Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for the ‘آرش صادقی’ Category

اسفند 1392

آرش صادقی از تجمع 17 اسفند ماه دراویش گنابادی می‌گویند. برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به پست‌های زیر:

گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین

گزارش کاملی از تجمع 18 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

«اصلا اهل وقایع‌نگاری و خاطره‌نویسی درمورد بازداشت و زندان نیستم؛ ولی به‌پاس ایستادگی و مقاومت دراویش عزیز تصمیم گرفتم چند خطی رو درمورد وقایع دو روز پیش بنویسم.

ده دقیقه‌ای بیشتر نیست که در جمع خانواده‌ها درمقابل دادستانی حضور پیدا کردیم که یک مأمور امنیتی که دو نفر دیگه هم همراهیش می‌کنن وارد جمعیت میشن و من و بهنام رو به بیرون جمعیت هدایت می‌کنند.

می‌خوام کیفم‌ رو به یکی از عزیزان تحویل بدم ولی با تموم خشونت کیف رو از دست اون عزیز می‌کشن و مارو منتقل می‌کنن به داخل کلانتری.

یکی از نیروهای امنیتی که منو بازداشت کرده اعلام می‌کنه این دو نفر رو به صورت جدا نگه دارید. به من اشاره می‌کنه و می‌گه ‹این از دانشجوهای اخراجی دانشگاه علامس. چهار ساله تو زندان بوده و الان چند ماهی هست که آزادِ. اینارو کنار دراویش نزارین. دراویش خواسته‌های مشخصی دارن، ولی اینا ضد انقلاب و براندازن.›

بعد از این صحبتها من و بهنام رو میگردن. کارت شناسایی‌ها و یه‌سری وسایل شخصی داخل کیف رو ضبط می‌کنن.

چند دقیقه بعد بازجویی‌ها شروع می‌شه…

ضابط: چرا اومدی؟
من: برای حمایت از عزیزان دربند اینجا حضور پیدا کردم.

ضابط:فکر نمی‌کنی چرا اینقدر ضد انقلاب علاقه داره ازت حمایت کنه؟ بیا و توبه کن و دیگه اینکارا رو نکن. آخه شما مگه چند نفرید؟ شما یه اقلیت خیلی کوچیکی هستید. چرا نقض می‌کنید قانون رو؟
من: قطعاً شما یه اقلیت کوچیک هستید که دارید با سرکوب، کشور رو اداره می‌کنید. ما هم هرچند نفر که باشیم اعتراض رو حق خودمون می‌دونیم.

ضابط: ایندفعه کاری می‌کنم دیگه از زندان بیرون نیای.
من: بهتره تهدید نکنی. من بعد مرگ مادر دیگه دغدقه‌ای ندارم. پس بهتره تهدید نکنی.

نفر دوم ضابطین هم داخل بحث ما می‌شه. میگه: ‹الان رفتم رو صفحه فیسبوکش و مطالبش رو چک کردم. پر از توهین به تک تک مسئولین نظامه. خانمش هم که همه مطالبشو تأیید کرده. لازمه خانمشم بیاریم.›
من:توهین؟ کدوم مطلب من توهین بوده؟ من اعتقاداتم رو، روی صفحم منتشر می‌کنم. ابایی هم از بیان اونها نداشته و ندارم. ولی تابه‌حال توهین کلامی به کسی نکردم.
ضابط: با کدوم مجموعه حقوق بشری همکاری داری؟ پسورد فیستو بده.
من: ببین آقای برادر، من پسورد فیسمو به کسی نمیدم.

ضابط: ازت می‌گیرم.
من:باشه حتما بگیر و…

چند ساعتی بازجویی‌ها ادامه داره. صدای بهنامم می‌شنوم که داره ضابطش رو نصیحت می‌کنه. به یکباره صدای عجیبی خارج بازداشتگاه طنین انداز میشه. (لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار). بعد از شنیدن این صدا، صدای روشن شدن موتورهای نیروهای ضد شورش به گوش می‌رسه. به نظر می‌رسه دارن برای سرکوب معترضین بیرون میرن. ضابطای ما هم می‌رن تا ببینن چه خبره.

اولین نفر یه پیرمرد و با پسرش دستگیر کردن. پیرمرد حداقل 65 سالو داره. لباس شخصیها به‌شدت دارن کتکش می‌زنن و به داخل کلانتری می‌کشوننشون.پیراهن پسر پاره شده و گردن صورتو کتفش کبوده. پیرمردم به‌شدت داره ضرب و شتم می‌شه و بینیش شکسته.

نفر بعدی جوونی هست که چشم راستش به‌شدت داره خونریزی می‌کنه ولی با همون وضعیت دارن با باتوم می‌زننش.

نفر بعدی سرش شکسته و با همون سر شکسته بازم ضرب و شتم می‌شه. سرشو مجدد می‌زنن به کانکس داخل محوطه.

تک تک بازداشتیهارو میارن و با خشونت هرچه تمامتر منتقلشون می‌کنن داخل حسینیه‌ای که کنار ماست. کمتر کسی رو می‌بینم که با سرو صورت سالم بازداشت شده باشه.

صدای ضابطم رو می‌شنوم که داره میگه حاجی تا الان 291 رو گرفتن. نیرو زیاده ولی اینا خیلی نترسن. بعد اینکه بازداشتیها به اتمام می‌رسن چند مأمور ضد شورش رو مأمور می‌کنن تا جلوی حسینیه بایستن و زنجیر انسانی تشکیل بدن برای ضرب و شتم. به یکباره هجوم بردن به داخل حسینیه و شروع کردن به ضرب و شتم با باتوم. هر چه قدر می‌زدنند صدای ‹لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار› بلندتر شنیده می‌شد.

این درگیری و ضرب و شتم مدت زیادی ادامه داشت تا اینکه به نظر مأمورایه ضد شورش خسته‌شدن و از حسینیه خارج شدن. بعد اینکه همه‌چیز به سکوت رسید مارو هم به داخل حسینیه هدایت کردن. نماینده‌ی دراویش به همراه نماینده‌ی دادستانی داشتن پشت بلندگو صحبت می‌کردن. در همین حین غذا آوردن. بازداشتیها هم اعلام کردن برادرای ما اعتصابن ما هم چیزی نمی‌خوریم. منو بهنامم در حمایت از این عزیزان چیزی نخوردیم.

نماینده‌ی دادستانی قول میده سه تا زندانی‌های رجایی شهرو برگردو نه و دو زندانی که نیاز دارن به رسیدگی پزشکی بهشون رسیدگی کنه.(تا هفته آینده همین موقع).

بازداشتیها میگن از این قولها زیاد به ما داده شده و تا تحقق کلیه‌ی خواسته‌هامون نه از اعتصاب غذا دست برمی‌داریم و نه دست از اعتراض می‌کشیم.

نگرانیرو تو چشمهای نماینده‌ی دادستان می‌شه دید. مأمورای ضدشورش و امنیتی هم که دیگه نایی ندارن. پیش خودم می‌گم کاش همه ما مثل این دراویش عزیز پای خواسته‌هامون محکم می‌ایستادیم و باز پیش خودم درود می‌فرستم به شرافت و ایستادگی این عزیزان.

پینوشت: میزان خشونت علیه دراویش بازداشت شده به‌قدری بود که در قالب یک یا دو مطلب ساده‌ی فیسبوکی نمی‌شه در موردش حرف زد ولی ایستادگی این عزیزان پای خواستهاشون واقعا تحسین برانگیز بود…»
آرش صادقی – دوشنبه 19 اسفند

ویرایش: نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

اسفند 1392

برای کسب اطلاعات تکمیلی در رابطه با تجمع 17 اسفند ماه لطفا ملاحظه کنید پست «گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین»

آرش صادقی که پیش از این جمعه 16 اسفند در یادداشتی متذکر شده بود که حضور در فراخوان زندانیان سیاسی هزینه‌ی برخورد احتمالی امنیتی با خانواده‌های زندانیان سیاسی را برای برخوردکنندگان بیشتر خواهد کرد، در تجمع امروز یکی از چندصد نفری بود که در این روز بازداشت می‌شود.

«فردا (شنبه 17 اسفند) قرار هست خانواده زندانیهای سیاسی دربند راس ساعت 11در مقابل دادستانی تجمع کنند.کاش تنهاشون نذاریم و در کنارشون باشیم…
با حضور ما فریاد اونها رساتر و هزینه برخورد امنیتی احتمالی با خانواده های عزیز هم بیشتر خواهد بود.
»
آرش صادقی – جمعه 16 اسفند

آرش صادقی که پس از چند ساعت آزاد می‌شوند، مشاهدات خود را اینگونه بیان کرده اند:

«امروز برای حمایت از خانواده‌های زندانیهای سیاسی مقابل دادستانی تجمعی برگزار شد که حضور خانواده‌ی دراویش خیلی پر رنگتر از بقیه‌ی خانواده‌ها بود.

هنوز ده دقیقه‌ای از حضورمون نگذشته بود که سه نفر وارد جمعیت شدند و منو به همراه بهنام بازداشت کردند و به کلانتری همون منطقه منتقل کردند. چند ساعتی بازجویی شدیم و با ضبط کارت شناسایی و یکسری وسایل شخصی بعد از 6ساعت اجازه‌ی خروجمون صادر شد.»
آرش صادقی – شنبه 17 اسفند – 18:10

همچنین در تجمع امروز که برخی دیگر از چهره‌های آزاده‌ی ایران‌زمین همچون معصومه دهقان(همسر عبدالفتاح سلطانی)، گوهر عشقی(مادر ستار بهشتی) و نرگس محمدی نیز به آن پیوستند، یکی از این چهره‌ها یعنی نسرین ستوده مورد برخورد شدید نیروهای تندروی حاضر قرار گرفت که خانواده حال ایشان را مساعد اعلام کرده‌اند:

«تجمع خانواده‌های عمدتاً دراویش برای پیگیری مشکلات زندانیان بیمار در مقابل دادستانی تهران تا دقایقی پیش ادامه داشت.

به اجتماع آنها هجوم برده شده، عده‌ی زیادی را کتک‌زده و گروهی از آنها را بازداشت کرده‌اند. با این حال این فشارها باعث نشد آنها متفرق بشوند.
آخرین اطلاعی که دارم این است که سرانجام به خانواده‌ها، قول‌هایی مبنی بر رسیدگی به خواسته‌هایشان داده شده است.

درضمن به اطلاع دوستان عزیزی که نگران حال نسرین بودند می‌رسانم حال او کاملا خوبه و مشکل خاصی ندارد فقط نگران خانواده هایی هستیم که همچنان درگیر هستد و برخی در بازداشت به سر می برند.»
رضا خندان همسر نسرین ستوده – شنبه 17 اسفند – 19:20

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

دی 1392

«سال 90 وقتی به بند 350 اوین ورود کردم به اتاق 4 رفتم و با آرش صادقی آشنا شدم و در طول مدتی که در اتاق 4 بودم آرش صادقی لطف زیادی به من داشت.

اینکه چه اتفاقی در طول این مدت برای آرش افتاده من هیچ نمی‌دانم اما می‌دانم هیچ فرزندی چشمهایش را به روی مادرش نخواهد بست.

پژمان ظفرمند - آرش صادقی

پژمان ظفرمند – آرش صادقی

می‌دانم و می‌دانید که چه روزهای سختی را آرش بعد از آزادی از بند 350 متحمل شد و 48 ساعت هیچ‌کس از او خبری نداشت.

متأسفانه جامعه‌ی ما جامعه‌ای شده است که هیچ‌وقت با چشمانی باز به مسائل نگاه نمی‌کنند و به‌راحتی هرچه دلشان می‌خواهد می‌گویند بدون هیچ مدرک و سندی.

دوستان زیادی مثل آرش بوده‌اند که پس از آزادی سختی‌های زیادی کشیده‌اند که از بردن نام آنها معذور هستم. زندانی سیاسی که 6 ماه با همسر خود در یک ماشین زندگی می‌کرد و در آخر هم زندگی آنها از هم پاشید…

از این‌گونه زندانیان زیاد بوده‌اند که خانواده‌هایشان با این مشکلات مواجه بوده‌اند و زندگی‌شان از هم پاشیده است.

ما از شما هیچ درخواستی نداریم. نمی‌خواهیم زندگی‌ای که بر باد رفته است را درست کنید و یا کاری برایمان انجام دهید فقط نمک بر روی زخم‌هایمان نپاشید.»
پژمان ظفرمند – 12 دی

ویرایش: نامه به یک آزاده

آنها کجا هستند؟/وضعیت خطرناک پژمان ظفرمند، اکبر امینی و احمد عسگری + گزارش و پوستر
گزارشی از وضعیت آرش صادقی پس از آزادی + گزارش تصویری از ملاقات وی با دوستان

در مورد آرش صادقی دسته بندی «آرش صادقی» در بلاگ را ملاحظه نمایید

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

عکس: آرش صادقی در دفتر سید محمود علیزاده طباطبایی/ شنبه 11 آبان 92 :

عکس: آرش صادقی در دفتر سید محمود علیزاده طباطبایی/ شنبه 11 آبان 92 :

آنطور که پیش از این گزارش دادیم جمعه دهم آبان ماه بود که سایت انصاف نیوز که نزدیک به یکی از نمایندگان مجلس است مصاحبه‌ای را با سیدمحمود علی زاده طباطبایی وکیل سابق آرش صادقی صورت داده بود که در آن گفتگویی منتسب به آقای علی زاده طباطبایی در ارتباط با موکل سابق خود مطرح شده بود.

این گفتگو در مواردی باعث شک و تردید بسیار گردید چراکه در آن، از زبان آقای علی زاده طباطبایی صحبت‌هایی مطرح شده بود که با تمامی گفتگوهای ماقبل آن گفتگو که از آقای علی زاده طباطبایی منتشر شده بود مغایر بود! که البته روزی پس از آن به همت دوستان آرش صادقی و خود ایشان مشخص شد که سایت انصاف نیوز به نوعی بی‌اخلاقی دست زده است و آقای علی زاده طباطبایی صحبت‌هایی را که به آن شکل از وی منتشر شده بود را تکذیب کردند.

روز گذشته (شنبه 11 آبان) پیمان عارف به همراه علی وفقی و آرش صادقی برای روشن شدن مسائل خیر و جلوگیری از پیچیده شدن آن به دفتر آقای سید محمود علی زاده طباطبایی رجوع کرده‌اند تا از چگونگی این ماجرای شگفت‌آور باخبر شوند؛ که شرح آن را از زبان این عزیزان مشاهده کنید:

«امروز(مقصود شنبه 11 آبان) و در پی متنی که روز جمعه سایتی بنام انصاف نیوز تحت عنوان مصاحبه با آقای علیزاده طباطبایی علیه آرش صادقی منتشر نموده بود، من و علی وفقی همراه با آرش صادقی راهی دفتر این وکیل دادگستری شدیم.

سخن بسیار بود و درد بیشتر؛ اما خلاصه‌ی آنچه که درباره‌ی متن مجعول انصاف نیوز توسط جناب علیزاده طباطبایی گفته شد در این نکات قابل بیان است:

1- علیزاده طباطبایی در دو هفته‌ی گذشته از سوی خدابخشی، دادیار ناظر بر زندانیان امنیتی دادستان تهران به دلیل حمایت از آرش صادقی تصریحاً مورد تهدید به برخورد قرار گرفته‌است.

2-علیزاده طباطبایی به‌هنگام تماس تلفنی سایت انصاف نیوز اساساً گمان می‌کرده که این سایت از جمله سایتهای امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات است و در واقع در تداوم تهدید مقام قضاییِ پیش گفته، با احساس «بازجویی‌پس‌دادن» به سؤالات خبرنگار این سایت پاسخ داده است!

3- علیزاده طباطبایی به‌هیچ‌روی در آن گفتگو -حتی با فرض امنیتی بودن سایت انصاف نیوز- واژه‌ای دال بر تکذیب بازداشت آرش صادقی به زبان نیاورده و تنها به جمله «دادسرای اوین بازداشت آرش را قبول نکردند» بسنده کرده است.

این در حالیست که این سایت با جعل مصاحبه از جانب این وکیل دادگستری اعلام نموده بود که خبر بازداشت آرش کذب می‌باشد و او اساساً در زندان و بازداشت نبوده است!»
پیمان عارف – یکشنبه 12 آبان – ساعت 1:50 بامداد

آرش صادقی - علی وفقی - پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

آرش صادقی – علی وفقی – پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

«دیروز(مقصود شنبه 11 آبان) عصر خدمت آقای سیدمحمود علیزاده طباطبایی رسیدم که هم دیداری تجدید شود و هم جویای چند و چون ماجرای مصاحبه‌ اخیرشان شوم. نتیجه بسیار شگفت آور بود و حاکی از بی‌اخلاقی سایت انصاف نیوز. با اینکه از آن تیتری که در متن همچون چیزی نبود مشخص بود انصاف این سایت!

ایشان اولاً از اینکه از قول ایشان زده‌اند «تکذیب» بسیار متعجب شدند. ثانیاً از اینکه به شکل مصاحبه و سؤال و جواب جدی قید شده است نیز تعجب کردند. ثالثاً ماجرا آنچنان که ایشان روایت کردند اینگونه بود (و نه بیشتر یا کمتر) که :

‹پشت فرمان بودم زنگ زدند از اون سایت که نمی‌شناختم و جویای چند و چون ماجرای آرش صادقی شدند. من گفتم در پرونده قلبی‌شان وکیل ایشان بودم و در این مورد وکالتی به من داده نشده، ایشان قرار بود بیایند دفتر من که نیامدند. بنابراین من اطلاعی ندارم. جز اینکه دستگاه قضایی زندان بودنش را تکذیب می کند.›

حتی آقای علیزاده فرمودند چون نمی‌شناختم فکر کردم از این سایت‌های امنیتی است (که البته بنده گفتم این سایت جدیده و اینطوری نیست و نزدیک به آقای پزشکیانه). از این مکالمه پشت فرمان دقیقاً به صورتی که ذکر شد، واقعاً اون گفت‌و‌گو و مصاحبه جدی در میاد؟ در حالی که آقای علیزاده از بسیاری از افعال و جملات ذکر شده در اون مصاحبه هم تعجب کردند. و صریح فرمودند که من گفتم بنا بر اینکه سمتی جز در پرونده اول ایشان که حکم قطعی‌اش صادر شده سمتی در مورد ایشان ندارم اطلاعی نیز ندارم و به هیچ‌وجه تکذیبی در کار نبوده است.

ایشان با آرش صادقی هم به طور مفصل صحبت کردند و قرار شد با هماهنگی های آتی مسئله به شکل دقیق‌تر و کاملاً روشن و با مستنداتی نیز پیگیری و به رسانه‌ها نیز اطلاع داده شود.

به هر حال در این مورد تا همینجا، بی‌اخلاقی سایت انصاف نیوز قطعی است و جناب علیزاده هم اظهارات متناقضی با گذشته و یا کوچکترین اشتباه دیگری نداشته اند.»
علی وفقی – یکشنبه 12 آبان – ساعت 3:30 بامداد

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392


آپدیت:
پس از این جوابیه بود که دیدار آرش صادقی و دوستان وی با آقای علی زاده طباطبایی روشن کرد که همانطور که از تیتر ناهمگون گفتگوی انصاف نیوز با متنش به ذهن می‌آمد طبق اظهارات آقای علیزاده طباطبایی کار این سایت خبری بیش از این ایراد داشته است. و ایشان برخی موارد مطرح شده در گفتگو و طرز بیان و نوع کلماتی را که از سوی ایشان مطرح شده بود را تکذیب کردند. بخوانید «عکس:آرش صادقی 12آبان در دفتر علیزاده طباطبایی/علیزاده:به‌هیچ‌وجه موضوعی را تکذیب نکرده ام،فکر می‌کردم سایتی امنیتی اند»

این گرچه تجربه‌ای تلخ و ظلمی دوباره است که آرش صادقی ها تاوان آن را پرداخته‌اند اما تجربه‌ایست بزرگ برای فعالان و البته روزنامه‌نگاران و گردانندگان سایت‌های خبری که در آینده در مواجهه با شرایط این‌چنینی با نقد و پرس و جو با هوش و درایت با این مسائل برخورد کرده و جلوی ریشه‌دواندن آن را خیلی زود بگیرند…

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

جمعه دهم آبان ماه گفتگویی در سایت انصاف نیوز (بخوانید:وکیل آرش صادقی ادعاهای او را تکذیب کرد) منتشر شد که در آن آقای علیزاده طباطبایی وکیل سابق آرش صادقی سخنانی درباره‌ی ایشان در قالب گفتگویی با سایت ذکرشده مطرح کرده بودند. فردای آن روز آرش صادقی در فیسبوک شخصی خود متنی را با عنوان «پاسخی کوتاه به جناب علیزاده طباطبائی» منتشر کرده اند که در زیر می‌خوانیم:

«امروز مطلع شدم که جناب علیزاده طباطبائی که در پرونده‌ی اینجانب مربوط به سال 88 وکالتی به‌خواست مرحوم مادرم در مرحله‌ی تجدیدنظر داشته و در همان پرونده نیز هیچگونه عملکرد محصل وکالتی لااقل درباب این پرونده از خویش بروز نداده، تا بدانجا که حتی از ارائه‌ی لایحه‌ی تجدید نظرخواهی به وکالت از من به شعبه 54 تجدیدنظر دادگاه انقلاب نیز اجتناب نموده بود، در گفتگو با سایتی مجهول و بدون شناسنامه به‌نام انصاف نیوز ادعا کرده که من اساساً در بازداشت نبوده و مرا متهم به پریشانی روانی و بیماری توهم نموده است. لذا ذکر چند نکته را ضروری می‌دانم:

1- اساساً نظام وکالت در ایران برخلاف نظام‌های حقوقی اروپایی (اعم از حقوق رومی یا حقوق کامن لا)، شخص‌محور نبوده بلکه پرونده‌محور است یعنی چنین نیست که فردی مطلقاً وکالت موکلی را برعهده داشته باشد مادامیکه عزل گردیده یا استعفا دهد. بلکه هر وکیلی تنها در یک پرونده مشخص و با وکالت‌نامه مشخص وکالت در همان پرونده را می‌تواند بر عهده گیرد.

لذا آقای طباطبائی که پرونده‌ی مختومه‌ی سال 88 من آن هم تنها در مرحله‌ی تجدیدنظر وکالت مرا عهده‌دار بوده، دیگر در پرونده جدید وکالت نامه‌ای از من نداشته و اساساً سمتی(اعم از اصیل یا وکیل) در پرونده ندارد که به استناد آن مرجع قضایی قانوناً مکلف به پاسخگویی به او بوده باشد .

2- حال پرسش این است که ایشان با توجه به فقدان سمت چگونه می‌تواند ادعای دسترسی به پرونده‌ی مرا داشته و با عنوان مجعولِ وکیل آرش صادقی از مراجعه‌ی خود به دادسرای اوین و عدم وجود پرونده در این دادسرا درباره‌ی اینجانب سخن به میان آورد؟!

– دستگاه قضایی و به‌ویژه دادسرای امنیت و شعب خاص دادگاه انقلاب که وظیفه‌ی رسیدگی به پرونده‌های سیاسی را دارند، بعضا از مطالعه‌ی پرونده یا هرگونه پاسخگویی دیگر به وکلا با وکالت‌نامه‌های کاملاً محرز متهمان سیاسی نیز خودداری می‌کنند. حال چگونه است که آقای علیزاده طباطبائیِ غیر وکیل، در این پرونده مورد پاسخگویی دادسرای امنیتی اوین قرارگرفته و دسترسی به پرونده‌ی من یافته و نتیجتاً ادعانموده که اساساً من بازداشت نبوده‍ام!

3- آقای علیزاده طباطبائی که در دوره بازداشت 20 ماهه‌ی من خود در مصاحبه‌هایی متناقض و متعارض، گاه از کشته‌شدن من سخن گفته، گاه بازداشت مرا تأیید کرده، گاه از صدور کیفرخواست برای من از زمانی نزدیک، سخن به‌میان آورده و زمانی دیگر قاطعانه از نگهداری من در 209 پرده بر داشته است(مصاحبه‌های ایشان با رادیو دویچه‌وله، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران و… ) چگونه است که امروز ادعایی متناقض از خویش صادر می‌کند. آیا غیر از این است که ادعاهای پیشین او نیز صرفاً دلیل بر گمانه‌زنی‌های غیرمستند و ناشی از عدم تحقیق و اطلاعات کافی بوده و امروز نیز بر همان سبیل طی‌طریق می‌کند؟

سوال من از آقای علیزاده این است که شما که اساساً سمتی در پرونده‌ی من ندارید چگونه بر خلاف لایحه‌ی قانونی استقلال کانون وکلا و قانون جامعه‌ی وکالت، خود را وکیل من می‌نامید و تنها بر اساس حدس و گمان‌های خویش اشتیاق رسانه‌ای شدن‌تان را با ایجاد شبهه و تردید در پرونده من ارضا می‌کنید.

4- آقای علیزاده طباطبایی، معروف است که حضرت‌عالی تکلیف پرونده‌های موکلان‌تان را نه از مکانیزم‌های دفاع حقوقی بلکه با تأسی به ساز و کارهای معالمه‌مدارانه حل و فصل می‌کنید. آیا به من اجازه می‌دهید که در باب مصاحبه‌ی روز گذشته‌تان این تصور را داشته باشم که جناب‌عالی با تکیه به شنیده‌های غیرمستند بازداشت مرا تکذیب کرده‌اید؟ آیا اجازه دارم در مورد شما قائل به تعاملات غیر متعارف و رفتارهای خلاف عرف وکالت بوده باشم؟

5- آقای علیزاده اعتبار یک فعال سیاسی به اندازه‌ی جان او مهم است. چه پیامبر اسلام فرموده است آبروی مؤمن چونان خون اوست. حال شما در جریانی هدفدار آبروی مرا هدف گرفته‌اید بی‌آنکه به نتایج آن بیندیشید. من از سخنگوی محترم قوه‌ی قضاییه گله‌ای ندارم چون معتقدم به ایشان در مورد من اطلاعات غلط داده‌اند. این از تاریخهای نادرستی که ایشان برای بازداشت من برشمرده‌اند، کاملا پیداست. اما جناب آقای علیزاده، از شما که در بازه‌ای از زمان وکیل من بوده‌اید به هیچ عنوان چنین انتظاری نمی‌رفت.

– در پایان من آرش صادقی فرزند حسین حق شکایت خود از شما به دادسرای انتظامی کانون وکلا و نیز محاکم صالحه‌ی عمومی تحت عنوان عدم رعایت شئون و عرف وکالت، جعل عنوان، ایراد افترا و اهانت و نشر اکاذیب به قصد اضرار به غیر را حق مسلم خویش می‌دانم. اشاعه‌دهندگان ادعاهای شما نیز در این شکایت در حکم معاونان عناوین مجرمانه‌ی بالا خواهندبود.
والسلام
»

آرش صادقی شنبه 11 آبان ساعت 9 صبح

در انتها در ارتباط با بخش سوم صحبت‌های آقای آرش صادقی باید توضیح دهیم که آقای علی زاده طباطبایی در طی ماه‌های گذشته مصاحبه‌هایی داشته‌اند که توجه شما را به مطالعه‌ی آنها جلب می‌نماییم. با توجه به این شرایط تیتر عجیب این گفتگوی خبری که بیشتر شبیه به نوعی جعل گفتگو است و همچنین متن آن و نوع جوابهای‌هایی که آقای علیزاده به خبرنگار انصاف نیوز(سایتی که طبق گزارشات نزدیک یا متعلق به یکی از نماینده‌گان مجلس به نام آقای پزشکیان است) داده اند بسیار بسیار مشکوک به نظر می‌رسد:

– بخشی از گفتگوی آقای سید محمود علیزاده طباطبایی با روزآنلاین که درتاریخ دوشنبه 27 خرداد 92 منتشر شده است:

«سئوال می‌کنم(فرشته قاضی) که آرش کجا نگهداری می شود؟ آقای علی زاده طباطبایی می‌گوید: به ما هیچی نمی‌گویند فقط فهمیده‌ایم که در ۲۰۹ است. این تمام اطلاعاتی است که ما از آرش داریم. من تاکنون هیچ ملاقاتی با آرش نداشته‌ام. خیلی اینور و آنور مراجعه کردم، از خیابان ارک به خیابان شریعتی و هر جایی که باید می‌رفتم رفتم ولی هیچ جوابی ندادند و تنها از ما خواستند حرف نزنیم و کمتر خبری از آرش منتشر شود. نه گفتند آرش کجاست نه گفتند در چه شرایطی است و نه گفتند که اصلا چرا با او چنین رفتارهایی می‌کنند. الان هم نمی‌دانیم با ضرب و شتم و اعتصاب غذایی که هست آرش در چه وضعیتی است فقط می‌دانیم که زنده است و شایعه کشته‌شدن او صحت ندارد.»

– بخشی از گفتگوی آقای سید محمود علیزاده طباطبایی با کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران که درتاریخ 4 تیر 92 منتشرشده‌است:

«وکیل سابق آرش صادقی(سیدمحمود علی زاده طباطبایی) در خصوص آخرین وضعیت این زندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: ‹طی پیگیری های که انجام دادم مطمئن شدم که او زنده است و شایعاتی که در موردش بود درست نیست.› اما محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سابق این زندانی سیاسی در خصوص اینکه آیا او مورد ضرب و شتم مسولان زندان گرفته است و چرا به بند عمومی منتقل نمی‌شود و آیا خانواده‌اش موفق به ملاقات با او شده‌اند، پاسخی نداد و گفت:« من نمی‌توانم جواب اینها را بدهم. ما خیلی نگران بودیم که آیا آرش زنده است یا نه و در روزهای گذشته اطمینان پیدا کردم که زنده است.›

محمود علیزاده طباطبایی، وکیل سابق آرش صادقی که به دلیل تقاضای پدر این زندانی مجدداً پیگیر وضعیت او شده است در خصوص اینکه به چه علت او مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعیت روحی و جسمی او به چه صورت است و آیا توانسته او را ببیند پاسخی نداد و تنها در خصوص وضعیت پرونده اش گفت: ‹ با پیگیری های که در چند روز گذشته داشتم فکر می کنم به زودی برای پرونده جدید او کیفرخواست صادر شود و آن را به دادگاه بفرستند.› »

– بخشی از گفتگوی آقای سید محمود علیزاده طباطبایی با روزآنلاین که درتاریخ سه‌شنبه 19 شهریور 92 منتشرشده‌است:

«از آقای علیزاده طباطبایی سئوال کردم(فرشته قاضی): پیش از این، به ما گفته‌بودید که آرش صادقی در بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی است. چه کسی به شما گفته بود که او در این بند است و پیگیری‌های شما به کجا رسیده؟ او(آقای طباطبایی) توضیح می‌دهد: من سال ۸۹ وکیل آرش بودم. حکم محکومیت او ابتدا ۶ سال بود که در تجدیدنظر به یکسال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی کاهش‌یافت. بعد از آزادی‌اش، خبری از او نداشتم تا زمستان ۹۰ که خانواده‌اش با من تماس گرفتند و گفتند آرش را باز بازداشت کرده‌اند و از من خواستند مجدداً وکالت او را بپذیرم، اما من قبول نکردم. قبل از آزادی او را خیلی نصیحت کرده بودم که بنشیند و درس اش را بخواند و کار و فعالیتی نداشته باشد تا باز مشکلی پیش نیاید. بعد که خانواده تماس گرفتند گفتم دیگر وکالت اش را قبول نمی‌کنم. بی خبر بودم تا همین چند ماه پیش که شایعه کشته شدن او در زندان پیچید و خانواده‌اش مجددا از من خواستند پیگیری کنم. من با اینکه سمتی در پرونده او نداشتم اما پیگیری و پرس و جو کردم اما دادسرای امنیت تنها پاسخی که به ما داد این بود که این شایعه صحت ندارد. آقای علیزاده طباطبایی می‌افزاید: پس از رد این شایعه باز به خواست خانواده آرش پرس و جو کردم. آنها می‌گفتند به آنها گفته شده آرش در ۲۰۹ زندان اوین است اما دادسرای امنیت جواب داد که هیچ اطلاعی ندارند و نمیدانند او کجاست. بیش از این هم اطلاعی از آرش و وضعیت او ندارم و هیچ پاسخی به من جز همین که گفتم نداده اند. »

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

آبان 1392

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

آرش صادقی عکس: 29 مهر منزل دوستان

آبان ماه 89 بود و پس از نزدیک به یک سال که از مجموع حبس وشکنجه‌ی آرش صادقی می‌گذشت او در این ماه به مرخصی آمد. اما فقط پس از گذشت چند روز بدون هیچ گونه «احضارنامه ای برای بازگشت»، و یا تماس تلفنی از سوی ضابطین قضایی، مأمورین امنیتی جهت بازداشت مجدد آرش در ساعت چهار صبح روز 4 آبان 1389 به منزل مسكونی آنها یورش می برند، که همین مسئله منجر به حمله قلبی و شهادت مادر آرش می‌شود. فرهناز درگاهی، مادر آرش در تاریخ 8 آبان 1389 پس از گذشت چهار روز از زمان حمله، در بیمارستان فوت می‌کند و در بهشت زهرا، قطعه 311 – ردیف 119 – شماره 23 به خاک سپرده می‌شود.

این روزها در سالگرد فوت مادر آرش صادقی که پس از 21 ماه شکنجه کنار ما بازگشته است از مادرش می‌نویسد:

«می‌خواستم چند خطی رو برای سومین سالگرد مادر بنویسم ولی دستم به قلم نرفت.

وقتی یاد مادر سعید زینالی، مادر سهراب اعرابی و امیر جوادی‌فر و ده‌ها و صدها کشته بعد از انتخابات افتادم
وقتی یاد خانوداه پیروز دوانی، فروهرها و ده‌ها روشن‌فکری که در دهه‌ی هفتاد سلاخی شدند، وقتی یاد هزاران نفری افتادم که در سال 67 اعدام شدند و خیلی از خانوداه‌هایشان حتی از داشتنه یک مزار برای فرزندانشان محروم شدند خجالت کشیدم.

و خجالت کشیدم بنویسم سه سال از مرگ مادر گذشت بدون اینکه مسببین مرگش پای میز محاکمه کشیده‌شده‌باشند درحالی‌که قاضی مرتضوی رو بابت پرونده جنایت کهریزک 200 هزار تومن جریمه کردند. اتفاقات و فجایعی که تو این 34 سال بارها و بارها تکرار شده تکرار و تکرار..و»
آرش صادقی 5 آبان – ساعت 15:30

لینک‌های تکمیلی:
1- گزارشی از وضعیت آرش صادقی پس از آزادی + گزارش تصویری از ملاقات وی با دوستان
2- بخشی از آنچه بر آرش صادقی گذشته است از زبان خودش
3- آرش صادقی با قرار وثیقه آزاد شده است + عکس
4- پاسخ پدر آرش صادقی به آقای محسنی اژه‌ای/در رابطه با صحبتهای آقای اژه‌ای درباره‌ی آرش صادقی
5- از صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی:دوستانی که من رو متهم کردن الان پیگیر وضعم شوند! + عکس
6- گفتگوی تلفنی مسیح علی‌نژاد با آرش صادقی درباره‌ی وضعیت ایشان در زندان + متن و صدا
7- ّبرگی از زندگی سراسر مبارزه ی آرش صادقی / A Chronicle Of Atrocities Inflicted Upon Political Prisoner, Student Activist Arash Sadeghi

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

مهر 1392

نامه ای به یک آزاده:روزهای زیبایی‌ست که می‌آید، آرشِ ایران آمده است، مجیدِ ایران آمده است… همان مجید که گفت:

«آه اگر آزادی می‌توانست فریاد برآورد که زنده مانده است»

و امروز، آرش صادقی بازگشته است تا فریاد زند: من زنده‌ام، آزادی زنده است…

حتی مادری هم ندارد که در آغوشش کشد… داستان آرش داستان غریبی‌ست. داستان رفتنش، داستان یتیم‌شدنش و داستان بازگشتش. وقتی 21 ماه تمام او را میان میله‌ها تنها رها کرده بودند هیچکس آنطور که درخود اوست از او سخنی نگفت، مگر شکاکانِ ناخیراندیش که این سو و آن بو می‌کشیدند و ناپاکی را به رخ! اما آنان را برای دستبرد به گوهر پاک آزادی نه اجازه بود و نه توان… به او گفتند: قاتلین مادرت را انکار کن وگرنه میان این میله‌ها خواهی پوسید… اما خود آنان بودند که انکار شدند

پیش از همه چیز یادآوری می‌کنیم همانطور که قبلا گزارش داده‌ایم(بخوانید: «آرش صادقی با قرار وثیقه آزاد شده است + عکس») خبر آزادی آرش صادقی ابتدا سه روز پس از آزادی آرش صادقی یعنی 23 مهرماه توسط خانم فاطمه نیلی خواهر مصطفی نیلی منتشر شد که به دلیل وضعیت خاصی که برای آرش صادقی ایجاد شده بود آن‌طور که باید به این خبر اعتنایی نگردید تا اینکه سه روز بعد صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی آپدیت شد(بخوانید:«از صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی:دوستانی که من رو متهم کردن الان پیگیر وضعم شوند! + عکس»)، رنج‌نامه ای که خبر از آزادی یک آزاده از زبان خویش می‌داد.

آن متن که منتشر شد تکاپو در قلب‌ها وزیدن گرفت و برای دوست‌داران و پیگیران وضعیت آرش صادقی تردیدی باقی نماند که او بازگشته است، هرچند که باز شایعاتی از جنس شک در جریان بود تا آنجا که هیچ وبسایت خبری از آزادی و وضعیت آرش صادقی خبری منتشر نکرد تا مظلومیت این آزاده بیش‌ازپیش اوج گیرد.

پس از آن بود که آرش صادقی به درخواست دوستان چند عکس در فیسبوک خود قرار داد تا تردیدها خاتمه یابد و با اینکه چهره‌ی درددیده‌ی آرش صادقی در دل دوستان و همراهان او فرو رفت اما این نمایش درد و استقامت را در دل شک راهی نبود هنوز.

عکس‌های دور پوستر عکسهایی است که آرش صادقی در فیسبوک خود منتشر کرد. او بعدا در این باره گفت: «من به همه هم خبر دادم اما با سکوت رسانه‌ای مواجه شد. سایت‌ها خبر آزادی‌ام را منتشر نکردند و حتی امروز(30مهر) هم شبهاتی مطرح بوده که عکسی که در فیسبوک قرار داده شده عکس آرش نیست و... در حالیکه فیسبوکم دست خودم است و عکس را هم به درخواست بچه ها با گوشی خودم گرفتم.»

عکس‌های دورِ پوستر عکسهایی است که آرش صادقی در فیسبوک خود منتشر کرد. او بعدا در این باره گفت: «نه من به همه هم خبر دادم اما با سکوت رسانه ای مواجه شد. سایت ها خبر آزادی را منتشر نکردند و حتی امروز(30مهر) هم شبهاتی مطرح بوده که عکسی که در فیسبوک قرار داده شده عکس آرش نیست و.. در حالیکه فیسبوکم دست خودم است و عکس را هم به درخواست بچه ها با گوشی خودم گرفتم.»

هرچند آرش صادقی در تماس با برخی دوستان خبر از وضعیت جسمی نامساعد خود و کاهش وزن 20 کیلویی خود داده بود و برخی دیگر از اشخاص موثق نیز آزادی ایشان را تأیید کرده بودند و همه چیز روشن بود اما آرش صادقی طبق قراری که گذاشته بود برای دادگاه مریم شفیع‌پور 29 مهرماه به تهران آمد تا این مرگِ شک باشد. (دادگاهی که بی‌نتیجه به تعویق افتاد(. آرش صادقی در تهران با استقبال دوستان مواجه می‌گردد که به دلیل آنکه هنوز آنچه شایسته‌ی آرش صادقی نماد مظلومیت جنبش دانشجویی ایران است در رسانه‌ها انتشار نیافته است ما در ادامه علاوه بر گرداوری حقایقی از زبان آرش صادقی عکس‌هایی از دیدار او با دوستان و هم‌راهانش در عصر و بعد از ظهر دوشنبه 29 مهر ماه منتشر خواهیم کرد:

آرش صادقی - پیمان عارف

آرش صادقی – پیمان عارف

آرش صادقی از دی ماه 1390 تا ساعت 9 شب 20 مهرماه 1392(زمان آزادی) یعنی 21 ماه را در سلول انفرادی تک و تنها گذراند. در این مدت تنها 20 روز را در سلول شماره‌ی 92 داری دو هم‌سلولی بوده است. آرش صادقی تمام این مدت را در بندهای امنیتی ۲۰۹، ۲۴۰ و زیرزمین بند ۲۰۹ گذرانده است.

آرش صادقی ۷ تا ۸ ماه تفهیم اتهام نشد. فقط یک برگه‌ای جلوی او می‌گذاشتند که کلیت خاصی داشت. مشخص بود از روی آن کپی گرفته و به افراد مختلف داده شده بود. آرش صادقی از امضا کردن آن برگه امتناع می‌کرد.

آرش صادقی - علی وفقی - پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

آرش صادقی – علی وفقی – پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌ی قضاییه در پاسخی به یک خبرنگار که درباره‌ی آرش صادقی از او سوال کرد گفته بود فردی به نام آرش صادقی سال 89 دستگیر شده که پس از گذران حبس یک ساله اش آزاد گردید و پس در سال 91 و 92 همچین شخصی در زندان حضور ندارد….
پس از این حرف بود که متاسفانه بسیار سریع شایعات بسیار زیادی در فضای مجازی درمورد اینکه آرش صادقی پنهانکاری و یا دروغ‌پردازی کرده است منتشر شد. شایعاتی که «البته از چندین ماه قبل از این مورد» شکل گرفته بود و اکنون سخنان اژه‌ای به آن شایعه‌افکنان دلگرمی بیشتری داده بود!

کمی پس از این موضوع پدر آرش صادقی جوابیه‌ای را به موضع‌گیری سراسر دروغ آقای محسنی اژه‌ای تهیه می‌کنند که به دلیل عدم همکاری سایت‌های خبری و متاسفانه جسارت شایعه و شک، هرگز به شکل گسترده انتشار نیافت.
در آن نامه پدر آرش صادقی علاوه بر شرح مفصلی بر وضعیت آرش صادقی ار آقای اژه‌ای سوال کرده اند که در مدت زمان سال 91 و 92 که شما حضور فردی به نام آرش صادقی در زندان را منکر شده‌اید ما دو ملاقات با ایشان داشته‌ایم. آیا این ملاقات‌ها را نیز منکر می‌شوید!؟
متن کامل این نامه را اینجا بخوانید: «پاسخ پدر آرش صادقی به آقای محسنی اژه‌ای/در رابطه با صحبتهای آقای اژه‌ای درباره‌ی آرش صادقی»

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

امروز که آرش صادقی در این شرابط «موقتاً» این سوی میله‌هاست دلش به‌شدت از تمام ناحقی‌های رواشده به خویش آزرده است. تا جایی که می‌گوید:
«قصد دفاع از خود را ندارم. از این به بعد هم تلاش نمی‌کنم خودم را اثبات کنم. سکوت می‌کنم و منتظر می‌مانم تا روز دادگاه تا همه چیزمشخص شود»

و شرایط بیرون و اتفاقاتی که در نبود آرش صادقی درجریان بود امروز ایشان را بیش‌از قبل در فشار روحی قرار داده است. همان آرش صادقی که به علت سختی وصف‌ناپذیر 21ماه انفرادی، شکنجه و بلاتکلیفی، در شرایط جسمی و روحی بسیار نابه‌سامانی قرار گرفته است. او از شرایط جسمی و روحی خود می‌گوید:

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه در جمع دوستان و همراهان

« خونریزی معده دارم. به شدت لاغر شده‌ام و حدود 20 تا 21 کیلو کاهش وزن داشته و الان 51 کیلو شده‌ام. وضعیت روحی خوبی هم ندارم. در شوک عجیبی هستم بعد از اینکه از زندان خارج شدم و این فضا را می‌بینم… حداقل اجازه ندادند که چند روز بگذرد بعد اقدام به محاکمه من بکنند! از همان روز اول مدام اذیت کردند حتی عکس‌ام را زیر سوال بردند و…»

پرونده‌ی آرش صادقی در شعبه‌ی دوم دادسرای اوین است و او در انتظار اعلام زمان دادگاه خویش است. او با وثیقه‌ی سنگین 500میلیون تومانی امروز بیرون است. و این آزادی تنها تا روز دادگاه و بعد مشخص شدن حکم ایشان پایدار خواهد بود. وثیقه‌ای که ابتدا 300 میلیون تومان اعلام شده بود ولی پس از مراجعه‌ی خانواده‌ی آرش صادقی برای پیگیری این موضوع درخواست وثیقه‌ی 500میلیون تومانی می‌شود. وثیقه‌ای که باوجود عدم استطاعت مالی خانواده‌ی آرش صادقی و وضعیت خاص آنان به سختی از سوی یکی از آشنایان ایشان تهیه شده است.

آرش صادقی - علی وفقی - پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

آرش صادقی – علی وفقی – پیمان عارف عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92 کافه سپیدگاه

در ارتباط با اتهامات واره به آرش صادقی باید گفت اتهامات ایشان را اجتماع و تبانی علیه نظام و تبلیغ علیه نظام عنوان کرده‌اند اما آرش صادقی در موارد گوناگون و «بسیاری» مورد بازجویی قرار گرفته است. اصلی‌ترین آن مسئله‌ی حمله‌ی نیروهای امنیتی برای دستگیری آرش صادقی است که منجر به شوک و شهادت مادر ایشان شد. خانواده‌ی آرش صادقی شکایتی را در این‌باره صورت دادند که آرش صادقی پیگیر آن بوده است. آرش صادقی که حتی پیشنهاد دریافت پولی بسیار زیاد و داشتن زندگی آسوده درقبال فراموش کردن مسئله‌ی مادرش را از سوی نیروهای امنیتی دریافت کرده بود به‌شدت در این مورد بازجویی و کشنجه شد که شاید از اصلی‌ترین دلایل نگهداری اش در زندان(با توجه به عدم وجود فشار رسانه‌ای کافی و درعوض شایعات کمک‌کننده به نیروهای امنیتی) این مسئله بوده است.

مسئله‌ی دیگر اصلی مورد بازجویی ایشان تجمع اعتراضی‌ای بود که قرار بود از سوی آرش صادقی در 25 بهمن ماه 90 برگزار شود که البته ایشان یک ماه پیش از آن بازداشت می‌شوند. همچنین مسئله‌ی دیگر مربوط به دیدار وی با آقای دکتر ملکی بوده است. یادآوری می‌نیم که موارد بسیار زیاد دیگری نیز در بازجویی‌های آرش صادقی بوده است که مقابل سه مورد ذکر شده به شکل فرعی‌تر درآمد مانند بازجویی در مورد با ارتباط با آژانس ایران خبر وابسته به سازمان مجاهدین خلع و موارد اتهامی متعدد دیگر …

نوید کامران - آرش صادقی - عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

نوید کامران – آرش صادقی – عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

در نبود آرش صادقی شایعات متعددی از سوی کسانی که خود را حتی دوست نزدیک وی معرفی می‌کردند مطرح و منجر به فضایی اتهامی در قبال وی شد که این از اصلی‌ترین دلایل حریص‌شدن ظلم برای نگهداری و فشار و شکنجه‌ی بیش از حد وی و حتی نهایتاً انکار حضور او در زندان شد. یکی از این شایعات شایعه‌ی کشته‌شدن وی در زندان بوده است. برای نمونه آرش صادقی دو بار در بازه‌ی زمانی آخرین بازداشت تا آزادی، اعتصاب غذا کرده است که یک بار آن در حمایت از اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی بود و مورد دیگر پس از درگیری با زندانبان و ضرب و شتم شدید وی بود. که عدم حمایت کافی رسانه‌ای که منجر به بی‌کس ماندن بیشتر آرش صادقی درمورد پیگیری وضعش شد باعث گردید، عده‌ای این اخبار را کذب دانسته و عده‌ای دیگر نیز به شایعات جدید مانند کشته‌شدن وی دامن زنند.

شایعه‌ی دیگر این بود که آرش صادقی اصلا در زندان نیست! همان صحبتی که بعدها توسط آقای محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه‌ی قضاییه به شکلی وسیع رسانه‌ای شد! پاسخ پدر آرش صادقی به این اشخاص در نامه‌ی ایشان خطاب به آقای اژه‌ای آمده است. پاسخ کوتاه خود آرش صادقی به این افراد این است:

سمانه پاکدل و همسرش نوید کامران - آرش صادقی - گلرخ ابراهیمی ایرایی عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

سمانه پاکدل و همسرش نوید کامران – آرش صادقی – گلرخ ابراهیمی ایرایی
عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

«سئوال من از دوستانی که منکر زندانی بودن من بودند این است که پدر بنده سه مصاحبه انجام دادند. پدر بنده نظامی هم هستند، به‌شدت هم از طرف حفاظت اطلاعات ارتش و اطلاعات تحت فشار هستند. اگر بنده بیرون بودم باید پدرم را که مصاحبه کرده بازداشت و با او به جرم نشر اکاذیب برخورد می‌کردند.»

از بی‌کسی آرش صادقی سخن گفتیم… برای اشاره‌ی بیشتر باید یادآوری کنیم آرش صادقی که مادرش را به آن شکل از دست داده بود و خواهرش نیز به گفته‌ی آرش قصد ورود به اینگونه مسائل را نداشت، تنها از سوی پدری که خود دچار مشکلات جسمانی و روانی به‌جای‌مانده از دوران جنگ ایران و عراق بوده و در شرایط مالی
وخیم و جوی امنیتی زندگی می‌کند و پدربزرگی 80ساله که فشارهای امنیتی او را مجبور کرد به خارج از تهران و نقطه‌ای دور از دسترس کوچ کند، حمایت شد.

وضعیت خانوادگی، روحی و محل زندگی پدر حتی به شکلی است که آرش صادقی پس از آزادی تنها یک‌بار توانسته ایشان را ملاقات کندد. و از آنجا که پدربزرگ برای زندگی مجبور به مهاجرت به شهرک پرند در نزدیکی رباط‌کریم شده اند هنور آرش ایشان را هم ندیده‌اند. آرش صادقی در این باره می‌گوید:

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

«یکبار پس از آزادی پدرم را دیدم. چون اجازه ورود به منطقه نظامی را ندارم. کارت ترددم را حفاظت اطلاعات ارتش از من گرفته. اجازه ورود به من داده نمی شود ولی پدرم را بیرون از شهرک یکبار ملاقات کردم. شرایط پدرم واقعا شرایط مساعدی نیست. پدرم سابقه‌ی موجی دارند. قرص‌هایی مصرف می‌کنند که این قرص‌ها وضعیت پدر را بغرنج کرده. وضع پدر به نحوی است که وقتی قرص‌ها را مصرف می‌کنند وضعیت عصبی‌شان خوب است، ولی وقتی مصرف نمی‌کنند وضعیت عصبی شان به‌شدت به هم می‌ریزد. پدرم از طرف حفاظت و اطلاعات و همسرشان(دو ماه پس از فوت مادرم، پدر ازدواج کرده‌اند) تحت فشار بودند و علاقه‌ای به مصاحبه هم نداشتند و در مواقعی که مصاحبه می‌کردند جوری مصاحبه می‌کردند که به گفته‌ی خودشان همسرشان در منزل نباشد یا متوجه نشوند. مشکلات خانوادگی هم به نحوی در عدم پاسخگویی پدر دخیل بود

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

آنطور که ملاحظه کردید فردی پیگیر برای آرش صادقی وجود نداشت و اینجاست که ارزش و مسئولیت رسانه‌ها و فعالین حقوق‌بشر برای همراهی و پیگیری و به عبارتی دیگر برای پدری و مادری کردن برای یک بی‌گناه مشخص می‌شود. انتظاری که متأسفانه هرگز درقبال آرش صادقی آنگونه که شایسته‌ی او بود رخ نداد. و این باعث شد تا شایعه ریشه‌هایش را بدواند و زندان‌بان حتی وجود آرش صادقی را انکار کند. اما یادآور شویم آرش صادقی‌ای که خود قربانی این شرایط شده بود باوجود مواجه‌بودن با سخت‌ترین شرایط و تنها یک تماس تلفنی و دو ملاقات(یکی پدر و یکی پدربزرگ) در طول21ماه انفرادی، در همان یک تماس تلفنی از بوجود آمدن همچین شرایطی برای یکی دیگر از زندانیان آن روزها به نام کوهیار گودرزی جلوگیری کرد.

آرش صادقی - بهنام موسیوند - پیمان عارف / عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

آرش صادقی – بهنام موسیوند – پیمان عارف / عکس: عصر دوشنبه 29 مهر 92

کوهیار گودرزی

کوهیار گودرزی

آرش صادقی با اشاره به کوهیار گودرزی در ارتباط با جو اتهامی به وجود آمد علیه خود می‌گوید:
«درباره‌ی کوهیار گودرزی آن بحث مطرح بود که اصلا او را بازداشت نکردند و قوه قضائیه و اطلاعات گفته بودند بروید اعلام کنید ‹آدم ربایی بوده.او بازداشت نشده› ولی بعد از آنکه در تماس تلفنی خبر از دیدن کوهیار گودرزی در 209 دادم، کمک‌کرد وضعیت او به همت دوستان‌اش و مادری که فعال بود مشخص شود. اما من کسی را نداشتم که پیگیری و مصاحبه کند و متأسفانه نمی‌دانم درباره‌ی این شرایط چه باید بگویم»

لینک‌های تکمیلی:
1- بخشی از آنچه بر آرش صادقی گذشته است از زبان خودش
2- آرش صادقی با قرار وثیقه آزاد شده است + عکس
3- پاسخ پدر آرش صادقی به آقای محسنی اژه‌ای/در رابطه با صحبتهای آقای اژه‌ای درباره‌ی آرش صادقی
4- از صفحه‌ی شخصی فیسبوک آرش صادقی:دوستانی که من رو متهم کردن الان پیگیر وضعم شوند! + عکس
5- گفتگوی تلفنی مسیح علی‌نژاد با آرش صادقی درباره‌ی وضعیت ایشان در زندان + متن و صدا

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

Read Full Post »

Older Posts »