Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘میرحسین’ Category

نرگس، فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که در … روز زندان پدر و مادرشان می‌نویسند:

Mirhosein mousavi and zahra rahnavard توضیح: عکس قدیمی است

«سلام

حصر از 25 بهمن 1389 آغاز شد. در روزهای اول خانواده در بی‌خبری مطلق بود و ما با هجمه‌ی شایعات روبرو می‌شدیم که گاه ما را نیمه‌شب به پشت درهای اختر می‌کشاند از نگرانی و اکثراً جواب درستی نمی‌گرفتیم…

حتی شده بود که به خانواده گفته‌بودند که اصلاً این خانه متعلق به مهندس موسوی نیست و چنین شخصی هرگز اینجا زندگی نکرده‌است…

اولین ملاقات بنده با پدر و مادر، بعد از شروع حصر در نیمه‌ی دوم اسفند ماه همان‌سال اتفاق افتاد که باعث خوشحالی فراوان بابت زنده‌بودن پدر و مادر، بعد از شنیدن شایعات بود و اولین دیدار این دو عزیز با خواهرانم در روز مرگ پدربزرگ پدریم در تاریخ 10 فروردین 1390 اتفاق افتاد.

پس از آن به‌صورتی نامرتب با پدر و مادر ملاقات داشتیم و درطول دو سال ابتدایی حصر گاهی مدت بی‌خبری ما از ایشان به چند ماه می‌کشید…

در این مدت نه تماس تلفتی برقرار بود و نه دیداری با هیچ‌یک از اعضای خانواده. گاهی علت نداشتن ملاقات را اطلاع‌رسانی ما از وضع پدر و مادر می‌گفتند و گاهی تهدید می‌کردند که درصورت هرگونه اطلاع‌رسانی مجدد ملاقات‌های اندک و گاه و بیگاهمان هم قطع خواهندشد.

در روزهای نزدیک انتخابات مجلس نهم و همچنین انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ارتباط با پدر و مادر سخت‌تر و حضور نیروهای امنیتی در ملاقات‌های ما پررنگ‌تر می‌شد…

پس ار برگزاری یازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری، ملاقات‌های ما با پدر و مادر به شکل هفتگی بر قرار شد؛ البته شایان ذکر است که این دیدارها در خانه‌ی پدری و مکان حصر ایشان انجام نمی‌شود و کماکان ارتباط تلفنی برقرار نیست.

و این به این معنی است که در فاصله‌ی هر دو دیدارمان از وضع سلامتی ایشان مطلقاً بی‌خبریم؛ درحالی‌که شرایط حصر ایشان از هرلحاظ از انفرادی نگران‌کننده‌تر است و نگرانی‌هایی راجع به سلامتی محیط حصر نیز وجود دارد.

تاریخ دیدار ایشان نیز در همان روز ملاقات و چند ساعت پیش از آن خبر داده می‌شود و تا لحظه‌ای که تماس نگرفته باشند، اطمینانی نسبت به برگزاری ملاقات هفتگی نیست.»
28 آبان

Read Full Post »

خرداد 1393

نرگس موسوی از آخرین دیدار و آخرین وضعیت پدر و مادر خویش می‌گوید:

«ازدیدار با پدر و مادر برگشتیم.

روند درمان پدر در جریان است و این را باید بگویم نگرانی ما تا تکمیل روند درمان ایشان ادامه دارد و البته امیدواریم خللی در این مسیر ایجاد نشود.

اما متأسفانه برای وضعیت جسمانی مادر زندانیمان نگرانی‌های جدی وجود دارد که حاصل سختگیری و اهمالی است که در حق ایشان در طول این سه سال شده است.

خنده‌های پدر و مادر به ما حیات دوباره میدهد.»
نرگس موسوی – پنجشنبه 1 خرداد 1393 – 12:45 بامداد

همچنین برای اطلاع بیشتر بخوانید:

1- به بهانه‌ی یک تولد | نرگس موسوی: خواب دیده بودم پاهای پدر را بریده، اما او هنوز راه می‌رفت و لبخندی روی لبانش بود
2- ما فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در بی‌خبری مطلق نسبت به وضعیت پدر و مادر خود هستیم
3- نرگس، دختر میرحسین موسوی:از بهمن 89 علایم بیماری کم‌کم در پدر و مادر آشکار شد. وضعیت سلامتی پدر هشدارآمیز است
4- دختران میرحسین موسوی: مردم اطلاع‌رسانی کنید | زهرا موسوی: حال بابا بد است. خیلی بد. 4 ماه است مریضی شدت یافته
5- این روزهای ایران: زنده‌ها و مرده‌ها | میرحسین موسوی در بیمارستان | دختر میرحسین: غصه‌داریم
6- دختران میرحسین موسوی: نگرانی به‌شدت باقی‌ست. درمانی صورت نگرفته و سلامت قلب پدر در خطری جدی است

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

این برنامه به پایان رسیده است
برای دسترسی به لیست توییت‌ها کلیک نمایید. هش‌تگ اختصاصی توفان:
HASHTAG:
#GreensLeaders
and
#دلواپسیم
CLICK HERE FOR THE LIST OF TWEETS

———————————————————————————————

زهرا موسوی: «ما فقط می‌خواهیم که مردم صدای ما را بشنوند و بدانند چه بر ما می‌رود

این یک تصمیم بود: که صدا کنند. که نجوا بلند کنند…

صدای دخترانی که بن‌بست اختر را شکسته‌اند…

نرگس موسوی: «ما از مردم می‌خواهیم که اطلاع رسانی کنند. تا همگان بدانند چه بر سر ما گذشته است»

دختران می‌گویند: همراه ما شوید. با ما نجوا کنید. با ما زندان اختر را فریاد کنید. با ما صدای آن قلب‌های «لهیده از دست روزگار» باشید که صداشان در سکوتِ کوچه‌های زندان‌شده گم شده است.

مهدی کروبی - میرحسین موسوی - زهرا رهنورد - توفان توییت در همدلی با آنان - دوشنبه 22 اردیبهشت 23:30 به وقت تهران

مهدی کروبی – میرحسین موسوی – زهرا رهنورد – توفان توییت در همدلی با آنان – دوشنبه 22 اردیبهشت 23:30 به وقت تهران

راستی از آن دیگر پیرمرد چه خبر؟ کروبی کجاست؟ آن یپرمردِ از زندانِ صدر به زندانِ جماران شده، در چه حال است؟

فرزند کروبی گفته است: «به خاطر شرایط بسیار بد محل حبس٬ پدرم چهار بار طی هشت ماه مورد عمل جراحی قرار گرفتند»

گنجشک فریاد می‌زد اما کسی ندانست. صدایش گرچه از عمق گلو بود، صدایش گرچه از آخرین توان بود، اما انگار در میان هلهله‌ی سکوت‌باوران گم می‌شد…

اما، اما، اما، نجوای گنجشکان باهم وقتی که دسته‌دسته فریادِ کوچک، سرود می‌خوانند، بزرگ شد؛ و تا آن سو های دوردست به گوش‌ها رسید…

باهم نجوا کنیم. قرار دوشنبه 22 اردیبهشت. ساعت 23:30 به وقت تهران

از سوی مردمی نگران دعوتی صورت گرفته است. دعوت توفان شدن. لینک حاوی لیست توییت‌ها و هش‌تگ اختصاصی این توفان، یک ربع قبل از شروع توفان توییتری از سوی دست‌اندرکاران این توفان در بلاگ «توییت استورم برای ایران» و ایونت فیسبوک ارائه خواهد شد.

نامه ای به یک آزاده نیز بر حسب وظیفه به اطلاع‌رسانی‌های آتی خواهد پرداخت.

* منظور از توفان توییت که در شبکه‌ی اجتماعی توییتر صورت می‌گیرد، ارسال پیاپی توییت به شکلیست که اولا توییتها همگی دارای یک هدف مشخص باشند و ثانیا در زمان خاصی شروع شده و پس از مدت مقرری پایان یابند. هرکس می‌تواند از لیست توییتهای تعیین‌شده استفاده کند یا توییت‌های خود را داشته باشد. معمولا از تگهای یکسانی برای بالا بردن رتبه بندی لحظه‌ای آن تگ و رسیدن به هدف طوفان توییت که «جلب توجه» می‌باشد استفاده می‌شود. برای شرکت در توفان توییت نیاز به یک اکانت توییتر دارید و تنها کافیست توییت ها را که 15 دفیفه قبل از شروع برنامه لینک دسترسی به لیستش در همین صفحه اطلاع‌رسانی خواهد شد یکی‌یکی کپی کرده و توییت نمایید. یا توییت‌های دلخواه خود را با تگ مربوطه که همزمان با اعلام لیست توییت‌ها همینجااعلام خواهد شد، توییت نمایید

TWEET STORM in support of Mehdi Karroubi, Zahra Rahnavard and Mirhossein Mousavi

Monday, May 12, 2014
12:00:00 Noon California (Pacific Daylight Time)
15:00:00 New York time (Eastern Daylight Time)
21:00:00 Berlin time (Central European Summer Time)
20:00:00 London Time (British Summer Time)
23:30:00 Tehran Time

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

سکوت نمی‌کنند…

دختران نام پدر و مادر فریاد می‌کنند…

زندان اختر جاییست میان کوچه‌های این شهر که روزی خانه‌ای بوده است، جایگاه پیرمرد نقاش و بانو و دخترانی بهتر از آفتاب.

زندان اختر یعنی نه جایی که اختران به ‌زندانند. چراکه زندان را چه به بندکردن نور.

بلکه جاییست که از نور شرافت انسانهایی، گرچه زندان است و تاریک، اما نام نورانی برخود گرفته‌است…

گرچه از آن خانه‌ی زندان‌شده این روزها هیچ صدایی به‌گوش نمی‌رسد اما دختران سراسر فریاد شده‌اند هرچه بی‌صداییست…

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

«ما فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در بی‌خبری مطلق نسبت به وضعیت پدر و مادر خود هستیم!

بعد از عمل آنژیوی پدر در روز سه‌شنبه هفته‌ی گذشته، ما تنها روز بعد از آن پدر و مادر را ملاقات کردیم. (پدر را با فاصله‌ی کمی بعد از آنژیو به حصر خانگی بازگرداندند و البته بدون حضور هیچ دکتر و پرستاری؛ و همچنین عدم وجود تجهیزات پزشکی.)

هیچ تماسی… نه تلفنی و نه ملاقات با ایشان نداشته‌ایم. از وضعیت پزشکی ایشان مطلقاً بی‌خبریم.

شاید باور ردنی نباشد که هیچ کانال تماسی بین ما و آن طرف زندان اختر وجود ندارد.»
نرگس موسوی – دوشنبه 15 اردیبهشت – 21:10

همچنین برای اطلاع بیشتر بخوانید:

1- نرگس، دختر میرحسین موسوی:از بهمن 89 علایم بیماری کم‌کم در پدر و مادر آشکار شد. وضعیت سلامتی پدر هشدارآمیز است
2- دختران میرحسین موسوی: مردم اطلاع‌رسانی کنید | زهرا موسوی: حال بابا بد است. خیلی بد. 4 ماه است مریضی شدت یافته
3- این روزهای ایران: زنده‌ها و مرده‌ها | میرحسین موسوی در بیمارستان | دختر میرحسین: غصه‌داریم
4- دختران میرحسین موسوی: نگرانی به‌شدت باقی‌ست. درمانی صورت نگرفته و سلامت قلب پدر در خطری جدی است

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

مهدی کروبی - زهرا رهنورد - میرحسین موسوی

مهدی کروبی – زهرا رهنورد – میرحسین موسوی

نرگس موسوی از پدر می‌گوید تا وخامت این روزهای ایران از یاد نرود. از داستان حصر می‌گوید و از لاغری‌ها و بیماری‌های ناگهانی…

«سلام

وضعیت سلامتی پدر هشدار آمیز است. شرایط جسمی پدر و مادر پیش از شروع حبس خانگی خوب بود.

مشکل خاصی وجود نداشت.از بهمن سال 1389 حبس خانگی بدون مقدمه و حکم شروع شد. در ابتدا شاهد کاهش وزن غیرعادی آن‌دو در مدت کمتر از سه ماه بودیم و بعد کم‌کم علائم بیماری‌های مختلف خودشان را آشکار کردند.

تأکید می‌کنم که هر دو پیش از شروع حصر از شرایط جسمانی خوبی برخوردار بودند.

پدر دو بار در این مدت آنژیو شد.

بار اول با اطلاع خانواده بود و جنبه درمانی داشت. بعد از انتقال سریع ایشان به منزل یک آمبولانس مجهز به مدت چند روز در کوچه اختر حضور مستمر داشت برای هر اتفاق نابه‌هنگامی بعد از آنژیو.

آنژیو برای بار دوم در روز سه شنبه 9 اردیبهشت 1393انجام شد. اینبار بدون اطلاع خانواده. در غربت و تنهایی و حبس. بدون دادن ملاقات بعد از شوک شنیدن این آنژیوی ناگهانی. انتقال سریع پدر از بیمارستان به خانه. عدم وجود تجهیزات پزشکی در حبس اختر…

بی‌اطلاعی خانواده از شرایط جسمی پدر و دریغ از یک تماس تلفنی با ایشان جهت آگاهی از حال پدر بعد ازآنژیو در روزهای بعد و حال بد پدر و تشخیص پزشکان برای بازیابی توان قلب. وضعیت سلامتی پدر هشدار آمیز است»
نرگس موسوی – یکشنبه 14 اردیبهشت – 12:30 بامداد

همچنین برای اطلاع بیشتر بخوانید:

1- دختران میرحسین موسوی: مردم اطلاع‌رسانی کنید | زهرا موسوی: حال بابا بد است. خیلی بد. 4 ماه است مریضی شدت یافته
2- این روزهای ایران: زنده‌ها و مرده‌ها | میرحسین موسوی در بیمارستان | دختر میرحسین: غصه‌داریم
3- دختران میرحسین موسوی: نگرانی به‌شدت باقی‌ست. درمانی صورت نگرفته و سلامت قلب پدر در خطری جدی است

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

دو مطلب مرتبط را برای اطلاع بیشتر بخوانید:

1- این روزهای ایران: زنده‌ها و مرده‌ها | میرحسین موسوی در بیمارستان | دختر میرحسین: غصه‌داریم
2- دختران میرحسین موسوی: نگرانی به‌شدت باقی‌ست. درمانی صورت نگرفته و سلامت قلب پدر در خطری جدی است

فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با تأکید آنکه هیچ درمانی روی پدر صورت نگرفته می‌گویند: «می‌خواهند سکوت کنیم…» دختران میرحسین پیش از این و این‌روزها اطلاع رسانی در این امر را بسیار مهم دانسته بوده‌اند…

«دوستان سوال می‌کنند:

تمام برنامه بیمارستان و… با همه‌ی تأخیرِ غیرقابل قبول، تشخیصی بود نه درمانی.

برای درمان مشکلاتی جدی هست و حال بابا بد. خیلی بد…

خطر ا همه به قوت و شدت باقیست و ما بینهایت نگرانیم و دستمان به مدد ظالمین و یا بیتوجه‌ها و یا کوتاه… از رسیدگی طبیعی و انسانی به پدر و مادر کوتاه؛ و پدر و مادر هم از درمان و مراقبت پزشکی محروم.

ما میخوایم عجله نکنیم ولی به گرفتگی قلب و استرسها نمیتونیم بگیم عجله نکنن …
چهار ماه از شدت‌گرفتن مریضیش گدشته و فکرنمی‌کنم 4 ماه صبر برای یک مریض در خطر، هرلحظه در خطر، اونهم با شرایط بد اسیری اونها و اطلاع کامل مسئولین و متولیان امر با تاکید ‹اطلاع کامل مسئولین خونسرد امر› کوتاه و عجولانه باشه. هرچند ما جز صبر هم کاری نمیشه بکنیم. نمی‌گذارن. نمی‌خوان.
»
زهرا موسوی – پنج‌شنبه 11 اردیبهسشت – 11:30

زهرا رهنورد - میرحسین موسوی

زهرا رهنورد – میرحسین موسوی

زهرا و نرگس دو فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هستند که این روزها تک و تنها فریاد ظلم‌ستیزانه بر آسمان بلندکرده‌اند. خطاب اصلی آنان ما مردمیم:

زهرا موسوی: پدر مادر ما برای مردم و با مردم زندگی کردند. نتیجه مسیری که پیمودند و هزینه سنگینی که پرداختند را هم مردم بدانند

«آیا نباید وقتی پدر و مادر ما بلایی سرشان می آید، ما باخبر شویم؟‌ آیا ما حق نداریم در کنارشان باشیم؟ اصلا اگر زبانم لال قضیه تمام می شد و آقایان هم به خواست دلشان رسیده بودند، ما حق نداشتیم در آن لحظات کنار پدر و مادرمان باشیم؟

ما از این وضعیت کلافه شده ایم. نمی دانیم آنجا در زندان و حصر به اینها چه می گذرد. باید مدت ها صبر کنیم؛ شاید هفته ای، ده روزی، پانزده روزی یک بار آقایان تشخیص بدهند و اجازه دیدار بدهند. ما هیچ اطلاعاتی از اینها نداریم. در تمام روزهای ملاقات تا ملاقات بعدی، اینها در ایزوله کامل اند. چنین حجمی از دور بودن از انسان ها در هیچ حصری در جهان وجود ندارد. این سبک حصر، ابداعی در بین ابداعات اینهاست. ما هم نمی دانیم در حصر چه بر سرشان می آورند. نمی دانیم در چه وضعیتی هستند. ما واقعا نمی دانیم به این دو آدم «لهیده از دست روزگار» چه می گذرد. صدایشان بیرون نمی آید و ما هم سکوت کرده ایم.

صرف خوب بودن روحیه که تضمینی برای حیات آنها نیست. بله، پدر و مادر روحیه شان عالی است و پر از انگیزه و فکرند. اما این به معنای سلامت و امنیت آنها نیست. خطاب من به مسئولان حصر است؛ آیا تصور کرده اید راه حل مساله حصر، از بین بردن پدر و مادر ماست؟ یا این بار چه روش ابداعی دیگری دارند؟ نکند کاری کرده اند که ما هر روز باید شاهد یک بیماری و یک مشکل جدید باشیم؟

هر بلایی هم که خواستند در این مدت بر سر ما آورده اند. خواهران من را تهدید کردند، اذیت کردند، هزار جور مشکل ایجاد کردند … ما موارد بسیاری را مطرح نکردیم و سکوت کردیم، بعد اقایان آدم ربایی شان را تکمیل می کنند و پدر مادر ما را تنها و غریب می برند بیمارستان و عملیات پزشکی رویشان انجام می دهند. این رفتارها را شمر و یزید هم با دشمنانش نمی کرد که این آقایان می کنند. ما فقط می خواهیم که مردم صدای ما را بشنوند و بدانند چه بر ما می رود.

این بخشی از تاریخ کشور ماست. اگر کاری از دست ما برای پدر و مادر برنمی آید، اگر در روز سختی از آنها دوریم، اما ثبت شود که این خواست ما نیست و این روش ها ظالمانه و کینه توزانه است. پدر مادر ما برای مردم و با مردم زندگی کردند. نتیجه مسیری که پیمودند و هزینه سنگینی که پرداختند را هم مردم بدانند.»

نرگس موسوی: مردم بدانند که هر اتفاقی که بیفتد، هر بلایی که سر پدر و مادر بیاید، مسئولیتش با حکومت است. ما از مردم می‌خواهیم که اطلاع رسانی کنند تا همگان بدانند چه بر سر ما گذشته‌است.

«ما امروز تنها یک مطالبه داریم: آزادی بدون قید و شرط پدر و مادرمان و پاسخگویی آنهایی که این چهار سال عمر پدر و مادرمان را تلف کردند. ما هنوز بسیاری از حرف ها را نزده ایم، ما حتی به سلامت زندان اختر هم مشکوکیم. تصور کنید یک طرف خانه را کاملا بسته اند، درها را بسته اند، راه ها جدا کرده اند و هیچ کس نمی داند در آن سوی دیوارها چه خبر است. هر بار هم که پرسیده ایم، می گویند خبری نیست. حس من این است – نمی دانم چقدر این حرف علمی است – اما حس من این است در این خانه یک آلودگی خاصی وجود دارد که پدر و مادر ما را به این روز انداخته است. نمی دانم چه مرجعی و چه کسی می تواند این موضوع را بررسی کند، اما این حس من است و به این قضیه شک دارم.

من مسوولی نمی‌شناسم و کسی جرات نکرده تا کنون مسوولیت حصر را بپذیرد. کسی مسئولیت نمی پذیرد، همه شانه خالی کرده اند یا ترسیده اند. ولی خطاب ما، خطاب اصلی ما به مردم است. پدر و مادر ما چهار سال پیش سالم بودند، بیست و پنج بهمن ۸۹ سالم بودند. اما از روزی که وارد حصر شدند، سلامتی خود را از دست داده اند. مردم بدانند که هر اتفاقی که بیفتد، هر بلایی که سرشان بیاید، مسئولیتش با حکومت است. ما از مردم می خواهیم که اطلاع رسانی کنند تا همگان بدانند چه بر سر ما گذشته است.»

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اردیبهشت 1393

ادامه‌ی روند طولانی عدم رسیدگی درمانی به بیماری میرحسین موسوی که در دوران حصر بدان مبتلا گردیده‌است باعث وخامت حال میرحسین موسوی در زندان اختر گردید. (بخوانید پست «این روزهای ایران: زنده‌ها و مرده‌ها | میرحسین موسوی در بیمارستان | دختر میرحسین: غصه‌داریم»)این وخامت حال که البته چند روز نیز در سایه‌ی بی‌اعتنایی زندان‌بانان و بانیان حصر به‌طول انجامید سبب شد تا نهایتاً زندان‌بانان مجبور به انتقال میرحسین موسوی به بیمارستان شوند.

این انتقال که سرانجام سه‌شنبه 9 اردیبهشت ماه و بدون هیچگونه اطلاع به دختران ایشان صورت گرفت سبب بروز نگرانی شدید برای سه دختر میرحسین موسوی و همچنین مردم گردید. و گویا اینبار وخامت شدید حال میرحسین موسوی بود که زندان‌بانان را مجبور کرد تا با آنژیوگرافی قلب وی موافقت کنند. عملی که مدت‌ها قبل می‌بایست صورت می‌گرفت تا وضعیت سلامتی میرحسین به این حد خطرناک نگردد.

میرحسین در این وضعیت به بیمارستان منتقل گردید اما این انتقال جز عدم درمان، بی‌خبری و نگرانی‌های فراوان حاصلی به‌همراه نداشت و میرحسین موسوی یک روز بعد از عمل یعنی چهارشنبه 10 اردیبهشت به زندان اختر بازگردانده می‌شود.

«نگرانیم و بی‌خبر… ظلم می‌کنند و راحت‌ترین کار گویا ظلمه»
زهرا موسوی – چهارشنبه 10 اردیبهشت – 13:00

مکالمه‌ی تلفنی کوتاه و چند کلمه‌ای میرحسین موسوی از بیمارستان با دختران ایشان که چندین ساعت پس از انتقال میرحسین موسوی به بیمارستان صورت پذیرفت تنها خبری بود که دختران از پدر خویش گرفتند تا اینکه عصر روز چهارشنبه پس از آنکه میرحسین موسوی به زندان خانگی بازگردانده می‌شوند به دختران اجازه‌ی ملاقات با پدر و مادر داده شده است. دختران میرحسین با تأکید اینکه اوضاع قلب پدر کماکان خطرناک است و نیازهای درمانی بسیار بسیار جدی می‌باشد، ملاقات با پدر را اینگونه توصیف کرده‌اند:

«بابارو عصر دیدیم. حرف و مشکلات زیاد هست. هرکسی زندانی سیاسی داشته باشه می‌دونه ظلم و کینه و بغض تا چه حد به اونهاروا می‌شه.

مدتها مریض‌بودن در فضای بسته و بی‌ارتباطی مطلق با فضای خارج از زندان خانگی به‌هرحال تبعاتی داره که از جزییاتش با همه‌ی تلخی و دردناکیش صرف‌نظر می‌کنیم…

بابا زیاد حالی نداشت و نگرانی ما باتوجه به نیازهای خیلی خیلی جدی درمانی درمورد قلبش، به‌شدت باقیست. خدارو شکر که با همه‌ی اون مشکلات و خطرها به دعای دوستان و مهربانان و انرژی مثبتِ مثبت‌اندیشان و برخلاف میل و آرزوی کج‌اندیشان باقیست.

در تمام ملاقات وقتی به‌چهره‌ی رنگ‌پریده و نفس‌تنگ بابا و خستگی و نگرانی مادرم نگاه می‌کردم چهره و صدای آقای جنتی درگوشم بود که گفته بود :’سران فتنه اگر رأفت اسلامی نبود باید اعدام می‌شدند؛ اما نظام بر سرشان منت گذاشته؛ گفته زنده بمانید و در خانه محبوس باشید و بهداشتتان را هم رعایت کنید!›

رافت اسلامی می‌رفت تا…

امیدوارم در هرخانه‌ای آوای امنیت و شادی و سلامت و برای همه‌ی زندانیان سیاسی رهایی درپیش باشه.»
زهرا موسوی – چهارشنبه 10 اردیبهشت – 22:10

«دیدیمشان. دیدن پدر و مادر خوب است. به‌خصوص بعد از آن شوک بی‌خبری و آنژیویی که بدون حضور و اطلاع ما انجام شد. اینکه پدرت بیمار باشد و بیماریش جدی و تحت‌الحبس نیروهای امنیتی در فضای غیرعادی امنیتی آنژیو شود آن‌هم به دور از خانواده و به دور از کم‌ترین کاری که یک فرزند برای پدری با قلب‌درد می‌تواندانجام دهد که همان دعا و حضور پشت در اتاق آنژیو باشد، آنقدر بد هست که بدترش این است که درمانی صورت نگرفته و سلامت قلب پدر در خطر جدی است.

…خیلی سریع‌تر از آن زمانی که باید تحت‌نظر می‌ماند پدر را به حبس خانگی برگرداندند. نگرانیم»

نرگس موسوی – چهارشنبه 10 اردیبهشت – 23:45

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »