Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مه 2012

محمدرضا معتمدنیا، زندانی سیاسی که به تازگی به اعتصاب غذای خود پایان داده است در نامه ای به حسین رونقی، وبلاگ نویس زندانی در بند ۳۵۰ اوین که از روز شنبه دست به اعتصاب غذا زده، درخواست کرده که با توجه به وضعیت خطر جسمی اش به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

به گزارش کلمه، معتمدنیا، مشاور ویژه شهیدان رجایی و باهنر که هم اکنون به دلیل مشکلات به وجود آمده در اثر اعتصاب غذا در بیمارستان بستری شده است در نامه ی خود به مسئولان هشدار داده است که اگر به درخواست های سیدحسین رونقی بیتوجهی شود، وی و تعداد دیگری از زندان در همراهی با این جوان دربند دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

سیدحسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس زندانی از روز شنبه ۶ خرداد در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان … دست به اعتصاب غذا زده است.

این فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس دربند که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده در شرایطی دست به اعتصاب غذا زده است که به گفته ی پزشکان به دلیل شرایط حاد بیماری کلیوی اش، این عمل وی را با خطر از دست دادن کامل سلامتی اش و مرگ مواجه خواهد کرد.

متن کامل نامه ی محمدرضا معتمدنیا به حسین رونقی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

أَوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ کَانُوا مِن قَبْلِهِمْ کَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا کَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ (غافر ۲۱)

آیا در زمین سیر و سفر نکرده اید که بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند چگونه بوده است. آنان از ایشان در روی زمین پرتوان تر و پر اثر تر بوده اند، که خداوند آنان را به گناهانشان فرو گرفت، و در برابر خداوند و عذابش مدافعی نداشتند.

حسین جان

دیدن چهره معصومت و روایت مظلومیتت، دل هر انسانی را به درد می آورد. غیر از اینکه اظهار تاسف کنم بر آنچه بر تو به نام اسلام رفته و سر به زیر اندازم فریاد برآورم که حسین جان تو خود بهتر می دانی که اسلام اموی و سیره نبوی تا چه میزان فاصله دارند و فریاد برآوری که هر چقدر هم ظالمان اموی ستمگری های خویش را با عمامه و منبر پیامبر بیاراستند و توجیه کردند باز تاریخ چهره آنها را رسوا کرده و می کند.

من به عنوان کوچکترین عضو خانواده زندانیان سبز از عمل و درخواست های تو پشتیبانی قاطع خود را اعلام نموده و فریاد بر می آورم که انحصار طلبان و ظالمان بدانند بر اساس فرمان و دستورات ذات باری تعالی تا خون در رگ ها و جان در کالبدمان نقش دارد قاطع و محکم از حریم انقلاب و راه حضرت امام ایستاده و دفاع خواهیم کرد و از مجتهد مسلمان حضرت آیت الله صانعی و رهبران دلاور سبزمان جناب آقای مهندس موسوی و همسر دانشمندش خانم رهنورد و روحانی آزاده جناب کروبی قاطعانه دفاع خواهیم کرد.

حسین جان، پزشکان وضعیت کلیه های تو را وخیم و غیر قابل پیش بینی تشخیص داده اند بصورتی که حتی امکان تخلیه یکی از دو کلیه ات وجود دارد و وضع کلیه ی دیگرت نیز چندان مشخص نیست.

حسین جان در مقابل اراده و شجاعت و عشقت به مردم و کشورت سر تعظیم فرود آورده و می دانم که مطلع هستی اعتصاب تو سلامتیت را بیش از پیش دچار مخاطره کرده و یقینا زندگی و حیاتت را در معرض تهدید قرار خواهد داد.

اینجانب با توجه به وضع خطرناک پیش آمده به مسولان هشدار می دهم چنانچه هر چه سریعتر نسبت به وضعیت این فرزند زهرا، این دلاور کشور رسیدگی نشود مجبور خواهم شد و با این فرزند شجاعم با وجود وضعیت بد جسمانیم همراهی کنم و مجددا دست به اعتصاب غذا بزنم تا به حسینم و جوانان پاکی نظیر او ثابت کنم که علیه مظالم موجود که مطمئنا شنیدن آن پشت هر انسان هشیار و آزاده و دردمندی را می لرزاند فریاد برآورده و به همه آزادگان و شجاعان و فرزندان دلبند ایران زمینم اعلام می کنم که این حرکات با اسم اسلام و با نثر دستورات قرآن و عترت کاملا در تعارض است.

رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ (شعرا ۸۳) – پروردگارا به من جکمت ببخش و مرا به شایستگانت به پیوند.

حسین من، این دلاور ایران زمین یک نمونه از میان ده ها نمونه ای است که پس از انتخابات خرداد ۸۸ اسیر کینه توزی سردمداران جور و ستم و جباران تاریخ قرار گرفت و طی این سه سال چه ها به روز قرزندان پام و دلاورد و حف جوی این مرز و بوم نیاوردند و چه سرکوب ها و فشارهایی که آزادکان این مرز و بوم دلاور خیز و پاک نهاد را نشانه نرفتند و خدف شود خود را قرار ندادند.

اینجانب بار دیگر ضمن حمایت از حسین این اولاد زهرا، هشدار می دهم ادامه اعتصاب غذای حسین حمایت من و عده دیگری از زندانیان را به همراه داشته و مسلما در صورت عدم پیگیری به درخواست های این دلاور ایران زمین، اولاد ستارخان و باقرهان بزودی او را همراهی خواهیم کرد. همراهان سید پاک و شجاع و دلاور ایران زمین و اولاد زهرا جناب آقای مهندس موسوی و همچنین همسر با وفای این دلاور پاک نهاد سرکار خانم دکتر رهنورد و روحانی شجاع جناب آقای کروبی منتظر آزادی بزرگانشان نشسته اند.

یا حسین میر حسین

محمدرضا معتمدنیا

بند ۳۵۰ زندان اوین

http://www.kaleme.com/1391/03/11/klm-102361/

Read Full Post »

سیدحسین رونقی ملکی، وبلاگ نویس زندانی که از روز شنبه ۶ خرداد در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت های سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان … دست به اعتصاب غذا زده؛ در نامه ای خطاب به آرش صادقی فعال دانشجویی محبوس دربند ۲۰۹ زندان اوین نوشته است: ما در دورانی واقع شده ایم که ارزش های انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزش های غیر انسانی نشسته است. دورانی که ستمگران به آزادگان و ارزش هایشان هجوم آورده اند. ما باید با صبوری، استواری و ایستادگی ظلمات و سیاهی ها را کنار بزنیم و به جای آن نور بنشانیم، ظلم را بر چینیم و جایش عدالت بر پا کنیم. هر دو می دانیم بیش از این برادری، استواری و آزاده بودنت بر من عیان شده است.

به گزارش کلمه، آرش صادقی، فعال دانشجویی دربند، چند روز پیش در حمایت از حسین رونقی، زندانی سیاسی اعتصابی، دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی سیاسی که پس از نزدیک به چهارماه اجازه یافته بود در حضور ماموران با پدربزرگ خود ملاقات داشته باشد، گفته بود در طی این مدت در انفرادی بوده است و هر سه هفته یک بار او را برای بازجویی می برند.

آرش صادقی، از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی در جریان سرکوب های پس ازانتخابات ۸۸ اولین بار در تاریخ ١٨ تیر ٨٨ بازداشت و بعد از ۵٠ روز انفرادی، آزاد شد. او مجددا در پی حوادث عاشورای ٨٨ بازداشت و در ١۵ اسفند همان سال آزاد شد.

بر اساس این گزارش، آرش صادقی در شعبه های ٢٨ و ٢۶ دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به ٣ و ۶ سال محکوم و در دادگاه تجدید نظر حکم ٣ سال به برائت و ۶ سال حبس تعزیری اش به ۴ سال تعلیقی و ١سال تعزیری کاهش یافت. این فعال دانشجویی در حالی بعد از تحمل ١٨ماه حبس از زندان آزاد شد که بر اساس حکم دادگاه تنها به یکسال حبس تعزیزی محکوم شده بود.

زمستان سال گذشته نیز وی در حالی که به همراه پدر بزرگ و مادر بزرگش بر مزار مادرش رفته بود، توسط ماموران بازداشت شد. مادر این فعال دانشجویی در اثر شوک ناشی از هجوم نیروهای امنیتی به منزلشان فوت کرد.

متن نامه ی حسین رونقی که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندارم
تو می روی به سلامت سلام ما برسان

آرش عزیز!

لحظه ای که پدر و مادرم گفتند که در حمایت از دوست و همراهت اعتصاب غذا کرده ای هم احساس شادمانی کردم، هم احساس ناراحتی! شاد بودم از اینکه همچنان محکم و استوار تو را در کنار خود می بینم و ناراحت از اینکه با وضعیت بد جسمی خود دست به اعتصاب غذا زده ای. خوب می دانی استواری، صبوری، استعداد، صداقت و لطافت روحت چیزی نیست که من فراموش کنم.

برادر عزیزم

می دانم بعد از آنکه ۱۸ تیر ۸۸ توسط اطلاعات سپاه بازداشت و روانه عشرت آباد شدی، چه بر سرت آوردند و چه شکنجه هایی را تحمل کردی؛ می دانم بعد از عاشورای ۸۸ بازداشت شدی، چه یزیدانی تو را زجر دادند که تن رنجور و آسیب دیده ات و چشمان کبود تو گواه این واقعه کربلایی بوده است و می دانم امروز در سلول های انفرادی ظالمان با سربلندی ایستاده ای و همه شکنجه ها و سختی ها را تحمل می کنی اما تن به ذلت نمی دهی و در برابر استبداد سر خم نمی کنی تا همگان آزادگی و ایستادگی را از تو بیاموزند. نمی دانم رنج از دست دادن مادر به خاطر یورش دست نشانده های استبداد چیست، اما تو خوب می دانی و رنجش را می فهمی.

همرزم استوارم!

ما در دورانی واقع شده ایم که ارزش های انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزش های غیر انسانی نشسته است. دورانی که ستمگران به آزادگان و ارزش هایشان هجوم آورده اند. ما باید با صبوری، استواری و ایستادگی ظلمات و سیاهی ها را کنار بزنیم و به جای آن نور بنشانیم، ظلم را بر چینیم و جایش عدالت بر پا کنیم. هر دو می دانیم بیش از این برادری، استواری و آزاده بودنت بر من عیان شده است.

به همین دلیل از تو می خواهم که به اعتصاب غذایت پایان دهی. این خواسته همراه و همرزم توست. نهایتا امیدوارم به چنین نتیجه ای برسی برادر من. دعا می کنم این روشنی ستیزان بدانند که: «خانمان سوز بوده آتش آهی گاهی ناله ای می شکند پشت سپاهی گاهی»

http://www.kaleme.com/1391/03/10/klm-102148/

Hossein Ronaghi Maleki’s Letter To Arash Sadeghi, Urging Him To Halt His Hunger Strike

On hunger strike, incarcerated blogger and human rights activist Hossein Ronaghi Malki has written a letter to imprisoned student activist Arash Sadeghi, who went on a hunger strike in support of Ronaghi. In his letter Ronaghi urges Sadeghi to halt his hunger strike.

According to reports by Kalameh, imprisoned student activist Arash Sadeghi who launched a hunger strike few days ago, was allowed a visit by his grandfather in the presence of security agents.

During this visit Arash told his grandfather that he had been placed in solitary confinement for the last four months and was interrogated every three weeks.

Allameh Tabatabai university student activist, Arash Sadeghi was first arrested July 09, 2009, during the suppression of the post-presidential election protests. He was released after 50 days in solitary confinement.

Sadeghi was re-arrested on December 09, 2009 after the mass protests of Ahura, and later was released on March 6, 2010.

Arash Sadeghi was sentenced by Branches 28 and 26 of Tehran’s Revolutionary Court to three and six years respectively.

The Court of Appeals overturned the 3 years sentence and exonerated him of all charges in that case. The six year sentence was also overturned by the Appeals Court and was changed to 1 year in prison and four years suspended sentence.

This student activist was released after serving eighteen months in prison despite the fact that he was only sentenced to one year in prison by court.

Arash was again arrested last winter while visiting the grave site of his mother with his grandparents. Arash’s mother suffered a heart attack due to the stress and shock of her home being raided by the security forces.

Following is a translation of Hossein Ronaghi’s letter to Arash Sadeghi as published by the Kalameh site:

O gentle breeze, I don’t have the way to my beloved’s house
You are going there, go with health and give my regards

Dear Arash,

The moment my parents told me that you have gone on a hunger strike in support of your friend, I felt both joy and sorrow. I was joyful to have you ever so strong and steadfast by my side and sorrowful that despite your dire health you have launched a hunger strike.

You know well that your steadfastness, your patience, your aptitude, your honesty and your gentle soul are not things that I will ever forget.

My dear brother,

I know after you were arrested by IRGC’s Intelligence on July 9, 2009 and sent to Eshrat Abad detention center, what they did to you and what tortures you endured.

I know you were arrested after Ashura (mass protests of Dec 2009), what Yazids (Ommiad caliph, by whose order Imam Hossein, son of Imam Ali, was martyred) tormented you. Your afflicted injured body and your blackened eyes were the manifestations of this Karbela event (site of the martyrdom of Emam Hosein).

I know that today, you are standing tall in the tyrants’ solitary confinement, enduring all the tortures and hardships. But, you do not accept this humiliation; you hold your head up high and will not bend against tyranny so that we all can learn from you the true meaning of freedom and steadfastness.

I do not know the pain of losing a mother as a result of a viscious raid by the puppeteers of despotism, but you know it very well and you understand this pain and anguish.

My steadfast comrade,

We are in an era who’s humanity values have been totally destroyed and replaced by non-human values. An era in which the freedom seekers and their values are under attack by the oppressors.

With our patience, steadfastness and perseverance, we must remove obscurities and darkness, and replace it with luminosity. We must remove injustice and establish justice.

We both know that before this brotherhood that we have, your steadfastness and your free-mindedness were evident to me.

For this reason, I ask that you put an end to your hunger strike. This is the request of your comrade and your friend. I hope that you ultimately reach this same conclusion my dear friend.

I pray that these assailants against the light know that, “Sometimes, flames from a sigh’s wrath can be destructive, and sometimes a lament can break the back of an army”

http://persianbanoo.wordpress.com/2012/06/01/hossein-ronaghi-malekis-letter-to-arash-sadeghi-urging-him-to-halt-his-hunger-strike/

Read Full Post »

بیش از ۹۰۰ تن از فعالین سیاسی و مدنی جهان در حمایت از حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی دربند؛ بیانیه ای را صادر کردند. به گزارش سحام، در بخشی از این بیانیه آمده است: “ما به عنوان جمعی از فعالین مدنی و سیاسی، ضمن محکومیت فشارهای روز افزون بر حسین رونقی ملکی و خانواده وی و نیز جلوگیری عامدانه از درمان و مرخصی استعلاجی برای این زندانی بیمار، از همه ایرانیان، سازمانهای بین المللی و نیز مقامات دولتی سایر کشورها میخواهیم تا همصدا با ما، ضمن اعتراض شدید به نقض حقوق این وبلاگ نویس زندانی، فریاد رسای او در جامعه جهانی شوند.”
سید حسین رونقی ملکی فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران “ایران پروکسی” است و هم چنین دارای سابقه بازداشت و زندان می‌باشد.حسین رونقی با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگ نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است. این فعال حقوق بشر آذری زبان، زاده شهر ملکان در آذربایجان شرقی و دانشجوی رشته نرم افزار کامپیوتر دانشگاه آزاد اراک است.
وی از اعضای کمپین انتخاباتی مهدی کروبی در سال ۸۸ بود.
این فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس دربند که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شده در شرایطی دست به اعتصاب غذا زده است که به گفته ی پزشکان به دلیل شرایط حاد بیماری کلیوی اش، این عمل وی را با خطر از دست دادن کامل سلامتی اش و مرگ مواجه خواهد کرد.
این زندانی سیاسی از بیماری کلیوی رنج می برد و به گفته‌ی پزشکان و متخصصان، هر چه سریعتر باید تحت عمل جراحی و درمان قرار گیرد.
وی پیش از این ۵ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته اما به دلیل مخالفت اطلاعات سپاه با مرخصی درمانی وی در دوران نقاهت پس از عمل به زندان برگردانده شده است.
خانواده ی سیدحسین رونقی پیش از این از نهادهای حقوق بشری و بین المللی برای نجات جان فرزندشان درخواست کمک کرده بودند و پدر وی در نامه های مختلف خطاب به مسئولان قضایی عنوان کرده بود که ماموران اطلاعات سپاه گفته بودند پسرت را می کشیم و نمی گذاریم از زندان بیرون بیاید و امروز آقایان به گفته هایشان عمل می کنند.

متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار سحام قرار گرفته، بدین شرح است:

شیونم را بشنوید ای از قفس آزادها
بوی غربت می دهند این آخرین فریادها
من به خود می پیچم اینجا و در آن سو جغدها
جشن می گیرند در کنج خراب آبادها
له شدن در زیر پای آهوان آسان تر است
از چنین پرپر شدن در رهگذار بادها

بیش ازهشتصد و نود روز پیش زندان اوین گامهای استوار روح بزرگی را به خود دید که در قالب جوانی تنومند در سلامت کامل جسمی، استوار آمده بود تا تاوان بدهد:

حسین رونقی ملکی
وبلاگ نویس،فعال حقوق بشرو مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران

تاوان روشن کردن چراغ آگاهی برای مبارزه با ظلمت جهل، بی هراس از کوتاه شدن سالهای عمر و از دست دادن طلوع خورشید روزهای پر شور جوانی. هرگز نه در انتظار پاداشی بود و نه جویای نام.
تنها به همین جرم بود که در آذر ماه سال ۸۸ بازداشت شد. او را به بند کشیدند تا صدایش خاموش شود. امروز حسین عزیز که به تحمل ۱۵ سال زندان از سوی بی عدالتخانه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محکوم شده در اثر شکنجه های جسمی و روحی در بازداشتگاه سپاه، یک کلیه اش را از دست داده و در شرایطی که وضعیت جسمی او بسیار وخیم است، عامدانه او را از داشتن حقوق اولیه انسانی و دسترسی به امکانات اولیه پزشکی و معالجه محروم کرده اند.
اینک ما به عنوان جمعی از فعالین مدنی و سیاسی، ضمن محکومیت فشارهای روز افزون بر حسین رونقی ملکی و خانواده وی و نیز جلوگیری عامدانه از درمان و مرخصی استعلاجی برای این زندانی بیمار، از همه ایرانیان، سازمانهای بین المللی و نیز مقامات دولتی سایر کشورها میخواهیم تا همصدا با ما، ضمن اعتراض شدید به نقض حقوق این وبلاگ نویس زندانی، فریاد رسای او در جامعه جهانی شوند. اگر چه قویا معتقدیم که حسین رونقی ملکی کاملا بی گناه بوده و باید آزاد شود، لیکن در شرایط فعلی خواستار اعطای مرخصی فوری تا معالجه کامل و نجات جانش هستیم و به ویژه رهبر جمهوری اسلامی و نهاد نظامی امنیتی تحت نظارت وی یعنی سپاه را مسوول مستقیم جان حسین می دانیم.

اسامی امضا کنندگان به ترتیب الفبا:
ابراهیم مهتری – ابوالفضل طاهری – احد باقردای – احسان بابایی – احسان بداغی – احسان پورنگ – احسان حقگو – احسان حکمتیان – احسان شفقت – احسان غلامی – احسان منصوری – احسان مهرابی – احمد امیری – احمد باطبی – احمد بهارلو – احمد رضا محمودی – احمد رهبر – احمد رضا ازلی- احمد نورمحمّدی – احمد یاری – آذر ایراندوست – اراز تبریزلی – ارژنگ علی پور بیجارکنی – ارسلان کهنمویی پور – ارشین طبیعی – ارمغان جزایری – ارمغان هوشمند – اسماعیل جلیل وند – اسمائیل سلمانی – اشرف حاجیلویی – اشکان منفرد – اشکان میرابی – اشکان یزدچی – اشکان یوسفی – اصغر رضایی- اصغر سرپا – اصغر نجفی – اطیعه بیات – اعظم امین – افسانه زاهد – افشین مهرآسا – افشین اعرابی(عضو مرکز بین المللی حقوق بشر در کانادا) – اکبر ابراهیمی – اکبر عطری – اکبرزینعالی – اکرم طهماسبی – اکرم فیروزی – اکرم نقابی – البرز ایرانی – الهام شمس – الوان علیپور – الوین لهراسبی – ام البنین ابراهیمی – امید جوادیان – امید دهدارزاده – امید کاشفی – امیر اصل – امیر بهنام – امیر تاریزاده – امیر حسین بی ریا – امیر حسین نوبری – امیر حشمتی – امیر رشیدی – امیر نورافکن – امین اشوری – امین رضایی – امید پورمحمدعلی – امید دهدارزاده – امید رسولی مجد – امید شریفی نوید – امیر ابراهیمی – امیر حسین مهدیران – امیر خواجه علیا – امیر رشیدی – امیر رضائی – امیر فیض – امیر قاسمی – امیر معماریان – امیرابراهیمی – امیرمحسن محمدی – امین ریاحی – اولدوز جعفری – ایران آزاده – ایراندخت وطن دوست – ایرانیش تی وی – ایرج سیرن – ایلیا گرین – ایما صدر – ایمان مجیدی – ایراندخت شادابی – ایرج سیرن – ایمان آذریان بروجنی – آتوسا میرحسینی – آذر ایرانی – آذر کریمی- آذر مهلوجیان – آذر یغمایی – آرتا پارسیان – آرتمیس ورزنده – آرتین عباسی – آرش اعلم – آرش ایرانی – آرش آزادمقدّم – آرش روستایی – آرش زارع – آرش کیا – آرش مهدوی – آرمان سیگارچی – آرمان صداقت – آرنوش ازرحیمی – آریو آرین – آریو برزن ایرانی – آریوبرزن قنواتی – آزاد صلوتی – آزاد مرادیان؛ فعال حقوق بشر در لوس آنجلس امریکا – آزاده ایرانی؛عضو کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی – آزاده بهشتی – آزاده شفیعی – آزاده صنعتی – آزیتا شخویی – آزیتا ملک – آزیتا مهاجرسلطانی – آزین ایزدی فر – آسیه امینی – آلما سپهر – آنّا نعیمی – آناهید تونسند – آنیتا مرادی – آیدا سعادت – آیشا اسماعیل – آینده آزاد- بابک اجلالی – بابک بازرگان – بابک پارسا – بابک خرمدین – بابک سلیمانی – بابک داد – باران کبیری – باربارا نظیری – باربد سیاوشی – بالی صداقت – بسلامتی ایرانی‌ – بشیر احسانی – بلال مرادویسی – بنفشه رنجی – بهار علی نیا – بهار مشتاق – بهاره منفرد – بهداد بردبار – بهرام شجاعی – بهروز جاوید تهرانی – بهروز کریمی زاده – بهزاد طالبی – بهزاد مهاجر سلطانی – بهزاد مهرانی – بهشتین دادفر – بهمن احمدی – بهمن فر – بهمن مرادین پی – بهناز مهرانی – بهنام الماسیان – بهنام آمی – بهنام موسیوند – بهنام میرسپاسی – بهی منصور – بورگان نظامی نرج‌آباد – بیان صفائی – بیتا سروی – بیژن پاسبان حضرت – بیژن یوسفی – بیتا آزاد-پ.نادرپور – پدرام رضا زاده – پرتو بیژنی – پرستو آرامش – پروین محمدی – پری سیما نیلسون – پریا مبارز – پریناز صالح خو – پری الا – پری پوریا – پری جلالی – پری ضلی – پری کریمی نیا – پری نعمانی – پریسا خسروی – پریسا کاکائی – پریسا گلستانی – پوران اسماعیلی – پوران هنگی – پوریا امیرفیض – پوریا حاجی باقری – پونه پژمان – پویه پروانه – پویا جهاندار – پویان مکاری – پیام ارین – پیمان صاحب جامعی – پیمانه سرخیل – پیمانه میرشفیع – پیام اولادعظیمی- تارا احمدی – تارا حاجی – تبسم آزادی – ترانه حسینی – تکی مهاجر – توران ناظمی – تورج شمسی – تینا پارسا – تینا یوسف نیا – ج.عبدالهی – جانت فرزان – جعفر قدیم خانی – جمشید بهرامی – جهانگیر شادانلو – جواد اسماعیلی – جواد شریفی نوید – جیران مقدم – حامد ابراهیمی نژاد – حامد کاوسی – حامد محمدی – حسام حسنوند – حسام موسوی – حسن رنجبر – حسن زارع زاده اردشیر(مدیر اجرایی مرکز بین المللی حقوق بشر در کانادا) – حسن طالبی – حسن کرمونی – حسن نایب هاشم – حسین بت – حسین پارسی – حسین ترکاشوند – حسین جدیدی – حسین شرنگ – حسین علوی – حشمت عزیزی – حکمت پیروز – حمید امیدی – حمید سپهری – حمید کوهدرزی – حمید امیدی – حمید مافی – حمیدرضا شریعتی – حمیدرضا ظریفی نیا – حمزه خاکپور – حنیف حسین دوست – داریوش بختیاری – داوود لطفی – دختی ایرسانپرست – دریا پاسی – دنیا اکبری – دیاکو زندی – راحله حسینی – راضیه(پری) نشاط – رامبد ایرانی – رامتین آتش زای – رامتین قفاری – رامسیس بیگی – رامیز لامعی – رامین جوبین – رامین زمانی – رامین یارمرادی – رامین آزادی – رامین خرسندی – راه سبز آزادی – رباب عبدالرحیمی – رحمان بری – رحمان جوانمردی – رحیم همتی – رزیتا فضایی – رضا اکینژاد – رضا تهرانی – رضا سیاووشی – رضا عباسی – رضا عشقی – رضا قاضی نوری – رضا قلجائی – رضا مبین – رضا معتمدنیا – رضا منوچهری – رضا نجفی – رضا هما – رضا هیوا – رضوان مقدم – رعنا قادریان – رفیق فواد یاراحمدی – رها ایراندخت – رها آزادی – رها پاییزی – رها رادپور – رها کبیری – روبی منظوری – روح الله جعفری سیریزی – روزبه یزدانی – روژین شریفی – روشنک آسترکی – روشنک روانبخش – روفیا عباسی – رویا پازوکی – رویا رهبر – رویا عراقی – رویا.س.ایرانی – ریبین رحمانی – زری رادفر – زمان فعلی – زهرا سادات نیا – زهرا سلطان – زهرا مهدوی – زهره بختیار – زهره دهقان – زهره قریشی – زویا اسکندریان – زیبا بدیع – ژاکلین دربرودی – ژاله حریری – ژاله طالب حریری – ژیلا جمالی – س.ناهید موسوی – ساجده هشترودی – سارا اکبری – سارا ایرانی – سارا بشیری – سارا پاکروی – سارا تایری – سارا روندی – سارا زرکوب – سارا شکوری – سارا ضیایی – سارا گندمی – سارا مرشدی – سارا مقیمی – ساره بنیادی – ساره سکوت – ساره شمس – ساسان نیرومند – ساقی صالحی مجد – سالار کیانی – سالومه رحیمی – سام آذر – سام بختیار – سام قاسمی – سامان ایرانی – سامان بنجاد – سامان رسول پور – سامان سپاسی – سامی راد – ساناز وطن – ساها ایرانی – سبا خدایاری فرد – سپهر عاطفی – سپیده سحر – سپیده وطن خواه – سپیده پورآقایی – ستار بهشتی – ستاره حسن پور – ستاره رضایی – ستاره میهن دوست – سجاد کیومرثی – سحر خسروانی – سحر دینار وند – سحر سام – سحر صالحیانی – سرور ایرانی – سروناز دفتری – سروه مرادویسی – سعید بجاد – سعید سهرابی – سعید محمّدیوردانی – سعید محمّدی – سعید رضوی سروستانی – سعید کلانکی – سعیده کرمی – سلمان سیما – سمیرا امامی – سمیرا(سارا) نصیری(شمس) – سمیه افشار – سمیرا پوراندخت – سمیرا ش الف – سمیه رشیدی – سهلا ساکت – سهیل اسماعیل زنجانی – سهیل پرهیزی – سهیلا پورعابدین – سهیل پرهیزی – سودابه اسدی – سودابه ملکی بالسینی – سوده راد – سوسن ایزدی – سوفیا صدیق پور – سویل ساحل – سیامک حاتمی – سیامک سهراب منش – سیامک شجاعی – سیاوش ابقاری – سیاوش بهمن – سیاوش پارسی – سیاوش جلیلی – سید رضا حسینی – سیروا شریفی – سیروس مهرپور – سیرون احمدی – سیما حسینی – سیما دینی – سیما سروش – سیمین لری – سیمینه بختیار – سینا قاسمی – سید احمد شمس – سید حسین حسن زاده – سید داوود موسوی – سید سجاد نوری – سید علی بنی جمالی – سید مجتبی واحدی – سید مصطفی علوی – سیداحمدرضا حائری – سیده حنانه نبوی – سیما مهدی نیا – شادان علی‌زاده – شادی پاوه – شادی قیاسی – شاهین قدوسی – شبنم الماسی – شبنم میری – شبیر شیدا – شریعت م ایرانی – شری فرامرزی – شعله ایرانی – شکاک منطق – شلیر شبلی – شمیم محمودی – شهاب ب.امر – شهره اسمی – شهره ناطقی – شهریار ایرانی – شهریار پویان راد – شهریار مدنی – شهلا باور – شهلا شهبازی – شهلا عبقری – شهلا میرزا – شهناز عزیزی – شهنگ پارسی – شیدا ناصرزاده – شیدا جهان بین ( ترانه آزادی) – شیدا سالاری – شیوا نهاوندی؛ عضو کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی – شیوا نوجو – صبا نیا – صبرا رضایی – صبری نجفی – صدف جانسون – صدیقه شکری – ظفردخت فاضل زاده – عباس سلیمانی – عبدالحمید معصومی تهرانی – عبدالرضا احمدی – عبدالله بنده خدا – عبدالعلی بازرگان – عبدی سلیمی – عسل بیانی – عشرت بستجانی – علی تقی پور – علی وطن خواه – علیرضا جعفری – علیرضا دربندی – علیرضا رهایی – علیرضا مطلبیان – علی ابراهیمی – علی احمد عباس زاده – علی اسدی – علی اسفند – علی باعصمت ده بیگلو – علی باقری – علی پیشرو – علی تارخ – علی خاتمی – علی رضا مجلسی – علی رضا بهجودی – علی زمانی – علی سوهو – علی سید – علی عبدی – علی فتوتی – علی فرهادی – علی کلائی – علی کیمیایی – علی مصلحی – علی ممیزی – علی نیکویی – علی وحید؛ عضو کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی – علیرضا فیروزی – علیرضا کاظمی – علیرضا کیانی- علی نیکنام امینی- غزل جبّاری – غزل قنواتی – غنچه قوامی – فاطمه رضایی – فاطمه شهریاری – فاطمه فناییان – فاطمه محمدی – فاطمه مسجدی – فائزه زرگران – فراد ممدی – فراه شیلاندری – فرح حجت – فرح کریمی – فرح مرّوت زاده – فرزاد آزاده – فرزاد پورمرادی – فرزان صفویان – فرزانه کیوانی – فرزین ارشدی – فرشاد ایرانپور – فرشاد محمدی – فرشته ایرانی – فرشته خوشحال – فرشته قادری – فرشته ونانی – فرشید آذرنیوش – فرناز کمالی – فرناز مرادی – فرهاد پارسا – فرهاد صادقی – فرهاد شمس آبادی – فرهاد نوری – فرهان رونقی – فرهنگ رضایی کرمانشاهی – فروزان خرمیان – فروانه جلالی – فریبا تبریز – فریبا رد – فریبا کیهانی – فریبرز ایرانی – فرید فرهان – فریده ایرانی – فریده چزانی – فریدون رمضانی – فریبا داودی مهاجر – فریبا راد – فریبرز سروش – فریده غریبنواز – فواد امینی – قاسم نعمت الهی – کاترین سبوری – کاک هیوا – کامبیز اسلامی – کامبیز محمودپور – کامران هاشمی – کامیار بهرنگ – کانون نخبگان ایران – کاوه ارشدی – کاوه رفیعی – کاوه شیرزاد – کاوه کرمانشاهی – کاوه نورزاده – کاوه یزدانی – کاووس کشاورز – کاویان میلانی – کبری ابراهیمی – کتایون رهنوردی – کتایون شیبانی – کسری علاسوند- کورش ایرانی – کوهکن نامدار – کیا کوچک – کیانا کیمیایی – کیانوش دهقانی – کینا پرشین – کیوان پارس – کیوان جباریان – کیوان رمچاهی – کیوان ریاحین – کیوان عباسی – کیانا کریمی – گلاله بهرامی – گلاویژ احمدی – گلی یرندی – گیا گیاپور – لادن احیایی – لویسا ابادی – لیلا جدیدی – لیلا علوی – لیلا سیف اللهی – لیلا صحت – ماجد رهنما – مارال حسینی – مارال خاتمی – مارال خجسته – مارال دانشی – مارشال شکوهی – مازیار بذرافکن – ماسیس فروسی – متین هزرا – مجتبی جاودانی – مجتبی سلطانی – مجید خلج – مجید میرزائی – مجید نهجوبی – مجید نیکنام امینی – محسن بهزاد کریمی – محسن صنعتی پور – محسن کنگاوری – محفل محفلی – محمّد پورعلی – محمّد حبیب نیا – محمّد رضا- محمّد فرد – محمّد کاظمی – محمّد محمّدی – محمّد مهدی شکوهی – محمد جواد محبّی – محمد حسینی – محمد رضا آرین – محمد رضایی – محمد سلیمانی – محمد صابر عباسیان – محمد علی ادریسی – محمد قادر محمدی – محمد مدنی – محمدرضا عینی – محمود ایمنی – محمود دلخواسته – مرتضی حیدری – مرضیه سام – مریم ابرهیمی – مریم احمدی – مریم حکمت شعار – مریم ریسیان – مریم سون – مریم طهماسبی – مریم کاکایی – مریم موسویان – مریم نایب یزدی – مریم وکیلی – مریم افشاری – مریم اکبری – مریم امان الهی- مریم بهرامی زنجانی – مریم حکمت شعار – مریم رحمانی – مریم روزبهانی – مریم سعیدی – مریم مقدم – مریم موذن زاده – مریم نبی پور – مزدا کهنمویی پور – مژگان اکبری – مژگان امامی – مژگان چوبداران – مژگان زارع – مسعود احمدی – مسعود پورحسن – مسعود چناسی – مسعود صولت – مسعود قهرمانی – مسعود کیهان – مسعود مسجودی – مسعود بهنام – مصطفی حمیدی – مصطفی خسروی – مصطفی مینوچهر – مصطفی ناطق – معصومه محمودی – معین وکیلی – مقداد واحدی – ملک چرغی – ملودی ایرانی – ملودی پاسبانی – ملینا نعمتی راد – ملیحه محمدی – منصور ایراندوست – منصوره فتحی – منوچهر شفاعی – منوچهر محمّدی – منوچهر نامورزاد – مهتا قشنگ – مهتا موسوی – مهتاب پاینده – مهده صالحی پور – مهدی اذری – مهدی حجتی – مهدی حیاتی – مهدی رود – مهدی عربشاهی – مهدی مدیا – مهدی نوذر – مهران کریمی – مهران میرعبدالباقی – مهرداد حیدرپور – مهرداد خیراندیش – مهرداد زنده دل – مهردخت هادی – مهرزاد برهانی – مهرشاد رها – مهرک کاظمی – مهسا ارباب – مهسا صالحی – مهسا ملکی – مهشید کیان – مهشید کیانیان – مهناز اعلائی – مهناز پراکند – مهناز نظری – مهنازعلایی – مهوش علا سوندی – مهین سلامتی – مهین نظری – موری صفی(عضو مرکز بین المللی حقوق بشر در کانادا) – موزی جوادی – مونا محمّدی – مهربان سبزاندیش – می می مرتضی – میترا اریا – میترا ارین – میترا میرزا زاده – میلاد دهقان – میلاد صالح – میلاد فدایی اصل – میلاد فیضی – مینو مینو – میترا ابراهیمی – میترا آریان – میثاق افشار – میثم رودکی – مینا سلطانی – نادر افشار – نادر جعفری – نارین محمدی – نازنین از – نازنین جلیلیان – نازنین محکمی – نازنین شهیدی – نازی ایرانی – ناشا خرمدین – ناصح فریدی – ناصر اشجاری – ناصر سینا – ناهید حدادی – نجیمه عبدالرحیمی – ندا ابراهیمی – ندا سبز – ندا فری – ندا لاجوردی – نرگس حسنی اشتهاردی – نرگس خراسانی – نرگس محمدی – نرگس مقدم – نریمان محمدی – نسرین خزایی – نسیم اریایی – نسیم دریاب – نسیم عابدینی – نسیم موسوی – نسیم تبیانیان – نعیمه کفشدوز – نقی قاقی – نگار انسان – نگار عسگری – نگین سهرابخوانی – نوا رهام – نور خورشید – نوشی ایرانی – نوید خانجانی – نوید کامران – نوید گودرزی – نوید محبی – نیکو پناهی – نیما اسماعیلپور – نیما پستنچی – نیما راد – نیما گنج فر – نینا راشی – نیلوفر گلکار – نیما شجاعی – نیما گنجفر – نیما گنجفر – نیوشا حسینی – هاجر لیواری – هادیار هدایتیان – هانیه ریاحی – هدی جم – هژیر شریفی – هما بژاد – هما بن – هما بنژاد – هما میرنیا – هماد جمشیدی – همایون نادری فر – هوشنگ قهرمانلو – هوشی موشی – هومن سعدیا – هایده رئیسی – هیوا نالینی – وحید باقریان – وحید زادقی – وحید سرپوشان – وحیده خرمرودی – ویدا طالبی – ویکتوریا آزاد – یارا جهانی – یاشار حجابی – یحیی رحیمی – یوحنا نجدی – یوسف حاجی میرزایی – یوسف سهرابیان

حامیان از سایر کشورها:

abe shaw-Alice Räthel-alis castano-allen h-Anette Meyer-Anne Karin Bonsak-Arlet Nerusskaya-ben talebi-Bernard Durning-beti j-Blake Parker-Cécile Bourreau-Charles Perroud-cherry Far-Cordula Giewald-Coy Falcon-David Shellenberger-diana nardella-Elisabeth MILLET-elizabeth mcdonald-faith aby-fatima Coutinho-Florette Moarefi-Franz Witzmann-garah iraki-Geev Zed-Gertrud Samjeske-gns jam-Guido Vazansky-Gunn Vigdis Værnes-Heinz Leitner-Hengi Em-Isabel Costa-Iver Neumann-Jacqueline Hobert-Jane Fusello-Jonathon Tingey-Jules R-Karin Friend-kha hoss-khoj rst-Kirsten Berg-kuros greanday-laura spallanzani-Laurence Meylemans-mahsa tch-manno sara-mar chai-Maria Sophia Quine-mariya oan-Marsha Elliott-Marthe Gonthier-Mary Teeples-Mary Williams-mass kia-matt ghasemi-Maureen Gelfer-MAX RAFII-mery mnojuh-Mitch Fleming-mosilius Persian-Nathan McGibney-Neguin Bank-nihal-Norm Sloan-Pedro Pedro-pi Overgaard-Ranee Decker-ray safar-Ryan Christiano-sabine ripple-Saffo Papantonopoulou-samantha cepeda-scorpion sting-Seagull Maroon-sedigheh Voerg-Semko ilkhanizadeh-shak sher-shawn imani-sheler mamandi-shiban kitani-shiv charan-Shobeir Sheida-Simon Cornell-Simone Will-Sophie Boiszeau-sorena mamtirian-stefan Fred-Steinar Strandheim-Tonia Valioghli-Tony Bou-trisha klawe-TUSHAR SEN-uli.vsanden-Vahik Baghomian-Vicki Vic-waltersar -yousef pawahu

http://sahamnews.net/1391/03/208671/

Read Full Post »

تهران است، حالا دیگر قدیم است، عمری گذشته از جهان مجازی، تازه دارم عادت می‌کنم خانه که رسیدم با شصت پا کامپیوتر را لباس از تن در نیاورده روشن کنم و آیکون کانکت را بزنم تا صدای وصل شدن دیال آپ بپیچد در خانه. شوق دارم که با این سرعت ناباور و دل‌گیر صفحه‌ی وبلاگ‌ام باز شود و ببینم کامنت‌های‌اش را…
از همان روزهای اول سر و کله‌ات میان کامنت‌ها پیدا می‌شود. آخر هر کامنت می‌نویسی «زنده باد ایران، زنده باد آزادی بابک خرمدین»… اما لهجه‌ی شیرین‌ات از پشت این کامنت‌ها پیدا نیست….ه
تهران است، دیروز است، دیگر یکی دو سالی هست که وبلاگ‌ می‌نویسیم، همیشه در کامنت‌ها هستی، همیشه در مسنجر هم هستی. صدا می‌کنم بابک، فیلتر شکن قبلی از کار افتاد، جدید داری؟ یک لیست بلندبالا از آدرس‌های مختلف می‌فرستی… نفس راحت می‌کشم و دوباره وبلاگ می نویسم…
تهران است، دیروز است، معترضی، به همه چیز معترضی… چیزهایی می‌نویسی که رنگ صداقت دارند، و فیلترشکن می‌سازی، بی‌امان می‌سازی….ه
تهران است، پاییز تلخ ۸۳ است، برای من، تبریز سرد است برای تو… بازداشت می‌شوم… می‌روم اوین، فکر می‌کنم این‌جا دیگر حضور نداری، اما سر و کله‌ات پیدا می‌شود. روی برگه‌های تک‌نویسی، روی دست‌های سنگین بازجو، روی آوار صدای پشت
چشم‌بند، در سوال پشت‌سر: بابک خرمدین کیست؟ کجا است؟ آدرس‌اش چیست؟ نشان‌اش کجا است؟

تهران است، دیروز است، پارک لاله، از چند هفته قبل برنامه‌اش را ریختی، وسط پارک لاله، من و تو هستیم و {…} و آغوشی است که جدا نمی‌شود… حالا لهجه داری. با لهجه‌ی شیرین آذری‌ات حرف می‌زنی. می‌گویی مدیار توی تمام این دو سال برای‌ات کمپین درست کردم، نوشتم… می‌گویم می‌دانم بابک همه‌شان را خوانده‌ام. حرف می‌زنیم و حرف می‌زنیم… به کامپیوتر و اینترنت که می‌رسیم، لباس نابغه می‌پوشی… یک چیزهایی می‌گویی که سر در نمی‌آورم… می‌گویم آآ بابک یاواش این‌ها که می‌گویی یعنی چی؟ می‌خندیم…
زنجان است، برای تو، آن‌جا درس می‌خوانی، آخر هم نفهمیدم دانشگاه چه رشته‌ای درس می‌خواندی، هر چه بود ربط به کامپیوتر داشت. دیدن گاه و بی‌گاه‌ات عادت شده. از تبریز و زنجان که راه می‌افتی یک اس ام اس می‌زنی که دارم می‌آیم، ببینیم هم را؟ می‌بینیم همدیگر را.
تبریز و زنجان و تهران و ایران است، برای تو و دیگر نه برای من، باز هم ارتباط‌مان مجازی شده، لینک یک شرکت خصوصی را می‌فرستی. می‌گویی مدیار این‌ سایت دولتی است، می‌گویم این که یک سایت معمولی است. می‌گویی ظاهرش را نگاه نکن، همه چیزشان را درآورده‌ام، کارشان این است که … می‌ترسم، نگران‌ام می کنی….
ایران است برای تو، همین امروزها است، همین امروزهایی که مردم در خیابان‌اند، همین‌ امروزهایی که ندا در خیابان به خون دراز کشید و سهراب به ضرب گلوله پر، همین امروزها که همه‌ی آن‌ها که می‌شناختیم، یک به یک بازداشت می‌شوند و می‌روند. هر روز فیلتر‌شکن است که می‌فرستی و … هنوز داری بی‌امان فیلترشکن می‌سازی…
همین امروزها است، یک باره غیب می‌شوی، یکی می‌گوید بازداشت شدی، یکی می‌گوید نه، سرگیجه است، می‌آیی پای مسنجر یک‌باره، می‌گویم کجایی، چرند می‌گویی، آن‌قدر چرند می‌گویی که بی‌خیال‌ات می‌شوم… چقدر لعنت فرستادم بعد از آن بر خودم که چرا نفهمیدم بابک نبود و بازجوی‌اش بود….ه
سه ماه عذاب آفرین است که بازداشتی و بی‌خبر، سه ماه آزگار، سه ماه تنهایی… آذر رفته‌ای و تازه اسفند می‌فهمم که نیستی. باید بنویسم‌ات، نام بابک و وبلاگ‌اش را نمی‌شود نوشت، می‌نویسم حسین رونقی ملکی فعال دانشجویی… و کیهان دو روز بعد به طعنه می‌نویسد بابک بلاگر که در یکی از سایت‌ها فعال دانشجویی معرفی شده…..
تهران نیست، هر چه هست اوین است، ۱۰ ماه انفرادی‌ات، ۱۵ سال زندان‌ات، بیماری‌ات… مدام آوار می‌شود، هی منتظرم که بیایی و مثل خودت تمام این نوشته‌ها را نشان‌ات بدهم، صدای همیشه بغض‌آلود پدرت و مادری که حالا مثل مادر است، نوید پایان این انتظار به این روزها نمی‌دهند…
اوین است، اما سلام‌ات که می‌رسد، پیغا‌م‌های‌ات است که آشنا است… و دلی که تنگ است بی‌امان

**حسین رونقی ملکی از روز شنبه هفته جاری دست به اعتصاب غذا زده است. حسین امروز با خانواده‌اش در زندان اوین دیدار داشته است و وضعیت‌اش از نظر جسمی بد بوده است. او گفته که از خواسته‌های خود کوتاه نخواهد امد و اعتصاب‌اش را ادامه خواهد داد…

مدیار

http://www.madyariran.net/?p=6455

Read Full Post »

خانواده حسین رونقی ملکی در مصاحبه با «روز» اعلام کردند که هیچ خبری از این زندانی سیاسی ندارند و او از زمان آغاز اعتصاب غذایش هیچ تماسی با خانواده اش نگرفته.

احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی ملکی به روز گفت: اگر پسرم بمیرد مسئولیت آن با کسانی است که قانون را زیر پا گذاشتند و پسر مرا از همه حقوق قانونی اش محروم کردند.

حسین رونقی ملکی، فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس جوان از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب به 15 سال حبس تعزیری محکوم شده. او 22 آذر 88 در خانه اش در شهرستان ملکان بازداشت شد. وکیلش او را از نابغه های ایران می داند که دارای توانایی های خاص است و باید مورد احترام و توجه قرار گیرد نه اینکه زندانی شود.

اما این نابغه جوان که در زندان کلیه هایش آسیب دیده و 5 بار تحت عمل جراحی قرار گرفته به گفته خانواده اش از همه حقوق قانونی خود محروم است. او تاکنون اجازه یک روز مرخصی را نیز نداشته و وضعیت جسمانی اش روز به روز وخیم تر می شود.

آقای رونقی ملکی که با نام بابک خرمدین شناخته می شود از روز ششم خرداد ماه دست به اعتصاب غذا زده؛ اعتصابی که «در اعتراض به ناروایی ها و شکایت از دخالت اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در امور قضایی و سلب استقلال این قوه و تلاش برای احیای قانون اساسی، آیین دادرسی، استقلال قضایی و احیای حقوق زندانیان سیاسی و خانواده هایشان نظیر برخورداری از مرخصی، تلفن و ملاقات» آغاز شده است.

اعتصاب این زندانی سیاسی در حالی صورت میگیرد که به دلیل وضعیت حاد کلیه هایش، پزشکان گفته اند این اعتصاب برای او خطر مرگ دارد.

زلیخا موسوی، مادر حسین رونقی ملکی دیروز در تماس روز گفت که از زمان شروع اعتصاب هیچ خبری از فرزندش ندارد و راهی تهران است تا خبری بگیرد.خانم موسوی در اتوبوس ملکان ـ– تهران و در راه تهران بود. اما احمد رونقی ملکی، پدر حسین در مصاحبه با روز میگوید: حسین هیچ تماسی با ما نگرفته و هیچ خبری نداریم فقط میدانیم که در اعتصاب غذا است و به شدت نگران او هستیم.

آقای رونقی ملکی می افزاید: کلیه چپ پسرم از کار افتاده، کلیه راست او هم 25 در صد از کار افتاده بود و الان وضعیت وخیمی دارد. او نیاز به مرخصی استعلاجی دارد و اگر تا چند روز دیگر تحت عمل جراحی قرار نگیرد عفونت او را از پا در می آورد.

پدر حسین سپس می گوید: نگرانیم نمیدانیم چه باید بکنیم تاکنون دهها و صدها بار درخواست کرده ایم که بگذارند حسین براساس قانون به مرخصی بیاید و درمان شود و بازگردد اما کسی توجهی نکرد.دیگر درخواست هم نمیکنیم هزار بار نامه نوشتیم جوابی نگرفتیم زندگی مان در مسیر ملکان و تهران و در اتوبوس ها می گذرد اماباز خسته نمی شویم می رویم و می آییم و پی گیری میکنیم الان مادر حسین در راه تهران هست رفته پی گیری کند اما دیگر درخواستی نمیکنیم از کسی…

او می افزاید: پسر من براساس قانون حق استفاده از مرخصی و درمان دارد اگر پسر من بمیرد مسئولیت اش با همه کسانی است که قانون را زیر پا گذاشتند و او را از حقوق قانونی اش محروم کردند.

از پدر حسین می پرسم چرا به حسین مرخصی نمیدهند؟ آیا تاکنون در این مورد به شما توضیحی داده اند؟ می گوید: میخواهند حسین مصاحبه تلویزیونی و علیه خود اعتراف کند اما حسین به هیچ عنوان حاضر به چنین چیزی نیست. بعد می گویند اگر مرخصی دهیم حسین به خارج فرار میکند بارها به آنها گفته ام، الان باز هم می گویم پسر من اگر اهل فرار بود دست شما نمی افتاد. پسر من این همه هزینه میدهد به عشق کشورش و برای کشورش. او به هیچ وجه خاک کشورش را ترک نمیکند. حسین جانش را برای همین خاک میدهد اما از این خاک نمی رود.

آقای رونقی ملکی می افزاید: حسین من دارد بی گناه از دست می رود؛ اتهاماتی که به او زدند قانونی نبود دروغ بود حکمی که صادر کردند عادلانه نبود حکم کلی غلط دارد چگونه یک قاضی که نمیداند حسین در اراک درس میخوانده نه در کرج برای او حکمی 17 صفحه ای سراسر غلط صادر میکند؟ پسر من دارد قربانی کینه های بازجویان سپاه می شود و کسی هم پاسخگو نیست. اگر او بمیرد مسئولیت با همین هاست.

مادر حسین رونقی ملکی پیش از این به روز گفته بود: حسین چند بارجراحی شده، هر بار هم به زندان بازگشته. نه کسی هست به او برسد نه وضعیت زندان طوری است که او بتواند مداوا را ادامه دهد و استراحت کند. متاسفانه وضعیت اش اصلا خوب نیست و من خیلی نگران ام. رفتیم دادستانی و باز درخواست مرخصی کردیم گفتند دادستان نامه ای به سپاه نوشته ولی هنوز جوابی نیامده. پزشکان حسین نامه نوشته بودند که حسین نیاز به مرخصی دارد و وضعیت زندان برای او مساعد نیست، پزشکی قانونی هم تایید کرده بود اکنون هم دادستان نامه نوشته اما باز هم خبری نیست. بازجویان حسین و قاضی پیرعباسی مخالفت میکنند. نمیدانم دیگر چه میخواهند و به چی راضی می شوند؛ به اینکه حسین در زندان از بین برود؟

احمد رونقی ملکی، پدر این وبلاگ نویس نیز به روز گفته بود: حسین سالم بود که به زندان رفت اما در زندان کلیه هایش مشکل پیدا کرد و یک کلیه اش 80 درصد و کلیه دیگرش 20 درصد از بین رفت. وضعش اینقدر وخیم بود که او را از زندان به بیمارستان بردند و آن کلیه اش را که 80 درصد از بین رفته بود جراحی کردند، لوله گذاشتند و در حالیکه شدیدا نیاز به درمان و رسیدگی داشت مجددا به زندان بازگرداندند. در حالیکه پزشکان گفته بودند هوای زندان و وضعیت حاکم بر آن با وضعیت حسین، سازگار نیست، باید بیرون از زندان و زیر نظر متخصصین باشد و غذای مناسب و آرامش کامل داشته باشد و… که این طور نشد و او را به زندان بازگرداندند؛ هر چه هم ما گفتیم کسی به حرفمان توجهی نکرد…

او افزوده بود 400 میلیون وثیقه تودیع شده از سوی خانواده اش همچنان در پرونده حسین است اما تاکنون اجازه مرخصی به او نداده اند.

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-959aa16848.html

Read Full Post »

این برنامه به پایان رسیده است – تاریخ: هشتم خرداد 1391 – 28 می 2012

من سید حسین رونقی ملکی، با جسمی که از ظلم بینوا شد، نیفتادم؛ ایستاده ام؛ تا به شما نکته ها بیاموزم!

این روزها هنوز نجواهای بلندی از دلهای نگران مردمان این دهکده بر میخیزد…

ایده ی زیر یکی از تلاش های این روزهاست. همیاری کنیم. سخن از سیدحسین رونی ملکی‌ست:
(برای کسب اطلاعات و شرکت در این برنامه ها روی لیک آن کلیک کنید)

طوفان توییت* اضطراری در تویتر در ساعت ۱۱:۳۰ شب به وقت تهران (ساعت ۳:۰۰ به وقت نیویورک، ساعت ۱۲:۰۰ به وقت کالیفرنیا، ساعت ۹:۰۰ شب به وقت اروپا، و ساعت ۸:۰۰ شب به وقت لندن) دوشنبه 8خرداد 1391 برابر 28 می 2012
لیست توییت ها

* منظور از طوفان توییت که در شبکه ی اجتماعی توییتر صورت میگیرد، ارسال پیاپی توییت به شکلیست که اولا توییتها همگی دارای یک هدف مشخص باشند و ثانیا در زمان خاصی شروع شده و پس از مدت مقرری پایان یابند. هرکس میتواند از لیست توییتهای تعیین شده استفاده کند یا توییت های خود را داشته باشد. معمولا از تگهای یکسانی برای بالا بردن رتبه بندی لحظه ای آن تگ و رسیدن به هدف طوفان توییت که «جلب توجه» میباشد استفاده میشود.

Read Full Post »

محمدرضا معتمدنیا بر اثر عوارض ناشی از اعتصاب غذا روز گذشته به بیمارستان مدرس تهران ازام و سپس به زندان اوین بازگشت.

به گزارش کلمه، محمدرضا معتمدنیا که بر اثر عوارض ناشی از اعتصاب غذا دچار گرفتگی عروق و ناراحتی شدید در پای خود شده بود روز گذشته به بیمارستان مدرس تهران اعزام و پس از درمان سرپایی به زندان اوین بازگشت.

اعتصاب غذای طولانی مدت وی که هفته ی گذشته با درخواست میرحسین موسوی پایان یافت، منجر به خون مردگی ،تورم و درد شدید در پای راستش شده است.

هفته ی گذشته نیز، یک شب پس از پایان اعتصاب غذا و در پی وخامت حال معتمدنیا، بهداری اوین که تنها قادر به تجویز مسکن بوده، به صورت اورژانسی و با نظارت برخی پزشکان اوین و با مسوولیت خود وی، معتمدنیا را به بیمارستانی در خارج از زندان اعزام کردند که به دلیل نداشتن مجوز از دادستانی چند ساعت بعد بدون اینکه اقدام موثری برای درمان وی انجام شود، این زندانی را به زندان بازگرداند.

به گفته خانواده معتمد نیا هفته گذشته نیز براساس موافقت قبلی دادستانی قرار بود این زندانی سیاسی برای درمان دندان هایش به خارج از اوین اعزام شود که به دلایلی نامشخص اعزام وی لغو شد.

محمدرضا معتمدنیا در پیامی از زندان اوین، و در اعتراض به ظلم ها و نامردی ها و اعمال فشار نا به جا و ناعادلانه و به پاس حرمت خون همه شهدای انقلاب اسلامی و به پاس احترام به تمامی باورهای اعتقادی و ملی، اعلام اعتصاب غذای تر کرده بود.

بر اساس این گزارش، مسوولین زندان اوین و نهادهای امنیتی در سیاست جدید خود در سال های پس از انتخابات بدون مسوولیت و حساسیت نسبت به سلامتی زندانیان به آزاد و اذیت آنها می پردازند. در همین مورد بود که چندی پیش هدی صابر در اثر اعتصاب غذا و ضرب و شتم ماموران و عدم رسیدگی بهداری اوین، جان خود را از دست داد.

http://www.kaleme.com/1391/03/07/klm-101910/

Read Full Post »

Older Posts »