OF TWEETS

———————————————————————————————

«کتک خوردیم و خونمان ریخته شد تا بگوییم ما حاکمیت قانون می‌خواهیم. تا بگوییم قانون‌شکنی و زور گویی بس است. هنوز هم فریاد می‌زنیم و یاری می طلبیم که نگذارید انسانیت سقوط کند؛ که بمیرد؛ که اینگونه مظلوم‌کشی شود؛ که زندانی به معنای واقعی مظلوم است. احساس خفگی می‌کنم پنجره ای بگشایید.»
حسین رونقی ملکی – 4 اردیبهشت – بند 350 اوین

نجواهای بلند…

اولین نجواها شاید فریاد بلند «چرا می‌زنید» ِ زندانی بود، میان آن دیوارها که بلند است و بن‌بست…

اولین نجواها شاید فغان مادر و آه پدری بود که بی‌پناهی فرزندش را از پشت شیشه‌های فولادین می‌نگریست…

یا شاید بعض امید بود که به قانونان‌خواران فریاد می‌کرد: «هیچ کس حق ندارد قانون را زیر پا بگذارد»

یا شاید نجوای عماد وقتی باخود می‌گفت: «بدنم درد می‌کند، و درد من از له‌شدن تنم نیست…»

و یا شاید نجوای حسین وقتی در دل فریاد می‌کرد: «اینجا هوا نیست. پنجره‌ها بگشایید…»

اولین نجواها را این روزها آنها به آسمان بردند، بیایید ما نیز نجواگر شویم! نجواهایی که شاید همچون گنجشک‌ها از پس پنجره‌های گشوده، رو به آسمان اوین ترانه شوند

توفان توییتر در حمایت از زندانیان آسیب دیده در جریان حمله خونین پنجشنبه سیاه 28 فروردین 1393 به بند 350 زندان اوین

توفان توییتر در حمایت از زندانیان آسیب دیده در جریان حمله خونین پنجشنبه سیاه 28 فروردین 1393 به بند 350 زندان اوین

اکنون بیش از 65 تن از زندانیان در زندان‌های ایران در اعتصاب غذا به‌سر می‌برند (ببینید پست «اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر»)

در همدلی با زندانیان بند 350 اوین و اعتراض به خالقان روزهای خون و سیاهی، در همدلی با تمام زندانیان اعتصاب‌غذاکننده در اوین، رجایی‌شهر و دیگر زندانها و خانواده‌های نگران آنان، در توفان توییتری شنبه 6 اردیبهشت ماه ساعت 23:30 به وقت تهران نجواهای خود را فریاد خواهیم کرد. دیدار ما آنجا…

لینک حاوی لیست توییت‌ها و هش‌تگ اختصاصی این توفان، یک ربع قبل از شروع توفان توییتری از سوی دست‌اندرکاران این توفان در بلاگ و ایونت فیسبوک مربوطه ارائه خواهد شد.
وبلاگ نامه به یک آزاده تنها یکی از اطلاع رسانان و شرکت کنندگان در این «برنامه‌ی پیشنهادی از سوی فعالان» است. اماپیرو اطلاع‌رسانی مستقلی که در این زمنیه از سوی ما توسط همین پست صورت گرفته است، بدیهی است که لینک حاوی توییت‌ها و هش‌تگ اختصاصی توفان حتماً در همین صفحه، و همچنین در فیسبوک و توییتر نامه ای به یک آزاده نیز اطلاع رسانی خواهد شد. دیدار به امشب

* منظور از توفان توییت که در شبکه‌ی اجتماعی توییتر صورت می‌گیرد، ارسال پیاپی توییت به شکلیست که اولا توییتها همگی دارای یک هدف مشخص باشند و ثانیا در زمان خاصی شروع شده و پس از مدت مقرری پایان یابند. هرکس می‌تواند از لیست توییتهای تعیین‌شده استفاده کند یا توییت‌های خود را داشته باشد. معمولا از تگهای یکسانی برای بالا بردن رتبه بندی لحظه‌ای آن تگ و رسیدن به هدف طوفان توییت که «جلب توجه» می‌باشد استفاده می‌شود. برای شرکت در توفان توییت نیاز به یک اکانت توییتر دارید و تنها کافیست توییت ها را که 15 دفیفه قبل از شروع برنامه لینک دسترسی به لیستش در همین صفحه اطلاع‌رسانی خواهد شد یکی‌یکی کپی کرده و توییت نمایید. یا توییت‌های دلخواه خود را با تگ مربوطه که همزمان با اعلام لیست توییت‌ها همینجااعلام خواهد شد، توییت نمایید

TWEET STORM in support of Evin Ward 350 political prisoners
Saturday, 26 April 2014 (Shanbe 6 Ordibehesht 1393)
12:00:00 Noon California (Pacific Daylight Time)
3:00:00 PM New York time (Eastern Daylight Time)
9:00:00 PM Berlin time (Central European Summer Time)
8:00:00 PM London Time (British Summer Time), 11:30:00 PM Tehran Time

On April 17, 2014 Ward 350 of Evin prison was raided and the political prisoners brutally attacked and beaten resulting in serious injuries for some of the prisoners.

Despite the serious injuries that many of the prisoners sustained, 33 of them were moved to solitary confinement without providing medical treatment.

The prisoners who were moved to solitary launched a hunger strike protesting the brutal attack on Ward 350. .

In support of their fellow inmates in solitary confinement many of Ward 350 political prisoners have also launched a hunger strike.

Despite the political prisoners and their families confirming the brutal attack, prison officials and the Judiciary officials continue to deny the attack calling it a routine inspection of the ward.

Judiciary officials continue to deny the attack calling it a routine inspection of the ward.

Please join us in supporting these brutally attacked and on hunger strike political prisoners by joining Tweet Storm on Saturday April 26 and help bring awareness to their case.

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اعتصاب غذای فراگیر در زندان‌های ایران / بیش از 65 زندانی سیاسی عقیدتی در اعتصاب غذا + پوستر

اردیبهشت 1393

نامه به یک آزاده:

الف: اعتصاب غذای 12 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از فاجعه‌ی خونینِ حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد _پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد_ ابتدا دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌های حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

متن کامل بیانیه‌ی مذکور در زیر آمده است:

«بسمه تعالی

لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظلم

خداوند سخن گفتن پرخاشگرانه را دوست نمی دارد مگر آنکه ظلمی بدو رسیده باشد.

ملت شریف ایران

روز پنج شنبه 28 فروردین 93 در بند 350 زندان اوین که محل نگهداری اکثر زندانیان سیاسی است حوادثی در حد فاجعه اتفاق افتاد و مظالمی بر زندانیان این بند رفت که بسیاری از هموطنانمان کمابیش مطالبی در مورد آن شنیده اند.

مشروح آن وقایع و برخوردهای خشونت آمیز بی سابقه ای که بوسیله نیروهای لباس شخصی و نیروهای حفاظت زندان با زندانیان این بند شد قبلا طی نامه سرگشاده ای به رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی و همچنین طی اعلام جرم و استشهادیه ای خطاب به دادستان تهران اعلام شده است.

نتیجه آن برخوردها، به جای ماندن تعداد زیادی مجروح و مصدوم از محبوسان این بند و انتقال سی و دو نفر از آنها به سلولهای انفرادی و بهداری زندان بود و این درحالی صورت گرفت که جراحات و مصدومیت های تعدادی از آنها شدید و نگران کننده است. افزون بر مجروحان و مضروبانی که از بند منتقل شده اند تعداد قابل توجهی نیز در داخل بند هستند که متاسفانه در درمان آنها تعلل می شود.

جای تاسف مضاعف است که به جای رسیدگی به این برخوردهای غیرقانونی و پیگرد مسببان این حادثه ناگوار برخی از مسولان ذی ربط طی مصاحبه ها و اظهارات خود همه این موارد را تکذیب و جراحت و آسیب دیدگی زندانیان را به طور کلی منکر شده اند که این خود به معنی حمایت آشکار از ضاربان و قانون شکنان است.

تعداد قابل توجهی از زندانیان بند 350 قصد اعتصاب غذا داشتند و برخی نیز خود قبلا اقدام کرده اند. ما امضا کنندگان این بیانیه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی سابقه و ارائه اخبار کذب در جهت قلب واقعیت ها از بعد از ظهر روز دوشنبه اول اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا می زنیم.

و از خداوند بزرگ می خواهیم که این قدم ناچیز را وسیله ای برای احقاق حقوق پایمال شده مظلومان قرار دهد.»

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

ب: اعتصاب غذای 20 نفره در بند 350 زندان اوین
پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

که از آنجا که رضا شهابی پیش از آن و در بیانیه‌ی روز 1 اردبیهشت اعلام اعتصاب غذا کرده بود تعداد اعتصاب غذا کنندگان در اصل 20 تن می‌باشد.

همچنین باید گفت که برخی منابع روشن کرده‌اند که دکتر اسداله اسدی نیز در میان اعتصاب غذا کنندگان و امضاکننده‌ی بیانیه‌ی فوق قرار دارند که البته ایشان به‌همراه چهار تن دیگر به نام‌های اصغر قطان، اسدالله هادی، مجید اسدی و مهدی ساجدی فر به‌دلیل رنج‌بردن از بیماری‌های بسیار شدید، به‌درخواست عبدالفتاح سلطانی روز 5 اردیبهشت دست از اعتصاب غذا کشیدند.

اسدالله هادی از بیماری کلیه و قند و دیسک کمر و آرتوروز گردن و پا رنج می برد. اصغر قطان نیز علاوه بر توموری که در معده دارد از بیماری های قلبی و کلیوی و فشار خون و پروستات رنج می برد. همچنین دکتر اسدالله اسدی و مهدی ساجدی فر از بیماری های گوارشی و خونریزی رنج می برند و چند روز اعتصاب غذا منجر به تشدید خونریزی آنها شده است. مجید اسدی که پنج روز در انفرادی بسر برده است و از روز پنج شنبه گذشته(28 فروردین) در اعتصاب غذا بود بدلیل افزایش فشار در ناحیه چشم چپ و درد شدید و احتمال وخیم شدن اختلالات بینایی به درخواست دکتر سلطانی پاسخ داده و به اعتصاب غذای خود پایان دادند.

بیانیه‌ی این عزیزان که در آن به روشنی به موارد نقض‌شده از حقوقشان و همچنین به خواسته‌های به‌حق‌شان اشاره کرده‌اند در زیر آمده است:

«مردم شریف ایران، همانگونه که اطلاع یافته اید روز پنج شنبه ۲۸ فروردین مردان باتون به دست با یورش به بند ۳۵۰ به بهانه‌های واهی به طور غیرقانونی به مدت چهار ساعت با ایجاد رعب و وحشت به ضرب و شتم زندانیان پرداختند. عده‌ای را به شدت مضروب و روانه بندهای انفرادی کردند و پنج روز پس از آن واقعه از پذیرفتن مسئولیت خود در این زمینه طفره رفته و آن واقعه را یک جنجال تبلیغاتی می خوانند. ماموران و لباس شخصی ها به موارد غیر قانونی و ضد حقوق بشری زیر مبادرت کردند، که مجموعاً از موارد نقض حقوق زندانیان و حقوق انسان محسوب می‌شود.

یک: ضرب و شتم شدید زندانیان
دو: ایجاد صدمات عمدی به عده‌ای از زندانیان
سه: عدم اعزام مصدومان به بیمارستان و مراکز پزشکی
چهار: عدم پیگیری شکایات زندانیان
پنج: تراشیدن موی سر و صورت به اجبار به قصد تحقیر زندانیان
شش: زدن دستبند و چشم‌بند
هفت: تخریب اموال عمومی و شخصی

با عنایت به موارد نقض حقوق زندانیان و موارد متعدد نقص اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین و همچنین بی توجهی و نقض اصول مندرج در قانون اساسی و آیین نامه سازمان زندان ها ما زندانیان سیاسی خواستار موارد زیرهستیم:

یک: بازگشت همه زندانیان مضروب اعزامی به بند ۲۴۰ انفرادی
دو : رسیدگی به موضوع و تعقیب قانون شکنان
سه: اعزام فوری مجروحین به پزشکی قانونی برای ارزیابی میزان صدمات جسمی
چهار: اعزام مجروحین به بیمارستان برای درمان جراحات
پنج: عذرخواهی رسمی از زندانیان و خانواده‌هایشان
شش: جبران خسارات مادی و معنوی زندانیان
هفت: حضور نمایندگان شریف ملت ایران و هیات حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران در محل بند ۳۵۰ زندان اوین و استماع اظهارات زندانیان و تهیه صورت جلسه.

لازم به یادآوریست تا برآورده شدن درخواستها به رغم میل باطنی و با توجه به اینکه ما هیچ راهی برای رساندن پیام خود و پیگیری مطالباتمان باقی نمانده است، دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنیم.»

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی  در بند 350 اوین در اعتصاب غذا - اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی در بند 350 اوین در اعتصاب غذا – اعتراض به حمله‌ی خونین پنجشنبه 28 فروردین 93 به بند 350 زندان اوین

پ: اعتصاب غذای دسته‌جمعی در انفرادی‌های اوین
لازم به اشاره است که همان پنجشنبه، 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

ت: اعتصاب غذای 7 نفره در سالن 12 زندان رجایی‌شهر کرج
پس از این حرکت اعتراضی زندانیان سیاسی در زندان اوین بود که زندان رجایی‌شهر کرج نیز در همراهی با یاران اوینی خود اعلام اعتصاب غذا کرد. ابتدا هفت زندانی سیاسی رجایی شهر طی بیانیه‌ای اعلام کردند که از چهارشنبه 3 اردیبهشت در … اعتصاب غذای خود را آغاز می‌کنند. اسامی آنان اینگونه است: جعفر (شاهین) اقدامی، رضا انتصاری، مسعود باستانی، سعید رضوی‌فقیه، مهدی محمودیان، سعید مدنی و مصطفی نیلی

بیانیه‌ی این عزیزان به شرح زیر منتشر گردیده است:

«هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است. (اصل 39 قانون اساسی)

ملت شریف ایران

انقلاب بهمن 57 نه یک واقعه بلکه فرآیندی بود طولانی در راستای مطالبات ملت ایران از مشروطه به این سو و بنابراین از سر اتفاق نبود که آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی در یک کلام تحقق حق حاکمیت ملت بر سونوشت خویش، درصدر آرمان‌های این انقلاب جای گرفت.

متاسفانه در سالیان پس از پیروزی انقلاب اصول مربوط به حقوق ملت مندرج در قانون اساسی، بارها از سوی مسئولان کشور نقض شده و قوه‌قضاییه نیز نه تنها در برابر این تخلفات رفتاری مسئولانه از خود نشان نداد بلکه در بسیاری موارد، خود سردمدار قانون‌شکنی‌ها بوده است.

جمله به زندانیان سیاسی و ایراد صدمات و فشارهای جسمی و روانی علیه ایشان و خانواده‌هایشان بی‌سابقه نیست. آزار زندانیان سیاسی و مبادرت به اقدامات مجرمانه در محیط زندان از سوی مسئولان قضایی و امنیتی بارها صورت پذیرفته است. دریغ که مسئولان نظام سیاسی کشور از پیامدهای کوتاه مدت و زیان‌های دراز مدت چنین اقدامیاتی درس نمی‌گیرند.

عدم رسیدگی به منصفانه به احکام و مجازات‌های غیرقانونی و رفتار خلاف قانون و اخلاق از جمله قتل زنده‌یادان زهرا کاظمی، زهرا بنی‌یعقوب، هدی صابر، ستار بهشتی و فاجعه تلخ کهریزک که متاسفانه اراده‌ای جهت دادرسی عادلانه به جنایات عاملان و آمران آنها دیده نمی‌شود، ضمن افزایش شکاف دولت-ملت، موجب جری‌تر شدن نهادهای امنیتی و مسئولان قضایی در برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی شده است. در چنین شرایطی حادثه پنج‌شنبه سیاه اوین زخم تازه‌ای بر پیکر جنبش دموکراسی خوهانه مردم ایران آورده است.

متاسفانه به رغم گذشت یک هفته از فاجعه دردناک و غیرانسانی حمله به بند 350 و ضرب و شتم شدید و ایراد جراحات عمومی به زندانیان سیاسی و انتقال اجباری ایشان به سلول انفرادی، هیچ یک از مسئولان قضایی، اجرایی و امنیتی، رفتاری مسئولانه از خود نشان نداده و با دروغ‌پردازی‌های محیرالعقول در رسانه‌های رسمی به ویژه صدا و سیما رفتاری مسئولیت‌گریزانه از خود بروز داده‌اند.

موضع‌گیری‌های منتاقض رییس سازمان زندان‌ها که مستقیما مقام مسئول محسوب می‌شود، از تکذیب حادثه تا تخفیف و تمسخر قربانیان را شامل می‌شود. موضع‌گیری شبهه‌انگیز وزیر دادگستری و سکوت معنادار وزارت اطلاعات از جمله واکنش‌های غیرقابل توجیه مقامات دولتی محسوب می‌شود. گویی آقایان از یاد برده‌اند رای ملت ایران در خرداد ماه 1392 «نه» به حاکمیت دروغ، بی‌قانونی، فساد و بی‌کفایتی و آری به مطالبات جنبش سبز مردم ایران بود.

از این رو، ما جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی سالن 12 زندان رجایی‌شهر ضمن اعتراض به قانون‌شکنی‌های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی همصدا با یاران‌مان در بند 350 اوین و درواکنش به رفتارهای غیرمسئولانه مقامات ذی‌ربط، از شامگاه چهارشنبه سوم اردیبهشت اعتصاب غذا می‌کنیم.

فصبر جمیل و الله‌ المستعان»

ث: اعتصاب غذای 12 نفره در زندان رجایی‌شهر کرج
بعد از آن نیز بیانیه‌ی دیگری از زندان رجایی شهر منتشر گردید که بیانگر آن بود که 12 تن دیگر نیز در همیاری با یارانشان در زندان اوین از روز پنجشنبه 4 اردیبهشت به اعتصاب غذا برخواسته‌اند که اسامی آنان به این شرح است: رسول بداقی، حمیدرضا برهانی، محمد بنازاده امیرخیزی، خالد حردانی، افشین حیرتیان، باتیرشاه محمداف ، حشمت الله طبرزدی، صالح کهندل، سعید ماسوری، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد و ناصح یوسفی

بیانیه‌ی منتشرشده از سوی این عزیزان را در زیر بخوانید:

«ما امضاکنندگان این بیانیه به نشانه حمایت از دلاورمردان بند 350 زندان اوین و ابراز همدردی با خانواده های شریف آنها از صبح روز پنجشنبه 4اردیبهشت 93 دست به اعتصاب غذا خواهیم زد.
خواسته های ما زندانیان اعتصاب غذا کننده به قرار زیر است:

یک- خواهان بستری شدن مجروحان و آسیب دیدگان در بیمارستان های بیرون از زندان
دو- برآورده شدن تمامی خواسته های به حق زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین
سه- بازگرداندن همه زندانیان سیاسی از سلول های انفرادی به بند 350 اوین
چهار- دادن ملاقات حضوری خانواده ها با عزیزان در بندشان
پنج- خواهان تعقیب و مجازات آمرین و مباشرین این جنایت هولناک که حق طبیعی خانواده های زندانیان سیاسی بند 350 و حق عموم ملت ایران است.

جمعی از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کننده زندان گوهردشت کرج
اردیبهشت سال 93
»

ج: اعتصاب غذای 5 نفره در بند 350 زندان اوین

با ادامه‌ی اعتصاب غذا و عدم رسیدگی به خواسته‌های زندانیان پنج تن دیگر در بند 350 زندان اوین به نام‌های محمد داوری، علیرضا رجبیان فرد، جعفر گنجی، حمید کرواسی و محسن قشقایی طی بیانیه‌ای که جمعه 5 اردیبهشت منتشر گردید اعلام کردند که در راه اعتصاب غذا به دیگر یارانشان پیوسته‌اند. بیانیه‌ی آنان به شرح زیر است:

«به دروغ و تهدید و تشویش پایان دهید

پیش از یک هفته از حوادث بند 350 زندان اوین می گذرد و هنوز تعدادی از زندانیان این بند در انفرادی بسر می برند و از شرایط آنها که از همان روز نخست دست به اعتصاب غذا زده اند اطلاعی در دست نیست. بعضی از آنها به شدت مجروح شده اند که معلوم نیست آیا مورد مداوا قرار گرفته و خدمات درمانی به آنها ارائه می شود یا نه؟

از سوی دیگر مجروحان و آسیب دیدگان در بند هر چند به طور موقت و سطحی مورد مداوا قرار گرفته اند اما وضع تعدادی از آنها نگران کننده است. در اعتراض به عملکرد مسئولان و ماموران زندان در جریان بازرسی روز پنج شنبه چندین نامه و شکواییه توسط زندانیان بند 350 ارائه گردیده است و تعدادی از زندانیان برای رساندن فریاد مظلومیت خود دست به اعتصاب غذا زده اند که تعدادی از زندانیان سیاسی سایر زندان ها هم به آنها پیوسته و در اعتصاب بسر می بردند، اما متاسفانه در طی روزهای گذشته نه تنها پاسخ مناسبی داده نشده و اقدام شایسته ای صورت نگرفته است، بلکه دروغها و انتشار مطالب غیرواقعی و تهدیدهای مقامات سازمان زندان ها و مسئولان قضایی و رسانه های به اصطلاح ملی نظام ظلم مضاعفی را بر زندانیان سیاسی بند 350 تحمیل نموده است.

متاسفانه مسئولان و مقامات سازمان زندان های کشور بویژه ریاست سابق این سازمان در انکار حقایقی که مانند روز روشن است و تکذیب خشونت های اعمال شده آشکارا به افکار عمومی توهین نموده اند. مسئولان ارشد قضایی و در راس آنها ریاست قوه قضاییه که با توجه به شان و جایگاه قضایی خود باید بی طرفانه و عادلانه به موضوع رسیدگی کند و عوامل متخلف را مورد مواخذه قرار دهد با واکنشی عصبی همه را مورد تهدید قرار می دهد و به بهانه انعکاس این حوادث در رسانه های خارجی، از آغاز پدیده موهوم فتنه جدید سخن می راند و دست به فرافکنی می زند.

با کمال تاسف رسانه غیر ملی نیز همسو با موج تکذیب و تهدید بصورت مغرضانه حوادث را وارونه جلوه داده و با تهیه اخبار و مستندهای تهیه شده در جهت تحریف واقعیات عوامل خشونت و توهین و تحقیر را تبرئه می کند و یک تنه هم شاکی و هم کارشناس و هم قاضی می شود و حکم صادر می کند.

ضمن سپاسگزاری از کسانی که مسئولانه موضع گرفته و پیگیر حقایق می باشند، به نشانه اعتراض به موج تکذیب و تهدید و تشویش ما جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین به دوستان اعتصاب کننده خود در این بند و سایر زندان ها می پیوندیم تا صدای مظلومیت خویش را رساتر به گوش وجدانهای بیدار برسانیم.»

حرکت‌های همدلانه

1- روزه سیاسی
پس از اعلام اعتصاب غذا از سوی زندانیان سیاسی، خانواده‌ی این عزیزان اعلام کرده‌اند که در همراهی با عزیزانشان دست به روزه‌ی سیاسی خواهند زد.

پست «معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی: یک مرتبه هیاهو به پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست | درهمراهی با زندانیان روزه می‌گیریم» را ملاحظه نمایید.

2- کمپین سرافراز
پس از آنکه نیروهای امنیتی در پنجشنبه‌ی سیاه زندانیان سیاسی را مورد حمله و ضرب و شتم وحشیانه قراردادند در تلاش برای تحقیر آنان مبادرت به تراشیدن سر زندانیان آزاده‌ی ایران کردند.

پس از این حرکت، از همان روز نخست انتشار حرکت شنیع زندانبانان پیشنهادی ساده در شبکه‌های اجتماعی پیچید. پیشنهادی که اعلام می‌کرد: در همراهی با زندانیان سیاسی و نشان‌دادن آنکه این آزادگان سرفرازان این سرزمین‌اند و سرهای بی‌موی آنان بر فراز ایران قرار دارد، موهای خود را خواهیم تراشید…

پست «این روزهای ایران: تمام ایران 350 است | مادر شهید مصطفی کریم‌بیگی در همدلی با بند 350 موهای سرشان را تراشیدند» را ملاحظه نمایید.

این پیشنهاد ساده که با همراهی بسیار گسترده‌ی مردان و زنان در داخل و خارج روبرو گردید به کمپین #سرفراز معروف شد.

کمپین #سرفراز  #Proud350

کمپین #سرفراز
#Proud350

3- توفان توییتری
توفان توییتری که از سوی برخی فعالین توییتر ترتیب داده‌شده رأس ساعت 23:30 روز شنبه 6 اردیبهشت ماه در حمایت از زندانیان مورد ظلم واقع‌شده‌ی اوین و در همراهی با زندانیان در اعتصاب غذا و خانواده‌هایشان برگزار خواهد شد. برای اطلاع کامل کلیک کنید. دیدار در توییتر

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

«برای همراهی با اعتصاب‌کنندگان روزه می‌گیریم ~~سه‌شنبه 4 اردیبهشت – 24بامداد!»

این را معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی می‌گویند.

می‌گوید…

و می‌گوید از آزادگانی که حتی پاهای‌شان را شکستند تا لبخند از لبانشان پرواز کند، اما نکرد…

معصومه دهقان و همسرشان عبدالفتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است | عکس: معصومه دهقان

معصومه دهقان و همسرشان عبدالفتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است | عکس: معصومه دهقان

«به سرعت و نگران خودم را به سالن ملاقات رساندم.

همه مبهوت به‌هم نگاه می‌کردیم.

علامت سوال بزرگی در مقابل چشمها بود! برای چه، چه کسانی سود می‌برند؟ آیا این سود ارزش تحمیل این همه هزینه برای نظام را دارد‌؟

صدایم کردند. سریع خودم را به پشت شیشه رساندم. از هر درزی دنبال بچه‌های آشنا بودم.

آمدند ولی با تعداد کم. همسرم را بدون مو دیدم. خیلی وقتها موهایش را از ته می‌زد. گفتم خواسته بودند تحقیرت کنند اما بدان، خودشان بیشتر تحقیر شدند. تو تحقیر نشدی !

فرشید فتحی را دیدم با دو عصای زیر بغل آمد و چاق‌سلامتی کرد. این جوان با پای شکسته آمد ولی لبخند از لبش دور نمی‌شد. می‌خواست بگوید حالم خوب است .

امید بهروزی با مچ دست باندپیچی شده و علی خانی با با پای مجروح! زمان تمام شد.

سالن خیلی شلوغ بود. خانواده‌ها با بستگانشان آمده بودند تا رفع نگرانی شود.

یک‌مرتبه هیاهو به‌پا شد. مادری غش کرد. پدری گریست و فریاد زد. مادر دیگر به خدا شکایت می‌کر.د شیون به‌پا شده بود!»
معصومه دهقان – چهارشنبه 3 اردیبهشت – 23:45

اعتصاب غذا: پس از فاجعه‌ی خونین حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد، پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد، دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌هایس حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای که در آن موارد نقض‌شده‌ی حقوق زندانیان طرح و همینطور خواسته‌های به‌حق آنان مطرح گردیده‌است اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

لازم به اشاره است که همان 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

وبلاگ نامه به یک آزاده
عکس: معصومه دهقان

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

این روزها، روزهایی که گویا راهی جز بی‌غذایی برای باهم بودن نمانده‌است…

روزهایی که راه‌ها تونل‌های بن‌بستی‌ست پر از دستان بلندی که فراموشی به دست گرفته‌اند…

روزهایی که بن‌بست‌ها جز به انفرادی‌های سرد ختم نمی‌شوند. و روزهایی که انگار «دوباره‌ها» دوباره از خیابان‌های شهر به اوین‌های شهر ریخته‌اند…

اما…

اما…

یک چیز مانده است. سیاهی هم می‌داند که آن‌چیز مانده است. خاموشی هم می‌داند که چیزی اینجا ادامه دارد:

…رویای آزادی

… رویای آزادی

پرستو سرمدی  و همسرش حسین نورانی‌نژاد به همراه فرزند نوزادشان سهراب| عکس: پرستو سرمدی

پرستو سرمدی و همسرش حسین نورانی‌نژاد به همراه فرزند نوزادشان سهراب| عکس: پرستو سرمدی

«هر چی گشتم عکس سه‌تایی دیگه‌ای پیدا نکردم. نمی‌دونم حکمت اینکه ما نمی‌تونیم باهم زندگی کنیم چیه… »
پرستو سرمدی – سه‌شنبه 2 اردیبهشت

پرستو سرمدی این روزها که گویی تمام اوین در اعتصاب غذاست متن سال 89 خویش را بازخوانی می‌کند:

«اعتصاب می‌کنم تا با هم بمانیم

تمامی مسیرها را پیموده‌ای. گنجشککان روی سیم‌های خاردار اوین گواهی می‌دهند.

تمامی فشارها را تحمل کرده ای. سلول‌های انفرادی اوین گواهی می‌دهند.

به هر کور سوی امیدی که بود دل بستی. روزنه‌های دیوارهای بلند اوین بر تو گواه‌اند.

لحظه‌لحظه‌های اسارت بر تو گواهند که هرگز بار امانت را از دوش وانگذاشتی. امانت ملتی که یک قرن است آزادی را فریاد می‌کنند.

ملتی که فریاد می‌کند برای انسان حرمتی است تنها از آن رو که انسان آفریده شده و برای انسان کرامتی است ورای مذهب، جنسیت و اعتقادات سیاسی‌اش. و انسان باید آزاد باشد حتی اگر گفته باشد نتیجه‌ی انتخابات را نمی‌پذیرد. و انسان باید آزاد باشد حتی اگر اعتراض کرده باشد به خشونت.

تمامی راهها را پیموده‌ای و حالا باز هم رسیده‌ای به این چهار دیواری. بازهم این چهار دیواری مانده است و تو، و گرسنگی که آخرین حربه‌ی توست برای به‌مقصد رساندن امانتت.

گرسنگی مواهبی هم دارد. لحظاتی که بدن کرخت می‌شود، حالتی است میان خواب وبیداری. در آن لحظات می‌مانی که آنچه می‌بینی رویا است یا واقعیت. در همان لحظه من را درون سلولت ببین که دست‌هایم را به سویت دراز کرده‌ام. شاید بعد از این یک سال دست‌هایمان بهم برسند در آن خلوت و مستیِ گرسنگی.

من هم در این یک سال تمامی مسیرها را پیموده‌ام. جابه‌جای سرزمینم شهادت می‌دهند. و همه‌ی کوچه‌های بن‌بست را دیده ام، و می‌دانم فرصت ها اندکند. می ترسم فرصت دیگری نباشد برای باهم‌ماندن. پس اعتصاب می کنم تا شاید در آن مستی گرسنگی کنج آن سلول کوچک بهم برسیم و با هم بمانیم.

در آن مستی گرسنگی شاید ببینیم آن سرزمین رویایی را که سبز است و انسان در آن حرمتی دارد، همان سرزمین سبزی که در چشمان ندا جریان داشت.

این را سال 89 که حسین در زندان اعتصاب غذا بود نوشتم. حالا باز هم حسین زندان است و این بار دوستانش در اعتصاب غذا»
پرستو سرمدی همسر حسین نورانی‌نژاد – چهارشنبه 3 اردیبهشت – : 22:00

حسین نورانی‌نژاد:حسین نورانی نژاد عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، صبح دوشنبه اول اردیبهشت در پی یورش مأمورانی که خود را نیروهای سپاه معرفی کرده‌اند، پس از تفتیش و ضبط برخی مدارک هویتی، در منزلشان مجدداً بازداشت شد.

پرستو سرمدی یک اردیبهشت ماه این خبر را اینگونه اعلام می‌کنند: «حسین را بازداشت کردند، نگذاشتند بیشتر از یک ماه پسرشو ببینه….»

حسین نورانی‌نژاد در تماس تلفنی با خانواده‌اش اعلام کرده‌اند که بازپرس شعبه دو برای آزادی ایشان قرار وثیقه‌ای به مبلغ سیصد میلیون تومان صادر کرده است. اما تا این زمان(چهارشنبه 3 اردیبهشت) که سه روز از بازداشت وی می‌گذرد، در حالی که خانواده‌ی ایشان وثیقه‌ی تعیین شده برای وی را تهیه کرده‌اند، مسئولین دادسرا از پذیرش وثیقه و آزادی وی خودداری می‌کنند.

اضافه می‌کنیم حسین نورانی‌نژاد شهریور ماه 89 پس از گذران یک سال محکومیت از زندان اوین آزاد شده بودند. ایشان این حکم یک ساله را پس از بازداشت‌شان در 26 شهریور ماه 88 به اتهام تبلیغ علیه نظام دریافت کرده بودند.

حسین نورانی‌نژاد  - عکس: پرستو سرمدی

حسین نورانی‌نژاد – عکس: پرستو سرمدی

اعتصاب غذا: پس از فاجعه‌ی خونین حمله‌ی وحشیانه به زندان اوین که روز پنج‌شنبه 28 فروردین رخ داد، پنجشنبه‌ی خونینی که به پنجشنبه‌ی سیاه اوین معروف شد، دوازده تن از زندانیان بند 350 زندان اوین به نام‌هایس حسن اسدی زیدآبادی، امیر اسلامی، اکبر امینی ارمکی، عماد بهاور، قربان بهزادیان نژاد، مسعود پدرام، امین چالاکی، محمدصادق ربانی املشی، علیرضا رجایی، سید حسین رونقی ملکی، رضا شهابی و محسن میردامادی در بیانیه‌ای اعلام کردند که از بعد از ظهر دوشنبه 1 اردیبهشت ماه در اعتراض به برخوردهای غیرقانونی و تضییع حقوق زندانیان و نیز اعتراض به عدم رسیدگی به این تخلفات فاحش و بی‌سابقه و ارائه‌ی اخبار کذب در جهت قلب واقعیت‌ها دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

پس از آن نیز در روز سه‌شبنه 2 اردیبهشت، 21 تن دیگر از زندانیان بند 350 زندان اوین طی بیانیه‌ای که در آن موارد نقض‌شده‌ی حقوق زندانیان طرح و همینطور خواسته‌های به‌حق آنان مطرح گردیده‌است اعلام اعتصاب غذا کردند. اسامی آنان به این شرح است: عبدالفتاح سلطانی،اسماعیل برزگری، وحید اصغری، آرش همپای، مهدی ساجدی فر، امید شاهمرادی، ابراهیم پیروزی، مسعود عرب چوبدار، اسدالله هادی، سهیل عربی، اصغر قطان، امیر درستی، وحید حیدرزاده، رضا شهابی، سعید حائری، امید زارعی نژاد، یاشار دالرشفا، مهدی خدایی، مجید اسدی، علی سلام پور، امیر قاضیانی

لازم به اشاره است که همان 28 فروردین و در پی حمله به زندان و انتقال 32 زندانی از تونل باتوم به سلول‌های انفرادی، زندانیان منتقل شده به انفرادی که هنوز بیش از نیمی از آنان در انفرادی به‌سر می‌برند اعلام می‌کنند که تا بازگشت به بند 350 در اعتصاب غذا خواهند بود.

وبلاگ نامه به یک آزاده
عکس: پرستو سرمدی

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

حسین زمان از آن تونل می‌گوید. همان که بن‌بست است…

(بخوانید: این روزهای ایران | اوین‌هایی آغشته به خون و زندانی که دیوار است)

حسین زمان

حسین زمان

«تجربه‌ی عبور از این تونل را دارم.

سال 56 در دانشگاه صنعتی اصفهان، خوابگاه شماره ده، اگر اشتباه نکنم از طبقه سوم تا جلوی محوطه‌ی خوابگاه تونلی بود از نیروهای گارد ویژه شاهنشاهی که از تهران اعزام شده بودند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی.

