Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘نقد و بررسی’ Category

شهریور 1392

سلام!
دیشب شبی بود باز برای امتحانی جمعی. و این امتحان یعنی حضور. چه ساده امتحان‌ها برگزار می‌گردد، چه سادی مردمی محک‌خوردن را برمی‌گزینند و دیگرمردمی تصمیم می‌گیرند که حضوری دیگرگون داشته باشند.

حسین رونقی ملکی و زلیخا موسوی مادر ایشان در اعتصاب غذا

حسین رونقی ملکی و زلیخا موسوی مادر ایشان در اعتصاب غذا

اما امروز راه‌های زیادی نمانده است. شاید باید گفت هیچ راهی نیست امروز جز آنکه کنار هم باشیم. هیچ راهی نیست امروز جز شرکت جستن در هر امتحانی که برای حضور ما پرپا شده است. آن‌طور که ما فهمیدیم انتخابات سال 92 با وجود تمام موافقان و مخالفانش امتحانی شد برای حضور. همین و بس. بی‌شک شما هم می‌شناسید کسانی را که زندگی‌شان را سردَم‌داران انتخابات 88 به گردباد نابودی فرستادند اما وقتی «محفلی یافتند برای حضوری بزرگ» کوتاه نیامدند. چه کسی جرأت دارد به آنان بگوید، آهای شمشیر‌خورده، زخم تو از توست که بر توست! دلیل انسان‌هایی این نبود که انتخابات، انتصابات است یا نیست، انگار این به مغز آنان هم خطور نمی‌کرد وقتی هدف بلند حضور را درک کرده بودند. این پرسش‌ها چشم آنان را سیاه نکرد که «مگر زندگی تو تباه نشد؟ مگر وجود گوهرین تو حرام مجلس عیش و نوش ضحاکین زمان نگردید؟» گویا تنها پاسخی که به تمامی سوال‌ها می‌‌دادند گویا این بود که «حضور». گویا تمام مبارزاتشان، تمام زخم‌هایشان و تمام اهدافشان در این واژه خلاصه گردیده بود… (لازم به بیان است که قصد ما تحمیل نظر نیست. در این رابطه بخوانید پست «نقد و بررسی/از انتخابات 88 تا 92 / رأی‌دادن، بر سر دو راهی آری یا خیر/ کدام استدلال برتری دارد؟»)

بی‌گمان درس بزرگی در حرکت آنان است، شاید می‌خواستند با بلندترین صدایشان از عمق وجود فریاد کنند که هیچ راهی نمانده است جز حضور. حضور، یعنی جایی که تمام باید ها و نباید ها نقض می‌گردد، یعنی جایی که تمام برهان‌ها یک هدف دارد و آن خود حضور است. حضور یعنی جایی که همه‌چیز طعم حضور می‌گیرد. حضور یعنی به بی‌راهه‌ی غیبت نرفتن و از مسیر حضور گم نشدن. حضور یعنی اسیر «من بودن» نگردیدن. حضور یعنی از «تمام حضور مردم» حضور را یادگرفتن. حضور یعنی 25 خرداد 88. حضور یعنی تمام 88 بی‌کم و کاست. و شاید درباره‌ی 92 «فقط» باید گفت: 92 یعنی یادآوری دوباره‌ی یک حضور، همین و بس. همین و بس. و همین و بس. و بعد به یاد پیرمردی افتاد: همان او که وقتی چهره‌اش سخن از باری به سنگینی تمام زمین بر دوش او می‌داد، آن روز «فقط» گفت: «صبر، صبر، صبر…»

پیش از این لازم به توضیح است که باوجودی که این وبلاگ پیش از این و از مدتها قبل به انتشار برخی فراخوان‌های این‌چنینی در قالب بخشی به عنوان «نجواهای بلند» پرداخته بود اما باید اعلام کند که وبلاگ «نامه‌ای به یک آزاده» هیچگونه نقشی در برگزاری فراخوان اول شهریور نداشته و تنها نقش آن این بوده است که یکی از شرکت‌کنندگان آن به‌شمار می‌رود، اما پس از مشاهده‌ی شرایط حاکم و نحوه‌ی برگزاری این فراخوان، حضور زیبای مردم، و به‌خصوص شرکت برخی فعالین این عرصه و بعضا عدم شرکت یا عدم جنب و جوشی که از برخی فعالین در این موقعیت بسیار حساس انتظار می‌رفت، در ادامه مسیر مسیر نام این بلاگ که «به امید همدلی بزرگ» است برآن شد تا نقد بررسی ای در این زمینه از دید خود بیان کند…

