Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها
فروردین 1393

پس ار حمله‌ی خونین به بند 350 زندان اوین که شرح آن را در پست «این روزهای ایران | اوین‌هایی آغشته به خون و زندانی که دیوار است» بخوانید، معصومه دهقان همسر یکی از این زندانیان مورد هجوم قرارگرفته، شرح درد خود را اینگونه فریاد می‌زنند که:

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

«برگی دیگر از دفتر تاریخ خونین شد!

88 دیگری در اوین به وقوع پیوست.

همسران و فرزندان بی‌دفاعمان در زندان زندانی شدند!

آی کفن‌پوشان کجائید؟ عمامه بر زمین بکوبید که آزادگی و دینداری به فنا رفت.

همسرم عبدالفتاح سلطانی به اتفاق تعدادی از ضرب و شتم‌شدگان به انفرادی منتقل شد.

آقای سلطانی 61 سال سن دارد و مبتلا به بیماری گوارشی و نوسان فشار خون می‌باشد. جرم ایشان دفاع از متهمین و موکلین بی پناه است.

35 سال زندگی شرافتمندانه و مؤمنانه برایم ثابت کرد زندان و شکنجه و ضرب و شتم در تعهد انسانی و اخلاقی وی خللی ایجاد نمی‌کند.

دست از این همه ظلم و ستم بردارید و زندانیان بی‌گناهمان را آزاد کنید. شکافتن فرق اسیران بی‌دفاع هنر نیست؛ هنر، جوانمردانه زیستن و مردانه پذیرفتن خطاست!»
معصومه دهقان – پنج‌شنبه 28 فروردین – 20:20

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

فروردین 1393


این روزهای ایران…

وقتی دیوار بلند باشد؛

وقتی در بسته باشد؛

وقتی راهی به بیرون نیست؛

وقتی تنها راه، عبور از میان باتوم‌های بلند است؛ و وقتی خاتمه‌ی راه انفرادی‌های بن‌بست است. با چشمانی که بسته‌اند و دستانی که به هم چسبانده‌اند.

و وقتی که چاره‌ای جز عبور نیست.

چون وقتی آزاده باشی و پَربلند، حتماً خواهی گفت که «به چه جرمی خشونت؟ به چه جرمی تفتیش؟»

و حتماً فراموش‌شدگان باتوم نشانت می‌دهند و با سرانگشت به راه تونل اشاره می‌زنند.
همان راه بن‌بست را. همان بن‌بست خویش را. همان خویش را…

زمین اوین که تا دیروز قدم‌گاه سخت و تلخ آزادگان این دیار بود، امروز طعم خون آزادگان را نیز چشیده است.

پس از واقعه‌ی سهمگین 28 فروردین 1393 (حمله به بند 350 اوین) در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک بسیاری از مردم به نشانه‌ای عمیق پروفایل خود را به رنگ سیاه تغییر دادند

پس از واقعه‌ی سهمگین 28 فروردین 1393 (حمله به بند 350 اوین) در شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک بسیاری از مردم به نشانه‌ای عمیق پروفایل خود را به رنگ سیاه تغییر دادند

«خزان رحم و خرد …

هرجای جهان که بود البته جز کشورهای مشابه اینجا، صاحبان فکر و اندیشه رو کسایی که دلسوز این آب و خاکن رو با هزار امتیاز و ارج و قرب عزت می‌گذاشتند و از هوش و تجربه و دانش و تعهدشون هزار بهره می‌بردن.

«باز هم ضرب و شتم زندانیان بی‌دفاع توسط گارد زندان، شنیدن شعارها و فریادهای زندانیان از آن سوی دیوار برای بند نسوان لحظات سخت، تلخ و دردناکی است.

هیچ راهی برای گرفتن خبر نیست. گوش‌ات را به دیوار می‌چسبانی تا صدا را بهتر بشنوی، توی حیاط می‌روی تا وضوح صدا بیشتر شود و چیزی دستگیرت شود.

هر کس گوشه‌ای را انتخاب می‌کند تا بهتر صدا را به گوش بشنود. اما زندان دیوار است. و دیوار و دیوار…»
ژیلا کرم‌زاده مکوندی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 15:00

اینجا در این وضع که کشور دچارشه اینطور می‌کنن. خودشون رو هرروز فقیرتر به بند می‌کشند و دست و بال بسته مورد حمله و ضرب و شتم هم قرار می‌دن.

لعنت …»
دختر میرحسین موسوی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

«صدام هم اسرای ایرانی رو از تونل باتوم رد میکرد …»
آریا آرام‌نژاد – پنج‌شنبه 28فروردین – 16:45

«آزادی زندانیان سیاسی پیشکشتان، حداقل با گروگانهایتان رفتاری انسانی داشته باشید.

رفتارتان به چه حکومتی نزدیک تر است؟ حکومت عدل علی؟!

کدام حکومت‌ها زندانیان خود را از تونل باتوم رد می‌کردند؟»
فرزانه میرزاوند – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

«برای اولین باره دلم می‌خواد خبر کلمه تکذیب بشه.
دلم می خواد این خبر دروغ باشه. بی رحمی تا کجا؟ بی شرفی تا کجا؟ ظلم تا کجا؟
»
ریحانه طباطبایی – پنج‌شنبه 28 فروردین – 14:00

evin prison زندان اوین

امروز 28 فروردین ماه 1392 بند عمومی زندانیان سیاسی (350) زندان اوین شاهد حمله‌ای خونین از سوی گارد ضدشورش به رهبری عوامل وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و سازمان زندان‌ها بود که سرهنگ امانیان مسئول کل حفاظت زندان‌های تهران، و قبادی مئسول حفاظت زندان اوین از نزدیک شاهد و آمر این رویداد یوده‌اند.

به گزارش کلمه در این حمله دست‌کم سی تن زندانی سیاسی مجروح و مضروب شده‌اند. همچنین دست‌کم چهار تن از زندانیان سیاسی نیز بر اثر شکستگی و خونریزی به بیمارستان خارج از زندان و دست‌کم سی و دو نفر از زندانیان سیاسی این بند به انفرادی‌های بند 240 و یا مکان‌های دیگر منتقل شده‌اند.

عبدالفتاح سلطانی، محمد امین هادوی، سعید متین پور، بهنام ابراهیم زاده، بهزاد عرب گل، هوتن دولتی از جمله زندانیانی بوده‌اند که به انفرادی منتقل شده اند.

افراد پیش از انتقال به انفرادی از تونل سربازان باتوم به دست عبور داده شده و به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

پارگی رگ دست امید بهروزی، شکستگی دنده اسماعیل برزگری، شکستگی سر ز، یک مورد حمله قلبی منجر به اعزام به سی سی یو، چندین مورد شکستگی و جراحت انگشتان دست و پا، جراحت و خونریزی صورت و آثار کبودی ناشی از باتوم بر روی بدن تعداد زیادی از زندانیان وجود دارد.

وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

فروردین 1393

پس از آنکه 18 بهمن 92 گروهک جیش العدل پنج تن از سربازان ایران در مرز ایران-پاکستان را گروگان گرفته بود بود کمپینی با عنوان «سربازان ایران را آزاد کنید» با نماد FreeIranianSoldiers# به‌شکلی کاملاً خودجوش شکل گرفت.

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید

چند روز پس از این شکلگیری بود که جیش العدل اعلام کرد حاضر به مبادله‌ی سربازان با شرایطی خاص خواهد بود که درعوض آن جمهوری اسلامی باید 50 عضو زندانی این گروه، 200 نفر از شهروندان سنی مذهب زندانی در ایران و همچنین 50 نفر از زنان سنی را که به گفته‌ی جیش العدل در سوریه در بازداشت سپاه پاسداران هستند را آزاد کند.

کمپین ادامه یافت و انواع و اقسام اخباری که مشخص نبود از کجا و با چه سمت و سویی منتشر می‌گردند، فضا را درهم می‌ریخت. برای نمونه خبر آزادی سربازان ایران در رسانه‌های وابسته به حکومت ایران منتشر گردید که در نهایت مشخص شد هیچیک حقیقت نداشته است!

در نهایت کار به‌جایی رسید که جیش العدل با اعلامی که از طریق توییتر رسمی خود داشت گفت که قصد دارد تا یکی از سربازان ایران را اعدام نماید. چندین روز پس از این اعلام، جیش العدل بار دیگر خبری منتشر کرد. خبری مبنی بر آنکه جمشید دانایی فر تنها درجه دار میان سربازان توسط جیش العدل به شهادت رسیده است. خبری که در ساعات اولیه توسط مسئولین تکذیب شد و در نهایت تأیید گردید!

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers - جمشید دانایی فر به شهادت رسید

ُسربازان وطن را آزاد کنید FreeIranianSoldiers – جمشید دانایی فر به شهادت رسید

پس از آن جمعی از فعالان و کنشگران جامعه مدنی ایران و فعالان انجمن اسلامی سابق دانشگاه علوم و تحقیقات تهران اعلام کردند که در اعتراض به گروگانگیری و شهادت مرزبان ایرانی و نقش دولت پاکستان و سازمان اطلاعات این کشور که طی سال های گذشته در ناامن کردن منطقه و حمایت پشت پرده از گروههای تروریستی نقش جدی داشته است با در دست داشتن تصاویر مرزبانان ایرانی در مقابل سفارت خانه‌های این کشور در تهران و دیگر کشورها تجمع خواهند کرد.

زمان و مکان این تجمع مدنی در ایران روز پنج شنبه 7 فروردین ساعت 3 بعد از ظهر در محل سفارت پاکستان، واقع در تهران، خیابان فاطمی غربی، نبش اعتمادزاده، اعلام گردید.

جو پادگانی اطراف سفارت پاکستان که با حضور نیروهای یگان ویژه و ضدشورش و لباس‌شخصی‌ها که تمام شرق و غرب تقاطع کارگر و فاطمی را در برگرفته بود به معنی آن بود که اجازه‌ی برگزاری هیچ تجمعی داده نخواهد شد. و متأسفانه برخورد شدید و دستگیری‌هایی نیز مقابل سفارت پاکستان شکل گرفت تا گویای این شدت عمل باشد.

حال بخوانید روایت دختر میرحسین را از این روز. فقط بگوییم 7 فروردین، 1138 امین روزی بود که زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در زندان به‌سر می‌برند:

«برحسب اتفاق بود یا هواخوری. هرچه که بود سر از نزدیکی سفارت پاکستان درآوردم…

حدود ساعت سه بعد از ظهر بود و جمعیت اندک اندک اضافه میشد… نیروی انتظامی و ون‌های گشت و پلیس راهنمایی‌رانندگی و پلیس‌هایی با لباس سبز تیره و باتوم و سپر شیشه‌ای (اولین بار این جنس پلیس‌ها را سال 1378 در محدوده‌ی انقلاب رویت کردم و به کرات در سال 1388 و 1389 دیدم و البته هنوز نمی‌دانم یگان ویژه اند یا سپاه یا نیروی انتظامی!)

تعدادی… نه خیلی زیاد در خیابان فاطمی و کارگر پراکنده بودند.

البته پلیس‌های مزبور از فردی با لباس سفید که روی شلوار انداخته بود و شلوار مدل بسیجی وار پوشیده بود دستور می‌گرفتند و ایشان به آنها امر و نهی می‌کرد.

خلاصه، در گیر و دار نارضایتی تجمع‌کنندگان و زمزمه‌های دستگیری دو-سه نفر متوجه شدم که چرخ عقب ماشینم که مدتی گوشه‌ی خیابان فاطمی پارک بوده، پنچر شده است و البته من هم چرخ زاپاس همراهم نداشتم چراکه….

در یک ماه اخیر این چهارمین بار بود که چرخ ماشینم پنچر می‌شد و البته شایان ذکر است که در سه دفعه‌ی پیش چرخ‌ها با چاقو پاره شده بودند و خوب دیگر قابل استفاده هم نبودند…

یکی از تجمع کنندگان خوب… متوجه سردرگمی و البته پنچری چرخ ماشین من شد و به کمک بنده شتافت…

از آنجایی که چرخ زاپاس همراه نداشتم و هیچ پنچرگیری هم آن اطراف نبود ایشان زاپاس ماشینشان را سخاوت‌مندانه به من قرض دادند و خودشان هم چرخ ماشینم را تعویض کردند و البته قرار شد در عرض همین یکی دو روز تماس بگیرم و چرخ زاپاس این تجمع‌کننده‌ی خوب را پس بدهم.

القصه… درهمان زمان ناراحتی من از دیدن چرخ پنچر شده، یکی از برادران لباس‌شخصی‌پوش با جسارت و اعتماد به نفس و مچ‌گیری از من و ماشینم و برادر عزیزی که لطف کرده و می‌خواست به کمک من بیاید هم عکس گرفت…

ظاهرا از بقیه‌ی ماشین‌های پارک شده‌ی گوشه خیابان فاطمی هم عکس می‌گرفت… حالا این عکس برود که بایگانی شود کنار بقیه عکس‌ها و فیلم‌هایی که از من و خانواده‌ام در این چند سال گرفته اند…

از عکس ما در راهپیمایی سکوت گرفته که در بازجویی‌ها رو به روی همسر سابقم گذاشته بودند… تا عکس‌ها و فیلم‌هایی که در حالت عزاداری ما به وقت از دنیا رفتن پدر بزرگ پدری و مادریم گرفته شد…

به هر حال برادرها آلبوم عکس مفصلی از ما تهیه کرده‌اند.

پی نوشت: عکس های خانوادگی ما که در کامپیوتر شخصیمان بود و غارت کردند و پس هم ندادند را از قلم انداختمو»
دختر میرحسین موسوی – پنجشنبه 7 اسفند – ساعت 17

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

اسفند 1392

روزهای نزدیک تحویل سال است. سال‌هایی که گرچه تحویل شوند اما برای خیلی‌ها بی‌تحویل مانده است…

معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی از آخرین ملاقات سال 92 می‌گویند:

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی - عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

معصومه دهقان و همسرشان عبدالغتاح سلطانی – عکس مربوط به گذشته و در بیمارستان است

«امروز 26 اسفند روز ملاقات بود.

دیرتر از همیشه خودم را به سالن رساندم.

خوشبختانه خیلی زود نوبتم رسید. دو بسته آجیل و تنقلات برای عبدالفتاح برده بودم اما به هر پنجره‌ای سر زدم، گفتند از بیرون چیزی قبول نمی‌کنیم.

پدر یکی از زندانیان گفت من با آقای … در این باره حرف زده‌ام. او گفت: ‹فلانی بعضی‌ها آجیل کپک زده می‌آورند و زندانی بیمار می‌شود! این موضوع برای ما مسئولیت ایجاد می‌کند. به همین دلیل هیچ خوراکی‌ای قبول نمی‌کنیم!’

از یک زندانی پرسیدم قیمت آجیل داخل زندان چنده؟ گفت: پسته کیلویی 76000 تومان. کشمش کیلوئی 35000 تومان. پسته شامی کیلوئی 28000 تومان. و من دریافتم برای چه آجیل خانواده‌ها را نپذیرفتند!!!

اما از حال همسرم بگویم: چندان فرقی با هفته‌ی گذشته نداشت. همچنان می‌گفت: ‹نگران من نباشید و به همه سلام گرم مرا ابلاغ کنید. اگر اجازه دادند تقویم سال جدید را برایم بفرستید. چند روزی مسافرت کنید و نوبت دکتر هم یادتان نرود.’

و بالاخره ملاقات‌ها تا دو هفته‌ی دیگر تعطیل شد تا آقایان به دید و بازدید نوروزشان برسند.»
معصومه دهقان همسر عبدالفتاح سلطانی – سه‌شنبه 27 اسفند – 2:15 بامداد

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

اسفند 1392

پایان اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری - عبدالغفور قلندری‌نژاد

پایان اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری – عبدالغفور قلندری‌نژاد

اعتصاب غذای ده درویش گنابادی در زندان‌های ایران پایان یافت. حمیدرضا مرادی٬ فرشید یدالهی٬ مصطفی دانشجو٬ امیر اسلامی٬ امید بهروزی٬ مصطفی عبدی٬ رضا انتصاری، افشین کرم‌پور، کسری نوری از 11 اسفند ماه تا 25 اسفند پس از 15 روز اعتصاب غذا به این مبارزه پایان دادند. همچنین عبدالغفور قلندری نژاد نیز که از 13 اسفند به این اعتصاب پیوسته بود همراه با این عزیزان پس از 13 روز در 25 اسفند به اعتصابش پایان داد.

مجذوبان نور گزارش می‌کند که پایان اعتصاب غذای این زندانیان در حالی صورت گرفت که عصر امروز(یکشنبه 25 اسفند) با انتقال 2 تن از دراویش زندانی بیمار، حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو موافقت به عمل آمد و هم اکنون این دو زندانی عقیدتی در بیمارستان شهدای تجریش بستری شده‌اند و همچنین مسئوولان اعلام داشتند که به زودی افشین کرم‌پور، یکی دیگر از دراویش زندانی بیمار که ایشان نیز نیاز به رسیدگی پزشکی دارد را به مرکز درمانی خارج از زندان منتقل خواهند کرد.

در روزهای گذشته بیش از 2000 درویش گنابادی با شرکت در کمپینی از دراویش زندانی درخواست کرده بودند که به اعتصاب غذای خود پایان دهند. همچنین دراویشی از استان‌های خوزستان، هرمزگان، بوشهر، لرستان، چهارمحال و بختیاری و مرکزی در نامه‌های جداگانه‌ای از آنان خواسته بودند برای حفظ سلامت جسمی خود و پیشگیری از خطرناک‌تر شدن وضعیت بیماری ایشان به اعتصاب غذای خود پایان دهند.(مطالعه نمایید پست «کمپین تقاضای پایان دادن به اعتصاب غذای ده درویش زندانی در اعتصاب غذا»)

همچنین نزدیک 3500 درویش گنابادی در خارج از زندان در غالب کمپنی در حمایت از این 10 درویش زندانی دست به اعتصاب غذا زدند. لازم به اشاره است که دراویش از سایر سلاسل تصوف و عرفان مانند چشتیه، قادریه، نقشبندیه و شطاریه نیز به این اعتصاب غذای حمایتی پیوستند. (مطالعه فرمایید پست «کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با دراویش زندانی در اعتصاب غذا»)

تغییر، تصحیح و ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده

گزارشات تکمیلی به زودی توسط وبلاگ نامه به یک آزاده منتشر خواهد شد. برای اطلاعات تکمیلی در حال حاضر توجه شما را به گزارشات درحال تکمیل زیر جلب می‌نماییم:

- گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین
- گزارش کاملی از تجمع 18 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

اسفند 1392

ُسربازان وطن را آزاد کنید

ُسربازان وطن را آزاد کنید



سربازان وطن را آزاد کنید.

FreeIranianSoldiers# را همه می‌شناسند. این را شما ساخته‌اید. این همبستگی را شما به دنیا معرفی کرده‌اید.

آن نجواهاتان که به آسمان بلند شد، دیگر همه‌جا پیچیده است…

خیلی فرصت نمانده. تنها یک روز. تنها تا همین دوشنبه، 26 اسفند ماه.

امضا کنیم برای سربازان وطن، شاید که عید در خانه باشند…

برای امضا کلیک کنید

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

اسفند 1392

علیرضا روشن - عکس:علیرضا روشن

علیرضا روشن – عکس:علیرضا روشن



طبق گزارشات پیشین پس از اعتصاب غذای نه درویش گنابادی تحت ظلم در زندان‌های ایران و تبعید سه زندانی که دو تن از آنان از همان درویشان بودند کمپین حمایتی در همدلی با دراویش گنابادی در خارج از زندان تشکیل شد که از دراویش ایران می‌خواست تا در حمایت از یاران ِ در زندانِ خویش به اعتصاب غذایی پیوسته دست زنند.(ملاحظه کنید پست «کمپین اعلام اعتصاب غذا دراویش گنابادی سراسر ایران درهمبستگی با 9 درویش زندانی در اعتصاب غذا»)

این دعوت انجام پذیرفت و 3500 نفر از دراویش ایران و پس از آن جهان در نمایشی گسترده حمایت خویش را نشان دادند. علیرضا روشن درویش گنابادی، یکی از این انسانهای «دست به دست یاران خویش داده» بود که از روز ابتدایی به اعتصاب غذا دست زد. ایشان اینک در یادداشتی با اشاره به شکستن این اعتصاب غذایش پس از 12 روز و اشاره به اعتصاب غذای پیشینش در زندان اوین از یاران خویش خواهش دارد که اعتصاب غذی خود را بشکنند.

اعتصاب غذای افشین کرم پور - امیر اسلامی - حمیدرضا مرادی - کسری نوری - مصطفی عبدی - مصطفی دانشجو - امید بهروزی - فرشید یدالهی - رضا انتصاری

اعتصاب غذای افشین کرم پور – امیر اسلامی – حمیدرضا مرادی – کسری نوری – مصطفی عبدی – مصطفی دانشجو – امید بهروزی – فرشید یدالهی – رضا انتصاری

باید اشاره کنیم که صالح مرادی و کسری نوری دو تن از دراویش گنابادی از 27 دی ماه 1391 تا 24 فروردین 92 در اعتراض به «حبس دراویش در انفرادی های بند 209 زندان اوین» دست به اعتصاب غذایی 90 روزه زده بودند.

علیرضا روشن با یادآوری اعتصاب غذای خویش به‌همراه مصطفی عبدی واقعه‌ی وخیم اعتصاب غذای کسری نوری و صالح مرادی و ظلمی ادامه‌دار را که به این دراویش در طی این سالها رفته و می‌رود را به ما یادآوری می‌کند. آن زمان(فروردین 92) علیرضا روشن خود در بند 350 زندان اوین در حبس بود و با دیدن ظلمی که به یارانش در زندان می‌رفت به همراه مصطفی عبدی دست به اعتصاب غذا زد.(ملاحظه کنید پست «اعتصاب غذای علیرضا روشن و مصطفی عبدی در زندان اوین/همراهی با کسری نوری و صالح مرادی» و پست «روز70/تبدیل موقتی اعتصاب غذای علیرضا روشن و مصطفی عبدی به روزه سیاسی/تحصن دراویش مقابل زندان عادل آباد»)

«اعتصاب غذایم را شکستم

دوازده روز اعتصاب غذا برای اینکه نشان بدهیم حق داریم زندگی کنیم.

حق داریم عقیده داشته باشیم. حق داریم به قانون‌شکنی اعتراض کنیم. اما با باتوم و سیلی و مشت جواب گرفتیم.

خواهرانم را زیر کتک گرفتند و کبود کردند. برادرانم را هم. حیف از چکش قاضیان که به چماق تهدید تبدیل شده است.

سال گذشته درست هنگام تحویل سال در زندان اوین اعلام اعتصاب غذا کردیم – من و مصطفی عبدی – زیرا عید ما دیدار برادرانمان بود که دست نداد.

امسال هم همین طور است. در دوری یاران باید عید را بگذرانیم.

من -علیرضا روشن- اعتصابم را می‌شکنم و از برادران زندانی و برادران و خواهران دیگرم هم می‌خواهم این کار را بکنند. زیرا طاقت دیدن درد بیشتر را ندارم. طاقت ندارم دم عید برادرم را در بیماری و گرسنگی ببینم.

دریغ که رسانه‌های این مملکت مزدبگیر دروغ و ریا شده‌اند. می‌گویند مطبوعات چشم مردم هستند. بله! مطبوعات ما چشم مردمی هستند که عمری‌ست چشم‌هاشان را بسته‌اند.

برادرانم. اعتصاب غذایتان را بشکنید. این یک خواهش است. ما که داغ بر دل خونین نهاده‌ایم. این چند صباح عمر را هم می‌گذرانیم و شکایت به دوست می‌بریم. اعتصاب‌تان را بشکنید برادران گرامی‌ام.»
علیرضا روشن – 22 اسفند 92

در انتها باید گفت که کمپنی نیز برای شکستن اعتصاب غذا تشکیل شده است که از دراویش در اعتصاب غذا می‌خواهد تا اعتصاب غذای خویش را بشکنند. برای مشاهده‌ی پست مربوطه مطالعه کنید «کمپین تقاضای پایان دادن به اعتصاب غذای ده درویش زندانی در اعتصاب غذا» و همچنین برای ثبت نام در این کمپین به صفحه‌ی کمپین مراجعه نمایید: صفحه کمپین

لینک‌های مرتبط:

- گزارش کاملی از تجمع 18 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی
- گزارش کاملی از تجمع 17 اسفند خانواده‌ی زندانیان سیاسی و مردم مقابل دادستانی و برخورد و نتیجه‌ی آن + گزارش تصویری و صحبت شاهدین
- گزارشی از یک ظلم خاموش/وضعیت وخیم دراویش گنابادی/نه هفته اعتصاب غذا
- پایان اعتصاب غذای کسری نوری و صالح مرادی/دراویش پیروز شدند هرچند بدنشان مجروح اما روحشان آرام و آزاد است

ویرایش: وبلاگ نامه به یک آزاده
عکس: علیرضا روشن

——————————————————————————————————
از شما درخواست می‌شود در کمپین نامه ای به یک آزاده شرکت نمایید:
برای تأکید به همدلی‌ها و باهم بودن‌ها. برای تأکید به بودن در راهی که آزادگان در مسیرش هرچه می‌بایست انجام دادند…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 159 مشترک دیگر بپیوندید