چهل و چهار نفر بودیم از دانشجویان مستقر در خوابگاه. در سرمای خشک بهمن ماه ما را لخت کردند(فقط یک شورت به‌پا داشتیم) و در تونل نیروهای گارد از طبقه‌ی سوم تا پایین ساختمان از دو طرف با باتوم به جانمان افتادند.

با همه‌ی قدرت می‌زدند؛ به‌نحوی که به‌خاطر دارم یکی از دوستان دانشجو استخوانّ شکسته‌ی دستش بیرون زده بود.

خود من به‌دلیل واردشدن باتوم الکتریکی تا بیست و چهار ساعت توان راه رفتن نداشتم.

نظیر چنین تونل‌هایی را البته اسرای جنگ در زندانهای بعثی تجربه کرده بودند.

داستان مفصل است و قصدم بازگو کردن کامل آن نیست ولی وقتی متوجه شدم بعد از گذشت سی و شش سال از انقلابی که قرار بود جلوی این تونل ها را بگیرد، هنوز هم چنین تونل‌هایی برای سرکوب شکل می‌گیرد، گویی آوار بر سرم فرو ریخت .

البته جای تعجب ندارد؛ ولی گاهی اوقات تکرار برخی وقایع تلخ تاریخی برای کسانی که آن وقایع را بگونه‌ای تجربه کرده‌اند درد مضاعف است.»
حسین زمان – چهارشنبه 3 اردیبهشت – 12:15 بامداد

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

پژمان ظفرمند سایه‌ای می‌گوید از شرح روزهایی که سکوت کرده است…

«جناب آقای حسن روحانی

من همان جوانی هستم که برای بهبود اوضاع سیاسی و اجتماعی این جامعه با شما همراه شدم و کمک کردم تا به‌عنوان ریاست‌جمهوری این جامعه انتخاب شوید، اما بعد از شب پیروزی انتخابات زندان نصیبم شد و بارها مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار گرفتم و تهدید به تجاوز شدم

.جناب آقای حسن روحانی من مدتها هست که سکوت کرده‌ام اما امروز با شنیدن خبر ضرب و شتم دوستانم در بند 350 اوین دیگر نمی‌توانم سکوت کنم.

آنها در یکی از روزها با چرخی به سراغم آمدند و من را بر روی شکم خواباندند و دستهایم را از پشت بستند و به پاهایم پابند زدند و با زنجیری دیگر پاهایم را به دستم زدند، در شرایطی که به صورت لی‌لی درآمده بودم و من فقط سکوت اختیار کرده بودم.

پژمان ظفرمند خواننده مردمی و فعال راه آزادی

پژمان ظفرمند خواننده مردمی و فعال راه آزادی

من که در آن موقع 30 روز از اعتصابم می‌گذشت 15 دقیقه بیشتر نتوانستم در مقابل دردی که می‌کشیدم سکوت کنم و بعد از آن یاحسین گویان فریاد می‌زدم؛ که مجدد به سراغم آمدند و به‌من می‌گفتند در اینجا کسی نمی‌تواند کمکت کند و پتویی را به‌دور صورتم پیچیدند و من فریاد می‌زدم که درحال خفه‌شدن هستم که بعد از آن نوار چسبی بزرگی را باز کردند که به دور دهانم بپیچانند که با حضور فردی که در آنجا او را سید صدا می‌کردند، از فشارهای خود کاسته و دستهایم را باز کردند و من در شرایطی که به شدت می‌لرزیدم و حتی قدرت تکان‌خوردن را نداشتم و در شرایطی که پابند هنوز در پاهایم بود، متوجه شدم دست چپم هیچگونه تحرکی ندارد و آنها با تمسخر می‌گفتند که چیزی نیست به عصبهای دستت فشار آمده است و درب را بستند و من در همان شرایط در سلول انفرادی بند 240 که هیچگونه دوربین امنیتی ندارد به‌خواب فرو رفتم و صبح که چشمهایم را باز کردم متوجه شدم نیمی از دست چپم فلج شده است.

جناب آقای حسن روحانی، آنها بارها به شهدای جنبش سبز فحاشی کردند و ندا آقا سلطان و ترانه موسوی را فاحشه خواندند و هر وقت موضعی از سوی من صورت می‌گرفت با ضرب و شتم همراه بود.

اینها تنها گوشه‌ای از شکنجه‌هایی است که بر من شده‌است و خیلی از اتفاقات صورت گرفته را به‌دلیل مسایل حقوقی قادر به بیان آن نیستم.

من می‌دانم شما حتی اگر صدای من را بشنوید باز سکوت خواهید کرد؛ اما جناب آقای روحانی امروز باید نشان دهید که همراه با مردم ایران هستید و باید حمله به بند 350 اوین را محکوم کنید.

از امروز نیز برای همدردی با عزیزان در بندمان شروع به روزه سیاسی گرفته‌ام و تا زمانی که عزیزان در بندمان به اعتصاب خود پایان ندهند به روزه سیاسی خود ادامه خواهم داد.

به امید اینکه همه ما صدای آن عزیزان باشیم.»
پژمان ظفرمند – سه‌شنبه 2 اردیبهشت – 17:45

برای اطلاعات بیشتر درمورد پژمان ظفرمند به پست «آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر» مراجعه نمایید

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »