Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها
اسفند 1393

آغاز: رأس ساعت 22:30 به وقت تهران
برای دسترسی به لیست توییت‌ها کلیک نمایید. هش‌تگ اختصاصی توفان:
HASHTAG:
#IRGCspider
CLICK HERE FOR THE LIST OF TWEETS

———————————————————————————————

شب است و زمستان
سرد است و خاموش

صدا هست در این شبِ تار اما درهم و برهم:
جیرجیرِ تاربافتن…

کدام پستوست که لانه‌کنند اما روزنه نباشد!؟
کدام خاموشی‌ست تا امانشان بدارد از هوهویِ جست‌وخیزِ بلندِ باد!؟

صبح نیست هنوز،
شب است؛ ولی بیداری باید
آنان هم بیدارند و تله می‌بافد
و _صبح ِ در راه_ خواب برده است از چشمانِ سردشان

بگذار یک بار آنان که همیشه از نسیم ِ صبح ترسیدند اینبار در این شب ِ _سخت سرد و تاریک_، از زوزه‌ی باد بترسند!
ز توفان، که لانه‌ی _تنیده در شب ِ_ عنکبوت را به‌بادمی‌دهد.

تار وهم می‌تند در پستوی خود، عنکبوت…

چهارشنبه 20 اسفند ماه 1393،ساعت 22:30 به‌وقت تهران در توییتر فریادی برپاست برای بی‌گناهانی که در دام‌های تافته اسیر گشته‌اند.

Tweet Storm for Iran: 11 march 2015 - Stop targeting Internet users and social network users همصدایی با به‌ناحق‌دستگیرشدگان ِ فضای مجازی - توفان توییت 20 اسفند ماه 93 - 22:30 به وقت تهران

Tweet Storm for Iran: 11 march 2015 – Stop targeting Internet users and social network users همصدایی با به‌ناحق‌دستگیرشدگان ِ فضای مجازی – توفان توییت 20 اسفند ماه 93 – 22:30 به وقت تهران

شدت‌گرفتن نگاه امنیتی سپاه به کاربران فضای مجازی به‌خصوص کاربران شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک که منجر به اجرای پروژه‌های مختلف امنیتی (مانند پروژه‌ی عنکبوت که اخیراً بهانه‌ای برای و دستگیری کاربران وب مانند محمد یوسفی، فعال دانشجویی گردید) و درنتیجه بازداشت ده‌ها نفر و همچنین نقض حقوق شهروندی آنان گردیده‌است برخی از فعالین این عرصه را برآن‌داشت تا در همراهی با آنان که در این عرصه حقوق‌شان نقض گردیده نجوایی در آسمان توییتر بلند کنند؛ باشد که اثر کند…

این فراخوان مردمی که به شکل توفان توییت خواهد بود چهارشنبه 20 اسفند ماه، ساعت 22:30 به‌وقت تهران در توییتر برگزار خواهد گردید.

لینک حاوی لیست توییت‌ها و هش‌تگ اختصاصی این توفان، یک ربع قبل از شروع توفان توییتری از سوی دست‌اندرکاران این توفان در بلاگ «توییت استورم برای ایران» و ایونت فیسبوک ارائه خواهد شد.
نامه ای به یک آزاده نیز بر حسب وظیفه به اطلاع‌رسانی‌های آتی خواهدپرداخت.

* منظور از توفان توییت که در شبکه‌ی اجتماعی توییتر صورت می‌گیرد، ارسال پیاپی توییت به شکلیست که اولا توییتها همگی دارای یک هدف مشخص باشند و ثانیا در زمان خاصی شروع شده و پس از مدت مقرری پایان یابند. هرکس می‌تواند از لیست توییتهای تعیین‌شده استفاده کند یا توییت‌های خود را داشته باشد. معمولا از تگهای یکسانی برای بالا بردن رتبه بندی لحظه‌ای آن تگ و رسیدن به هدف طوفان توییت که «جلب توجه» می‌باشد استفاده می‌شود. برای شرکت در توفان توییت نیاز به یک اکانت توییتر دارید و تنها کافیست توییت ها را که 15 دفیفه قبل از شروع برنامه لینک دسترسی به لیستش در همین صفحه و در ایونت فیسبوک و وبلاگ «توییت استورم برای ایران» اطلاع‌رسانی خواهد شد یکی‌یکی کپی کرده و توییت نمایید. یا توییت‌های دلخواه خود را با تگ مربوطه که همزمان با اعلام لیست توییت‌ها همینجااعلام خواهد شد، توییت نمایید

TWEET STORM for Iranian people. Be the voice of the unjustly arrested social network users…

Wednesday, March 11, 2015
12:00:00 Noon California (Pacific Daylight Time)
15:00:00 New York time (Eastern Daylight Time)
20:00:00 Berlin time (Central European Time)
19:00:00 London Time (Greenwich Mean Time)
22:30:00 Tehran Time

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

نرگس، فرزند میرحسین موسوی و زهرا رهنورد که در … روز زندان پدر و مادرشان می‌نویسند:

Mirhosein mousavi and zahra rahnavard توضیح: عکس قدیمی است

«سلام

حصر از 25 بهمن 1389 آغاز شد. در روزهای اول خانواده در بی‌خبری مطلق بود و ما با هجمه‌ی شایعات روبرو می‌شدیم که گاه ما را نیمه‌شب به پشت درهای اختر می‌کشاند از نگرانی و اکثراً جواب درستی نمی‌گرفتیم…

حتی شده بود که به خانواده گفته‌بودند که اصلاً این خانه متعلق به مهندس موسوی نیست و چنین شخصی هرگز اینجا زندگی نکرده‌است…

اولین ملاقات بنده با پدر و مادر، بعد از شروع حصر در نیمه‌ی دوم اسفند ماه همان‌سال اتفاق افتاد که باعث خوشحالی فراوان بابت زنده‌بودن پدر و مادر، بعد از شنیدن شایعات بود و اولین دیدار این دو عزیز با خواهرانم در روز مرگ پدربزرگ پدریم در تاریخ 10 فروردین 1390 اتفاق افتاد.

پس از آن به‌صورتی نامرتب با پدر و مادر ملاقات داشتیم و درطول دو سال ابتدایی حصر گاهی مدت بی‌خبری ما از ایشان به چند ماه می‌کشید…

در این مدت نه تماس تلفتی برقرار بود و نه دیداری با هیچ‌یک از اعضای خانواده. گاهی علت نداشتن ملاقات را اطلاع‌رسانی ما از وضع پدر و مادر می‌گفتند و گاهی تهدید می‌کردند که درصورت هرگونه اطلاع‌رسانی مجدد ملاقات‌های اندک و گاه و بیگاهمان هم قطع خواهندشد.

در روزهای نزدیک انتخابات مجلس نهم و همچنین انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ارتباط با پدر و مادر سخت‌تر و حضور نیروهای امنیتی در ملاقات‌های ما پررنگ‌تر می‌شد…

پس ار برگزاری یازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری، ملاقات‌های ما با پدر و مادر به شکل هفتگی بر قرار شد؛ البته شایان ذکر است که این دیدارها در خانه‌ی پدری و مکان حصر ایشان انجام نمی‌شود و کماکان ارتباط تلفنی برقرار نیست.

و این به این معنی است که در فاصله‌ی هر دو دیدارمان از وضع سلامتی ایشان مطلقاً بی‌خبریم؛ درحالی‌که شرایط حصر ایشان از هرلحاظ از انفرادی نگران‌کننده‌تر است و نگرانی‌هایی راجع به سلامتی محیط حصر نیز وجود دارد.

تاریخ دیدار ایشان نیز در همان روز ملاقات و چند ساعت پیش از آن خبر داده می‌شود و تا لحظه‌ای که تماس نگرفته باشند، اطمینانی نسبت به برگزاری ملاقات هفتگی نیست.»
28 آبان

آبان 1393

محمدتقی کروبی فرزند مهدی کروبی درمورد وضعیت پرونده و پیامدهای حاصل از آن می‌نویسند:

محمد تقی کروبی فرزند مهدی کروبی

محمد تقی کروبی فرزند مهدی کروبی

«بیش از 4 ماه از دستگیری خانم غنچه قوامی می‌گذرد.

بر اساس اخبار منتشره او به‌همراه تعداد دیگری از بانوان ایران‌زمین در روز سی ام خرداد ماه به ورزشگاه آزادی رفتند تا مسابقه‌ی والیبال میان ایران و ایتالیا را ببیند؛ لیکن به‌خاطر جنسیت‌شان به‌جای تماشا آن مسابقه زیبا، سر از بازداشتگاه انتظامی در آوردند.

تعهد و وثیقه، آزادی‌شان را رقم‌زد اما معین‌شدن تابعیت مضاعف خانم قوامی بهانه‌ای‌شد برای مریض‌دِلان تا با دستگیری وی این خواست عموم به‌ویژه زنان را به غیر نسبت دهند.

از اوایل تیرماه تا همین چندی پیش غنچه در حبسی انفرادی قرار گرفت و قرار بازداشت موقت‌اش بدون رعایت حق اعتراض تمدیدشد.

بعد از تحمل 100 روز حبس و انفرادی نهایتاً کیفرخواست صادر و پرونده‌اش در شعبه‌ی 26 دادگاه انقلاب رسیدگی‌شد.

پس از استماع آخرین دفاع نسبت به اتهام مندرج در کیفرخواست، لایحه‌ی دفاعی توسط وکیل محترم‌اش آقای علیزاده طباطبایی تقدیم دادگاه شد. تأخیر در ابلاغ رأی، سؤال‌های بی‌پاسخی را پیرامون این پرونده مطرح ساخت.

در این میان اظهارنظر معاون اول دستگاه قضا که به‌نظر می‌رسد روند حقوقی پرونده و انشای رأی قاضی شعبه 26 را درست به عرض‌شان نرساندند، موجب تعجب گردید.
آقای محسنی اژه‌ای ( دوشنبه، 19 آبان ماه) گفتند: «در این پرونده ختم رسیدگی اعلام نشده و حکم هم صادر نشده،… در همین پرونده اتهام دیگری هم داشته‌اند که نسبت به این اتهام قرار منع تعقیب صادر شده، اما به این قرار اعتراض شده و دادگاه اعتراض را پذیرفته‌است و به‌همین‌منظور پرونده را به دادسرا ارسال کرده‌اند».

غنچه قوامی

غنچه قوامی

در این نوشتار کوتاه برآن نیستم تا ابعاد و پیامدهای سیاسی و ورزشی این دستگیری (محرومیت از میزبانی مسابقات) را بررسی‌کنم بلکه صرفاً می‌خواهم نگاهی گذرا به بعد حقوقی آن داشته‌باشم.

این پرونده از آن‌جهت اهمیت دارد که علاوه بر داخل، ناظران بین‌المللی هم بدان ورود کرده و با رصدکردن آن، رفتار دستگاه قضا را در قبال فعالان مدنی و سیاسی ارزیابی می‌کنند. پیش از آن لازم می‌دانم به‌این نکته اذعان کنم که عدم رعایت شرع و قانون از سوی صاحبان قدرت به‌ویژه نهادهای امنیتی و دادگاه انقلاب علیه فعالان سیاسی، دانشجویی، مدنی و حقوق‌بشری بر کسی پوشیده نیست و از این منظر این پرونده تفاوت ماهوی با دیگر پرونده‌ها از جمله آنچه بر دیگر عزیزان ازجمله مریم شفیعی، صبا آذرپیک، بهاره هدایت، هنگامه شهیدی، شیوا نظرآهاری و… گذشته ندارد. تابعیت مضاعف خانم قوامی و ورود رسانه‌های بین‌المللی به این قضیه موجب تمایز این پرونده از سایر پرونده‌ها شده و لاغیر.

برخلاف قوانین و مقررات جاری کشور غنچه همچون دیگر متهمان سیاسی از زمان بازداشت از حقوق یک بازداشتی بهرمند نبوده. به‌طور مثال وقتی که قانون اساسی در اصل سی و دوم سخن از دستگیری به‌حکم قانون و تفهیم‌اتهام حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت و ارسال پرونده مقدماتی به مراجع صالحه‌ی قضایی و مقدمات محاکمه می‌گوید و یا هنگامی‌که اصل سی و نهم با صراحت هتک‌حرمت و حیثیت دستگیر شدگان را به‌هرصورت که باشد ممنوع‌کرده و مرتکب را مستوجب مجازات می‌داند و یا حتی حق داشتن وکیل در جریان تحقیقات(مندرج در قانون اساسی و آئین دادرسی کیفری).

در چنین شرایطی او بعد از تحمل سه ماه انفرادی و حواشی پر تنش دوران بازجویی، در جلسه‌ی دادگاه‌اش برابر با بیست و دوم مهرماه حاضر و آخرین دفاع خود را در قبال تنها عنوان اتهامی در کیفرخواست (فعالیت تبلیغی علیه نظام که حداکثر مجازات این جرم، یکسال است) ارائه می‌کند.

ختم دادرسی اعلام و صورت‌جلسه به امضا می‌رسد و قاضی انشای رأی را مطابق مهلت قانونی اعلام می‌کند. در همین راستا ایلنا در بیست دوم مهرماه گزارش می‌کند که: «جلسه‌ی رسیدگی به اتهام غنچه قوامی به‌صورت غیرعلنی برگزار و در پایان آن ختم رسیدگی به پرونده اعلام شد.»

ایلنا در همین گزارش از اتهام مندرج در کیفرخواست، فعالیت تبلیغی علیه نظام هم صحبت می‌کند و جالب آنکه احدی از مقامات قضایی، معترض و یا منکر خبر منتشره نمی‌گردند.

بااین‌وجود ابلاغ حکم با تأخیر معنی‌داری مواجه می‌شود. پیگیری وکیل و خانواده‌ی قوامی جواب می‌دهد و به آنان گفته می‌شود که رأی صادر شده.

آقای علیزاده طباطبائی هم در سی ام تیرماه به ایلنا می‌گوید: «من امروز به دادگاه رفتم تا حکم صادرشده را از دادگاه بگیرم که دادگاه بیان کرد، حکم برای تایپ رفته‌است و روز شنبه از تایپ می‌آید و من آن روز حکم موکلم را دریافت می‌کنم.»

ایشان چند روز بعد حتی سخن از رویت رأی و محکومیت مشارالیها به میزان یکسال حبس تعزیری و ممنوعیت خروج دوساله از کشور می‌کند. وکیل غنچه در دهم آبانماه در مصاحبه با ایلنا تصریح می‌کند: «امروز رئیس دادگاه حکم صادرشده را به بنده نشان‌داد که طبق آن موکلم به یک سال حبس محکوم‌شده‌بود.»

او حتی زمان دریافت حکم را هم اعلام می‌کند. حکمی که برخلاف نظر قاضی صادرکننده‌ی رأی و در پرتو دستهای پنهان و البته برخلاف نص صریح قانون تاکنون ابلاغ نشده است.

خانواده به‌دنبال تبرئه و آزادی فرزندشان بودند اما ازآنجاکه امیدی به‌حضور فرشته‌ی عدالت در دادگاه انقلاب نداشتند محکومیت یکساله و انتقال فرزندشان از بند دو-الف به بند عمومی را پایانی بر تنش‌هایشان تلقی کردند. اما همین انتظار هم جامعه‌ی عمل نپوشید و دست‌های پنهان مانع از ابلاغ رأی شدند. برخی بر این باورند که این امر نشان از سیری‌ناپذیری آن بخش از جریان سرکوبگر دارد که هزینه‌های بین‌المللی (بخوانید آبروریزی بین‌المللی) نظام را در قبال این پرونده هنوز کافی نمی‌دانند.

سخنان آقایان اژه‌ای و صادقی باب دیگری در این پرونده گشود. آثار منفی سخنان این دو مقام قضایی را بر خانواده قوامی نمی‌دانم؛ اما می‌دانم که سخنان این دو مقام عالی قضایی مغایر روند پرونده به قرائت خانواده، وکیل و رسانه‌ها است و صد البته نقض صریح قانون و مغایر اصول حقوق جزا ست.

مطابق ماده‌ی 212 آئین دادرسی کیفری(آ.د.ک) و نیزماده‌ی 374 آ.د.ک جدید، دادگاه پس از اعلام ختم دادرسی و باتوجه به محتویات پرونده و ادله‌ی موجود، در همان جلسه و و یا اولین فرصت که سقف آن را حداکثر یک‌هفته می‌داند ملزم به انشای رأی است. همین ماده تخلف از صدور رأی در مهلت مقرر را موجب محکومیت انتظامی می‌داند. قاضی شعبه‌ی مربوطه بعد از تأخیر معنی‌دار خود به وکیل و خانواده‌ی متهمه اعلام می‌کند که رأی را صادر کرده است؛ حتی بنا بر اظهار وکیل خانم قوامی محکومیت یکساله برای وی صادر شده بود. مطابق ماده‌ی 282 قانون آ.د.ک. جدید «دادستان نمی‌تواند پس از ارسال پرونده به دادگاه از اصل اتهام یا ادله‌ی آن عدول و بر این اساس کیفرخواست را مسترد یا اصلاح کند و فقط می‌تواند دلایل جدیدِ له یا علیه متهم را که کشف یا حادث می‌شود به دادگاه اعلام کند.»

همچنین ماده 373 همان قانون صراحتاً معین می‌کند که «دادگاه پس از اعلام ختم رسیدگی، دیگر نمی‌تواند لوایح، اسناد و مدارک جدید را دریافت کند» و این به معنی ختم دادرسی ست.

همدلی لیگ والیبال ایتالیا با غنچه قوامی

همدلی لیگ والیبال ایتالیا با غنچه قوامی

بنابراین بازکردن این پرونده به‌هدف گنجاندن عناوین اتهامی دیگر فعلی است غیر قانونی و مستوجب مجازات. آقای طباطبائی پاسخ این اظهارنظر عجیب سخنگو دستگاه قضا را در مصاحبه با کمپین بین‌اللملی حقوق بشرچنین داد: «ختم رسیدگی به پرونده خانم قوامی اعلام شده‌بود و حکم نیز صادر شده بود. ما هیچ اطلاعی از اتهام جدید و دلایل آن نداریم…. هیچ اتهام دیگری به غیر از تبلیغ علیه نظام در این پرونده و کیفرخواست وجود ندارد.»

علیزاده همچنین در آخرین مصاحبه‌اش با ایلنا شواهد جدیدی از ختم رسیدگی را بیان کرد. ایشان در این مصاحبه تصریح کردند که «در تاریخ 22 مهرماه، پرونده موکلم ختم رسیدگی شد و پایان دادگاه اعلام شد و این مسئله صورت جلسه گردید و آن را نیز امضا کردیم.»

روند و ادله‌ی ارائه‌شده از جمله امضای صورت‌جلسه، اظهارات وکیل، شهادت حاضرین در دادگاه بیست و دوم و مصاحبه‌های مکرر آقای طباطبائی و اخبار منتشره‌ی رسانه‌های داخلی که هرگز مورد انکار یا خدشه مقامات قضایی قرارنگرفت گواهی‌است بر ختم رسیدگی در این پرونده.

ادعای عدم درک و یا تمیز بین ختم جلسه با ختم رسیدگی نسبت به وکیل و قاضی هم پذیرفتنی نیست. حال باید پرسید چه‌کسانی و با چه انگیزه‌ای
مقامات دستگاه قضا را مجاب به ورود به این پرونده و اظهارنظر متناقص کرده‌اند؟

کمتر کسی تصور می‌کرد که این پرونده تا این حد پیچیده‌گردد؛ حتی آنانی که سیستم قضایی و امنیتی حاضر را بخوبی می‌شناسند. فراموش نکنیم این پرونده فراتر از دید ناظران داخلی، به‌دلیل داشتن تابعیت مضاعف خانم قوامی ابعاد فرامرزی یافته و رسانه‌های بین‌المللی آثار آن را مورد نقد و بررسی قرار داده و می‌دهند.

احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع و نظارت بر حسن اجرای قوانین در زمره‌ی وظایف قوه‌ی قضائیه، مطابق اصل 156 قانون اساسی است؛ وظایفی که این قوه شوربختانه سالهاست آن را به‌فراموشی سپرده و به‌ازای احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع به دستگاهی جهت سلب و انکار آن تبدیل گردیده.

تحقق اهداف اصل 156 قانون اساسی مستلزم پایبندی مقامات این قوه به قانون و بدیهیات علم حقوق است. بدون شک دستگاه دیپلماسی کشور به‌ویژه دکتر ظریف می‌تواند خسارات مادی و معنوی ناشی از این حماقت و اصرار بر آن را به سمع و نظر مسئولان و مقامات عالی نظام برساند.

ورود فدراسیون های ورزشی و محرومیت کشور از میزبانی مسابقات جهانی هزینه‌ای است که پیامدهای بسیاری می‌تواند برکشور تحمیل کند. گره‌ای که با دست باز شود به دندان چرا؟ بازجو سالاری و انفعال دستگاه قضایی تاکنون عوارض سنگینی بر کشور تحمیل کرده. عقل حکم می‌کند حداقل در این قضیه بیش از این پاس روی تور ندهید.»
محمدتقی کروبی – جمعه 23 آبان – 17:00

لینک مصاحبه‌ها:
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=221954
http://persian.iranhumanrights.org/13…/…/ghoncheh-ghavami-5/
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=219502
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=217925
http://ilna.ir/news/news.cfm?id=213511
http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=216422
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930819001014
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930820000897

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

آبان 1393

محمدعلی طاهری

محمدعلی طاهری

به گزارش فیسبوک «ستاد آزادی استاد محمدعلی طاهری»، شامگاه عاشورا(سه‌شنبه 13آبان 93)، سرکار خانم نسرین ستوده، حقوقدان و فعال اجتماعی، به‌دعوت جمعی از فرادرمانگران تهران و اصفهان در مراسم «شام غریبان» که از سوی آنان ترتیب داده شده بود، حضور یافت و ضمن ایراد سخنرانی، به برخی پرسشهای مطرح شده، پاسخ گفت. این مراسم، در حالی برگزار می‌شد که استاد محمدعلی طاهری، پس از 42 ماه حبس انفرادی و افزایش غیر قانونی 6 ماه قرار بازداشت در زندان انفرادی، همچنان با مداخله نیروهای امنیتی در پرونده خود، رو به رو است و در اعتراض به این وضعیت، یازدهمین روز اعتصاب غذا را سپری می‌کند.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

سرکار خانم ستوده، ضمن بیان اینکه «به‌هیچ‌وجه، هیچ سیستم قضایی نمی‌پذیرد که کسی مدت محکومیتی را طی کند و سپس {= در طول دوران بازداشت} با اتهام جدیدی مواجه شود»، افزود: «این اتفاق در دهه 60 رخ داده است؛ اما ما الآن در دهه 90 هستیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم که حکومت بتواند چنین کاری را بدون هزینه انجام‌دهد».

ایشان، استاد محمدعلی طاهری را از سرمایه های جامعه خوانده، با بیان این که 5 سال حبس برای ایشان بسیار سنگین است، اظهار داشت: «من اصرار فراوان دارم از حقوق یکدیگر بی آن که به عقاید هم کار داشته باشیم، دفاع کنیم».

در پایان مراسم، فرادرمانگران که به نشان صلح طلبی خود، با شال‌های سپیدی در جلسه حاضر بودند، با شمع‌ها و پلاکاردهایی در دست، حق آزادی اندیشه و بیان دگراندیشان را خاطرنشان ساختند.

برای کسب اطلاعاتی بیشتر لطفاً به پست زیر و دیگر پستهای مرتبط در که در آخر این پست آمده‌اند مراجعه فرمایید:
عقیده‌های مظلوم: تهدید به مرگ در زندان | وضعیت وخیم زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری در سکوت رسانه‌ای گمشده است

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در صفحه‌ی فیسبوک شخصی خود که اخیراً آن را راه‌اندازی کرده‌اند(پست «») به شرح این دیدار و بیان نظرات خویش پرداخته است، که در زیر بخوانید:

«سه‌شنبه‌شب گذشته که مصادف با شب عاشورا بود، به‌جمع دوستداران دکتر محمد علی طاهری دعوت بودم.

همگی به رسم عاشورا و نشان عزاداری، لباس سیاه بر تن داشتند و شال‌هایی سفید برگردن آویخته بودند. گرچه مسلمان‌اند و مذهبی، اما حتماً آنها و جمع‌شان قرائتی متفاوت از دین رسمی رایج دارند که اینچنین در معرض بازداشت و آزار و اذیت‌اند.

محمد علی طاهری نزدیک چهار سال است درحال گذراندن حبس‌اش به اتهامات عقیدتی‌است. او بنیان‌گذار عرفان کیهانی در ایران است و به شیوه‌ای خاص، خدا را می‌پرستد.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

وی را به 5 سال حبس محکوم کردند و او تا بدینجا در بند امنیتی حبس خود را سپری‌کرده‌است.

اکنون اما با گذراندن بیش از نیمی از مدت حکم، تلاش می‌شود اتهام جدیدی به او تفهیم شود که می‌تواند مجازات اعدام در بر داشته باشد: افساد فی الارض!

او دراعتراض به وضعیت سختی که بر وی تحمیل شده است از دو هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده است.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

یکی از رایج‌ترین و غیرقانونی ترین اقدام قضایی آن‌است که متهمی را پس از دستگیری و تفهیم اتهام اولیه، با اتهام جدیدی مواجه کنند. این روش که بیشتر در اتهامات سیاسی و در سیستم‌های حکومتی تمامیت‌گرا رایج است، مورد اعتراض آزادیخواهان و قانون گرایان است.

به‌همین دلیل و برای جلوگیری از اعمال سلیقه‌ی نهادهای حکومتی و امنیتی در پرونده‌های سیاسی بوده است که قانون اساسی ایران در اصل 32، تفهیم اتهام را محدود به 24 ساعت اولیه، پس از بازداشت کرده است.

دوستداران آقای طاهری نگران روند پرونده‌ی ایشان هستند. آنها جسته و گریخته شنیده‌اند که پرونده، روندی شبهه‌آمیز را طی می‌کند.

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

بعد از نزدیک چهار سال که از بازداشت ایشان می‌گذرد، افرادی به ناگهان به‌عنوان شاکی خصوصی پیدا شده‌اند و شکایت‌هایی را علیه ایشان مطرح کرده‌اند که می‌تواند منجر به حکم اعدام شود.

قطعا شکایتی چنین سنگین علیه کسی که نزدیک چهار سال است در زندان به سر می‌برد، کاری غیر قانونی است و اگر این شکایت‌ها به توصیه و پیگیری افراد یا نهادهایی مطرح شده باشد، هرگز مبنای حکمی غیرعادلانه را نمی‌تواند موجه جلوه‌دهد.»
نسرین ستوده – شنبه 17 آبان – 11:30

آنطور که ذکر شد نسرین ستوده در این جمع، سخنانی داشته‌اند که ویدیوی آن موجود است. و در زیر متن این سخنان را مشاهده نمایید:

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

«من تابه‌حال این شانس را نداشته‌ام که در کلاسهای شما شرکت‌کنم و از محورهای نظری شما مطلع‌باشم. آنچه که می‌دانم از نظرات عرفان کیهانی، نامنظم و جسته و گریخته‌است. اما خوشحالم بگویم که بی‌آنکه به عقاید هم، کاری داشته باشیم، بی‌آنکه در صدد نفی یا تأیید عقاید هم باشیم، من به عنوان وکیلی که سوگند شرافت یادکرده‌ام، حتماً و حتماً برای دفاع از عقاید شما هستم.

من بر این اعتقادم که در جامعه خودمان، مسأله‌ای را داریم، اتفاقی که یک روز باید بین همه‌ی ما باز شود و راجع به آن صحبت کنیم.

شاید در بین شما باشند کسانی که از آسیب‌های دهه‌ی شصت در امان نمانده‌باشند. یا نه، مثل من نه از آسیب‌دیدگان آن دهه باشید و نه از آسیب زنندگان. اما یک مسأله اجتماعی ماست.

قاطعانه بر این اعتقادم که آن فاجعه که همه‌ی ما به‌نوعی درگیر آن هستیم یا دست کم به رفع اثرات آن ضایعه فکر می‌کنیم و مسئولیت داریم نسبت به آن؛ بر این اعتقادم که آن فاجعه به دلیل عدم حضور وکلا در این پرونده‌ها رقم خورد.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

اگر وکلا می‌توانستند آزادانه در آن دادگاه‌ها شرکت کنند و از حقوق آن متهم دفاع کنند، هرگز ما با احکام اعدام به‌آن گستردگی مواجه نمی‌شدیم. و یک حکومت خیلی اشتباه می‌کند اگر که فکر می‌کند با افزایش اعدام‌ها در یک برهه‌ی تاریخی، خودش را حفظ کرده است. اگر حکومتی با بالابردن آمار اعدام خودش را حفظ کند، بسیار کار خبطی است و مسئولیتش دو چندان می‌شود.

من بر این اعتقادم همچنانکه تعداد زیادی از افراد به‌دلیل تلاش‌های مرحوم منتظری از اعدام رهایی پیدا کردند، می‌شد تعداد دیگری از متهمان با دخالت وکلا از اعدام رهایی پیداکنند. همچنان که حضور آن‌ها که اعدام نشدند تا به امروز، چیز خاصی را و هزینه‌ی خاصی را به جامعه‌ی ما تحمیل نکرده، می‌شد که اعدام نشوند و باز ما در کنار هم زندگی‌کنیم.

بسیاری از کسانی که زیر حکم اعدام بودند و بعد نجات پیدا کردند، الآن از نویسندگان و فرهیختگان جامعه‌ی ما هستند و ما خوشحالیم که این سرمایه‌ها برای ما حفظ شده است.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

پس من با این مقدمه، می‌خواهم یک موضوع مهم حقوقی را در اینجا مطرح کنم، که البته دوست عزیز ما جناب آقای دکتر طاهری، با آن مواجه هستند و همه‌ی شما در جریان هستید.

یکی از بدترین رفتارهای قضایی این است که کسی که به اتهام سیاسی روانه زندان می‌شود، بعد از مدتی حبس او را ببرند و اتهام جدیدی بر او تفهیم بکنند. این خلاف همه‌ی قواعد حقوقی در همه‌ی سیستم های قضایی است. به‌هیچ‌وجه هیچ سیستم قضایی نمی‌پذیرد که کسی مدت محکومیتی را طی کند و سپس با اتهام جدیدی مواجه‌شود. این اتفاق در دهه‌ی شصت افتاده، اما ما الآن در دهه‌ی نود هستیم و به‌هیچ‌عنوان اجازه‌ی چنین کاری را نمی‌دهیم و هرگز اجازه نمی‌دهیم که چنین کاری را بدون هزینه، یک حکومت بتواند انجام دهد.

یک حکومت، مسئول رفتارش می‌باشد و مسئول هر مجازاتی که می‌کند؛ ولو یک روز باشد. پنج سال حبس برای جناب آقای دکتر طاهری، حبس بسیار سنگینی محسوب می‌شود.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خوشبختانه بسیاری از شما تجربه‌ی زندان را ندارید؛ خدا را شکر! در بند عمومی شما با مواردی مواجه می‌شوید که شخصی ممکن است قاچاق کرده باشد یا سرقت مسلحانه و چیزهایی از این قبیل، که حبس چهار یا پنج سال را به او می‌دهند. به این راحتی چنین احکامی صادر نمی‌شود، اما در اتهامات سیاسی، عقیدتی و مدنی ما شاهد احکام دو رقمی، سه رقمی… هستیم.(چه خبر است؟!)

چرا باید افراد بابت وکالتشان به سیزده سال حبس، آن‌چنان که همکار من آقای سلطانی الآن چنین حکمی برایشان صادر شده؛ چرا آقای سیف زاده معادل ده سال حبس گرفتند؟ چرا آقای دکتر طاهری فقط به‌دلیل اینکه عقایدشان با حکومت ممکن است یک اختلاف جزئی داشته باشد…؛

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

خواسته‌های یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

راه رسیدن به خداوند بی‌نهایت است، چرا باید بابت پیداکردن راهی برای رسیدن به خداوند، به پنج سال حبس محکوم شوند؟! ما به این حکم هم معترضیم! و حتماً یک حکومت باید پاسخگو باشد در قبال احکامی که صادر می‌کند.

به ویژه وقتی یک طرف آن حکم، خود حکومت است. حکومت شاکی این پرونده است، خودش هم حکم می‌دهد، خیلی جالب است! برای اینکه تمام قضات، سخنگوی دولت هستند و دولت، شاکی متهمین سیاسی! کجای این احکام می‌تواند عادلانه باشد؟ هرگز نمی‌تواند! هرگز!
و بدتر از آن حکمی که خودش خیلی جای مؤاخذه دارد، این است که متهمی را که درحال‌گذران حکمش می‌باشد، ببرند و با اتهام جدیدی مواجهش بکنند. اتهامی که مجازاتی سنگین‌تر از مجازات اول دارد. این در هیچ سیستمی پذیرفته نیست.

من خواهش می‌کنم؛ من دیده ام که شما چگونه به دفاع از استاد خودتان پرداخته‌اید. من می‌خواهم که اینجا همه‌ی تردیدها را به شما بگویم. این موضوع در اینجا که حق کاملاً به‌‌جانب شماست، کوچکترین تردیدی روا ندارید.

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری - شام غریبان 93 - 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

نسرین ستوده در جمع یاران زندانی عقیدتی، محمدعلی طاهری – شام غریبان 93 – 13 آبان 93 | عکس: فیسبوک ستاد آزادی استاد محمد علی طاهری‎

با هیچ منطق حقوقی پذیرفته نیست که متهمی را با اتهام جدیدی آن هم به این سنگینی مواجه بکنند و من آمده‌ام بگویم که البته به وظایف خودم تا آنجایی که می‌توانسته ام عمل کرده‌ام و بعد از این هم حتما عمل می‌کنم؛ و هم اینکه آمده ام در جمع شما باشم و هم بگویم که به لحاظ حقوقی ما همگی این وظیفه را داریم تا از حقوق ایشان به عنوان یک شهروند، به‌عنوان یک فرد متفکر و تحصیل‌کرده دفاع‌بکنیم؛ تا به این ترتیب، ما سرمایه‌هایمان را برای خودمان حفط‌کنیم. ایشان از سرمایه‌های جامعه‌ی ما هستند و من اصرار فراوان دارم از حقوق یکدیگر بی‌آنکه به عقاید هم، کاری داشته باشیم، دفاع‌کنیم. ممنونم از لطف شما.

… من می‌خواهم بگویم که زمانی که در نوجوانی کار اجتماعی را شروع کردم، نمی‌دانستم چنین بهای سنگینی را باید پرداخت کنم،؛ سنگین نیست البته! برای‌اینکه ما قدم‌به‌قدم اهدافمان را بالاتر می‌گیریم.

من هم آن موقع در نوجوانی، اهدافم مثل حالا نبود. الآن افق‌های بزرگتری را پیش روی خودم باز می‌کنم. پس بنا به‌آن افق‌ها همه‌ی ما می‌گوییم که چه بهایی حاضریم پرداخت کنیم. اگر اهدافتان را بالا می‌گیرید، بدانید گام‌های بلندتری باید بردارید؛ هزینه‌های بیشتری باید پرداخت کنید. همین است. در هر مسیری قدم بر می‌داریم، اگر برای گذشت از نفس شخص خودمان است، باید بهاپرداخت‌کنیم. کار دیگری پیش روی ما نیست.

الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
»

پستهای مرتبط:
ادامه‌ی اعتصاب غذای محمدعلی طاهری و نگرانی از وضعیت وخیم ایشان

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

آبان 1393

نسرین ستوده - 13 آبان 1393 - عاشورای 93

نسرین ستوده – 13 آبان 1393 – عاشورای 93


صفحه‌ی فیسبوک شخصی نسرین ستوده که توسط خود ایشان مدیریت می‌شود سرانجام در تاریخ .. شروع به‌کار کرد تا پس از این سخنان این آزاده‌ی ایران و فعال حقوق انسان از این تریبون با صدایی رساتر به‌گوش رسد.

البته پیش از این نیز رضا خندان همسر ایشان همواره صدای نسرین ستوده و خیلی‌های دیگر در پروفایل شخصی خود در فیسبوک بوده‌اند و آزاده جز این نمی‌کند…

نسرین ستوده در اولین پست خود در فیسبوک اینگونه می‌نویسند که:

«روزگاری از نداشتن تریبون، نداشتن مطلق تریبون رنج می‌‍بردیم. وقتی حرفی برای گفتن داشتیم و جایی، نه.

حالا اما نیمه‌تریبونی غیررسمی در اختیار همه‌ی است. اسمش اینترنت است و هرکس می‌تواند از این تریبون غیررسمی برای اهدافش استفاده‌کند.

من با بازکردن این صفحه قصددارم برای استقرار عدالت و قانون تلاش کنم.

تحصیل کرده‌ی حقوق‌ام؛ و می‌دانم هر فرد انسان صرفنظر از نژاد، رنگ و جنسیت و مذهب و زبان و قومیت از حقوقی برخوردار است، و این نقطه‌ی عزیمت حقوق‌است که ابتدا حقوق‌مان را به‌ما می‌نمایاند و سپس از تکالیف‌مان با ما سخن می‌گوید.

من یک وکیل ام و بیشترین صحنه‌ی مدنی که در اختیار من است صحن دادگاه‌ها است. دادگاهی که قبل از هرچیز باید بی‌طرف باشد. مسلط به قانون باشد و آنگاه شجاعت دفاع از قانون را داشته‌باشد.

این ها ویژگی های « فرشته‌ی عدالت» است که نماد شخصیت قاضی در فرهنگ‌های گوناگون است:

1- فرشته‌ی عدالت کور است و کسی را نمی‌بیند و علاوه بر این با ترازویی که در دست دارد، آشکارا اعلام می‌کند که دو طرف دعوی برای او مساوی هستند.
2- فرشته‌ی عدالت معمولا با نماد زیرکی و دانایی همراه است. کره‌ی زمین و کتاب همراهش او را در تصمیم‌گیری درست مدد می‌رسانند.
3- او ضمناً شجاعت خود را نیز توأم با بی‌طرفی و دانایی به نمایش می‌گذارد. او شمشیری در دست دارد تا صراحتاً اعلام کند از هیچ قدرت آشکار و نهانی بیم‌ندارد.

اینگونه می‌تواند نقش خود را به‌عنوان داوری قدرتمند، ایفا کند، بی‌آنکه ابزار دست پرونده‌سازان شود.

اکنون فضای مجازی به ما اجازه می‌دهد باهم سخن بگوییم و حقوق و ابزاری را که در اختیار داریم به‌درستی بشناسیم؛ آنگاه از تکالیف مان نیز سخن خواهیم گفت؛ دیری نمی‌پاید ….»

صفحه‌ی شخصی نسرین ستوده پس از گذر چندین روز به صدها هزار عضو رسید و در ادامه وریفاید نیز گردید. آدرس این صفحه در زیر آمده است:

https://www.facebook.com/NasrinSotoudehOfficial

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

آبان 1393

شعر «نمیدانستی» از یغما گلرویی - برای امیرارشد تاجمیر شهید عاشورای 88

شعر «نمیدانستی» از یغما گلرویی – برای امیرارشد تاجمیر شهید عاشورای 88

شعری با نام «می‌دانستی» از یغما گلرویی برای امیرارشد تاجمیر، شهید عاشورا.

امیرارشد فرزند یکی از مادران فرزندان ایران، بانو شهین مهین‌فر هستند.

می‌دانستی نه این شعر برت می‌گرداند،
نه های‌هایِ پدر
و نه چشم‌های مادرت
که اندوهی مُسری را
همیشه در خود دارند…

می‌دانستی به‌همان سادگی که آن روز
قدم به خیابانِ محو شده در اشک‌آور گذاشتی
دیگر برنمی‌گردی!

زندگی مانندِ آن ماشینِ لجنی
دنده‌‌عقب ندارد
و دیگر نمی‌شود خون تو را
قطره‌به‌قطره
از آسفالتِ خیابان جمع کرد
و به رگ‌هایت برگرداند.

باخبر بودی که در دنیای حقیقی
چاه‌کن هرگز
در چاه نمی‌اُفتد
و در گوشه‌ای از این شهر
عاشورای هر سال
کسی با دهانِ چرب از قیمه‌ی نذری
حکایتِ بُکس و باد کردنِ ماشینش
بر تنِ تو را
به‌خنده تعریف می‌کند برای دوستانش
و کَکَش هم نمی‌گزد…

دنیای ما
دارِ مکافات نیست
و تو این را می‌دانستی که همچنان
با چشم‌های درخشانت
درآن عکسِ قدیمی
به ما لب‌خند می‌زنی.

برگرفته از فیسبوک یغما گلرویی به تاریخ 14 آبان – 15:30 – 11 محرم 93

مطالب مرتبط:
شهناز اکملی، مادر شهید عاشورا مصطفی کریم بیگی: صدای پسرم نمی‌میرد. و من تمرین می‌کنم مقابل ظلم ایستادن را از پسرم
خواهر شهید مصطفی کریم بیگی: من عاشورا را با چشمان خود دیدم

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

آبان 1393

عاشورا را از زبان عاشورادیدگان باید معنی آموخت…

و حقیقت عاشورا را در عاشورایی‌شدگان باید جست…

مریم خواهر شهید عاشواری 88، مصطفی کریم بیگی

مریم خواهر شهید عاشواری 88، مصطفی کریم بیگی

«من سال 88، عاشورا را با چشم‌های خودم دیدم؛ وقتی که شب برادرم به خانه نیامد.

من عاشورا را زمانی دیدم که راضی‌نشدم عکس بی‌جان برادرم را در پزشک قانونی تشخیص‌دهم و شناسایی کنم. من ترجیح‌دادم نبینم و باورنکنم.

من عاشورا را لای کفن به‌خون آغشته‌ی برادرم در تاریکی دی ماه دیدم.

من عاشورا را در بار سنگین ِ خبردادن به پدرم دیدم؛ که بر شانه‌های من _دختر 21 ساله_ بود.

من عاشورا را در فریادهای پدر و بغض‌های به گریه نشسته‌ی مادرم دیدم.

من در 21 سالگی عاشورا را دیدم و لمس کردم. این عاشورا برای من؛ آن عاشورا بماند برای هرکه عاشورای من را ندیده‌است.»
مریم کریم‌بیگی خواهر مصطفی کریم بیگی – 7 آبان 93 – 4 محرم

پست مرتبط: شهناز اکملی، مادر شهید عاشورا مصطفی کریم بیگی: صدای پسرم نمی‌میرد. و من تمرین می‌کنم مقابل ظلم ایستادن را از پسرم

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 231 مشترک دیگر بپیوندید