Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2012

خرداد ماه 1391

همسر نسرین ستوده، فعال حقوق بشری در بند، از تصمیم همسرش جهت اعتصاب غذا در صورت ممانعت مسوولان زندان از ملاقات حضوری او و فرزندانش خبر داده است.

رضا خندان همسر خانم ستوده در صفحه شخصی خود در فیسوک از احتمال اعتصاب غذای همسرش ابراز نگرانی کرده و نوشته است: دیروز چهارشنبه(31خرداد1391) ملاقات کابینی داشتیم. نسرین از اینکه تقاضای خودش و ما برای ملاقات حضوری مدام رد می‌شود به شدت عصبانی بود. گفت اگر هفته‌های آینده ملاقات حضوری بچه‌ها و مادرش را برقرار نکنند دست به اعتصاب خواهد زد.

آقای خندان سپس می افزاید که “سعی کردم از این کار منصرف‌اش کنم ولی دیشب که خانم هانیه صانع فرشی برای چند روز [از زندان] مرخصی آمد و گفت که چقدر از ندیدن بچه‌ها و مادرش تحت فشار است پیش خودم کاملا به او حق دادم ولی این دلیل نخواهد بود که تلاش نکنم تا منصرف‌ شود.”

همسر این زندانی سیاسی افزود: “بیش از ده ماه است که مادر بیمار و برادرش اجازه‌ ندارند به سالن ملاقات بیایند. طبق نامه‌ای که دادسرا به سالن ملاقات داده است آنها همچنان ممنوع الملاقات‌اند حتی کابینی”.

وی با اشاره به محدودیت های امنیتی که همسرش با آن مواجه است افزود: دیروز استثنائا ملاقات ما همزمان شده بود با ملاقات آقایان بند ۳۵۰. چندین مامور مراقب بودند که خانواده‌های بند ۳۵۰ یا زندانی‌هایشان حتی برای نسرین دست تکان ندهند و سالن ملاقات را به شدت امنیتی کردند این در حالی است که احوال پرسی خانواده‌ها با همدیگر و عزیزان هم امری کاملا طبیعی و عادی است. از زندانیان مرد سیاسی فقط آقای دکتر علی رضا رجایی و همکار نسرین آقای دکتر قاسم شعله سعدی موفق شدند کمی نزدیک شوند و با او احوال پرسی کنند. خانواده‌ها که این شرایط را می‌دیدند تعجب زده می‌پرسیدند شما همیشه ملاقات‌هایتان این همه امنیتی و سخت گیرانه است؟”

نسرین ستوده، وکیل مدافع دربند که دارای دو فرزند خردسال است، به دستور مسوولان امنیتی از ملاقات حضوری با فرزندانش محروم شده است.

بر اساس گزارش ها، مادر بیمار و برادر خانم ستوده نیز، اجازه ملاقات با او را ندارند و مسوولان دادستانی تاکنون کوشیده اند با ممانعت از ملاقات این زندانی سیاسی با نزدیکان و خصوصا فرزندانش او را تحت فشار قرار دهند.

http://www.kaleme.com/1391/04/02/klm-104287/

Read Full Post »

پدربزرگ آرش صادقی در حدود ساعت ۷ شب گذشته(23خرداد91) به قید کفالت ۲۰ میلیون تومان آزاد شد. وی در این مدت در بند ۲۰۹ زندان اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق نگارش نامه به بازجوی نوه‌اش، نگهداری می‌شد.

به گزارش ادوارنیوز، آقای درگاهی شب گذشته به قید کفالت ۲۰ میلیون تومان آزاد شد. وی که در این مدت اجازه ملاقات با نوه‌اش را نداشت، به دلیل با خبر کردن آرش صادقی از وضعیت حسین رونقی که باعض شد که آرش صادقی دست به اعتصاب غذا بزند. بازجوهای اقای درگاهی به وی گفته اند که عواقب اعتصاب غذای آرش بر گردن وی است.

بنا به گزارش منابع خبری چند روز پیش از این آرش صادقی به دلیل وخامت خالش به بیمارستان قمر بنی هاشم منتقل شده بود ولی آنجا از خوردن قرص و نصب سرم امتناع کرده و پس از چند روز به زندان بازگرداننده شده است.

همچنین آرش صادقی اعلام کرده که تا خانواده حسین رونقی ملکی خبر شکستن اعتصاب حسین رونقی را به آرش نگویند؛ وی باور نمی‌کند و اعتصاب غذایش را نخواهد شکست.

آرش صادقی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی که در ستاد میرحسین موسوی نیز فعالیت داشته، از جمله زندانیان سیاسی پس از انتخابات ۸۸ است. فوت مادرش در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل آنها بیش از همه وی را دچار شرایط روحی وخیمی کرد.

http://advar-news.biz/article13423.html

Read Full Post »

کوروش (مهدی) کوهکن، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ اوین در نامه ای به دادستان تهران، اعلام آمادگی کرده است که کلیه خود را به سیدحسین رونقی، زندانی سیاسی اعتصاب کننده ی غذا تقدیم خواهد کرد.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در بخشی از نامه ی خود با هشدار انچه ۲۲ خرداد سال ۹۰ بر هدی صابر رفت تاکید کرده است: امیدوارم حافظه تان یاری کند و یکسال پیش را بیاد بیاورید که چگونه با کوتاهی و پیگیری نکردن وضعیت جسمی و بدتر از آن دیر رساندن هدی صابر به بیمارستان او را اینگونه ناباورانه از دست دادیم و با وجود اینکه در این اتفاق مقصر بودید ولی سکوت اختیار کردید. اما من می دانم که شما در مقابل وجدان خود خاموش نایستادید و در تنهایی خویش، خود را در این اتفاق مقصر می دانید، اگر چه توان و شاید اجازه گفتن آن را نداشتید.

روز گذشته نیر محمد نوریزاد در یادداشتی آمادگی خود را برای اهدا کلیه به این وبلاگ نویس زندانی که در اعتصاب غذا به سر میبرد اعلام کرده بود که در همان خبر هموطنان دیگرمان نیز اعلام آمادگی برای این حرکت کرده اند.

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

موضوع: اعلام آمادگی جهت اهدا و پیوند کلیه

به: دادستان دادگاه عمومی و انقلاب تهران جناب آقای جعفری دولت آبادی

امیدوارم حافظه تان یاری کند و یکسال پیش را بیاد بیاورید که چگونه با کوتاهی و پیگیری نکردن وضعیت جسمی و بدتر از آن دیر رساندن هدی صابر به بیمارستان او را اینگونه ناباورانه از دست دادیم و با وجود اینکه در این اتفاق مقصر بودید ولی سکوت اختیار کردید. اما من می دانم که شما در مقابل وجدان خود خاموش نایستادید و در تنهایی خویش، خود را در این اتفاق مقصر می دانید، اگر چه توان و شاید اجازه گفتن آن را نداشتید.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

تاریخ باز در حال تکرار است و باز شما در مقابل وجدان خود باید پاسخ گو باشید، حسین رونقی را می گویم، حسینی که تنها با یک کلیه که نیمی از آن هم آسیب دیده، در شرایط سخت زندان به سر می برد.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

حسین نیاز به یاری دارد، حسین که نه تنها برای من بلکه برای بسیاری همان حسین فهمیده است. آیا تا کنون خود را حتی لحظه ای کوتاه به جای پدر و مادر حسین قرار داده اید تا بدانید دقایق برای آنها چگونه می گذرد؟

جناب آقای جعفری دولت آبادی

با در نظر گرفتن وضعیت موجود و احتمال بروز خطر جانی و به دلیل یکی بودن گروه خونی من با حسین، آمادگی خود را برای اهداء و پیوند یکی از کلیه هایم به ایشان اعلام می کنم و خواهشمندم هر چه سریعتر دستور فرمایید تا نسبت به اعزام من به بیمارستان هاشمی نژاد و انجام عمل پیوند کلیه مقدمات کار را فراهم اورند.

جناب آقای دادستان

در مدت سه سال گذشته که زندانی شما بودم به دلیل مشکلات جسمی در ناحیه پا نیاز به مرخصی درمانی داشتم و هیچگاه از شما عاجزانه درخواست نکردم ولی اینک به دلیل شرایط بحرانی و در نظر بودن جان همبندی ام از شما عاجزانه تقاضا دارم که با درخواست اینجانب موافقت فرمایید.

با تشکر

کوروش(مهدی) کوهکن

زندان اوین بند ٣۵٠

١۶خردادماه ٩١

Read Full Post »

بیش از یک هفته از انتقال حسین رونقی‌ملکی٬ به بیمارستان گذشته٬ هنوز وضعیت این زندانی که در اعتصاب غذا به سر می‌برد٬ مشخص نیست. وی در اعتراض به عدم صدور اجازه مرخصی برای خود٬ دست به اعتصاب غذا زده و از شروع مراحل درمانی خود اجتناب می‌کند.

این زندانی اعلام کرده تنها در صورتی حاضر است اعتصاب خود را بشکند و درمان خود را پی بگیرد که مسوولان قضایی و امنیتی با مرخصی استعلاجی او بعد از عمل جراحی موافقت کنند و مامورانی که در بيمارستان در اتاق او حضور دارند، او را تنها بگذارند.

در روزهای گذشته برخی گزارش‌ها نیز درباره حسین رونقی‌ملکی منتشر شد که در آن‌ها نوشته بودند بیماری حسین رونقی‌ملکی٬ مادرزادی بوده است.

اما بابک اجلالی٬ از نزدیکان حسین رونقی‌ملکی٬ به روز گفته است که این مساله صحت ندارد و وی در بیمارستان به این بیماری‌ها مبتلا شده است: «این شایعه‌ای است که اخیرا منتشر شده٬ اما ما مدارک پزشکی داریم که نشان می‌دهد حسین بعد از انتقال به زندان٬ دچار بیماری شده است».

وی همچنین درباره وضعیت حسین رونقی‌ملکی گفت: «حسین هم‌چنان در اعتصاب غذاست. البته اعتصاب تر٬ و تنها آب می‌نوشد. دلیل آن هم این است که می‌گوید با توجه به تجربیات پیشین٬ بعد از عمل وی را به زندان منتقل می‌کنند و باز هم دچار مشکل می‌شود».

پیش از این و پس از معاینات پزشکی٬ اعلام شده بود که حسين رونقی ملکی بايد در بيمارستان بستری و معالجه شود، اما مقام‌های امنیتی اجازه درمان و بستری شدن در بيمارستان را به آقای رونقی نداده اند. در اعتراض به این وضعیت وی چند بار به اعتصاب غذا دست زده است.

او در دوران یکی از اعتصاب غذاهایش٬ در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری‌اسلامی٬ نوشته بود: «اين اعتصاب غذا در اعتراض به ناروايی‌ها و شکايت از دخالت‌های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضايی و سلب استقلال اين قوه و تلاش برای احيای قانون اساسی، آيين دادرسی، استقلال قضايی و احيای حقوق زندانيان سياسی و خانواده‌هايشان نظير برخورداری از مرخصی، تلفن و ملاقات است».

این بار پس از انتقال وی به بیمارستان مقام‌های زندان اعلام کردند هزينه‌ بيمارستان حسين رونقی ملکی را نمی پردازند اما خانواده او همه هزينه‌ها را تقبل کرده و گفته اند نيازی ندارند مسوولان زندان که سلامت فرزندشان را به خطر انداخته‌اند، اين هزينه‌ها را بپردازند.

حسين رونقی ملکی که به پانزده سال حبس محکوم شده، ده ماه از محکوميتش را در سلول انفرادی گذرانده است. وی پيش از اين ۵ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته اما به‌دليل مخالفت مسوولان زندان و قضايی با مرخصی درمانی او، در دوران نقاهت پس از عمل به زندان بازگردانده شده است.

احمد رونقی ملکی، پدر او در نامه‌های مختلف به مسوولان قضايی اعلام کرده ماموران اطلاعات سپاه به او گفته اند پسرت را می‌کشيم و نمی‌گذاريم از زندان بيرون بيايد.

پسرخاله‌ی حسین رونقی ملکی٬ درباره‌ی دلایل عدم اعطای مرخصی به او گفت: «اخیرا شایعه کرده‌اند که دلیل عدم اعطای مرخصی به حسین٬ آن است که وی قصد خروج از کشور را دارد. می‌گویند که صدای ضبط شده او را نیز دارند. این در حالی است که اگر حسین می‌خواست از کشور خارج شود٬ همان زمانی که دوستانش را بازداشت می‌کردند٬ از کشور خارج می‌شد. همان زمان مادر حسین٬ به او گفت که باید در کشور بماند و اگر خلافی کرده٬ باید جزای آن را پس بدهد. اگر هم برای وطنش کاری کرده که باید بماند و تاوان دهد».

وی ادامه داد: «به حسین گفته بودند که باید توبه‌نامه یا نامه‌ی عفو خطاب به رهبر بنویسی. مادر حسین گفته بود که تو خطایی نکردی که توبه‌نامه بنویسی٬ اگر این کار را انجام دهی٬ شیرم را حلال نمی‌کنم».

اجلالی اضافه کرد: «حسین می‌گوید که این پنجمین باری است که عمل می‌شود. در ۴ عمل قبلی٬ هزینه‌ی بیمارستان و عمل را خانواده‌ی او پرداخت کردند. اما چون مرخصی استعلاجی نداشت و درمان ادامه پیدا نکرد٬ اوضاع وی بدتر شد. اکنون حسین معتقد است که وقتی قرار است باز هم مانند دفعات قبل بعد از عمل به بیمارستان منتقل شود٬ چه دلیلی دارد که اجازه دهد اورا عمل کنند؟»

پیش از این خانواده وی در گفت‌وگویی با روز٬ گفته بودند: «نگرانیم و نمیدانیم چه باید بکنیم تاکنون دهها و صدها بار درخواست کرده ایم که بگذارند حسین براساس قانون به مرخصی بیاید و درمان شود و بازگردد اما کسی توجهی نکرد.دیگر درخواست هم نمیکنیم هزار بار نامه نوشتیم جوابی نگرفتیم زندگی مان در مسیر ملکان و تهران و در اتوبوس ها می گذرد اماباز خسته نمی شویم می رویم و می آییم و پی گیری میکنیم الان مادر حسین در راه تهران هست رفته پی گیری کند اما دیگر درخواستی نمیکنیم. پسر من براساس قانون حق استفاده از مرخصی و درمان دارد اگر پسر من بمیرد مسئولیت اش با همه کسانی است که قانون را زیر پا گذاشتند و او را از حقوق قانونی اش محروم کردند».

پدر رونقی‌ملکی درباره علت ندادن اجازه استفاده از مرخصی به فرزند خود٬ ‌گفته بود: «میخواهند حسین مصاحبه تلویزیونی و علیه خود اعتراف کند اما حسین به هیچ عنوان حاضر به چنین چیزی نیست. بعد می گویند اگر مرخصی دهیم حسین به خارج فرار میکند بارها به آنها گفته ام، الان باز هم می گویم پسر من اگر اهل فرار بود دست شما نمی افتاد. پسر من این همه هزینه میدهد به عشق کشورش و برای کشورش. او به هیچ وجه خاک کشورش را ترک نمیکند. حسین جانش را برای همین خاک میدهد اما از این خاک نمی رود».

مادر وی نیزگفته بود: «حسین چند بارجراحی شده، هر بار هم به زندان بازگشته. نه کسی هست به او برسد نه وضعیت زندان طوری است که او بتواند مداوا را ادامه دهد و استراحت کند. متاسفانه وضعیت اش اصلا خوب نیست و من خیلی نگران ام. رفتیم دادستانی و باز درخواست مرخصی کردیم گفتند دادستان نامه ای به سپاه نوشته ولی هنوز جوابی نیامده. پزشکان حسین نامه نوشته بودند که حسین نیاز به مرخصی دارد و وضعیت زندان برای او مساعد نیست، پزشکی قانونی هم تایید کرده بود اکنون هم دادستان نامه نوشته اما باز هم خبری نیست. بازجویان حسین و قاضی پیرعباسی مخالفت میکنند. نمیدانم دیگر چه میخواهند و به چی راضی می شوند؛ به اینکه حسین در زندان از بین برود؟»

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-463dc568aa.html

Read Full Post »

محمد نوری زاد نویسنده دفاع مقدس در پیامی به پدرحسین رونقی ملکی گفت: “من حاضرم یکی ازکلیه هایم را به حسین بدهم.”

به گزارش کلمه، محمد نوری زاد ازطریق یکی از دوستان حسین برای پدراو پیغام فرستاد که ” به پدرحسین بگو من آماده ام یکی ازکلیه هایم را به حسین بدهم. اگرکه جسم حسین بپذیرد. واگرکه روحش نیز”.

این روزها بخاطر آشفتگی جسمانی حسین وبی توجهی زندانبانان، بیم این می رود که همان یک کلیه ی دیگرحسین نیزازکاربیفتد. یکی ازکلیه های حسین کاملا ازکارافتاده و سی درصد کلیه ی دومش نیزبه نارسایی دچارشده است. با ارسال پیام محمد نوری زاد به پدرحسین، عده ای ازجوانان هم بند و دوستان او نیزبرای دادن کلیه ی خویش به حسین اعلام آمادگی کرده اند.

سیدحسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین که از روز شنبه گذشته با انتشار نامه ای خطاب به رهبری، دست به اعتصاب غذا زده بود یکشنبه شب به دلیل وخامت وضعیت جسمی به بیمارستان هاشمی نژاد منتقل شد.

نوری زاد درپیام خود آورده است: “…گروه خونی من o+ است. ببینید اگرکلیه ام بکارحسین می آید فورا دست بکارشوید وتردید بخود راه مدهید. هیچ نیازی به های وهوی نیست. به زندانبانان بگویید این کلیه را ازیک رهگذربی نشان خریده ایم. وقتی جماعتی ازهموطنان ما بخاطرفقرونداری به فروش کلیه ی خویش مبادرت می ورزند، من چرا بخاطراعتقادم وعلاقه ای که به حسین و حسین ها دارم یکی ازکلیه هایم را به این جوان بی گناه ندهم؟ با اطمینان می گویم: گناه حسین جزبی گناهی نیست. حسین درست درشرایطی با درد دست به گریبان است که ابن الوقت ها درپس پستوهای بی خبری مردم مشغول غارت اموال آنان اند….”

حسین رونقی هفته‌ی گذشته با انتشار نامه‌ای خطاب به رهبری از آغاز اعتصاب غذای خود خبر داده بود. رونقی در قسمتی از نامه نوشته بود: «اینجانب در اعتراض به این رویه های غیر قانونی از تاریخ ششم خرداد ۱۳۹۱ اعلام اعتصاب غذا می کنم و مسوولیت حفظ جان من بر عهده مسوولان جمهوری اسلامی است. این اعتصاب غذا در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نظیر برخورداری از مرخصی، تلفن، ملاقات و غیره است.»

این وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر هم اکنون دو سال و نیم است که بدون مرخصی در زندان اوین به سر می‌برد. وی در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت و بلافاصله به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

http://www.kaleme.com/1391/03/21/klm-103264/

Read Full Post »

سیدحسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس زندانی که در پی اعتصاب غذا به بیمارستان منتقل شده و روز گذشته بر اثر بدرفتاری ماموران امنیتی دست به اعتصاب خشک زده بود، چهارشنبه شب اعتصاب خشک خود را شکسته و اعتصاب تر را از سر گرفت.

به گزارش کلمه، وی روز سه شنبه به اتاق دیگری در این بیمارستان جابه‌جا و ممنوع‌الملاقات شده و همزمان خانواده او نیز نسبت به هرگونه خبررسانی درباره وضعیت وی تهدید شده‌بودند.

حسین رونقی ملکی که یکشنبه شب در پی وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده بود، با وجود آنکه خطر از دست رفته کلیه‌اش وجود دارد، حاضر به شکستن اعتصاب غذا نشده و به همین خاطر از وصل کردن سرم نیز جلوگیری کرده است.

این وبلاگ‌نویس زندانی که از دو سال و نیم قبل بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد، معتقد است بدون پیگیری کامل درمان در خارج از زندان، امکان بهبود وضعیت او وجود ندارد. به همین خاطر او تاکید دارد که تا زمان گرفتن مرخصی درمانی، به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد داد.

اما خانواده این زندانی سیاسی نگران اند که ادامه شرایط فعلی به سرانجامی تلخ و ناگوار منجر شود.

جمع گسترده‌ای از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین نیز در نامه‌ای که دیروز در کلمه منتشر شد، هشدار داده اند که رسیدگی نگردن به وضعیت حسین رونقی، ممکن است برای او خطرات جانی در پی داشته باشد. آنها به سابقه مشابه بی‌توجهی مسئولان به سلامتی هدی صابر اشاره کرده بودند که به مرگ او منجر شد.

در این نامه همچنین به نظر پزشکی قانونی که در خصوص رونقی ملکی رای به «عدم تحمل کیفر» داده است و همچنین نظر پزشکان متخصص و معالج که بر نگهداری ایشان پس از عمل در خارج از زندان تاکید کرده بودند، اشاره شده است.

سیدحسین رونقی، از روز شنبه گذشته دست به اعتصاب غذا زده است. او قصد خود برای اعتصاب غذا را هفته پیش در نامه ای سرگشاده خطاب به رهبری اعلام کرد و هدفش از این اعتصاب را در قسمتی از نامه مذکور این‌گونه شرح داد: «اینجانب در اعتراض به این رویه های غیر قانونی از تاریخ ششم خرداد ۱۳۹۱ اعلام اعتصاب غذا می کنم و مسوولیت حفظ جان من بر عهده مسوولان جمهوری اسلامی است. این اعتصاب غذا در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نظیر برخورداری از مرخصی، تلفن، ملاقات و غیره است.»

دو روز پیش کلمه گزارش داد که سیدحسین رونقی با آنکه از طرف ماموران امنیتی برای شکستن اعتصاب غذای خود تحت فشار است و تهدید شده که او را به زندان باز خواهند گرداند و علیه وی به جوسازی رسانه ای خواهند پرداخت، بر حق مرخصی و پیگیری درمان در خارج از زندان تاکید کرده و حاضر به شکستن اعتصاب خود نشده است.

از سوی دیگر، مسئولین زندان هم که پیش‌تر اعلام کرده بودند کلیه هزینه های درمانی را تقبل می کنند، اکنون گفته‌اند که چون زندان با بیمارستان قرارداد ندارد نمی توانند هزینه ها را پرداخت کنند.

این وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر هم اکنون دو سال و نیم است که بدون مرخصی در زندان اوین به سر می‌برد. وی در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت و بلافاصله به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

http://www.kaleme.com/1391/03/18/klm-102989/

Day 13.Imprisoned Blogger Hossein Ronaghi Maleki Ends Dry Hunger Strike But Remains On A Hunger Strike

Blogger and human rights activist Hossein Ronaghi Maleki who was transferred to hospital in dire health Sunday night, ends his dry hunger strike (refusing food and liquids), but remains on a hunger strike.

According to reports by Kalameh, Hossein’s hospital room was stormed by IRGC agents Tuesday night and he was moved to a different room in the same hospital.

To protest this action by IRGC agents Hossein announced Tuesday night that he will go on a dry hunger strike, but as on Wednesday night he ended his dry hunger strike but remains on a hunger strike.

Hossein Ronaghi Maleki was taken to hospital Sunday night in dire health, but despite the danger of loosing his kidney he has refused to be connected to an IV and has refused to end his hunger strike.

This blogger who has been incarcerated for two and a half years without being granted furlough, believes having additional surgery without being granted a medical furlough for post-operation treatment is pointless and therefore refuses additional surgery and will remain on a hunger strike until medical furlough is granted.

A number of political prisoners incarcerated in Ward 350 released a statement yesterday which was published by Kalameh site. In this statement they warned that ignoring Hossein’s situation could put his life in serious danger.

In their statement, they referred to a similar case of another political prisoner, Hoda Saber, who lost his life on hunger strike in prison, due to lack of proper medical treatment.

Hossein Ronaghi Maleki launched a hunger strike last week Saturday. He announced the launch of his hunger strike in a letter to the Leader. In this letter he explained the reason for his hunger strike and said, ” “I protest these illegal practices by launching a hunger strike as of May 26, 2012 and protecting my life is the responsibility of the officials of the Islamic Republic.

Kalameh reported few days ago that Hossein Ronaghi is under pressure to brake his hunger strike and has been threatened with being transfered back to prison. They also have threatened him with a negative media campaign against him.

This blogger and human rights activist has been incarcerated for two and a half years without being allowed any furlough. He was arrested on December 13, 2009 in the city of Makan near Tabriz, and was immediately taken to Ward 2-A of Evin prison in Tehran.

https://persianbanoo.wordpress.com/2012/06/07/imprisoned-blogger-hossein-ronaghi-maleki-ends-dry-hunger-strike-but-remains-on-a-hunger-strike/

Read Full Post »

شیرالله درگاهی، پدربزرگ آرش صادقی زندانی بند ۳۵۰ اوین، شامگاه دیروز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

به گزارش خبرنگار کلمه، شامگاه روز چهارشنبه مامورین امنیتی با مراجعه به منزل پدربزرگ آرش صادقی، او را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کرده اند. این پیرمرد کهنسال که به همراه همسرش در منزل حضور داشته، حوالی ساعت ۸ شب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

بر اساس این گزارش، با توجه به حضور یکباره مامورین به منزل، در حالی که به همسرش شوک شدیدی وارد شده بود، ماموران ادعا کرده اند که وی را برای پاسخ گویی به چند سوال با خود می برند و باز می گردانند، اما شواهد موجود حکایت از بازداشت موقت این پیرمرد ۸۰ ساله دارد.

خانواده این پدر کهنسال، با توجه به سن بالا و شرایط نامساعد جسمی او، به شدت نگران وضعیت جسمانی وی هستند. همچنین همسر آقای درگاهی نیز که از ورود مامورین و بازداشت همسرش دچار شوک شده، در حال حاضر شرایط مساعدی ندارد و بنا به توصیه نزدیکان در صورت عدم بهبود، او نیز به بیمارستان منتقل خواهد شد.

پدربزرگ آرش صادقی چندی پیش نامه ای خطاب به بازجویان پرونده نوه اش نوشته و منتشر کرده بود که بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری داشت. پدر بزرگ آرش صادقی در نامه ای دردمندانه خود با شرح ماجرای بازداشت آرش و اتفاقات پس از آن و تماس های تلفنی و وعده ها و ادعا های دروغ بازجوی پرونده خطاب به وی گفته بود: آقای کارشناس دیدید همه ادعاهایتان در مورد مجرم بودن آرش به طنزی میماند. طنزی تلخ…آقای کارشناس قرار است با آرش چه کنید؟ آیامرگ مادر “پاشیده شدن کانون گرم خانواده کافی نبوده؟ آیا بیش از سی ماه زندان بعد از انتخابات۸۸ که بخش اعظمی از آن را آرش در انفرادی بوده کافی نیست؟ آیا آسیبهای جسمی وارد شده مثل شکستگی در ناحیه دنده و کتف در بازجویی ها که به تائید پزشکی قانونی نیز رسیده کافی نیست؟ در تماس هایی که بعد از بازداشت آرش با بنده داشتید به کررات به بنده فرمودید من این مدت آرش را زیر نظر داشتم و از کوچکترین تماس های آرش مطلع بودم. آقای کارشناس حتما این را هم میدانید که آرش بعد از آزادی مکانی برای زندگی نداشته؟

آرش صادقی از جمله زندانیان سیاسی پس از انتخابات ۸۸ است که در این مدت هزینه های سنگینی را متحمل شده است. در این بین، فوت مادرش در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل آنها، بیش از همه وی را دچار شرایط روحی وخیمی کرد. با این حال او مقاومت خود را از دست نداده و در حال حاضر نیز در حمایت از حسین رونقی ملکی دست به اعتصاب غذا زده است؛ اعتصابی که از سیزده روز قبل آغاز شده و همچنان ادامه دارد.

این دانشجوی دانشگاه علامه طباطبائی که در ستاد میرحسین موسوی نیز فعالیت داشته، از جمله فعالان سیاسی است که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ چندین نوبت بازداشت و روانه زندان شده است. او اولین بار در ۱۸ تیرماه ۸۸ بازداشت و بعد از تحمل پنجاه روز انفرادی در حالی از زندان آزاد شد. یورش مامورین امنیتی برای بازداشتش سبب شده بود تا مادر سالخورده اش دچار شوک شود و همین کافی بود تا او دیگر مادرش را در جمع خانواده خود نداشته باشد. او کمی بعد و پس از آزادی اش از زندان نیز در راه بهشت زهرا و در حالی که به همراه پدربزرگ و مادربزرگش قصد حضور بر سر مزار مادرش را داشت، بار دیگر با حمله مامورین امنیتی دستگیر و روانه زندان اوین شد.

http://www.kaleme.com/1391/03/18/klm-102967/

80 Year Old Grandfather Of Imprisoned Student Activist Arash Sadeghi Has Been Arrested

Shirollah Dargahi, the grandfather of imprisoned student activist Arash Sadeghi was arrested on Wednesday.

Wednesday night, around 8 PM agents went to the home of Arash Sadeghi’s elderly grandparents, arrested him and took him to an undisclosed location.

According to reports, while Mrs. Dargahi was in shock because of this nightly raid, the agents claimed they are taking her husband for questioning and will bring him back, but all indications are that this 80 year old grandfather has been placed under arrest.

Considering the age, and poor health of Mr. Dargahi, his family is very concerned for his well being. Also, Mrs. Dargahi is doing poorly as a result of the trauma and shock of this nightly raid. According to family, if her situation does not improve, she will have to be taken to hospital.

Arash’s grandfather had recently issued a letter to Arash’s interrogator which was widely covered by the opposition websites.

In this compassionate letter, he told the painful story of Arash’s arrest and the events thereafter, and the phone calls he received giving him false promises and claims.

He wrote, “Mr. interrogator, have you realized how all your claims about Arash’s guilt are more like a joke? A bitter joke…..

Mr. interrogator, what do you intend to do with Arash? Is the death of his mother and shattering and destroying of his family life not enough? His more than 30 months incarceration, most of which was in solitary confinement, are not enough?

His physical injuries during interrogation sessions, like broken ribs and shoulder, which were confirmed by the forensic investigation, are not enough?

During conversations you had with me after Arash’s arrest, you repeatedly indicated that you had Arash under constant surveillance all the time, and said you were aware of all of his contacts. Then, you probably know that Arash had no place to live after he was released.”

Arash Sadeghi is one of the post-presidential election of 2009 political prisoners who has paid a heavy cost and has suffered much hardship.

All the hardships, and the death of his mother after the security forces raided their home, have put him under severe and serious mental stress.

However, he has remained steadfast, and currently is on a hunger strike that he started 13 days ago in support of Hossein Ronaghi Maleki.

Allameh Tabatabai university student activist, Arash Sadeghi, a member of Mir Hossein Mousavi’s 2009 presidential campaign, was among many political prisoners who were arrested after the presidential election of 2009 events.

He was first arrested July 09, 2009, during the suppression of the post-presidential election protests. He was released after 50 days in solitary confinement.

His mother suffered a heart attack as a result of the trauma and shock she received during a 4:00 AM raid of her home for the purpose of arresting Arash. She died 4 days later in the hospital.

Arash’s latest arrest was on the morning of December 15, 2011 while visiting his mother’s grave site with his grandparents. He has been incarcerated in Ward 209 of Evin prison in solitary confinement since his last arrest.

https://persianbanoo.wordpress.com/2012/06/07/80-year-old-grandfather-of-imprisoned-student-activist-arash-sadeghi-has-been-arrested/

Read Full Post »

Older Posts »