اول شهریور 1392 روزی است که نه از نظر فراخوان ساده و مردمی «توفان توییتری در همراهی با حسین رونقی ملکی و مادر گرامی اش» حائز بررسی است بلکه شاید از این رو صحبت درباره‌اش لازم باشد که چون، اولا بیشترین شرکت‌کنندگانش ایرانیان بودند (که اکثرا هم در ایران حضور دارند) و تعداد انسانهای همراه غیرایرانی نسبت به ایرانی بسیار کمتر از فراخوان‌های این‌چنینی برپاشده در گذشته بود. ثانیا حساسیت‌ها، شرایط خاص و جو های وخیم، مانند آنچه به عنوان مثال در فراخوان سوم مرداد برای همراهی با مهدی خزعلی و دراویش وجود داشت هرگز در این فراخوان وجود نداشت و درنتیجه جوی متعادل برای آن برپا بود تا یک حضور رقم خورد، تا یک حضور محک خورد. «حضور انسانی برای انسانی دیگر…» و تصور ما این است که در این مقام و در این جنس از حضور، نام‌ها، من‌ها، شخص‌ها، رسم‌ها، شغل‌ها و… همه و همه بی‌معنی باید شود و تنها آنچه باید معنی داشته باشد همان واژه‌ی «انسان» است، انسانی که ازقضا این روز نامش حسین رونقی ملکی است، حسینی که اتفاقا به گفته‌ی خودش و به شهادت آنچه عمل کرده است در راه همین رعایت کردن انسان مسیر می‌پیماید.

و نتیجه‌گیری ما از این سخن است که چه در حوزه‌ی برگزارکنندگان و چه در حوزه‌ی فعالین حقوق بشر مشاهده‌کننده‌ی این فراخوان(چه آنان که حضور پیدا کردند چه آنان که از دور مشاهده کردند یا حضوری متعالی نداشتند) باید آنچه اهمیت داشته باشد نه نام ما، سِمَت ما، نشان ما، شغل ما، میزان محبوبیت و شناخته‌شدگی ما و یا گذشته‌ی ما، بلکه تنها باید بی‌توجه به این «هر چیز»ها تنها به هدف مشترک‌مان بپردازیم. و از این موقعیت‌های حضور، بی‌توجه به این «دام‌های هرچیزی» هشیار تر از قبل بهره جوییم چرا که امروز موقعیت خطرناک تر و حساس تر از ثانیه‌ای قبل است. و اتفاقاٌ به عنوان یک فعال الگویی باشیم برای درس حضور، همان حضوری که برایش در صحنه ایم…
به راستی وقتی پای واژه‌ی انسان در میان باشد، به چه چیز جز این واژه باید پرداخت؟ و آیا به غیر از این عمل‌کردن، در هر مقامی که باشیم کوتاهی از واژه‌ی انسان نخواهد بود؟

در انتها تنها باید آنچه را بگوییم که در ابتدا باید و می‌خواستیم بگوییم که در مسیر ایران چه بسیار قله‌هایی که می‌توانند به دستان ما ساخته شوند و به دستان ما فتح شوند. و چه بسیار قله‌هایی که می‌توانیم از انان جا بمانیم. قله‌هایی که به سادگی یک پیشنهاد ساده تنها بیان می‌گردند، و این ماییم که می‌پذیریم تا بسازیمش… و این ماییم که می‌پذیریم تا فتحش کنیم… و یا از فتح آن در این مسیرِ زمستانیِ اکنونِ ایران‌مان جا بمانیم… (لطفا ملاحظه کنید پست «این روزهای ایران/روزهای کوهنوردی در «مسیر ایران» به سوی برودپیک‌های اوج‌ناپیدا»)

قله ای که حضور ما ساخت و فتح کرد

قله ای که حضور ما ساخت و فتح کرد… و البته قله‌های پیش رویی که می‌توان به سادگی از ان جاماند


اگر دیر نشده باشد می‌توانید لینک اصلی را در اینجا چک کنید: http://www.hashtags.org/analytics/FreeRonaghi/(این سرویس رایگان بوده و تنها 24 ساعت را پوشش می‌دهد)

این قله‌ایست که ما ساختیم. اگر بیش از یک ساعت فریاد «رونقی را آزاد کنید» و «رونقی آزاده است» در صدر پرجنب و جوش ترین فریادها در توییتر جلوه‌نمایی می‌کرد، این ما بودیم که باعثش شدیم. و اگر باعث شدیم تا دقایقی نام «ایران» به بلندای نام‌های دیگر به جنب و جوش افتد این ما بودیم که خواستیم… این یعنی که باید «هر چیز» غیر از دست‌نهادن بر دستان خویش را در این گیر و دار کنار گذاریم و آن روز است که بی‌شک رونقی‌های آزاده به آرزوهاشان رسیده اند و به خانه بازگشته اند…

جنب و جوش بلند تگ فری رونقی در دنیا. ساعت 12نیمه شب 1 شهریور 92

جنب و جوش بلند تگ فری رونقی در دنیا. ساعت 12نیمه شب 1 شهریور 92

تاثیر جنب و جوش بلند تگ فری رونقی در اوج گیری جنب و جوش تگ ایران در دنیا - ساعت 12:45 بامداد 2 شهریور

تاثیر جنب و جوش بلند تگ فری رونقی در اوج گیری جنب و جوش تگ ایران در دنیا – ساعت 12:45 بامداد 2 شهریور

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »